Release info

The Great King Sejong E07 HDTV 720p H264 KOreanFa
A Commentary by Rahpooyan
ترجمه و زيرنويس :مرتضي عرب زاده کاري از گروه ترجمه کره فا

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2015-09-19
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

>>>>

اگه بخوام امپراطور قدرتمندي بشم بايد ميدون جنگ , زمين بازي من باشه

دايي

سرورم .....يه چيزي هست که

وليعهد در حال جنگيدن با سربازانه؟

چطور اين مرد بي ملاحظه براي شاه بودن آينده مناسبه؟

قسمت هفتم

بايد پاداش بدم يا بايد مجازات کنم؟

تحسين وتمجيد براي مسير يابي مهاجمان خارجي قابل پرداخته

اما وانمود به سرباز بودن , غيرقابل قبوله

اعطا کردن پاداش , اعليحضرت

وارث تخت سلطنتي هيچ احساس شرمساري و خجالتي نمي کنه که خودشو به شکل يک سرباز درآورده؟

نه به من .بلکه به فرماندهي فرمانده ي ارتش راست و افرادش

و من هر مجازاتي که مناسب بدونيد را خواهم پذيرفت؟

الان تو قصد داري چي کار کني؟ تو براي اين کار قصد داري بميري

تو بايد به نوعي وليعد را متوقف مي کزد

اگه من براي متوقف کردن وليعهد تلاش مي کردم , ديروز من ميمردم

....زندگي من براي فقط يک روز کثيف تمديد شده

حدس مي زنم که ما وقتمون را براي هيچي تلف کرديم

بيا تا از اينجا بريم

آيا همه چيز وارونه شده؟

به نظر ميرسه که شما ماٌيوس و نااميد هستيد

البته که نه

يک جشن پيروزي قراره برگزار بشه بهتره که اونجا ببينمتون

اين بد رفتاري چه مجازاتي ميخواد؟

تو درخواست مجازات کردي خب به من بگو چه چيزي درخور و مناسبه

بله پدر

من رو کارگر اداره ي اسلحه سازي کنيد

يک کارگر , عاليجناب؟

اين فکر کردني نيست

من کارگر ميشم و توپ هاي خودمون رو با دست هاي خودم توليد مي کنم

اگر ما توپ ها را در ساحل جاسازي کرده بوديم دشمن به يک طرف فرار نکرده بود

اين يک ناهمراٌي بودن و نامخالف بودن هست که ما در پاک کردن و زدودن دشمني که به سرزمين ما تجاوز کرد , شکست خورديم

و من خيال نداشتم که خفت و رسوايي وليعهد چوسان را تحمل کنم

چرا چهره ات اين طوريه؟

....من نگران بودم

من نگران بودم که عاليجناب به دردسر بيفته و

و کسي ممکنه که به خاطر نتيجه ي اون بميره

ميخواي که تو و ملازمت دوست داشتني باشيد؟

احمق نباش

تفاوتي بين ما شاهزادگان معمولي و وارث تخت سلطنتي هست

به اون حسادت مي کني؟

آيا تو به خاطر قدرتش , فرماندهي اون و

و همه ي شناخت هاي عمومي اون که ازشون لذت مي بره , حسادت مي کني؟

بله

نه به خاطر قدرتش يا به رسميت شناختنش

....بلکه به خاطر فرصت و استقلال وآزادي که در بيرون براي زندگي داره ودر قلبش

مراقب باش

سرتاسر قصر , جشنه

من شنيدم که تو از اون کساني بودي که براي کار به مين موهيول معرفي شدي

بله

حالا مين موهيول به فرمانده ي ارتش مرکزي ارتقا خواهد يافت

و مين موهيول مثل يک رئيس به اداره ي وليعهد

واگذار خواهد شد

بله

کسي که کنترل ارتش و ديگر چيزها رو داره , دست راست وليعهده

چرا اين کار رو کردي؟

من تو را رئيس يادبود نکردم , اما بابراين تو تونستي بال هاي پرواز

را روي مين کلن قرار بدي

من صرفاً آنچه را که شما به من ياد داديد , دنبال مي کنم

آيا شما به من نگفتيد که

يک پارچه کردن اساس و بنياد چوسان از سياست مهم تره؟

شما حتي گفتيد که از کينه جويي و انتقام گرفتن ملکه چشم پوشي کنم

اونها با روحيه ي انتقام جو و کينه توزشون نبايد در مقام و مرتبه هاي بالا قرار بگيرند

