The first 200 lines.
زمان به دنیا آمدن همه سلول های مغزی که نیاز خواهید داشت و دارید
اما این در مورد، تجربه شوک برانگیز زندگی این نوزاد است
یالا .. محکم تر .. فشا بیار
به سمت پایین فشار بیار
جیغ نزن ، فقط با عصبانیت به سمت پایین فشار بده
یالا .. فشار بده
مو هم داره
ساعت چنده ؟
اسمش "فیبی" هست
همین که این خانم کوچولو بدنیا آمده نور چشمهاشو خیره میکنه
از دنیای تنگ و تاریک و غرق در آب به دنیایی پر از نور و سر و صدا قدم نهاد
الان هم وقت ملاقات با مامان و باباست
چشاتو درویش کن :)
...اوه.. خیلی
خیلی خیلی سخت بود
اره .. میسوخت
قابله: فکر کنم همشو جمع کردیم
دردناک بود
و همش بخاطر این کوچولو بود
مغر این نوزاد پیاپی احساسات جدیدی را تجربه میکنه
سرمای اتاق
بوی پدرش
سلــــام
و همه چیزهای گیج کننده دیگه
و کلی تصاویر عجیب و غریب که از جلوی چشم عبور میکنه
لنز هایی که در مرکز چشم قرار داره نمیتونه برای مدت طولانی روی هرچیزی تمرکز کنه
با این حال نوزاد ، فقط چند ساعت پس از تولد میتونه چهره مادرشو تشخیص بده
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
یه صفحه قرمز برای شبکیه در پشت چشم قرا داره
نور از دنیای خارج بر اینجا تابیده میشه و تصاویر را بر روی صفحه ایجاد میکنه
در زیر مثل اینکه اشعه های نور میخوان وارد یه جنگل انبوه بشن
از میان 125 میلیون سلول های حساس به نور
این سلول ها فقط تکه های کوچکی از تصویر را شناسایی میکنند
که همه این تکه ها به مغز فرستاده میشه و برای تصویر نهایی باید کنار هم قرار بگیره
همان سلول ها هستند باعث میشه که شما بتونید در تاریکی ببینید
به نظرم فکر عجیبیه
که این سلول های حساس به نور در همان زمانیکه در رحم هستید فعال میشن
وقتی شما به اینجا نگاه میکنید
چیزی که میبیند فقط یه دنیای سیاه و سفید
این سلول ها خیلی حساس اند
بطوریکه حتی نور بسیار کمی که از شکم مادرتون میگذره را میتونه تشخیص بده
در حقیقت قبل از به دنیا آمدن به مغز شما آموزش میده که به مدت طولانی ببینه
من عاشق این حسم اول صبح ، طلوع خورشید
مثل یه زندگی دوباره
سپیده دم باشکوه، پرندگان زیبا
روحتون تازه میشه، مثل یه هم آوازی
در یک صبح آفتابی سطح نور و روشنایی یک میلیون برابر میشه
مثل اون لحظه ایی که به دنیا آمدید دنیای تاریک شما را روشن میکند
و همه سلول های جدید شروع به کار میکنند
و رنگ های زیبا رو به دنیای شما تزریق میکنند
این سلول های حساس به نور و رنگ در شبکیه چشم شما قرار دارند
تجربه شما نسبت به دیگر پستانداران خیلی بیشتره
چون سلول های شبکیه مثل آنها فقط 2 یا 3 رنگ و نمیشناسه
در یک مکان مثل یک تیم با هم کار میکنند
و باعث تحدب سطح شبکیه میشوند
سال به سال این تحدب بیشتر میشه
مثل یک کوه اتشفشان
این روند تا چهار سالگی ادامه پیدا میکنه و بعد متوقف میشه
