Lady Chatterley's Lover

Lady Chatterley's Lover

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lady Chatterleys Lover 2022 WEBRip x264-ION10
Lady Chatterleys Lover 2022 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Lady Chatterleys Lover 2022 1080p NF WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Lady Chatterleys Lover 2022 720p/1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Lady Chatterleys Lover 2022 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Lady Chatterleys Lover 2022 1080p WEBRip x264/x265-RARBG
Lady Chatterleys Lover 2022 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Lady Chatterleys Lover 2022 720p/1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Lady Chatterleys Lover 2022 720p WEB H264-KBOX
Lady Chatterleys Lover 2022 1080p WEB H264-KBOX
A Commentary by sahar_frb
🔴 30nama | سـحـر 🔴

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
TS
YTS
Published on: 2022-12-03
Downloads: 65
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مـن، کنستانس رید

تـو را، کلیفورد چترلـی

به عنوان شوهر قانونی خود می‌پذیرم

تا از امروز به بعد تو را در کنار خود داشته باشم

و در لحظات خوب و بد

در ثروت و فقر

در بیماری و سلامتی همراهیت کنم

« معشوقه‌ی بـانو چترلـی »

چه حسی داری؟

نمی‌دونم! فردا ازم بپرس

باید یه چیزی بخوری - باید این لباس رو از تنم در بیارم -

چطور شدم؟

خب، بعید می‌دونم کلیفورد دلش بخواد زیاد توی پذیرایی معطل بمونه

فکر نمی‌کنی مادرش تایید کنه؟

خب، کاملاً مطمئن نیستم

هیلدا، الان بحث لباسه یا عروسی؟

.فردا صبح برمی‌گرده جبهه فکر کن بندازیمش عقب

و بعد یه اتفاق وحشتناک بیفته

نمی‌شد همین‌جور باهاش بخوابی؟ - هیلدا! مسخره بازی در نیار -

در نمیارم. این‌جوری تعهدش کمتره و در هر صورت هم کلیفورد دنبال همینه

کلیفورد همچین آدمی نیست

می‌شناسیش که. آدم مهربون و باملاحظه‌ایه

بهم احساس امنیت میده

گمونم خانواده‌ش از خانواده‌ی ما سنتی‌ترن

ولی به نظرم عقاید خودش در واقع کاملاً مترقی هستن

واقعاً؟ - !آره -

...هوم

درباره‌ی اون پسر آلمانیه هم می‌دونه؟ - آره و میگه اهمیتی نداره -

قضیه مال قبل از جنگ بود پس به حساب نمیاد

نیازی نیست منو متقاعد کنی. منم معشوقه‌ی آلمانی داشتم، یادته که؟

خب، مالِ من مُرده

ببین، قضیه همینه

چیه؟

دلم نمی‌خواد دوباره آسیب دیدنت رو ببینم

تو... تو خیلی راحت

عاشق میشی

!ای بابا، هیلدا

!کلیفورد - !نیروی کمکی رسید -

ذهنم رو خوندی

نزدیک بود توی راه مال تو رو بخورم

به سلامتی - به سلامتی -

خب، حالا چی کار کنیم؟

پدرهامون دارن فکر می‌کنن موقع سلامتی زدن چی بگن

میشه باهم بریم پیش‌شون؟

حتماً

.خیلی خوشگل شدی، کان

مرسی

صداشون داره میاد - آره -

...وای

آماده‌ای؟

خب، به سلامتی کلیفورد و کانی

به امید اینکه وارثی برای وراگبی بیارن

به سلامتی کلیفورد و کانی

پدر، دلیل ازدواج‌مون فقط این نیست

نه دیگه واسه چی یه بارونت باید بخواد ازدواج کنه؟

!هیس

من ازدواج کردم چون کانی رو پیدا کردم - و منم تو رو -

مایلیم از کسانی که سهمیه‌ی کره و شکرشون رو بهمون دادن

تا بتونیم جشن بگیریم تشکر کنیم

به سلامتی وارثِ بعدیِ چترلی

!به سلامتی چترلی‌ها

پس فقط تماشا می‌کنیم و منتظر می‌مونیم

!آره

وای خدایا

"واسه چی یه بارونت باید بخواد ازدواج کنه؟"

