The Night Agent

The Night Agent

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Night Agent S03E02 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-19
Downloads: 134
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «مــأمــور شــب» گذشت...

‫هزار صفحه در مورد کمپ دیوید، ‫بدون هیچ ماژیک سیاهی.

‫هیچ اشاره‌ای بهش شده؟

‫سادرلند ده ماه گذشته برای ما کار نکرده.

‫- باید با یه آژانس دولتی باشه. ‫- رسماً که نیست.

‫این دلاله ‫قراره یه رئیس جمهورِ بر سر کار رو کنترل کنه.

‫مأموریت جدید، تعیین ‫ماهیت دقیق رابطه‌شون.

‫جی باترا یه تحلیلگر عالی بود.

‫- رئیسش چطور؟ ‫- بن والاس.

‫سابقه درخشانی تو فین‌سِن داشت. ‫کمک کرد چند تا کله گنده رو بگیرن.

‫شما میگین اون داشته اطلاعات ‫به مطبوعات لو میداده.

‫اون ترسیده.

‫- من قبلاً شما رو دیدم. ‫- فکر نکنم.

‫اون، اه، با این خبرنگاره، ‫ایزابل دِ لئون، تماس گرفته.

‫برای "فایننشال رجیستر" می‌نویسه.

‫- یه خبرنگار؟ عجیبه. ‫- آره.

‫به نظر نمیاد کسی باشه که ‫بخواد اطلاعات طبقه‌بندی شده بفروشه.

‫بیشتر شبیه کسیه که ‫یه داستانی برای گفتن داره.

‫- اون صندلی پره. ‫- ما زیاد اینجا نمی‌مونیم.

‫فکر کنم داره راست میگه. ‫دارم همین الان بهشون نگاه می‌کنم.

‫باید بعداً بهت زنگ بزنم.

‫پنج روز پیش، چی شد؟

‫اومد و شروع کرد به بازجویی من،

‫بعد هارد درایو ‫حاوی گزارشای فعالیت مشکوکو نابود کرد.

‫سعی کردم جلوشو بگیرم، و اون اسلحه کشید. ‫گفت متأسفه که مجبورش کردن این کارو بکنه.

‫بهت قول میدم اگه با من بیای،

‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم ‫تا امن نگهت دارم.

‫- یه چیزی هست که بهت نگفتم. ‫- چی؟

‫اون کیف پول رمزارز ‫مال رائول زاپاتا و ال‌اف‌اسه.

‫تو حمله به پیما ۱۲ رو پیش‌بینی کردی؟

‫و اگه چیزی که بهش شک دارم درست باشه، ‫اونوقت یعنی...

‫یکی تو خود آمریکا حمله رو تأمین مالی کرده.

‫الو؟

‫دارم زنگ می‌زنم، پیتر، چون مثل اینکه ‫تو یه چیزی داری که من می‌خوامش.

‫یا بهتره بگم، یه نفر.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی

✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫دفعه بعد پیامک بده.

‫ببخشید. کاپلسون برای این مطلب ‫معامله با اطلاعات داخلی بهم فشار آورده.

‫پس یه لطف کوچولو می‌خوام.

‫منظورت بیگاریه، ‫به عنوان تازه‌ترین خبرنگار اینجا؟

‫نه، به عنوان خبرنگاری با بیشترین انرژی.

‫- ولی این بیگاریه. ‫- یه فرصت یادگیریه.

‫این چیه؟ بازم خرت و پرت از سایت سرنخ‌ها؟

‫وا، وا. سایت سرنخ‌ها خرت و پرت نیست. ‫من اولین اسممو اونجوری گرفتم.

‫باشه، بیشترش خرت و پرته.

‫ولی هر از گاهی، ‫یه چیزی توش پیدا میشه. می‌فهمی چی میگم؟

‫هی، ازت نمی‌خوام تا دیروقت بمونی. ‫فقط وقتی تونستی یه نگاهی بهش بنداز.

‫لطفاً، با یه گیلاس روش،

‫و یه ۲۰ دلاری ترد ‫بالای اون گیلاس.

‫باشه.

‫یه چیزی توش هست، درسته؟

‫اگه درست اینو بخونم ‫و تاریخ‌ها دقیق باشن،

‫اونوقت این آقا، این جی باترا،

‫اساساً حمله تروریستی به پیما ۱۲ رو ‫چند روز قبل از وقوعش پیش‌بینی کرده.

‫آره. با استفاده از گزارش‌های فعالیت مشکوک. ‫و ظاهراً، هنوزم اونا رو داره.

‫واسه همین به سایت سرنخ‌ها فرستاده.

‫میگه شرکت‌هایی که ‫تو اون یادداشت لیست شدن دست داشتن.

‫یه افشاگر با مدرک کتبی. ‫این دیگه یه پرنده نایابه.

‫- کجاست؟ ‫- استانبول.

‫- ترکیه؟ پس همین الانشم فراریه. ‫- واسه زندگیش می‌ترسه.

