The first 200 lines.
من تا حالا اون رو ندیدم.
بشقاب پرنده...
وضعیتتون چیه؟
دولت قبول نمیکنه که یوفوها واقعی هستن چون...
اونا امروز بین ما هستن.
رازول، گلف بریز،
دانشمندان معتقدن یوفوها
یوفوها واقعین و اونا اینو میدونن.
من میدونم چی دیدم...
ما با یک تهدید بیگانه
اگه نیروی هوایی ایالات متحده
یوفوها به اندازه من و تو واقعی هستن.
مگر اینکه ارتش
اون چیزی که من دیدم یه سفینه فضایی بیگانه بود.
یه ارتباط تو قلبت حس کردی.
و تو ذهنت صداهایی شنیدی.
ما سفینه فضایی بیگانه رو دیدیم...
یه مورد مشاهده یوفو.
قضیه پیچیدهتر از این حرفاست.
یوفوها دارن خودشون رو به مردم نشون میدن.
چیزی که داریم در موردش حرف میزنیم
در تاریخ بشر.
شیئی با منشا نامعلوم
الان یه رد تصویری ازش پیدا کن!
هیچ تطابقی نداره
داره مانور میده.
داریم برخورد رو ثبت میکنیم!
هنری برک رو پیدا کن. الان.
هی. فکر میکنی همینه؟ این واقعیته، نه؟
یاد میگیری.
این تمرین نیست.
گروه و تجهیزات آمادهان.
برخورد هشت دقیقه پیش بود.
اندروید امپریال،
به سیاره... هالیوود.
بمیر! بمیر! وای! هی!
عالیه.
محدوده رو گسترش بدین.
سیاره هالیوود، لطفا.
اینجا همه چیز دارن.
اینجا واقعاً
با این همه چیزی که هر شب میبینی،
درود بر شما...!
به همایش دیوانهها خوش آمدید.
اونا به هدف ما کمک نمیکنن.
آگاه کردن مردم در مورد
در واقع،
دارم یه سخنرانی
تو همایش دیوانهها.
هر وقت خواستین سر بزنید.
بقیه پول برای خودت.
دکتر الکس فریدمن.
مراقب پشت سرتون باشین، لطفا.
هی، بیا دیگه!
بسه دیگه، میشه؟ من باید بخوابم!
آره، منم همینطور.
حالا، اخبار اکشن شبکه ۱۳
کیسی اسمیت، با یک هشدار خبری.
یک حادثه نزدیک سرچلایت.
قراره بریم سراغ خبرنگارمون،
مسئولین این رو بدترین نشت کلر
یک محدوده امنیتی پنج مایلی
افسران گشت بزرگراه
از اوایل صبح،
این قسمت از مسیر ۹۵
ناتالی گان گزارش میدهد.
قالبهایی که از خندق بیرون آوردیم
متناوب بین عمق
نشان دهنده نه یک، بلکه دو
دوپا...
...احتمالاً انساننما از نظر شکل.
هر نهاد جمعآوریکننده داده
دنبال هر ناهنجاریای بگردین.
شماها باید این رو جابجا کنین.
جک.
دیگه جواب تلفن نمیدی؟
آقای ولف فکر میکنه داری بیاحترامی میکنی.
خب، به ولف بگو وقتی گفتم
آقای ولف تصمیم میگیره
اون تو رو دوست داره، جکی. دوست نداره ببینه
با تاکسی سوار کردن توریستای چاق
رفیق، این چه جور زندگیه؟
زندگیایه که من برای اون دیر کردم.
مرگ میخوای؟
تو تموم شدی، جک.
هی! داری چیکار میکنی؟
این رو از منطقه تاکسی دور کن
به زودی میبینمت، جکی.
از کجا اومدی؟
اون بخشش رو خودم فهمیدم.
از اون پورتال.
من سث هستم. این هم خواهرم، سارا.
ما فوراً به خدمات حمل و نقل نیاز داریم.
واقعاً؟ خب، من نیاز دارم...
یک معامله ارزی.
چی؟ شما دو تا از بانک دزدی کردین؟
اسم منو از کجا میدونستی؟
اگه برای خدماتتون به توافق برسیم،
خیلی فوریه که
باشه. من میرم.
کجا میرید؟
من یه آدرس میخوام.
من به یه چیز مشخصتر از فقط "اون سمت" نیاز دارم.
ما باید عرض جغرافیایی ۴۰.۵۴ رو پیدا کنیم که با طول جغرافیایی...
ما همون "اون سمت" رو میریم.
ما رد پای دوتا EBE رو به مدت ۷.۳ مایل تعقیب کردیم،
و تو یه استراحتگاه کنار بزرگراه گمشون کردیم.
چهار ساعت و ۱۹ دقیقه بعد از برخورد، یه...
گزارش حادثه از گشت بزرگراه تو همون استراحتگاه ثبت شده بود.
صندوق عقب یه ماشین دزدیده شده بود، بدون هیچ نشونهای از ورود اجباری.
یه چیز بهتر از این به من بده، آقای پوپ!
