The first 200 lines.
سام تقديم ميکند
ميکي صدامو ميشنوي؟
صدامو ميشنوي؟
ميکي
سعي کن تکون نخوري
اگه تو ميفهمي من چي ميگم به علامت آره چشمک بزن
من دکتر مولر هستم من رو شما عمل جراحي انجام دادم
به خاطر مياري چه اتفاقي برات افتاده؟
هيچ چي؟
اسم تو ميکي است يادت مياد؟
درد داري؟
هيس مشکلي نيست
کي ميتونم خودم رو ببينم؟
شما از شکستگي شديد جمجمه رنج مي برديد
شما به نوسازي قوي اي روي صورت و فک خود نياز داشتيد
اما شما خوش شانس بوديد
آسيب بافت ها خيلي خيلي شديد بودن
باشه؟
اوه خداي من
من کي هستم؟
اسمت چيه؟
اسم من ميشل دينه ميکي
چند سالته؟
من 20 سالمه
کجا زندگ ميکني؟ لندن
تو از من ميخواي که اين چيزاي احمقانه رو هر روز بارها و بارها بگم
من نميتونم ديگه تحمل کنم
من ميخوام از اينجا برم بيرون
تو والدينت رو وقتي 9 سالت بود از دست دادي
تو يه تصادف ماشين.تو صدمه نديدي
عمه ي تو الينور از تو بعد از اون حادثه مراقبت کرد
تو تعطيلاتت رو جنوب فرانسه سپري کردي
اون رو يادت مياد؟
الان کجاست؟ اون درست قبل از آتيش سوزي مرد
پس من تنهام
نه تو دوست هاي زيادي داري
اين جولياست دستيار شخصي عمه ي تو
اون تو رو از وقتي که يه بچه بودي ميشناسه
چهره اش رو تشخيص ميدي؟
و اينا يه سري از دوستات هستند
اونا رو به خاطر مياري؟
نه
من دارم مرخص ميشم؟ کي قراره بياد دنبالم؟
جوليا نگهبان تو
ميکي
بذار يه نگاهي بهت بندازم
منو يادت مياد؟
نه
اما دلم ميخواد يادم بياد
اومدم تو رو ببرم خونه
وقتي والدينت مردن عمه ي تو الينور از من خواست مواظبت باشم
هر وقت تو در مدرسه نبودي تو با من ميموندي
تو اصلا چيزي رو به خاطر مياري؟
فقط يه سري خاطرات جزئي
مثل چي؟ آدم ها مکان ها
نميدونم اونا کي اند
گاهي وقتا من فقط آتيش ميبينم
يکي از خانه هاي بي شمار عمه ات
چقدر حالم بد بود وقتي تو منو پيدا کردي؟
جراحت هاي روي صورتت خيلي بد بود فکر کردم مردي
سلام؟ منم جيک
شنيدم اون برگشته
اون واقعا الان آماده نيست خب اون اونجاست؟
ميگم بهش که تو زنگ زدي خداحافظ جيک
نميدونم که يادم مياد يا تصور ميکنم
اون دوست پسر من بود؟
جيک؟ يکيشون
بيشتر از يکي بود؟ البته
تو خيلي جذاب بودي اصلا
اون دختره کيه؟ دومنيکا دو
اون کيه؟ يه دوست
مادر اون تو خونه ي عمه ي تو خونه داري ميکرد
ميشه صداش کنيم؟ فکر نميکنم فکر خوبي باشه
خب اون يکي دوستاي من چي؟ ميشه بهشون زنگ زد؟
دوستاي واقعي تو درک ميکنن که تو به زمان نياز داري
منظورت چيه؟
وقتي تو 21 سالت بشه تو تمام دارايي الينور رو به ارث خواهي برد
بايد بهم ميگفتي متاسفم. فکر ميکردم ميدونستي
من چيزي نميدونستم کي قراره بفهمي؟
من حتي نميدونم تو کي هستي؟ من دوست تو هستم
ببخشيد
حالت خوبه؟
آره
آره بي خيال
خيابان ششم ميدان فيتزوري لطفا
ميکي
انتظار ديدنت رو نداشتم چرا زنگ نزدي؟
خب اين يه سورپرايزه بشين لطفا
بگو چيکارا ميکني؟
تو کي هستي؟
من جيمز چنس هستم من وکيل عمه ي تو بودم
من تمام فعاليت هاي تجاري الينور رو انجام ميدادم آره يکم بايد براي تو گيج کننده باشه
من از اين آدرس يه نامه دريافت کردم