اگه اونها اينطور باشند , ما بايد

راهي براي سرکوب کردن روحيه ي کينه توزشون پيدا کنيم و اونها رو براي سود و استفاده ي باارزشي قرار بديم

گوش کن

اين همون اصل و قاعده اي نيست که رئيس کارکنان بايد محکم و استوار , به اون پادار بمونه؟

قبول نکردن ترفيع و ترقي؟

نميدوني که موهيول در اين چند سال اخير , چقدر سخت کار کرده؟

اين دقيقاً چيزيه که چرا من اينو گفتم

دنيا چه خواهد گفت اگه اونها اولين استخوني که طرف تو انداختند رو برداشتي؟

اونها خواهند گفت که همه ي کارهاي سختي که کردي

براي اين کشور نبوده بلکه فقط براي مين کلن بوده

و زماني که امپراطور دوباره با تو باملاحظه نيست

اول ما بايد کاري کنيم که دنيا خشم و غضب مين کلن رو فراموش کنه

بعد ما مي تونيم قدم بعدي رو برداريم

درباره وزير ماليات و درامد , رانک شين , چي ميدوني؟

زياد نمي دونم جز اين که يک بار وقتي که اون بازرس کل

بود متهم به قبول کردن رشوه شده بود

قبول کردن رشوه؟

تو چي ميخواي بدوني؟

من در گانگ ريونگ پو با رويس اونجا براي سرپوش کردن يه حادثه ي بد کار مي کردم

ما نميخوايم که وليعهد رو با اولين نبردش بدنام کنيم

اگه اين مرد بتونه خريدني باشه نبايد مشکلي وجود داشته باشه

"مرکز فرماندهي ارتش راست"

بنوشيد

بله عاليجناب

عاليجناب هر روز دارند عاقل تر ميشند

ايشون خودشون رو دارند براي مالک شدن تخت سلطنتي آماده مي کنند

بياييد گهگاهي با هم باشيم

شما خدمت بسيار بزرگي به اين کشور کرده ايد

به عنوان نخست وزير , من بايد شما روبه رسميت بشناسم

من فقط وظيفه ام رو مثل يک سرباز انجام دادم من لايق و شايسته ي هيچ به رسميت شناختني نيستم

وفاداري زياد شما به خوبي قابل تحسين و تمجيده , فرمانده

وزير جو اجازه بديد يکي براتون پر کنم

من ديشب به خاطر شما به خوبي خوابيدم

شما مسئوليت وزارت جنگ و

ارتش رو به من داديد ولي خب من هيچ چيزي براي انجام دادن ندارم

اون يک موقعيت و شغل ضروري بود

لطفاً من رو ببخشيد اگه که شما را ناراحت کردم

نيازي به بخشيدن نيست من بايد از تو تشکر کنم

...اما

اين جالب نيست اگر شما دوباره مثل اون ,مداخله ي بيجا کنيد

من دوست ندارم که بدهکار و مديون کسي باشم

حالا اجازه بديد تا يک دور به پسران سربلندم نوشيدني بدم

تو هنوز فکر مي کني که مي توني هر مشکلي را که براي اصل و قاعده ي کلي به وجود مياد , حل و رفع کني؟

...وزير

يک فلسفه ي تاريک نمي تونه به اداره کردن دولت , کمکي کنه

هي يارو اين رو ببين

من واقعيت ها رو تعيين مي کنم و شرح ميدم

تو يک مست نفرت آور و بدبو هستي

تو هنوزم معتاد الکلي؟

تو هنوزم سخت کار مي کني؟

چطور جراٌت مي کني که با اهانت صحبت کني

اين جشن پيروزي وليعهده رفتارت رو نگاه کن

پيروزي

هيي مرد

تو همه ي اون پول را پرداخت کرده اي و تو هنوز نمي توني که از بين دودها ببيني؟

وزير تو تغيير کرده اي

پطور تونستي که در يک چنين زماني در حال جشن گرفتن باشي؟

بسيار خب بسيار خب

اوه دوباره تويي

تو هم براي نوشيدني مفتي اينجايي؟

تو منو به ياد داري؟

من وسيله ي معاشم رو از دست دادم وقتي که شغلم رو از دست دادم اما تو ميدوني که چطور خدمت کنم؟

حافظه ي من

اين حافظه ي شگفت انگيز منه , من رو زنده نگه ميداره

سرزنده بمون

.اونها اسب را گم کرده اند اما در اصطبل , پابرجا و ثابته من حدس ميزنم که اين , زياد , بد نيست