لباسهای دزدیدهشدهای که مال دو تا نوجوان بودن.
افتادیم تو بازی. بریم دنبالش.
دو تا بچه شب تو بزرگراه تنها راه نمیرن.
یه اتوبوس داریم. تقریباً همون موقع، تو همون استراحتگاه پیاده شده.
سیونه نفر پیاده میشن.
بزن جلو تا مسافرا دوباره سوار ماشین شن.
دارم میزنم جلو.
ثابت نگه دار.
اونجاست.
انگار اتوبوس یه بار اضافی برداشته.
برنامه مسیر نشون میده ایستگاه بعدی...
...شهر گناه.
من دسترسی به تک تک دوربینهای مداربسته رو میخوام.
که تو وگاس روشن هستن. ساختمونهای اداری رو چک کن،
انبارها، رستورانها، فروشگاههای بزرگ.
اگه لازمه، تو سیستم فاضلاب هم بگرد.
خودپردازها! دقیقاً خیابون فریمن و مین. ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه بعدازظهر.
سوابق بانکی نشون میده که اونا برداشت کردن...
...کل موجودی دستگاه رو. پونزده هزار دلار.
و همچنین... اونا اصلاً از کارت استفاده نکردن.
اونا حتی یه بار هم دستگاه رو لمس نکردن. حتی یک بار.
این EBEها یه سری مهارتهای فوقالعاده دارن.
بینگو! اینم دوربین امنیتی شرکت تاکسیرانی.
چشمت به در عقب تاکسی باشه.
همونجا.
فید ماهوارهای همزمان. شماره پلاک رو برام پیدا کن.
حمل و نقل زمینی، الان.
و مهم نیست ظاهرشون چیه، آقایون،
اونا بچه نیستن.
اونا حتی انسان هم نیستن.
پدر و مادرتون با این همه پولی که خرج میکنید مشکلی ندارن؟
ما روی یک توافق مالی به تفاهم رسیدهایم.
اگه نگرانیتون در مورد دستمزده...
نگرانی من اینه که دو تا بچه رو سوار کردم،
تو ماشینم نشسته با یه عالمه پول نقد،
و مقصدشون هم وسط ناکجاآباده.
از نظر من، این یه فصل کوچیکه به اسم "فرار کردن".
جک، بهتره پول بیابونگردی رو هم برای این کرایه بگیری.
و بهتره که بتونن پولش رو بدن.
و بهتره یه زمان رسیدن تقریبی به من بدی!
فهمیدی؟
جک؟ جک!
اه، بابا.
جک برونو، ماشینهای پشت سرمون دارن یه الگوی تعقیب رو نشون میدن.
هیچ ماشینی دنبال نمیکنه...
با سرعت تو در مقایسه با سرعت اونا، از ماشین ما سبقت میگیرن...
آروم باش، بچه. میذارم ازمون رد شن.
جاده بازه، مردم! همه برای شماست.
چی بهت گفتم؟ هیچکی دنبال ما نیست.
من سلطان این جادهها هستم...
گفتم که من از این کار بیرونم، و جدی گفتم!
آقای ولف کیه، جک برونو؟
تو از کجا میدونی که...؟
الان خم شو!
محکم بگیر.
اون فقط یه راننده تاکسیه، درسته؟
جک برونو، به نظر میرسه که ما نتونستیم از دستشون فرار کنیم.
من دیگه خسته شدم از این وضعیت. پایین بمون! پایین بمون!
سث، نه. فکر خوبی نیست.
باید امتحان کنم.
مراقب باش!
حالا چی؟
پیاده شو! پیاده شو!
پیاده شو!
شما دو تا خوبید؟
ما...
ما باید همینطور ادامه بدیم.
همینجا بمون. متوجه نشدی چی گفتم؟
به فرانک و مارتی گفتم که دیگه نیستم.
تو از طرف من به ولف بگو که باید پول تعمیرات ماشینم رو بده.
تو خیلی بیشتر از حدت قاطی شدی.
من یه پروفایل کامل از راننده میخوام.
فکر میکنی داره همکاری میکنه؟
یه هواپیما برام آماده کن.
شما دو تا اون پشت چطورین؟
ما خوبیم.
متاسفم که شما دو تا رو وارد این ماجرا کردم.
لازم نیست عذرخواهی کنی، جک برونو.
همیشه تو مقصر نیستی.
اما فوریت سفر ما کم نشده.
نگران نباشید. شما دو تا رو میرسونم جایی که باید برید. لیاقتش رو دارید.
ما اینجاییم، جک برونو.
یکی منتظر شما دو تاست، درسته؟
به نظر نمیرسه کسی خونه باشه.
نگران نباش، جک برونو. به زودی با فامیلمون دوباره همدیگه رو میبینیم.
باشه. هفتصد و بیست دلار و پنجاه سنت.
اما بعد از همه اتفاقاتی که امروز افتاد، چطوره ۲۵ درصد تخفیف بدم؟
بفرمایید.
باشه پس. شما هم خداحافظ.
No comments yet. Be the first to leave one.