The first 200 lines.
ایران فیلم
ایران فیلم با افتخار
ایران فیلم با افتخار تقدیم می کند
راستین
هـابـیت
بری - نواحی مرزی شایر
از تشنگی دارم میمیرما، بجنب دیگه
بفرما - قربونت دستت -
بپا - ببخش خوشگله -
بفرمایید - ممنونم -
"جناب "استدل
اشکالی که نداره اینجا بشینم؟
مثل همیشه برام بیار
فکر کنم که باید خودم رو معرفی کنم اسم من "گاندولف" ئه
"گاندولف خاکستری"
می دونم که کی هستی
خب پس خوشا به حال من
چی باعث شده که "تورین سپر بلوط" به "بری" بیاد؟
... خبری به دستم رسید که
... پدرم دیوانه وار و سرگردان ...
نزدیک "دون لند" دیده شده ...
بنابر این رفتم دنبالش
ولی هیچ نشونه ای از پدرم پیدا نکردم
"تراین"
تو هم مثل بقیه ای
فکر می کنی که مرده
من توی نبرد موریا نبود
... نه
ولی من بودم ...
... پدر بزرگم
... "ترور" ...
کشته شد ...
نه
پدر
عقب بمون
نه، در کنارت می جنگم
آزوگ" میخواد همه ی ما رو بکشه"
یکی بعد از دیگری خاندان "دورین" رو نابود می کنه
اما زندگی من، می تونه زندگی پسرم رو نجات بده
تو اینجا می مونی
پدرم به سمت دروازه ی "دیمریل" رفت
و دیگه هیچ وقت برنگشت
پدر
"بهم گفتن که: "تراین مرده
"اونم یکی از کشته شدگانه"
ولی در پایان نبرد، من بین اجساد تا آخرین
نفر رو کشتم
پدرم بین مرده ها نبود
... تورین" خیلی وقته که چیزی جز"
... شایعه از پدرت "تراین" سر زبون ها
نیست ...
پدرم هنوز زندست
مطمئنم که زندست
حلقه ای که پدر بزرگت داشت ... یکی از هفت حلفه ای
... که خیلی وقت پیش ...
... به دورف ها داده شده بود ...
چی شدش؟ ...
قبل از اینکه به جنگ برن، دادش به پدرم
پس وقتی که "تراین" گم شد
اون تو دستش بود
بعد از اون پس - بفرمایید -
... می دونم که پدرم قبل از نبرد موریا
به دیدن تو اومده بود ...
چی بهش گفتی؟
من تشویقش کردم تا به "اره بور" برگرده و
... دوباره سپاه هفتگانه دورف ها را گرد هم جمع کنه و ...
... بعدش اژدها رو نابود کنه و "تنها کوه" را ...
پس بگیره ...
و دقیقا هم همینو به تو میگم
به سرزمین مادریت برگرد
ملاقاتمون بر حسب اتفاق نیستش "گاندولف"، نه؟
نه
نیستش
... تنها کوه" نگرانم کرده"
تورین"، اژدها به اندازه ی" ... کافی اونجا بوده
... دیر یا زود
افکار تاریک تری معطوف "اره بور" خواهد شد
... درحالی که داشتم از "گرین رود" عبور میکردم
... به چند تا آدم ناتو و شرور که من رو با
... یک خونه بدوش اشتباه گرفته بودن برخوردم
فکر کنم بهای این اشتباهشون هم پس دادن
یکی از اونا حامل یه پیغام بود
به زبان تاریکی نوشته شده
یه جور جایزست
جایزه برای چی؟
برای سر تو
یه نفر می خواد که تو بمیری
تورین"، بیش از این صبر جایز نیست"
تو وارث تاج و تخت "دورین" هستی
... ارتش های دورف ها رو با همدیگر
... متحد کن. تو قدرت و توان باز پس گیریه
اره بور" رو داری"
... هفت خاندان دورف ها رو احضار کن
و ازشون تقاضا کن که به سوگندشون عمل کنند
ارتش های هفتگانه قسم خوردن که فقط به کسی که گوهر پادشاهی رو در اختیار دارد خدمت کنند
"سنگ "آرکن
... فقط با گوهر پادشاهی میشه اونها رو با هم
... متحد کرد و فکر کنم باید یادت بندازم که
گوهر توسط "اسماگ" دزدیده شده ...