این همان حفره سیاه وسط قرنیه است
این قسمتی از چشم شماست که باعث میشه شفاف و واضح ببینید
و باید از سلول های حساس چشم تشکر کنید که میتوانند میلیون ها رنگ را تشخیص بدهند
اما این پیچیدگی ها و زیبایی های چشم انسان
بدون وجود مغز یعنی هیچ
شما در هر دقیقه 20 مرتبه پلک میزنید
پلک زدن چیزی کمتر از نیم ثانیه بطول می انجامد
اگر همه این مدت زمان که پلک میزنید با هم جمع کنید
شما چیزی بیشتر از 1 ساعت در روز در تاریکی به سر میرید
تو این فاصله مغز شما احساس خوشایندی دارد
حتی خودتون هم نمیدونید
چشمهای شما در حقیقت قسمت گسترش یافته مغز شماست
بطور شگفت انگیزی با محیط سازگار میشوند
در مکان هایی که در حالت نرمال دید سختی داره یاد میگیره چجوری همان کار را انجام بده
اینجا جزیره ایست در تایلند
محل زندگی کولی هایی که به " موکن"معروف هستند
برای امرار معاش آنها تبدیل به متخصصانی برای شکار در زیر آب شدند
پیدا کردن غذا زیر آب خیلی سخته
عملا بدون هیچ عینکی
چون چشمان عادت کرده که در هوا خیلی واضح و شفاف ببینه
زیر آب دنیای شما تار میشه
به محض شیرجه سطح نور به سرعت پایین میاد
چشم هم عکس العمل نشان میده و عنبیه را بازتر میکنه
و باعث میشه مردمک چشم بزرگتر بشه و نور بیشتری وارد چشم بشه
تصاویر روشنتر مشین
اما در زیر آب مردمک بزرگتر باعث میشه تصویر تار به نظر برسه
اما "گون" یاد گرفته که چجوری این مشکل را
با انطباق شگفت انگیز برطرف کنه
یک دید واضح توسط یک دوربین مادون قرمز
بجای باز شدن مردمک هرچه بیشتر پیش میره بیشتر میبنده
یعنی زیر آب ، دو برابر بهتر از من و شما میبینه
مطالعات اخیر نشان داده که هر بچه ایی میتونه خیلی سریع این حقه را یاد بگیره
و "موکن" نشان میده که مغز چجوری میتونه بدن را با توجه به نیازش با محیط تطبیق بده
این توانایی تطابق به گونه انسانی این قدرت را میده
که در هر 7 قاره بتواند زندگی و پیشرفت کند
دلــام
اما در سه ماهگی
مغز " فوب "بیشتر از همیشه ناامید شده
سلام، سلام
میتونه به دهان بگه که شیر و بمکه اما خودش نمیتونه غذا بخوره
نمیتونه دمای بدنشو ثابت نگهداره
حتی نمیتونه پی پی شو کنترل کنه :)
من الان بطور کامل مسئولیت یک آدم و به عهده دارم
کسی که الویت اول و تو زندگیم داره
اول باید به اون رسیدگی بشه وگرنه دوام نمیاره
به کمک نیاز داره چون مغزش هنوز تکمیل نشده
مغز دزه دزه ذهن و میسازه
این زمان برای سلول های مغز از اهمیت خاصی برخوردار است
دور هم میپیچند و به هم مرتبط میشوند
هر 100 میلیارد سلول مغزی "فوب" اینکار و انجام میدن
و بطور میانگین 10000 ارتباط گوناگون را تشکیل میدهند
و ما میتونیم این روند و از بیرون دنبال کنیم
من میخوام برم
در 6 ماهگی " فوب" وقتی فکر میکنه که نمیتونه کسی و ببینه
و همه از دنیای اون محو شدند
من اینجام
Ya-a-a-a-a-ay!