باورم نمیشه

کلیفورد، تو بچه می‌خوای؟

آره. آره، یه روزی

به خاطر خودمون، نه به خاطر بابام - اوهوم -

گمونم تو بخوای

گمونم آره

چیه؟ حالت خوبه؟

...آره، آم، البته. ببخشید

...فقط

همه‌ش تو فکر اینم که باید برگردم جبهه

می‌دونم چیزیم نمیشه - چیزیت نمیشه -

لازم نیست کاری کنیم - نه، نه، خودم می‌خوام -

مطمئنی نمی‌خوای تا ایستگاه همراهت بیام؟

مرسی

بیا شلوغش نکنیم، خب؟

دوستت دارم، کان

خداحافظ

مشتاقانه منتظر نامه‌هاتم

هر روز برات نامه می‌نویسم

هیلدای عزیزم، می‌دونستم جنگ همه‌مون رو عوض می‌کنه

.ولی فقط مطمئنم نبودم چقدر

انگار که یه عمر از پایانش گذشته

نه، شش ماه

ما دیگه از لندن رفتیم

تازه رسیدیم وراگبی

به ملک خانوادگی کلیفورد

به محض اینکه مستقر شدیم، انتظار دارم اغلب اوقات برات نامه بنویسم

خواهرِ دوست‌دارت، کانی

ممنون

.به خونه خوش اومدین جناب کلیفورد .براتون دعا کردیم

ممنون آقای وارن

خودشه

بسیار خب

ممنون، خودم... خودم می‌تونم

آقا و خانم وارن، ایشون همسرم هستن

بانو چترلی جدید

خوشوقتم بانوی من

خیلی کار داره

خانم وارن تا جایی که میشه دوباره خدمتکار استخدام کنید

این ساختمون به شکوه قبلش نیست

مثل روز اولش می‌کنیمش

گفتیم شاید بخواین از اتاق مطالعه‌ی پدرتون به عنوان اتاق خواب اصلی استفاده کنید

تا دیگه لازم نباشه از پله‌ها بالا و پایین بشین

ممنون خانم وارن

نـه

نه، بیایین چمدون‌ها رو همین‌جا بذاریم

کتابخونه رو می‌کنیم اتاق خواب اصلی

!عجب

چی برای یه نویسنده الهام‌بخش‌تر از خوابیدن میون کتاب‌هاست؟

.اینجا جاییه که پدرم رو پیدا کردن .میگن قلبش از کار افتاد

به نظر من که از شدت ناراحتی مُرد

کلیفورد... دیگه تموم شده

زندگی چیزیه که ما می‌سازیم

خانم وارن - بله؟ -

بیایین پرده‌ها رو بزنیم کنار بذاریم یه کم نور بیاد تو

حتماً بانوی من

باید یه نگاهی به دور و بر بندازی - میندازم -

می‌تونی از اتاق خصوصی بالای کتابخونه که

توش پُره از پرتره‌های خانوادگی استفاده کنی

حالا که فکر می‌کنم اصلاً !کل طبقه دوم مال خودت

به خونه خوش اومدی کلیفورد

حالت خوبه؟ من گرفتمت، به من تکیه بده. وزنت رو بنداز روی من

حاضری؟ - اوهوم، آره -

قلقلش داره دستم میاد

عاشقشم - اوهوم -

...می‌دونی

تو فکر اینم داستان کوتاهی رو که توی کمبریج نوشتم، طولانی‌تر کنم

هوم؟ - رمانش کنم -

چه فکر خوبی - نظرته؟ -

اوهوم

ویراستارم میشی؟ - حتماً -

.نمونه خوان و تایپیست درخواستم رو می‌فرستم

!درخواست تو رو جلوتر از بقیه می‌ذارم

این‌جوری خوبه؟ - آره -

وای این تخت نرم‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

شب اول در وراگبی - خوش اومدی -

وای ببخشید - وای اشکالی نداره. جدی میگم -

چیه؟

متأسفم کان

فقط دیگه نمی‌تونم، می‌دونی؟

واقعاً متأسفم

اشکالی نداره. نگران نباش

مشکلی نداری؟

نه

دوستت دارم، کان

بدبیاری آوردیم ولی خواهی دید

اینجا توی وراگبی خوشبخت میشیم

سلام قربان

من مرد قوی و سخت کوشی هستم و ناامیدتون نمی‌کنم

لیلی ویدون هستم مادرم برای جنابِ جافری کار می‌کردن

جدی؟

اولیور مِلرز؟

تو قبل از جنگ برای پدرم کار می‌کردی

بله قربان

و ستوان ارتش هم بودی - بله قربان -

واقعاً فکر می‌کنی برات خوشایند باشه بعد از اون همه مدت افسر بودن برگردی به شکاربانی؟

یه کم سکوت و آرامش به دردم می‌خوره

به قدر کافی دیدم جنگ چی به سر آدم میاره - اوهوم -

منم همین طور

حتماً بیشتر از من اینجا رو بلدی

اوه، نه بانوی من وقتی مادرم سرکار بود نمی‌تونستم بیام اینجا

بسیار خب پس. خوش برگشتین آقای ملرز

قربان

پس در این صورت باید با هم یاد بگیریم، مگه نه؟

اوهوم - ممنون لیلی -

بانوی من، کلی مارتین هستم

ممنون - الان پنج ساله که خدمتکارم -

هیلدای عزیز

آدم بی‌شعور و بی ملاحظه‌ای هستم که زودتر از اینا برات نامه ننوشتم

در دفاع از خودم باید بگم عمارت وراگبی به رسیدگی نیاز داشت

ولی بالاخره خدمه کامل داریم

که برای بازسازی عمارت حسابی زحمت کشیدن

کلیفورد نیروی بدنیش رو دوباره بدست آورده

من هنوز تنها کسی‌ام که می‌ذاره بهش کمک کنه

ولی روز به روز کارهای بیشتری رو می‌تونه تنهایی انجام بده

همیشه‌ی خدا داره می‌نویسه

که همین سرحال نگه‌ش می‌داره و تقریباً دیگه اولین رمانش رو تموم کرده

اولین بار خانم گرترود رو توی مهمونی شام کامـا

که لرد ویتربی برگزار کرده بود دیدم

ویتربی، و-ی-ت-ر-ب-ی

"...با چنین همراهانی که" از این تیکه‌ش خیلی خوشم میاد

...با چنین همراهانی - اینجا توی روستا سوت و کوره -

دلم برای زندگی‌مون توی لندن تنگ شده

و البته که دلم برای تو هم تنگ شده

ولی گمونم باید زندگی‌مون رو بکنیم

مهم نیست که چه بلاهایی سرمون اومده

اخیراً برامون مهمون هم اومده

بیشترشون دوستای مجرد قدیمی کلیفورد بودن

باور کن که اصلا تعجب‌آور نیست که خیلی‌هاشون هنوز زن نگرفتن

هر از چندگاهی نویسنده‌هایی که

کلیفورد ازشون مشاوره خواسته هم بهمون سر می‌زنن

گویا دوستان قدیمی من

همه فکر می‌کنن بدبیاری مُسریه

می‌دونم که تو و اوون

از وقتی جنگ تموم شده در حال مسافرتین

More Farsi Persian subtitles for Lady Chatterley's Lover

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left