The first 200 lines.
صحبت به زبان ماندارین
مطمئنی که میخوای به راهت ادامه بدی؟
اگه هیچ وقت با مرگ رو در رو نشی هرگز از چیزی که اون طرف دنیاست نمیتونی با خبر بشی
هیس
پارسونز
تو مجبوری به موقع تموم کنی بجنب
طبق ساعت من ده ثانیه وقت اضافه دارم
پارسونز
من و بچه ها امید داریم به دل موناکو برای گرفتن...
باید به قرار ملاقات متفاوتی که شب گذشته برنامشو ریختم برسم
اوه، جدی؟ اسمش چیه؟
سرنوشت
دیر که نکردم؟ ها؟
نه بیشتر از طبق معمول
شب قشنگیه، اینطور نیست؟
و سرد
صبر کن
تو مشخصات منو دنبال کردی
برای چگالی بسته بندی، درسته؟
کم و بیش. و یه اشتباه میتونه
تفاوتی باشه بین زندگی و مرگ ما
ما در قلمرویی کشف نشده هستیم، ریچ
زمان احتیاط کردن مدت هاست گذشته
به سوی ستارگان
نهراسیدن از مشکلات
لعنتی
43.2 فوت
نمیتونه درست باشه
خب بفرما محاسبات منو بررسی کن، اگر میخوای
این حتی از دفعه آخری بدتره
فرشته عجیب و غریب
: و اکنون کنسرت ویلون شماره 2
هی
امیدوارم بیدارت نکرده باشم
تو که میدونی من با رخت خواب خالی مشکل دارم
چطور پیش رفت؟
هر وقت فکر میکنم ما در حال پیشرفت هستیم
ما یه گام به عقب میریم
نمیخوام با جزییات حوصلتو سر ببرم
ولی ما قبلا اینو برای مسافت هزارپایی ساختیم
به نظر خیلی زیاد میاد
به اندازه کافی زیاد نیست
ما به حد چیزی که میتونیم بسازیم رسیدیم
با این منابعی که در اختیار داریم
من باید مقداری دلار قرض بگیرم
هزینه های جانبی کمی بیشتر از حد انتظار من شده
جک ما دو ماه رو پشت سر گذاشتیم
بانک دوباره تماس میگیره
فقط باید یکم دیگه معطلشون کنی
به نظر میرسه کسی توی محله قدیمی والر در حال حرکته
ما باید خودمون معرفی کنیم؟
کیه که این وقت شب داره پرسه میزنه؟
ببخشید ، هی
فقط دارم این اطراف میچرخم
گالسیت (مرکز تحقیقاتی علوم کاربردی هوافضا) کجاست؟
درست اونجا
ممنون
جک
جک
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
دنبال تو میگردم
بهت گفتم منو بیرون ملاقات میکنی
هیچ سر و صدایی اینجا نمیبینم
این فقط یه لوله بزرگه
که بادهایی بالغ بر 200 مایل در ساعت تولید میکنه
تونل باد فقط به روی
دانشجو ها و پرسنل باز میشه
خب این شامل منم میشه، نمیشه؟
من فقط متنفرم از قدم زدن
بدون اینکه چیزی احساس کنم
چه احساسی داری؟
خودت میدونی چه احساسی دارم
من متوجه هستم که تو فکر نمیکنی که ما آماده ارائه کردن بودیم
اما من انتخابی نداشتم
سوزان همراه من پولمون رو روی این خرج کردیم
خب من سرزنشش نمیکنم عینا دود شد رفت
لعنتی، من مسخره نیستم جک
گاهی اوقات موشک به 60 فوت میرسه
گاهی اوقات اصلا زمین رو نمیتونه ترک کنه
و گاهی هم منفجر میشه
نتایج کاملا تصادفیه
و ما حتی دلیلشو نفهمیدیم
این به خاطر اندازه نازله که اندازه منه یا اندازه یه اتاقه
به خاطر سوختشه؟ یا شاید به خاطر اکسید کننده؟
هدف پروژه همینه
برای تشخیص همین چیزها
اما اگر طرح ما تایید بشه و ما همچنان شکست بخوریم چی؟
تنها فرقش رییس بخش منه
ما موفق خواهیم شد، یکم ایمان داشته باش ریچ
بعد از اینکه کار ما انجام بشه اونا ساختمان هایی رو به نام ما نامگذاری خواهند کرد
این مزخرفه
شما میخواید موشکی بسازید با قابلیت
حمل تجهیزات هواشناسی به یونوسفر؟
بله قربان، در واقع ما...
