The first 200 lines.
... آنچه گذشت
. چه معماري قشنگي
... مصاحبه داريم . هنري مارتين ، جين ون وين
. براي مديريت
ميخوام دريک برگرده به شکوه ، سابقش
. اونم توسط تو
همون کسيه که ميتونه باعث شه هنري بيفته . تو چنگمون
. يکي درُ پوشونده
کسي که اين درُ با بتون ... پوشونده
. حتما دليل خوبي واسش داشته
. هنوزم ميخوام باز شه
. بايد بري
. بهائيه که ميپردازيم
. يکي ديگه صدمه ميبينه ، جين
. براي چيزي که از همه بيشتر ميخوايم
کسي اينجاست؟
اوه خداي من
بيخيال ديگه
لعنتي
مارو بياريد بيرون
سلام ؟ کسي صدامو ميشنوه ؟
! کمک
نه نه نه نه نه نه نه ، خاموش نشو
خاموش نشو ، خاموش نشو ، خاموش نشو ، خاموش نشو
سلام ؟
کسي صدامو ميشونه ؟
کسي اينجاست ؟
برو
برو اونور
کي اونجاست ؟
لعنتي
سلام ؟
هنري ! هنري ! جين ! اينجايي
همه جا دنبالت گشتم
هي ، يکي اونجاست باشه ؟
چي ؟ يه دخترکوچيک ـه ، پامو گرفت
اونجا ؟ آره
بيا ، حالت خوبه ؟ آره
مواظب باش ، سلام ؟
سلام ؟ کسي اونجاست ؟
سلام ؟
عزيزم ، کسي اينجا نيست
مطمئني يکي از عروسکا نبود ؟
نه من من ميدونم چي ديدم هنري
صداش ، صداشو شنيدم
صبر کن صبر کن صبر کن ، ساکت
شرط ميبيندم ميتوني صدايي که از ديوار مياد بشنوي
مشکلي نيست
اوه خداي من ، خيلي واقعي بود
خيلي ترسيده بودم
تو حالت خوبه ، باشه ؟ تو حالت خوبه
... چرا نريم بالا ؟ گوش کن
که جا گرمو نرمي ـه
و تنها کسي که مياد ميگيرت منم
باشه ؟
تو حالت خوبه عزيزم
باشه ، بريم ، بيا
فکر ميکني من ديوونم ؟
آره
نظري داري که من چقدر از آدماي مُرده بدم مياد ؟
خُب حداقل نصف کار انجام شده
داستانشون گفته شده
تنها کاري که بکني اينه که تايپش کني
نکتش همينه
هيچ رقابتي توي نوشتن آگهي فوت نيست
ميدوني ، اون ها ... اون ها براي مُرده ها طبقه بندي شدن
ميدوني هروقتي ميبينمت اَني
يه چيزي ميگي
بهم بگو ، چي ميخواي بنويسي ؟
داستان هاي مهمي که عواقب داشته باشن
منظورم اينه مدرسه رفتم که يه روزنامه نگار واقعي بشم
مامانم 20 سال براي بخش بچه ها زحمت کشيد
... آره ، اما هيچوقت چاپش نکرد اما
حداقل از دلش مينوشت
اوه ! منظورم اين بود در مورد لوئيس بپرسم
حاش چطوره ؟
عاليه ، فوق العاده ست ، حقيقتش
يه شب خوب در ساختمان بود
و انگار تمام دردا رفته بودن
خوبه ، نگرانش بودم
فکر ميکني اينطوري خوبه بيام سلام عليک کنم ؟
آره آره خوشحال ميشه ببينت
عاليه ميبينمت
اني
زندگي چطوره ؟
نميدونم ، تمام موضوعاتم باهم جور در نميان
درست مثل گرفتارياي يه نويسنده ي . گواهي فوت
فکر ميکردم حس شوخ طبعيم رو از دست دادم
همه چي خوب پيش ميره ؟
حقيقتش ، گوين هرکاري کردم
از شر قضيه وفات راحت بشم
اما تو بامزه و خلاقي
خُب بايد بهش بچسبي
اين دوتا چيزي که توي زندگي ـه کاريم تشويقم ميکنن
خُب شايدم بتونم کمکي بکنم
به خلاقيتم بچسبم ها گوين ؟
خُب آقاي دايبولد
... فکر کنم خوب زندگي نکردي اما
مطمئنم خوب مُردي
"بعد از جنگ سرد
"آقاي دايبولد توي عمليات پنهاني براي
" سازمان سيا کار ميکرده
و رد ماموران شوروي سابق را مي گرفت
در بين آن ها
... نيروي اجرايي سابق شوروي
کاندينسکي
که يه قهرمان آمريکايي به تمام معنا ـست
هزاران نفر براي مرگ آقاي دايبولد سوگواري مي کنن
صبح بخير
سلام
حالت چطوره ؟
بهترم
حقيقتش ... از بهتر هم بهترم
همه جاي بدنت اينجوري بهتر شده؟
فقط يه راه هست که بشه فهميد