چهره "فوب" را ببینید وقتی مادرش مخفی شد
الان شما منو نمیبیند بطور ناگهانی خنده از لبانش محو میشه
مامان کجا رفت؟ مامان کجا رفت؟
باید برگردم؟ اما وقتی مادرش دوباره ظاهر میشه
من برگشتم ! دوران خوشی اون دوباره شروع میشه
من اینجام! اره ! پیشتم
مامان کجا رفت؟ سه ماه بعد
و مغز "فوب" الان یاد گرفته که
وقتی چیزی مخفی میشه به این معنی نیست که کاملا ناپدید شده
من اینجام
بازی های بچگانه با اون در ارتباطات و شناخت دنیای اطراف کمک میکنه
و این برای باقی زندگی با او خواهد بود
و بزرگترین ارتباطی که مغزش برای همیشه میسازه
ارتباط بین مغز و انگشتان پا است
شایان ذکر است که ارتباط بین مغز و انگشتان پا
تا سه سالگی کامل نمیشه
اما قبل از اون،مغز شما نمیتونه در برابر تلاشی که برای برداشتن قدم های بلند برمیدارید زیاد مقاومت کنه
ایستادن راحته
اما اینکه چطور اینکار و انجام بدیم سخت بود- واقعا سخت بود
امروز میخوام دوباره تلاش کنم و چالش را دوباره بوجود بیارم
مشکلی که همه باهاش دست و پنجه نرم کردیم و وقتی اولین قدم را برداشتیم بر اون غلبه کردیم
نوزادها اولین قدم هاشونو بر میدارن
در واقع با دادن این تیکه چوب میخوام بهتون یه دست کمکی بدم
عالیه
مثل همه مبتدی ها من به دست کمکی نیاز دارم
رو به جلو ادامه بده
داره میلرزه
اما نه از طرف ماردم بلکه از طرف خط نگهدار "آلانا جونز
اولین قدم خوب البته چون من نگه داشتمت
ادامه بده، برو
چیزی که وجود داره اینکه انجام دادنش فوق العاده سخته
چون شما دارید از 54 تا ماهیچه مختلف در پاها استفاده میکنید
اما در یک لحظه شما به 640 تا از ماهیچه های بدنتون نیاز دارید
و همه اونها دارند هدایت میشن
بوسیله یه قسمت عجیب در گوش داخلی
این غار در عمق سر قرار دارد
این قسمتی از تونل های پیچ در پیچ است
که کاملا در مایعی غوطه ور است
این تونل شامل سه حلقه از کانال های نیم دایره ایی است
هر حلقه توسط پرزهایی پوشیده شده
حسگر هایی به نام کریستا
دامنه بالایی این جنگل انبوه توسط سلول های مویی کوچکی پوشیده شده
تکون میخورند
اما در دریایی داخلی هیچوقت آرامش حکمفرما نخواهد بود
وقتی شما سرتون را تکان بدهید موجی در آن ایجاد میشود
که از میان تونل میگذره و همه شاخک ها را تکان میده
و از آن طرف سلول های مویی به یک طرف کشیده میشوند
فشار ادامه دارد
تا زمانی که الکتریسیته جریان پیدا کند
جریان التریکی قدرتمندی تولید میکند
همه این فعالیت ها درون کانال های نیم دایره ایی شکل اتفاق میفته
و حس ششم شما را بوجود میاره
حس تعادل
پای عقبی را بردار
بردار ، بردار، بردار.. خوبه دوباره تکرار کن
فراگیری تعادل و هماهنگی بدنتان
خیلی پیچیدست قسمتی از مغز
فقط برای اینکار در نظر گرفته شده که در مقایسه با همه سلول های مغزی
قسمت عمده ایی را به خودش اختصاص داده
بعضی از ادمها یاد گرفتند که چجوری سریعتر از بقیه راه بروند
اما مکانی وجود دارد که این هماهنگی بین مغز
و انگشتان پا زودتر از حالت نرمال شکل میگیرد
این کاومبا است
او مادر دختری به نام کاسینی است
انها در رومسیکی زندگی میکنند
یک روستای کوچک در ارتفاعات شمالی کشور کامرون
اینجا مادران تمایل دارند که بچه ها را در پشت کول بگیرند
و در حد امکان سریعتر راه بروند
از همون ماههای اول زندگی کاسینی مادرش یک سری از کارها را بصورت مکرر انجام میداد
"kitete" همان "تاتی تاتی" خودمون
هر روز زیر بازوهاشو میگرفت و اونو بلند میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.