اين از طرف جيکه اون اينجا کار ميکنه
ميکي جوليا ميدونه تو اينجايي؟
لطفا اجازه بده زنگ بزنم بهش
تو نبايد اين قدر زود خودت تنهايي ميومدي بيرون
من خوبم مرسي
جيک؟
جيک خودتي؟
ميکي
از ديدنت خيلي خوشحال شدم اينجا چيکار ميکني؟
دنبال تو ميگشتم
سعي کردم تا باهات تماس بگيرم ميدونم
از ديدنت خوشحال شدم
من همه چيز رو شنيدم و آره
حافظه ي من
الان چيکار داري ميکني ميکي؟
ميخواي بريم جايي و يکم حرف بزنيم و يه نوشيدني بخوريم؟
آآآ
خونه ي من چطوره؟
باشه
آخرين باري که ديدمت تو گفتي تو ديگه دلم نميخواد که دوباره من رو ببيني
خوشحالم که نظرت رو تغيير دادي
آره خب من فقط همين حرف تو رو يادم مياد
خب من شنيدم که ما با هم عاشق و معشوق بوديم
که هي قهر ميکرديم و آشتي ميکرديم
من عادت داشتم کليداي آپارتمان تو رو داشته باشم
بايد بدمشون به تو بده ببينم
کجاست؟ جاده ي نارپين
هاکستون
اگه دلت بخواد ميتوني بموني
يه جورايي باهام غريبگي ميکني
من چيزي يادم نمياد که تعريف کنم
فط چيزايي که احساس ميکنم و ميبينم
تو چيزي به خاطر نمياري اصلا؟
فقط يه سري خاطرات کوچيک
آدم ها و مکان ها
اسم من ميشل دينه ميکي چند سالته؟
من 21 سالمه
کجا زندگي ميکني؟ لندن. تو ازم ميخواي
همون چيزاي احمقانه اي هميشگي رو بارها و بارها هر روز تکرار کنم
چيزي به خاطر مياري؟
يادم مياد که بهم چي گفتي
يادم مياد که بهم چي گفتي
چيه؟ اوه هنوزم هنوزم دردم مياد
ادامه بده مشکلي نيست اوکي. منو نخندون
من با وفا بودم؟
شايد
اون تقصير من بود متاسفم
ميدونم اما فکر کنم ارزشش رو داري
تو بايد بهم ميگفتي که خفه شم
درباره ي دو بهم بگو
اون هميشه همون مدليه
آه تو حسود بودي
آره من حسود بودم
منظورت چيه بودم؟ چي تغيير کرده؟
ببخشيد؟
تو گفتي حسود بودم
چرا الان نيستم؟
جوليا بهت نگفت؟
چي رو؟
ميکي من متاسفم
دو تو آتيش مرد
ميکي اونا بهت چي گفتن؟
من يکم آب ميخوام
ميکي
صبر کن
ميکي ميکي
دوي عزيزم
خيلي عاليه بعد از اين همه سال با تو حرف مي زنم
اين نهايت تاسف منه که ارتباط با تو رو از دست دادم
الينور
ششم مي زندگي من دوباره شروع شد
ببخشيد
ميکي
منم دو دوست دوران تعطيلاتت در فرانسه
دو
اوه خداي من
باورم نميشه خيلي خوشحالم که ميبينمت
خيلي وقته تو لندني؟ يه سالي ميشه. من تو بانک کار ميکنم
منم از ديدنت خوشحالم
گوش کن الان چي کاره اي؟ حال داري بريم يه قهوه اي نوشيدني اي چيزي بخوريم؟
من نميتونم. بايد برگردم
اوکي آ
خب امشب دستت خاليه؟ آره
آره؟ اوکي ببين شمارمو ميدم بهت
قول ميدي بهم زنگ بزني؟
آره اوکي
پس تا امشب امشب
خيلي از ديدنت خوشحال شدم منم همينطور
هي ميکي هستم
لطفا پيغام خودتونو بذاريد
ميکي
فکر کردم يادت رفته
کجا؟
نه نه من نميشناسمش اما ميتونم پيداش کنم
آره باشه باشه
آره خداحافظ خداحافظ
هي بيا تو بيا تو
متاسفم. من يکم وقت تلف کردم
راحت پيداش کردي؟ آره
آره اوه صبر کن
سلام؟
بله
نه نه الان وقت مناسبي نيست
ميدونم
ميدونم ولي يه مشکلي پيش اومده
آره
متاسفم من داشتم عکس مي گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.