اگه کمک کنم تا دوباره بدستش بیاری چی؟
چطوری؟
... سنگ "آرکن" تقریبا اونور دنیا و
بیخ گوش اژدهایی نفس آتشین و زیر خروار ها طلا مدفونه
آره درسته
واسه همین هم به یک عیار نیاز داری
12ماه بعد
ویـرانـی اسـماگ
چقدر نزدیکمون هستن؟
خیلی نزدیک، بیشتر از چند نفر نیستن ولی وخامت اوضاع فقط همین نیست
وارگ" ها بوی ما رو احساس کردن؟" - هنوز نه، ولی بزودی چرا -
مشکل یه چیز دیگست - نکنه تو رو دیدن؟ -
پس دیدنت
نه، منو ندیدن
مگه بهتون نگفته بودم؟
به مانند موش ساکت و آرام حرکت میکنه
عجب عیار معرکه ایه
... گوشاتون با منه؟ به من گوش
می کنید؟
سعی دارم بهتون بگم که یه چیز دیگه ای هم اونجا هست
چه شکلی بود؟
شبیه خرس بود؟
آ ... آره، ولی بزرگ تر
خیلی بزرگ تر
تو درباره ی این هیولا خبر داشتی، نه؟
میگم که بهتره برگردیم
بعدشم گیر "اورک" ها بیوفتیم؟
... این دور و ورا یه خونه هست
زیاد دور نیست ... فکر کنم بتونیم اونجا در امان باشیم
خونه ی کیه؟
صاحب خونه دوسته یا دشمن؟
هیچ کدوم
... اون یا کمکمون می کنه
یا ما رو می کشه ...
چاره ی دیگه هم داریم؟
نه
بجنبید
از انیور، سریع تر
بدویید
بومبور"، سریع تر"
به سمت خونه
بدویید
بجنبید، برید داخل
درو باز کنید
سریع تر
هل بدین - هل بدین -
"دالین"
زود باشید
... اون چی
بود؟
اون میزبانمونه
اسمش "بئورن" هست
و یه تغییر شکل دهندست
بعضی وقتا به مانند یک خرس غول پیکر سیاهه
و بضی وقتا به مانند یک انسان تنومند هستش
... در هیبت خرس غیرقابل پیش بینیه
ولی در هیبت انسان درش منطق پیدا میشه
بهرحال زیاد از دورف ها خوشش نمیاد
داره میره
از در فاصله بگیر
این طبیعی نیستش، هیچی اینجا طبیعی نیست
... کاملا مشخصه که اون یارو
طلمسی چیزی شده
اینقدر احمق نباش
اون تحت هیچ نوع جادویی غیر از اراده ی خودش نیست
خیله خب، حالا دیگه همتون بگیرید بخوابید
امشب رو اینجا در امانید
امیدوارم
همین حالا بهشون حمله کن
دورف های کثیف رو توی خواب بکش
نه
هیولا داره نگهبانی میده
آن ها را در جاده خواهیم کشت
همه در "دول گولدول" جمع شده اند
ارباب تو رو احضار کرده
شمار افرادمان بالا رفته
قدرتمان افزایش پیدا کرده
تو سپاه مرا رهبری خواهی کرد
سپر بلوط چی؟
جنگی در شرف رخ داده
سر او را به من قول دادی
سرانجام مرگ به سراغ همه خواهد آمد
باید تعقیبشون رو متوقف کنیم؟
"بولگ"
یک ماموریت برات دارم
هنوز هم به خون دورف ها تشنه ای؟
تقصیر رو گردن من ننداز
"بجنب "دوری
Well, I say we should leg it. Slip out the back way.
من از هیچکس فرار نمی کنم، حالا هیولا باشه یا نباشه
بحث و جدال فایده ای نداره
... نمی تونم بدون
کمک "بئورن" از میان "وایلدرلند" عبور کنیم
قبل از اینکه به جنگل برسیم، میگیرنمون
"بیلبو"
اینم از تو
... حالا
اینکار باید با ملایمت صورت بگیره ...
باید خیلی با دقت رفتار کنیم
آخرین کسی که خونش رو به جوش آورد تیکه و پاره شد
... اول من میرم و
No comments yet. Be the first to leave one.