The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از: سپهـــر و محـــمد SepehrDtj20 & RedHood
بازم آب ميخواين، خانم؟
.بله، لطفاً
چقدر ديگه مونده، بن؟
.چهار ساعت و 16 دقيقه تخمين زده شده
يه کم صبحونه ميخواين، شايد؟ هميشگي؟
.بسيار عاليـه. ممنون
.فقط يک ساعت تا طلوع آقتاب مونده
.آخرين فرصت براي تماشاي شفق قطبي هست
ميتونم بهت درباره کار کردن توي .سالن سينما بگم، روزنامهفروشي
رکاب زدن دوچرخه براي پنج مايل
تا هفت تا روزنامه رسيده بشه ...براي ماهي 10 دلار، ولي
واقعيتش اينه، من دوچرخه نداشتم
و وقت بيشتري صرف دزدکي رفتن داخل سالن سينما ميکردم
.تا بخوام بليط پاره کنم - پس چي بود، هان؟ -
شغل اولم؟ .اوه، اون رو نميشه توي کتاب آورد
چرا که نه؟
من براي مردي کار ميکردم که .که توي جنگل پشت خونهاش، شاهدونه ميکاشت
يه دلال ماريجوانا؟
.نه، کشاورز. عمو هنري
عموي من نبود، ولي همه به همين اسم صداش ميزدن
براي عمو هنري چيکار ميکردين؟ - .محصولات رو بسته بندي ميکردم -
به دلايلي، توي اندازهگيريها .به من اعتماد داشت
...همم. و آيا شما توي محصول هم سهيم بودين؟
نه. عمو هنري مهربون
برداشتش رو از طريق .مجراي کثيف خودش بارور ميکرد
...اوه
.ولي با اين وجود، شغل خوبي بود .پول زيادي پسانداز کردم
اينجوري تونستم تمام کتابهام رو .توي چهار سالي که توي "سنتينل" بودم، بخرم
.در مورد سنتينل بهم بگين
تو اولين شغلت چي بود؟
.نه، نه. کتاب در مورد من نيست
."کلاهبردار توي کتاب "برج عقرب
اون خودت بودي، مگه نه؟
چي باعث شد اينطور فکر کنين؟
مگه نويسندهها در رابطه با چيزي که ميدونن، نمينويسن؟
.کلاهبردار داستان زندگي يکي از دوستانمـه
.شعبدهبازي نکردم
من فقط... توي لابي هتل صبر ميکردم .شايد که توي دردسر بيوفته
.زندگي سختيـه براي يک نوجوون
.بهتر از کار کردن توي آشغالدونيـه
چه اتفاقي براش افتاد؟ دوستت؟
.مُرد
به خاطر ايدز بود، مثل داخل کتاب؟
.خودکشي
چرا اين شکلي ننوشتيش؟
.چون که داستان بود
.چونکه... خودکشي خيلي خودخواهانـهست
.بذار بعداً صحبت کنيم
چند تا مورد هست که در موردشون .بايد با کلر صحبت کنم
.البته
برنامه فشردهايـه، پس ممکنـه .تا پرواز برگشت نتونيم با همديگه صحبت کنيم
.اشکالي نداره. اولين باره ميام مسکو
.يه قرار با "گورکي پارک "و "سوان ليک" دارم
چطور پيش ميره؟
.کتي بيانيـه رو برام ايميل کرد
تونستيم کرملين رو راضي کنيم .که تن بيانشون رو بهتر کنن
به نظرت کوريگان ميگتش؟
مطمئنم که از کلمه به کلمهاش متنفر خواهد بود ...ولي اگه به بهاي اومدن به خونه باشه
تنها دليلي که پتروف داره اين مسأله رو در نظر ميگيره
.به خاطر اينه که توي سازمان ملل نفوذ داريم
هر دوتون مطمئنين که اين صد در صد جواب ميده؟
اگه پتروف همکاري نکنـه رئيس سازمان ملل
به محض اينکه توي آمريکا فرود بيايم .جلسه اضطراري ميذاره
بيا اميدوار باشيم که نيازي نشه .که از اين برگ استفاده کنيم
.فقط زيادي بها نده
