Kuffs

Kuffs

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kuffs 1992 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 2 0-v99
Kuffs 1992 BluRay
Kuffs 1992 1080p BluRay x264-[YTS AM]
A Commentary by bluraycity
@bluraycity ارائه ای از کانال تلگرام بلوری سیتی

Tags

BluRay
Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
x264
YTS
Published on: 2019-10-14
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جورج!

هی.

جورج. اوه جورج.

جورج؟

من باردارم جورج.

تو مطمئنی؟ آره.

خب حالا چند ماهته؟ بیشتر از دو ماه.

عجب! مایا... حامله...

آه خدایا!

اوه راستی من جورج کافس هستم.

من اونو حدود شش ماهه که می شناسم.

فکر می کنم دوستش دارم؛ اما , خب باردار بودن....

یعنی مسئولیت پذیری.. می دونید من...

من می خوام رابطه با زنای دیگه رو هم تجربه کنم, به جاهای مختلف سفر کنم، می دونید چی می گم؟

تماشا کنید وقتی برمی گرده اینجا چی می گه...

"نظرت چیه جورجی؟"

الان نظرمو بهت می گم من نیستم! نظر من اینه!

من همین چند وقت پیش از کار آخرم اخراج شدم..

اگه فقط خودم بودم مشکلی نبود ولی با زن و یه بچه

اصلا با عقل جور درنمیاد، میاد؟

من حتی دبیرستانم رو هم تموم نکردم, و اونم هنوز درسش تو کالج تموم نشده.

آخه من چه جوری می تونم حمایتش کنم هان؟ چه جوری؟

شک ندارم که بدون من زندگیش بهتره.

جورج؟

یه آهنگ لطیف و رومانتیک میخوای یا راک اند رول

قطعا راک اند رول.

پس وقتی که ترکش کردم،

فکر نکنید که یه احمق به تمام معنام ، باشه؟ باشه.

خب نظرت چیه؟

درباره ی چی؟

در سال 1851 سن فرنسیسکو برای حفاظت از مردمش به اندازه ی کافی پلیس نداشت

برای همین شهر رو به چندین منطقه تقسیم کردن و به اشخاص حقیقی فروختند.

مردم می تونستن در ازای خدمات پلیسی و محافظتی به این افراد پول بدن

امروز به مردان و زنانی که در این مجموعه کار می کنن گشت ویژه می گن.

-بیا دیگه! - داریم میریم!

هفته ی دیگه می بینمتون.

ایست!

گفتم ایست!

تو

بهت گفتم خودتو قاطی این ماجرا نکن !

بزن بریم! برو!

- اگه یه لحظه همه با هم حرف نزنن... - هی ! یه لحظه! یه لحظه همگی ساکت!

برد ببین من سی سال اینجا زندگی کردم,

و هیچ وقت شرایط به بدی الان نبوده. یه لحظه صبر کن.

- اینجا هنوز محله ی خوبیه. - باهات هم نظرم برد.

بیاید به خودمون یه فرصت دیگه بدیم..

ما داریم شیفتا رو دو برابر می کنیم این کار سرعت پاسخگویی مون رو بیشتر می کنه .

حالا دنبال اینم که یه نفر دیگه رو استخدام کنم.

حالتون چطوره؟ از دیدنتون خوشحالم..

احتمالا می خواید بدونید جریان این بوقلمون چیه

شایدم نخواید بدونید در هر صورت من بهتون می گم.

این ساختمون رو اینجا می بینید؟ محل کار برادرمه.

راستش چند وقته که ندیدمش

اتفاقا امروز تولدشه.

و غذای موردعلاقه اش بوقلمونه.

می خوام این بوقلمون رو براش بپزم و غافلگیرش کنم.

بعد می خوام سعی کنم راضیش کنم دوباره بهم پول قرض بده.

فعلا بذارید این موضوع بین خودمون باشه.

اینطوری... اینطوری بهتره.

ای وای !

نه نه نه!

هی! آهای! هی!

هی!

لعنتی.

ممنون!

کاریش نمیشه کرد.

چی؟

اومدن. جورج!

تولدت مبارک ! به سلامتی!

وای نگاه کن!

آره!

از همه تون ممنونم. خیلی ممنون.

اوه!!!

آه جورج! خوب بود نه؟ راستش...

