The first 200 lines.
وقت رفتنه دونالد
خودت ميدوني درباره اين ملاقات چه حسي دارم
و اميدوارم به رفتنش بيارزه
خب اگه قراره من اين پرونده رو بگيرم
فکر ميکنم حق دونستن يه چيزايي رو داشته باشم
حتما همينطوره
هرکس ديگه ام بود همين حقو داشت
خب
نميتونم هيچ قولي بهت بدم
کمک که ميکنه، نه؟
ممکنه، اما نميخوام اگر جواب نداد
ازم شکايت کني
باشه، فعلا اون فرم لعنتيو بده من
بفرما
خب بزار روراست باشيم، پيشنهاد من
جراحي لوزه هست
اما اين يه درمان نيست
تو هنوز تنگي نفس داري
اين فقط کمي به بهبوديت کمک ميکنه
باشه، فقط ميدوني چيه، بيهوشم نکن
کاريو انجام بده که هر دندونپزشکي انجام ميده
ميخوام براي اين لعنتي هوشيار باشم، متوجه اي؟
بزار يه چيزي ازت بپرسم
اگر موقعيکه داري رو دندون يکي کار ميکني
يا هرچي، طرف درباره خودکشي حرف بزنه
گفته هاشو تو فايلت ثبت ميکني؟
تو به خودکشي فکر ميکني؟
چرا بايد به خودکشي فکر کنم؟
تا حالا يه نگاهي به خودت انداختي؟
نه، من خودکشي نميکنم
اين مربوط به مورديه که دارم روش کار ميکنم
خب، آره من اونو با يه يادداشت که ميگه
بايد به يه روانشناس مراجعه
و زلفت (داروي ضدافسردگي) مصرف کنه فايل ميکنم
بجنب تا جوونيم
اونجوري نگام نکن لئونارد
اين براي تو شانس بزرگيه
دلو به دريا بزن و به همه نشون بده
چه قابليت هايي داري
تو نميموني؟
درحوزه ي وظايفم نيست پسر
حالا دروغ گفتن به وکلاي ديگه
وظيفه ي توئه
تو بايد بهم ميگفتي داره چه اتفاقي ميافته وندل...
واينکه چرا نميتونيم سازش کنيم
هي، مجبور نبودم چيزي بهت بگم
کوپرمن بهت گفته بود
فقط به همه سوالاش جواب بده
آسيب هاي جانبي
مرگ غير نظامي ها
من خودم موقعي که اونجا خدمت ميکردم اينهارو ديدم
هروقت يه کودک رو ميکشتيم
صدنفر از اونارو با خودمون دشمن ميکرديم
رايان لارسون تلاش ميکرد تا
از وقوع چنين اتفاقاتي جلوگيري کنه
لطفا خاموشش کن
چرا اينو به من نشون ميدي؟
اصلا چرا همچين چيزي پيش توئه؟
ميدوني جمع آوري اين تصاوير جنگي
ميتونه چه تاثير بدي رو نظر هيئت منصفه بزاره؟
اين مربوط به تحقيق و پيشرفت
عملکرد صنعت استاندارد
براي حفظ مجموعه اي از توليدات کاربردي
و حذف توليدات بلااستفاده هست
رايان رو اينا مطالعه ميکرد تا بتونه
راهي براي حفظ جون افراد بيگناه پيدا کنه
واقعا؟ با يه سيستم جنگ افزار جديد؟
مشکل از جنگ افزارها نيست
مشکل چطور کار کردن با اوناس
درست وقتيکه جاي دشمنو شناسايي ميکنيم
و دستورات لازم براي
شليک موشک هارو ميگيريم،
با ساختمون خالي مواجه ميشيم
عدالت به تعويق افتاده
دقيقا و رايان داشت تلاش ميکرد
تا يه سيستم سوخت جديد رو راه بندازه و
و با سريعتر رسوندن بمب ها به اون محدوده اين تاخيرو جبران کنه
پس اون داشت سوخت نظامي رو
رو قايق تست ميکرد
اين چيزيه که ميخواي بگي؟
چون اگر درست باشه تو به گا رفتي
تست رو آبهاي آزاد غير قانونيه
در واقع اون تست هارو انجام نميداد
تنها دليل حضورش تو اون قايق خودکشي بود
استرس کاري، مشکلات ازدواج
اون مرد ضعيفي بود
و از سوخت تحت آزمايشش براي کشتن خودش استفاده کرد
پس چرا اينارو به مک برايد و بيوه ي رايان نگفتي؟
ما هيچوقت مجوز فدرال رو
براي تست سوخت نگرفتيم
پنتاگون مارو تحت فشار گذاشته بود
تا مشکل تاخير رو حل کنيم
اما اگر طبق قوانين اونا پيش ميرفتيم
ده سال از زمانيکه بازارو دست گرفتيم عقب ميافتاديم
و بعيد نبود که قرارداد رو هم از دست بديم
Better to beg for forgiveness
than ask for commission.