اوه، گوش کن، توي شوراي امنيت حاشيه پراکني کرده
که يک شهروند آمريکايي رو بازداشت کرده .و ميخواد اين مسأله رو کنار بزنه
فکر ميکنم با فردي بسيار منطقيتر روبهرو خواهيم شد نسبت به
.کسي که توي واشنگتن به ملاقات اومد
ما با يک معاملهي صلحطلبانه .و همچنين کوريگان برميگرديم
.خوشبيانهاش اين ميشه
فکر ميکنم بايد سوييتمون رو به کوريگان بديم وقتي برميگرديم
.که کمي بهش در مقابل مطبوعات آسايش بديم
.آره، فکر خوبيـه
اصلاً خوابيدي؟ - .نه -
چيزي خوردي؟ - .هنوز نه -
.بيا
.بيا اينجا رو ببين
اين قشنگترين چيزي نيست که توي عمرت ديدي؟
.از زمين به مکس
.سلام - .به نظر حواست پرت شده -
.آره، کمي شايد
به خاطر "کارا"؟
کارا؟ چي؟
.دعوتش کن بيرون، ميدونم که ميگه آره
.برات خوبه. آدمهاي جديد ببيني
.نميتونم. هنوز به خودم اعتماد ندارم
منظورت چيـه؟
.هي، مکس. بهم بگو
قول ميدي که قضاوت نکني؟
.نميکنم، قول ميدم
خب، بعد از اينکه ولم کرد
شبهاي زيادي بودن که .پر از مواد و دختر بود
و بعضي از اون دخترها .حتي به ياد نميارمشون
...و کارا هم دختر خوبيـه، پس
.ولي تو همون آدم قبلي نيستي - .شرايط خطرناک هم وجود داشت -
همه چيز به هم ريخته بود و من .احساس امنيت نميکردم
خب، آزمايش دادي؟ - .نه -
.حب، بايد که آزمايش بدي
.ميدونم، ولي ازش مثل سگ ميترسم
خب، قطعاً. ميخواي که من باهات بيام؟
.نه، نميخوام
.يه دونه کلينيک توي "توسن" هست .خيلي از دوستهام ميرن اونجا
...فقط راه برو - .متوجهم! متوجهم -
.اگه بخواي فردا ميتونم باهات بيام
.من يه مادر نميخوام - .هي نميخوام برات مادر باشم -
من فقط... بهت اهميت ميدم .و ميخوام که احساس امنيت کني
...فقط
.مکس
!مکس
...اوه
از اينکه دارين آقاي کوريگان رو آزاد ميکنين .بسيار ممنونم. براي ما خيلي اهميت داره
.و همچنين براي کساني که دوستش دارن
.همهمون يک چيز رو ميخوايم .اين تنها قدم اوليهست
آقاي ليتسکي، رئيس کارکنان من .شما رو تا ساختمان هدايت ميکنن
اجازه هست؟ - .آقاي رئيسجمهور -
.ممنون - .بعد از شما -
.خب... از اول شروع ميکنيم
انگار که بار اولـه که همديگه رو ميبينم، آره؟
.لطفاً
.قول زندان بهش بده - زندان؟ -
.زندانهاي طراز اول فدرالي
چرا بايد اعضاي اون توي حياط پشتيشون مجرم بخوان؟
.نميخوان. توي حياط پشتيشون کار ميخوان
ما سالهاست داريم تلاش ميکنيم که فدرال سرمايه .گذاري کنه. بيرچ توي اين مساله باهاش جنگيده
بهش بگو که بيرچ رو راضي ميکني. اگه که اين جواب نداد
.بهش اشاره بده که براي وزارت راه جايي براي اون هست
.از طرف صنعت خودرو بهش خيلي فشار وارد ميشه
.ايستادگيش توي انتشارات کربن رقتانگيزه
پس خودت ترتيب رفتنش رو بده با هر کس که .ميخواي بذاري براي حفاظت از محيط زيست
.آماده نيستم به اين زودي تعهدات کابينهاي بدم
تعهد نيست. فقط توي لحاظ .کردنش داري آزادنه رفتار ميکني
.داگ؟ بايد شروع کنيم
.از صنعت ماشين به سود خودت استفاده کن هر کسي که وينکوفسکي ازش حمايت کنه