تو چه طوري عجيب و غريبي هستي؟

اين طوري

چرا؟

به نظر ميرسه که تو زياد اينجا نوشيدني خوردي

چرا تو سعي مي کني که اونها را که در حال جشن گرفتن براي پيروزي هستند , تحقير کني؟

پيروزي

تو گفتي اونها اسب گم کردند و در اصطبل پابرجا و ثابته؟

تو داري سعي مي کني که بگي راهي براي پيش گيري کردن از تاخت و تاز و هجوم وجود داشت؟

از من نپرس به صحنه ي نمايش برو

جواب هميشه در صحنه ي جرم هست

همه ي اين سال ها در قصر و من

هرگز نمي دونستم که يک چنين مکاني وجود داره , اعليحضرت

اين مکانيه که من گاهي اوقات مخفي ميشم و گريه مي کنم

اعليحضرت

اين چيزها من رو به ده سال , نه , به بيست سال پيش مي بره

من اين زره رو به ياد ميارم , اعليحضرت

يکي رو که دوست داري انتخاب کن

اينها به خوبي اونهايي که برادران ناتني تو از شاه قبلي گرفتند , نيستند

اما تو اگه سخت نگاه کني يک خوبش را پيدا خواهي کرد

تو يک تيرانداز بي نظيري اما کمان تو بنجل و زير استاندارده

پدر

وقتي که من پادشاه نبودم اين چيزها هنوز مال من نبودند

من يک تيرانداز ماهر و بي نظير بودم

خشم و غضب در دل هدف بود

درباره ي تو چطور؟

چه چيزي در دل هدف تو هست که تو مصمم هستي که اون را سوراخ کني؟

من روي مهرت متمرکز شده بودم و غفلت کردم تا

هرچيزي را در دل هدف قرار بدم

به من بگو , پدر هرآنچه را که تو بخواي من در دل هدفم قرار مي دهد

تو هم مثل مادرت باهوشي

اين وسيله ممکنه که ممتاز نباشه اما اين محبئب و مورد علاقه ي من بود

قلب شاهزاده را در دل هدف قرار بده

تو پسر من و شاهزاده ي چوساني مهم نيست که مادرت کيه

قلب شاهزاده را در دل هدف قرار بده

و تو هميشه خواهي دانست که چه چيزي براي اين کشور بهتره

سبک باش و بدرخش

روز خوبيه

شما نمي بينيد مادر؟ اعليحضرت من رو داشت امتحان مي کرد

و تو با آرامش و عاقلانه قبول شدي

اين باهوشي نبود اين نامردي بود

کيونگنيونگ

حق با پدره خشم و غضب به خوبي در دل هدف من قرار داره

وليعهد که مرا به خاطر پسر صيغه بودن مورد تمسخر قرار داد

و بقيه ي شاهزاده ها که با ترحم به من نگاه مي کردند

من با خشم و غضب در قلبم براي اونها تمرين کردم

اما با وجود واقعيتي که

من پر از خشم و غضب هستم و مثل يک نامرد ترسو دروغ گفتم چون که مي خواستم زنده بمونم

چه چيزي شما رو توي اين ساعت به اينجا آورده , سرورم؟

چيزي هست که ميخوام بپرسم , پدر زن

ادامه بديد

شما مشاور و عضو شوراي اداره ي

فرمان هاي سلطنتي , به اسم يون هوئه مي شناسيد؟

تو چطور اون آدم مست رو مي شناسي؟

اون رو زياد نمي شناسم اون چطور مرديه؟

چطور مرديه؟ چطور بايد اون را توصيف کنم؟

خب , اون يه مرد با استعداده

من شنيدم که اون يک سياستمدار بي نظير بود

اما اگر سياستمدار سوهي که 6 پادگان شرق رودخانه را

نجات داد , زنده برمي گشت شايد اونها رقيبان سرسخت هم ميشدند

اما اون رفتارش مثل يک مست ِ فاسده

وزير تشريفات هوانگ هي , شخصاً اون را معاف کرد

و وزير هوانگ کسي است که براي استعدادها بها و ارزش ميذاره

اون ممکنه که استعداد داشته باشه اما اون نمي تونه که يک عنوان و مقام را نگه داره

ميدونستم که تو را توي اداره پيدا مي کنم

در اين ساعت , اينجا چي کار داري؟

من نديدم که تو بعد از جشن , قصر رو ترک کني ...پس

هيچ چيزي در گزارش ها وجود نداره

آيا من بايد يک ماٌمور به گانگ ريونگ پو اعزام کنم؟

بله

تو به يک مست فاسد هرزه گو بيشتر تر از

The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Great King Sejong (Dae Wang Sejong / 대왕 세종)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left