من همه ی پولی که داشتم رو خرج اون بوقلمون کردم.

تولدت مبارک برد!

جورج تو چی می خوای؟ هان؟

خب بذار ببینم...اول از همه....

بگو ببینم خبر داری تو برزیل پول پارو می کنن؟

نه نه نمی دونستم.

اما بذار حدس بزنم.... تو هم اگه یه پولی تو دست و بالت بود می رفتی.

قطعا! دقیقا همینطوره.

من فقط چهار هزار دلار می خوام و بعدش میرم و دیگه این طرفا پیدام نمیشه.

چهار هزار دلار؟ آره.

که اینطور! چیه؟ به چی می خندی؟

به تو.

خیلی خب بیا آرزو کن..

سرقت هنری 50 میلیون دلاری

متاسفم جورج مثل اینکه من باید برگردم سر شیفتم.

سعی کردم بیل رو پیدا کنم امشب شیفت نداره اما نمی دونم کجاست

یه نگاه به این بنداز. پنجاه میلیون!

این همون چیزیه که من ازش حرف می زنم این همون پولیه که من می تونم تو برزیل در بیارم

که اینطور!

نظرت درباره ی 2500 دلار چیه؟ نظرت چیه بیای با من کار کنی؟

می تون بیای با من زندگی کنی روزا بری کلاسای آکادمی

شبا هم با من بیای گشت تا دوره ی آکادمی رو تموم کنی

می دونی... این دقیقا اون چیزی نیست که من میخوام

من دیروز یه مرد رو موقع دستبرد زدن کشتم.

هفته ی پیش سردسته ی همون باند به من پیشنهاد رشوه داد.

البته اون به شکل جالب تری پیشنهاد داد اما بگذریم, اون از من خواست

که موقعی که میاد منطقه ی من رو نیست و نابود کنه خودمو بزنم به اون راه و یه طرف دیگه رو نگاه کنم!

یه خرابکاری بزرگ در راهه. که نمی دونم چی ممکنه باشه.

تو برادر منی و منم یه جورایی دلم می خواد تو هوامو داشته باشی.

این نظر لطف توست اما...

ولی من هیچوقت خودمو تو لباس پلیس تصور نکردم..

بیشتر شبیه آدم بدام تا پلیسا. خیلی از قانون و مقررات خوشم نمیاد,

و این کاری که تو میگی شبیه یه شغل تمام وقته

من چیزای گنده تری می خوام. من گنج قارون رو می خوام . می خوام یه شبه به همه چی برسم

و بعد زود بازنشست بشم.

این همون رویای آمریکاییه!

اگه الان به زندگی کارمندی قانع بشم زندگیم همین جا تموم میشه. تمومه!

هیچوقت اینجوری بهش نگاه نکرده بودم. یه نفر دیگه رو پیدا می کنم.

بهت قول میدم وقتی به اون بالابالا ها رسیدم, بازنشسته ات می کنم؛ باشه؟

اتوبوس رو نگه دار ! اتوبوس رو نگه دار!

ببین جورج تو... تو 21 سالته.

سی سالگی به طور وحشتناکی سریع از راه می رسه.

و اگه وقتی سی ساله ات شد هم همینجوری بیکار و علاف باشی و

بیای پیش من واسه پول التماس کنی

من حسابی ازت ناامید میشم

من همیشه قبل ازینکه شیفتم رو شروع کنم یه سر به اینجا می زنم

می خوای تو هم بیای؟ شاید چند ثانیه دیگه بیام. باید یه تلفن بزنم.

هی برد؟

به خاطر حرفای چند لحظه پیشم معذرت می خوام.

بی خیال , احتمالا منم وقتی که 21 ساله بودم

همینجوری فکر می کردم.

امیدوارم به هرچی که می خوای برسی بچه جون!.

فکر کنم بتونم بهت یکم پول بدم.

خدا خیرت بده!

بهت بر می گردونم. باشه.

آدم خیلی باحالیه نه؟ آره.

بعد از مرگ پدر مادرمون، اون مجبور شد از زندگی خودش بگذره و

بچه ی ناسپاسی مثل من رو بزرگ کنه

خودم که فکر می کنم کارش رو خیلی خوب انجام داد و منو خوب بار آورد

حالا بریم سراغ خودم و مایا شایدباید بهش یه زنگ بزنم

تو یادداشتی که براش گذاشتم...