‫پس باید برای قدم‌های بعدی ‫خیلی حساب شده عمل کنیم.

‫اگه راست بگه، این داستان می‌تونه بزرگ‌تر ‫از ماجرای اسناد پاناما باشه.

‫ولی اگه دروغ بگه، اونوقت...

‫- مایک، اف‌بی‌آی داره میاد بالا. ‫- چی؟ چرا؟

‫- می‌خوان باهات حرف بزنن. ‫- یه لحظه بهمون وقت بده.

‫نمی‌تونن به این زودی بو برده باشن، مگه نه؟

‫گوه توش.

‫وقتی دیشب پیام دادی،

‫به منبعم تو فین‌سِن زنگ زدم ‫تا صحت یادداشت رو تأیید کنم.

‫حتماً خبرشون کرده.

‫- باید به بخش حقوقی زنگ بزنم. ‫- وایسا، وایسا.

‫بذار من برم جایی که مدرک هست.

‫جی رو پیدا می‌کنم ‫و بقیه گزارشارو می‌گیرم.

‫به استانبول؟

‫این فقط خطرناک نیست. دیوونگیه.

‫ما هنوز نمی‌دونیم ‫با چی طرفیم.

‫مایک، خودت بهم گفتی دیوونگی ‫و جسارت دقیقاً یه چیزن،

‫فقط دیدگاه‌ها متفاوته.

‫بذار این کارو بکنم. ‫الان، قبل از اینکه جلو کارمونو بگیرن.

‫یادت باشه، من میرم، ‫چه تو اجازه بدی چه ندی.

‫مواظب باش.

‫و فاکتورا رو نگه دار.

‫اوه، ممنون.

‫خواهش می‌کنم.

‫می‌تونم کمکتون کنم؟

‫اف‌بی‌آی.

‫ « مـــأمـــور شـــب »

‫دوستاتونن؟

‫آره. بیا بریم.

‫فقط یه لحظه بهم وقت بده.

‫آروم بشین. الان برمی‌گردم.

‫باشه.

‫چهار تا تماس از دست رفته از دلاله داشتم ‫وقتی تو هوا بودیم.

‫- با اون چیز ردیابیت نمی‌کنه؟ ‫- نه، سیم‌کارتو کپی کردم.

‫اصل کاری که بهم داده بود ‫برگشته دی‌سی.

‫چهار تا تماس؟ مشتاق حرف زدنه.

‫با این پسر ما چیکار داره؟

‫جی بهم گفت گزارش‌های ‫فعالیت مشکوکی که با خودش برداشته

‫حمله ال‌اف‌اس به پیما ۱۲ رو ‫به چند تا شرکت پوششی آمریکایی ربط میده.

‫دلاله احتمالاً در موردش می‌دونه.

‫- فکر می‌کنی یکی از اون شرکتا مال اونه؟ ‫- فکر کنم همشون مال اونن.

‫ببین، رائول زاپاتا و ال‌اف‌اس ‫یه سازمان تروریستی کوچیکن

‫که الان یه دهه است ‫غیرفعالن، درسته؟

‫بیشتر.

‫حالا با این همه تجهیزات نظامی و پول ‫دوباره برگشتن به صحنه

‫که یه هواپیمای مسافربری رو ‫از آسمون بزنن پایین؟

‫منظورت چیه؟

‫چطور یه گروه تروریستی دست چندم ‫یهو حرفه‌ای میشه؟

‫و ما کی رو می‌شناسیم ‫که بتونه این کارو تسهیل کنه؟

‫همون آدمی که حمله به سازمان ملل رو ‫سال پیش تسهیل کرد.

‫دقیقاً. اثر انگشتای ‫دلاله روشه.

‫پس جی نقطه‌هایی رو به هم وصل کرده ‫که قرار نبوده.

‫گفتی جی یافته‌هاشو ‫به مطبوعات لو داده. کدوم رسانه؟

‫فایننشال رجیستر.

‫اوه، گوه توش.

‫مایک فونسکا که نبود، بود؟

‫دفتر ما تو نیویورک ‫هفته پیش سعی داشت ازش بازجویی کنه.

‫- اسم خبرنگاره ایزابل دِ لئون بود. ‫- بذار یکی رو بذارم سراغش.

‫واقع‌بینانه، به این زودیا ‫اون اسنادو پس نمی‌گیریم.

‫بدون حکم دادگاه که نمیشه.

‫- خودشه. ‫- جواب بده.

‫بذار رو اسپیکر.

‫الو؟

‫به زنگام جواب نمی‌دادی.

‫آره، تو هوا بودم.

‫تازه تو خاک آمریکا فرود اومدم. ‫نیویورکم.

‫اوه، خوش اومدی.

‫بسته سالم باهات رسید؟

‫آره. آره، دارمش.

‫خوبه.

‫جزئیات اینکه کجا باید تحویلش بدی رو ‫برات می‌فرستم.

‫مطمئن باشم می‌تونی از پسش بربیای؟

‫پیتر؟

‫نه. نه، اینجوری قرار نیست پیش بره.