چيزي شنيدي ؟
چي ؟
صدا از در جلويي اومد
لوييس ، آماده اي که بريم ؟ اي واي
ببخشيد
ام ... در باز بود
در زدم . فکر کنم نشنيديد
لوييس ، فکر کنم کلاس يوگا داريم
ام ، داريم
فراموش کردم ، ببخشيد
صبر کن ، همينطوري اومده اينجا و
فکر نمي کني يه زره تجاوز به حريم شخصيمون باشه ؟
بس کن .. در حال حاضر اون داره زندگيمو جمع و جور ميکنه ، باشه ؟
بدون اون ، تا الان به فنا رفته بودم
آره ، اينم حرفيه
ميتوني حدس بزني چه راز هايي اون جا خاک شده
با اين که معمار تمام اجزاي ساختمون حتي مجاري هوا رو هم
تو نقشه آورده ، اما اثري از اين اتاق تو نقشه نيست
که از اين جا مي گذره
بيا اينو ببين
يعني بايد تا اون جا بيام ؟
خب اگه مي خواي وانمود کني به اين موضوع علاقه مندي
اين کار ممکنه کمکت کنه
اين مجرا رو اين جا ميبيني ؟
احتمالا ازش به عنوان دستگاه تهويه هوا استفاده مي کردن
اما از اون جايي که سال 1950 دستگاه تهويه هوا وجود نداشته
... اين يعني که يکيـ
يکي يه سري تعميرات و نوسازي انجام داده
درسته ؟ چون اگه ساختمون تو سال 1923 ساخته نشده
پس ... چيه خب؟ حرفاتو گوش ميدادم ديگه
واقعا تحت تاثير قرار گرفتم
مي خوام با "گوين" صحبت کنم
ببينم اون خبر داره نقشه هاي اصلي ساختمون کجا هستن يا نه
وقت تموم شد ، صبر کن ، صبر کن
هي ميدوني چيه شايد کسي به دلايلي اون ديوارو ساخته
خيلي خب ، به چه دلايلي ؟ نميدونم
شايد شخصي بوده
... شايد مي خواسته مخفي نگهش داره
شايد اصلا اونجا جن زدست
خيلي خُب داري مسخرم ميکني ؟ آره
ببين عزيزم ، اين جا هيچ مشکلي نداره ، همه چي خوبه.باشه؟
...گوين قراره منو امروز ببره به کلابش
آره هنري ميدونم .. همه چي واسه تو عاليه
و يه کلاب خيلي باکلاسي ـه
هيچ اشکالي نداره
آدم واسه يه بارم شده ببينه اين قدرتمندا و مايه دارا چطور زندگي مي کنن.باشه؟
جين من فقط ميگم
... شايد فکر خوبي نباشه به صاحب خونمون ... رئيست
بگي که داريم ديواراي خونتو بدون اجازت مياريم پايين
اما من اجازه اينکارو دارم
خودش بهم گفته که ساختمون رو به طراحي اصليش برگردونم
و اين کاري که من ميکنم
هنري ، ساختمون دريک مثل يه جعبه بزرگ پازل ميمونه
منم ميخوام تمام گنجينه هاي مخيشو پرده برداري کنم
تک تک جاهاي مرموزش رو
اگر صاحب خونه بودي نميخواستي بدوني ؟
صبح بخير جين
صبح بخير گوين
من اه من فهميدم که تمام ساختمون با ارکيده پر کردين
مناسبت خاصيه بين تو و الووياست ؟
يادبوده
دخترمون توي همچين روزي 10سال پيش فوت کرد
.. اوه گوين ، واقعاً متاسفم من
نميدونستم
چطوري ميخواستي بدوني ؟
حالا بگو چه کاري از دستم بر مياد ؟
مهم نيست ، يه وقت ديگه بر ميگردم
اتفاقاتي که واسه دخترمون افتاد مربوط به گذشته ست جين
ترجيح ميدم روي آينده تمرکز کنم
اونا نقشن ؟
اوه آره
خُب همونطور که ميدوني
داشتم واحد بارلو رو واسه اجاره آماده ميکردم
به طوري اتفاقي يه سري پرنده بهم حمله کردن
که منو به سمت زيرزمين هدايت کرد
و در ادامه يکي از ديواراي ساختمون اورديم پايين
با احتياط انجام شد
و اونجا يه انبار مخفي پيدا کرديم
و ؟
... خُب
ميخواستم بدونم نقشه هاي اصلي ساختمون رو داريد
که من بتونم به مشاهداتم ادامه بدم
اميدواري چي پيدا کني ؟
نميدونم والا
شايدم به دليل اينکه چرا يکي ميخواد تاريخچه ساختمون دريک
No comments yet. Be the first to leave one.