نوشتم که اون بدون من زندگی بهتری خواهد داشت

نمی دونم این چقدر حقیقت داره... دلم براش تنگ شده

آمین

باید پول رو قبول می کردی.

برد؟

جورج کمکم کن!

کمکم کن!

آقا شما نمی تونید اینجا باشید.

شما باید بیرون منتظر بایستید..

جرج کافس تویی؟

کاپیتان مونیرو هستم, از دپارتمان پلیس سن فرنسیسکو.

رئیس گشت ویژه

برادر شما دوست منه..

بر اساس اطلاعاتی که شما بهمون دادید فکر می کنیم مردی که بهش شلیک کرده رو پیدا کردیم.

ازتون می خوام که همراه من بیاید اداره ی پلیس و شناساییش کنید.

باشه.

- چرا به برادرم شلیک کردی؟ - کاپیتان.

بیا از پله ها بریم بچه جون. چرا به برادرم شلیک کردی؟

- گمشو!! - میندازنت زندان!

تو هیچی درباره ی این قضیه ی کوفتی نمی دونی!

هی این استوارت برکیز دستمزدش ساعتی هزار دلاره.

چرا اومده وکیل این یارو کین شده؟

نمی دونم. یه نفر باید سر دربیاره

کافس ایشون پیتر کوکا از بازپرسی قضایی هستن حالتون چطوره؟

حاضری؟ بله.

من قبلا کین رو یه بار شناسایی کردم؛ نکردم؟

به طور رسمی نه. بیا بریم.

اآره اونه... خودشه اونجا، نفر آخر

مطمئنی؟ آره. آره مطمئنم

کاپیتان می تونم یه لحظه ببینمتون؟ حتما.

صبر من ببینم... تو با چشمای خودت ندیدی که اون ماشه رو بکشه؟

نه. من نمی تونم اینجا نگهش دارم.

منظورت چیه نمی تونی نگهش داری؟

بذار بهت بگم قضیه از چه قراره. این یارو کین صدای شلیک می شنوه

می دوه جلوی کلیسا. و برادرتو می بینه که روی زمین افتاده

یه تفنگ اونجاست و اون برش می داره.

تو در رو با شدت باز می کنی و میای تو. اون فکر می کنه که صاحب اسلحه تویی

صبر کن ببینم اون فکر می کنه صاحب اسلحه منم؟ بذار حرفمو تموم کنم!

اون فکر کرده که اسلحه مال توست و تو برگشتی که اونو بکشی. برای همین می دوه و فرار می کنه.

تازه این مال وقتیه که اون اعتراف کنه که تو کلیسا بوده. که هنوز نکرده.

کشیش هم چیزی ندیده. شاهدی هم وجود نداره که چیزی رو تایید کنه.

هیچ اثر انگشتی هم روی تفنگ نیست.

حرفهای تو برخلاف حرفهای اونه.

داره به من می گه که مردی که به برادر من شلیک کرده قراره قسر در بره.

خب اون وکیله.. یه لحظه ما رو می بخشی؟

من می خوام با کافس تنها صحبت کنم..

ممکنه اون گناهکار باشه پسرجون اما من فقط می تونم جرم رو ثابت کنم نه مجرم رو. متاسفم....

همین الان از بیمارستان زنگ زدن برد مرد.

خدای....

تو مطمئنی؟ آره.

من پرونده ی برادرت رو نگاه کردم. اون منطقه اش رو به تو سپرده.

این یعنی اینکه الان تو به طور قانونی حق اینو داری که در کنار پلیس

از مردم منطقه ی 33 حفاظت کنی و بهشون خدمت کنی.

. حق اینو داری که برای این خدمات درخواست پول کنی

الان دیگه تو صاحب منطقه ی برد هستی. و می تونی هرکاری می خوای باهاش بکنی

اجاره اش بدی, واگذارش کنی یا بفروشیش.

مجبور نیستی الان تصمیمت رو بهم بگی ولی زودتر بهم خبر بده.

متاسفم.

اون مرد خوبی یود.

الو؟

الو؟؟؟

جورج.

جورج تویی؟

جورج؟

ببین جورج اگه خودتی من نمی خوام باهات حرف بزنم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left