خب این بخشش ایده ریچارده
اون فکر میکرد که این بیشتر صدا میکنه
عملیاتی تره
هدف نهایی ما ساخت یک راکته
تا بتونه انسان رو به فضا ببره
پروفسور گودارد فقط تونست
راکتی با حداکثر 2700 متر بسازه
یونوسفر حدودا 100 هزار متر فاصلشه
به خاطر دارید چیزی که من در سال اول سمینارم گفتم>
درباره عبور از رودخانه؟
سنگ های پله ای نوعی پل طبیعی در رودخانه که از سنگ های طبیعی خود رودخانه برای گذر عابران استفاده شده است
دقیقا
پیشرفت های کوچک لازم است قبل از اینکه پیشرفت های بزرگ حاصل شود
حالا اگه ما محتاج سنگ پله نباشیم چی
ریچارد بهم گفته تو هرگز کاملش نکردی
مدرک کارشناسیتو آقای پارسونز
من سعی کردم بفهمم چرا
مجبور شدم برم برای حمایت از خانوادم
به خاطر مشکلات افسردگی
اوه ، متاسفم بابت شنیدن این موضوع
نباش، مدرک فقط یه تیکه کاغذه
من به این زودی همه معیارهای سنجش رو نخواهم داشت
اما گوش کن، تو سعی خودتو کردی
برای یافتن چیزی که اصلا وجود نداره
اگر با احتیاط اقدام نکنی شکست خواهی خورد
یا حتی بدتر
خودتو منفجر کنی
چی؟
چی؟
این چیزی نبود که قرار بود باشه
نه، نه جک ولش کن، پروفسور؟
جک پروفسور
من فکر میکنم شما باید بیای و خودت
یکی از موشک های ما رو ببینی
من جوابمو به شما دادم
من و ریچارد از زمانی که نوجوون بودیم موشک میساختیم
برخی از کلمات روی کاغذ نمیتونند آنچنان که باید همه چیزو توصیف کنن
میتونن
نه نمیتونن
موقعی که شما میخواستید PUZ-1 رو توسعه بدین
یه پروپوزال نوشتید؟
برای نشان دادن امکان پذیر بودنش؟
نه نه،
چون هلی کوپتری وجود نداشت
چون مردم به وجود چنین وسیله ای باور نداشتن
این یک گزافه گویی است
نمونش قبلا بوده
منظور من اینه شما مجبور نیستی نادرستی ها رو اثبات کنی
میشه نشون داد که این میتونه کار کنه
قدم بعدی یک نمونه اولیه هست توی هوا که سه نفر شاهدش هستن
و شما میتونید تاریخ هوانوردی رو برای همیشه تغییر بدین
یک گرافه گویی دیگر
همه چیزی که من میخوام یه فرصته
شما باور ندارید
که ما میتونیم ادعاهای خودمون رو پشت سر بذاریم
اجازه بدهید ما ثابت کنیم که میتونیم
هی هی
نمیفهمم چرا بهم ریختی اون گفت که میاد
هدف این بود که تاییدیه ساخت موشک رو بگیریم
آره خب،
تو جوری حرف میزدی که انگار ما ساختیمش و آمادس
چون ما رو تایید نکرده بود
حالا ما فرصت داریم که نظرشو تغییر بدیم چطور؟
هیچ کدوم از تست های ما از 70 فوت گذر نکردن
این تنها ناکارآمدی ما را ثابت می کنه.
حداقل یه چیزی داریم الان نسبت به اون موقع
خب چی جک؟
یه چیزی
این کار منه
در راس آیرودینامیک امریکا
فکر میکنن که من متقلب و ابله هستم
خب تو ترجیح میدی تسلیم بشی؟
من فقط امیدوارم که گاهی هم
حقیقتو دریابی
من نمیفهمم
شما گفتید که امروز به جواب میرسید
این چیزیه که من گفتم ما اصولشو انجام دادیم
پروفسور فقط میخواد
مطمئن بشه که ما از عهده انجامش برمیام
و اگه ادعاهاتون به خوبی انجام بشه شما تایید خواهید شد؟
آره
فقط بذار سریع انجامش بدم باشه؟
کلی کار دارم که باید انجام بدم
جک سعی کن با ادب باشی ما ممکنه با اونا برخورد کنیم
متاسفانه اونا چیزی شبیه همسایه های ما هستن
هیس
سلام آقا و خانم پارسونز
همسایه سمت راستی شما
اوکی
ما رفت و آمد شما رو دیدیم و
خواستیم بیایم و خودمون رو معرفی کنیم
طبق رسم معمول شما
اسمتون رو به ما بگین جک
ارنست
اینو میگیرم
نان موزه
خونگیه
به گمونم باید
یه تیکشو بهتون تعارف کنم
نه نه، خوبه این برای شماست
فقط خودتون اینجا هستید؟
متوجه حلقه تون شدم
من یه همسر دارم اما در حال حاضر اینجا نیست
خب ما نتظر دیدنشون هستیم
در واقع ما دوست داریم که شما رو برای صرف شام
به خونمون دعوت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.