هر نماينده عالي که از طرف فورد .يا کرايزلر حمايت بشه، دنبالهروش ميشه
و اگه اين جواب نداد
بگو که داري ديک بالتر رو لحاظ ميکني .براي وزارت راه. از باتلر متنفره
.بايد برم. بهم بگو که چي گفت
اومدي اينجا که روي بدنت .کار کني نه که روي کارت
...وقتي که رئيس زنگ ميزنه
خب، تا زماني که اينجا هستي .من رئيس هستم
.بريم اونجا و روي دشک دراز بکش
.بله، خانم
.مايکل - .خانم آندروود -
.کلر
باهات خوب رفتار شده؟
.خيلي خوب، همون طور که ميبينين
ممنون، آقاي ليتسکي
.ولي دوست دارم که از آقاي کوريگان بشنوم
.آره، باهام خوب رفتار کردن
پيش دکتر رفتي؟ - .رفتم. ديروز -
.به نظر لاغر مياي - .هميشه لاغر بودم -
رئيسجمهور ازم خواستن که شما رو .از نزديک ببينم تا خبر خوب رو بهتون بدم
.شرايط آزادي شما نهايي شده
.فردا شما رو با خودمون به خونه ميبريم
.فکر ميکردم خوشحال بشي
شرايط چي هستن؟
.نشست مطبوعاتي مشترکي برگزار ميشه
با پتروف؟ - .بله، هر دو رئيسجمهور -
توافقنامه ازت ميخواد که .يک بيانيـه کوچيک بدي
عذر ميخوام، آم، کلمات خيلي کوچيک .هستن و من هم عينک همراهم نيست
...به آقاي کوريگان پيشنهاد عينک داديم - .اين کارو کردن -
.مال من در حين دستگيري شکست
.بقيه زندانيها عينک ندارن .نميخواستم که شرايط ويژه داشته باشم
به تمام کساني که نياز دارن عينک ميديم .چه روسي باشن، چه آمريکايي
.اين يک دروغـه
.من ميخونمش
،گفته که، "من، مايکل کوريگان از شهروندان اتحاديه روسيه
به خاطر شکستن قانون عذرخواهي ميکنم
از نقشم در افشا کردن ايرادات در .رفتارهاي جنسي غيرعرفي پشيمانم
از رئيسجمهور پتروف قدرداني ميکنم که .که اين بخشش براي آزدي من را فراهم کردند
".و اجازه دادن که من به ايالات متحده برگردم
کي اين رو نوشته؟
نتيجه مذاکرات تمديدشدهاي هست
که بين نمايندگان توي وزارت امور خارجه
.و وزارت امور خارجه روسيه انجام شده
.ببخشيد، نميتونم بگمش
.ميدونم که با ايدهآلت خيلي متفاوته، مايکل
.ايدهآلي وجود نداره .غير از فسخ کردن قانون
ميشه يک لحظه تنهامون بذارين؟
رئيسجمهور پتروف از من .خواستن که با شما بمونم
.و من هم ازتون ميخوام که تنهامون بذارين
آقاي ليتسکي؟ گمون ميکنم که توي اين سلول شنود کار گذاشته شده؟
.من چيزي در مورد زندانها نميدونم
کجاست؟ - .خانم آندروود -
اگه آقاي کوريگان و من بخوايم تنهايي صحبت کنيم
دوست دارم که مطمئن بشم که .کاملاً به صورت خصوصي هست
.شنود رو بهم نشون بدين
.ممنون
.نميخوان که قانون رو فسخ کنن
.بيانيه تنها شرط لازم براي آزاديت هست
.مذاکرهاي وجود نداره، مايکل
.اين کار قبلاً صورت گرفته
پس 27 نفر ديگه چي؟ - .اونا آمريکايي نيستن -
خب، اگه اونا قرار نيست آزاد بشن .من هم نبايد آزاد بشم
.کاري نيست که ما بتونيم براشون بکنيم
شما بانوي اول و سفير .ايالات متحده هستين
و دارين بهم ميگين که کاري نيست که بتونين انجام بدين؟
No comments yet. Be the first to leave one.