ما پيمانکاراي وزارت دفاع هستيم
طبق قانون ملزم به
گزارش توافقات قانونيمون به پنتاگون هستيم
که اين به معناي قبول قانون شکنيمون هم هست
ممکن بود اونها يا سازمان انرژي
تحقيقاتمون رو منحل کنن
پس چرا تو دفتر قاضي سعي ميکردي سازش کني؟
از اونجائيکه تمام اين اتفاقات قبل از شروع به کار من تو اين سازمان رخ داده
من تا امروز
هيچ چيز درباره اونچه رايان روش کار ميکرده
نميدونستم
تو مشاور حقوقي هستي
نيازي نبود لئونارد چيزي بدونه
چون من خبر داشتم
شايد دفعه بعد
به توصيه هاي من توجه کني
درباره پنهان کاريت بگو
تا حدي براش متاسفم
نباش
شرکت ها مشاوران حقوقي رو استخدام ميکنن
تا اگر اوضاع بد پيش رفت
کسي رو براي سرزنش کردن داشته باشن
لئونارد يه سپربلا با حقوق بالاست
راضي شدي؟
حالا که جواب همه ي سوالاتو گرفتي
شکت برطرف شد؟
از من بخاطر اينکه ميخواستم
حقايق رو درباره ي پروندم بدونم عصباني نباش
اين شغل منه بخاطر همينم بهم حقوق ميدي
جواب سوالمو ندادي
مطمئن نيستم
همونطور که گفتي براي شرکت هاي بزرگ
مخفي نگه داشتن مسائل از وکلا خيلي معمول نيست
معلومه که لئونارد ناراحت بود...
تحقير شده بود
بنابراين فکر ميکنم که تاحدي راضي شده باشم
تاحدي
باهام بيا خونه
ميخوام ترتيبتو بدم
فکر ميکنم اين حقو داشته باشم
تو حق هيچ غلطي رو نداري
هيچوقت نداشتي
او، خوبه
خوبه. سيگار بعد جراحي. هوشمندانس
من جراحي نداشتم
اون دستگاه لعنتيو روشن کرد
و من از ترس به خودم ريدم
جا زدم حالا هرچي
من از... من از دادستان خواستم
تا رانندگيت در حين مستي رو به يه
خطاي کوچيک و رانندگي سهل انگارانه تخفيف بده
و اونا امکان دفاع از خودت رو
هم بهت دادن، بنابراين
من اعتراف به گناه نميکنم
چرا، معلومه که ميکني مرد
من کارمو انجام دادم
ميخواي براي اثبات چيزيکه هيچوقت نميشه اثباتش کرد
ريسک زندان رفتنو قبول کني؟
خب بعدش چي؟
چي، ميخواي منو با اين پرونده ي کوفتي
لارسون تنها بزاري؟
گفتم که به گناه لعنتيم اعتراف نميکنم
قبلا هم بهت گفتم، باشه؟
باشه لعنت بهت
چه غلطي ميکني؟
کار درستو انجام ميدي
ما رو از اين مخمصه نجات ميدي
و قاضي رو مجاب ميکني که يه پرونده داريم
و اين بهترين کاره
اما بعدش برميگردي
و فورا گند ميزني به همه چي
منظورم اينه که اين چه کاريه؟ چرا؟ چرا همچين کاري ميکني؟
ميشه اين لعنتيو روشن کني بريم؟
ميشه اين ماشين لعنتيو روشن کني؟
پونصد هزار دلار!
هيچ ميدوني چقدر پوله؟
اصلا ميفهمي؟
و تو اونو رد کردي
بدون اينکه از موکلت
يا حتي از من سوالي بکني
اين پرونده ي منه
من تورو استخدام کردم تا جمع و جورش کني
نه اينکه بخاطر برنامه هاي شخصيت کشش بدي
براي چي؟
براي اينکه ميخواي چيزي رو به کوپرمن ثابت کني
تو ميخواي چيزيو به خودت ثابت کني
اصلا مهم نيست!
هيچکس اهميت نميده!
و هيچ اهميتي نداره
چون آخرش
اونا برنده و ما بازنده ايم
و شک نکن که بعدش مارو ميکشن
و من بخاطر همين وحشت کردم
من ترسيدم هيچ ميفهمي؟
از کجا ميدونستي امشب بهت احتياج دارم؟
نکنه حس ششم داري؟
امشب بيرون سرده پسر
خيلي خوب، بيا
فقط عادت نکني
اون درست به موقع تو دادگاه بود...
آها، بزار چک کنم
اون يه جلسه داشته در...
چه خبره؟
No comments yet. Be the first to leave one.