‫اوه؟ و تو فکر می‌کنی چطور پیش میره؟ ‫روشن کن ببینم.

‫تو یه بار یه درس در

‫مورد ارزش بهم دادی.

‫حالا، این بسته مشخصه ‫که ارزش زیادی برات داره،

‫پس قرار نیست بی‌چون و چرا تحویلش بدم بهت.

‫لازمه قراردادمونو یادت بیارم؟

‫من به اون قرارداد پایبند بودم وقتی به سازمان ‫ملل نفوذ کردم و اون اسنادو برات آوردم.

‫تو تا ابد صاحب من نیستی.

‫من یه سری فیلم دوربین مداربسته ‫دارم که شاید نظرتو عوض کنه.

‫خب استفاده کن.

‫ولی نمی‌کنی، ‫چون اون وقت دیگه به دردت نمی‌خورم.

‫بذار یه چیز جدید پیشنهاد بدم.

‫تا حالا «گو فیش» بازی کردی؟

‫نه، از بچگی تا حالا نه.

‫خب، من ازت یه سرباز می‌خوام.

‫یه کارت مصرفی. یکی که می‌دونم داریش.

‫پس تو اونو به من میدی، ‫و بعد تو از من یه کارت می‌خوای.

‫و من تقریباً کل دست ورق دستمه.

‫پس داری پیشنهاد، اه... یه معامله میدی؟

‫من دارم پیشنهاد یه منفعت دوجانبه میدم.

‫من به چیزی که می‌خوام می‌رسم، ‫تو هم به چیزی که می‌خوای.

‫ببین، این تحلیلگری ‫که می‌خوای تحویلش بدم،

‫باید بدونم که زندگیشو به خطر نمی‌ندازم.

‫البته که نه.

‫چیزی که اینجا باهاش سروکار داریم ‫یه تمرین اقتصادیه.

‫- یه تبادل ارزش، نه بیشتر. ‫- اگه بگم «برو ماهی بگیر» چی؟

‫اون وقت میریم سراغ یه بازی دیگه.

‫یکی که شرط‌بندی‌هاش مرگبارتره.

‫بهش فکر کن.

‫باهات تماس می‌گیرم.

‫خوش برگشتی.

‫فکر کردم گشنه‌ته، ‫واسه همین یه کم... سفارش دادم.

‫حلقه پیاز؟ ساعت ۱۰ صبحه. ‫چته تو؟

‫مگه مامانمی؟ ‫اینا بهترینای شهرن. یکیشو امتحان کن.

‫- بفرما عزیزم، تلخ. ‫- ممنون، فرن.

‫هی، می‌خوای ‫چمدونتو بذارم پشت بار؟

‫- آره، لطفاً. ‫- باشه.

‫این دسته گزارش‌های فعالیت مشکوکه

‫از همه شرکت‌هایی ‫که برداشت‌های نقدی‌شون

‫با جریان نقدی که ‫به این دسته واریز شده، مطابقت داره.

‫سوابق یه کیف پول رمزارز که معروفه «لا ‫فوئرسا د لا سوبرانیا» رو تأمین مالی می‌کنه.

‫ال‌اف‌اس؟

‫یا خدا، این پسره واقعاً دستش پر بود.

‫آره، و تو سعی کردی ‫منو از رفتن منصرف کنی.

‫نه، فقط کاری کردم براش بجنگی.

‫شخصیت می‌سازه. بعداً می‌تونی ازم تشکر کنی.

‫جی چطور به نظر می‌رسید؟

‫- وحشت‌زده. ‫- باید هم باشه.

‫رئیسشو کشته و از کشور فرار کرده.

‫اف‌بی‌آی ساعت‌ها بعد از رفتن تو کبابم کرد.

‫فکر می‌کنه فدرال‌ها ‫می‌خوان بکشنش، نه اینکه دستگیرش کنن.

‫- یه کم پارانوئیدیه. ‫- شاید، شایدم نه.

‫به محض اینکه جی رو به حرف آوردم،

‫این یارو که شب قبل سعی کرده بود مخمو بزنه ‫پیداش شد.

‫می‌شناسیش؟

‫آره، این همون یاروئیه که ‫برای دزدیدن دختر اشلی ردفیلد

‫چند سال پیش تحت تعقیب بود.

‫پیتر سادرلند جونیور.

‫- ولی تبرئه شد. ‫- آره شد.

‫که این سؤالو پیش میاره، یه مأمور سابق ‫اف‌بی‌آی با منبع ما چیکار می‌کنه؟

‫یه آدمی مثل اونو ‫الکی نمی‌فرستن.

‫- فکر می‌کنی ماست‌مالیه؟ ‫- نمی‌دونم به چی فکر می‌کنم.

‫یه مربی یه بار بهم یاد داد ‫هیچ‌وقت چیزی رو فرض نکنم.

‫ولی جی ۲۴ ساعته بهم پیام نداده، ‫و دارم نگران میشم.

More Farsi Persian subtitles for The Night Agent

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left