The first 173 lines.
!بدبخت شدیم! بدبخت شدیم! بدبخت شدیم!!! بدبخت شدیم رئیس
چی شده، هاجیمه؟
!این فوق العاده رو ببین
چی؟ آراشیاما سایوکو، افسر پلیسی که داخل کلانتری هاکوبونه کار میکنه
.یک دختر مدرسهای بود که گرفتار بمبارانهای جنگ جهانی دوم شده
.در 60 سال گذشته، اون یک روح بوده که در تابستون پرسه میزنه
چطور درباره من فهمیدن؟
!فقط این نیست، رئیس
علاوه بر اون، کایا، کاناکو یامازاکی، یایویی فوشیمی هم .که داخل کلانتری کار میکنند، هر سه روح هستند
.به کمک جادویی اسرار آمیز، اونا صاحب قدرتی شدن تا به گذشته سفر کنند
چه کسی اینا رو نوشته؟
!حتما زیر سر رئیس روزنامهس
حتما به خاطر کینهای که سر ماجرای اخیر !گرفته، به اون عینکی گفته ازت جاسوسی کنه
...چه سنگدل! چطور تونسته؟ حالا که هویتم فاش شده
.دیگه نمیتونم اینجا بمونم
!آراشی سان، هر اتفاقی هم که بیوفته من تا آخرش باهاتم
...هاجیمه چان
!من هیچوقت چنین آدم پستی رو نمیبخشم
!مهم نیست بقیه چی بگن، من میزنم نابودش میکنم
!نه، هاجیمه چان! خطرناکه
.جلومو نگیر، آراشی
.بعضی وقتا هست که یه مرد باید با مرگ رو به رو بشه
.هاجیمه چان
...اگه... اگه من سالم برگشتم
...من... سالم... برگشتم اصلا برگشتم چطور نوشته میشد؟
.اه، همین تازگیا یاد گرفته بودمش ها
.این شکلیه
!اه، که اینطور
!وقتی میای داخل یه چیزی بگو، آراشی سان
!اگه عجله نکنی، دیر میرسی به هاکوبونه
.صبح بخیر، هاجیمه چان
HachiRoku :مترجم و ویراستار @BocchiSub :کانال تلگرام
!به هاکوبونه خوش اومدین
.بفرمایید اون پشت
.هوی، امروز هم حسابی گرمه
.تابستونه دیگه، معلومه که هوا گرمه .اگه خوشت نمیاد برو زمستون برگرد
چی گفتی؟
.امروز هم حسابی گرمه
!واقعا، چقدر گرمه آراشی سان
.ولی همین گرمائه که تابستون رو میسازه
هر وقت صحبت از تابستون میشه، چیزی جز صدای !جیرجیرکها و گرمای سوزان به ذهن نمیرسه
.من با تابستون یاد زنگوله بادی میافتم
...هر چقدر هم که گرم بشه، وقتی صدای زنگوله بادی رو میشونم
.باد واسم خنکتر به نظر میرسه. واسه همین دوستش دارم
.چه باکلاس
...ام، نمک لطفا
!واسه من، تابستون تو توکوروتن خلاصه میشه
توکوروتن: یک نودل ژلهای هست که معمولا تو تابستون مصرف میشه
وقتی سس سرکهای آخرشو سر میکشم
.گلوم میسوزه و همین خوشمزش میکنه
!خوش مزس
هی، کایا تو کدوم بخش تابستون خوشت میاد؟
.واسه من، تابستون یعنی بستنی
شیرین، سرد و پر از طعمهای مختلف. با این وجود اون ...احساسی که موقع آب شدن روی زبون بهت دست میده
!اه، حتی با فکر کردن بهش سیر نمیشم
لازم نیست به یاد بیاری، بالاخره تو .یه کافه نشستیم و کلی واسه فروش داریم
!اه، ازش سیر نمیشم
.ما دو تا عادت کردیم شیرینیجات رو مثل یه چیز اشرافی ببینیم
کاناکو، تو چه بخشی از تابستون رو دوست داری؟
.واسه من، تابستون یعنی ماهی قرمز
.من از دیدن رقص ماهی کوچیک و براق و قرمز تو آب خوشم میاد
تو چطور، یایویی؟
.واسه من تابستون تو مربای توت فرنگی خلاصه میشه
،اوایل تابستون، تو کوهها، توت فرنگیهای وحشی .کوچیک، قرمز و رسیدهی زیادی پیدا میشه
.من اونا رو میپزم و باهاشون مربای خوشمزه درست میکنم
ناشیها. یه چیز مهم رو فراموش نکردین؟
!تابستون یعنی ساحل دیگه
ساحل؟
درسته! رسمهای تابستونی زیادی وجود دارن، ولی بدون !رفتن به ساحل نمیشه تابستون رو به پایان رسوند
!دیدی؟ برای همین پیشنهاد میکنم همگی بریم ساحل
!چه ایدهی خوبی! بدون یه آب تنی درست و حسابی تابستون معنی نداره
!انگار خوب منظورمو گرفتی، هاجیمه
!البته، رئیس
!ساحل یعنی مخ زنی
!ساحل یعنی بیکینی
واسه این خوشگلایی که از 60 سال گذشته !اومدن، مردا حتما دور تا دورمون حلقه میزنن
نکته: اینجا از اصطلاح یاماتو نادشکو استفاده شده که به معنی .دختری هست که تمام ایدهآلهای یه زن ژاپنی رو داره
،هیچ خوش شانسیای بهتر از این نیست که بتونم آراشی سان رو !بدون این که قانون شکنی کنم، تو بیکینی ببینم
!با طعمه کردن اون دخترا، منم میتونم یه مرد خوبی واسه خودم تور کنم
!آراشی سان تو بیکینی! باید تو ذهنم حکش کنم
.چه عجیب! هاجیمه چان و رئیس دارن با هم کنار میان
.طبق معمول دارم افکار پلیدشون رو حس میکنم
.ولی من که بیکینی ندارم
منم. چه کار کنم؟
.اگه بیکینی میخواین، مال خودم رو بهتون قرض میدم
.ام، نمک لطفا
!وای، قشنگه
واقعا اشکالی نداره؟
.اه، هرچی دوست دارین، بردارین
.من نمیتونم اینو بپوشم
چرا؟
.اخه پارچهی خیلی کمی داره
.زشته! مثل لباس زیر میمونه
.فرق دارن ها
.تو این دوره زمونه این چیزا عادیه، کایا
کاناکو! نظرت درباره این چیه؟
!!نه، نباید بپوشیش! واسه تو خیلی زوده یایویی
.نه، واسه من نیست، واسه تو گفتم
نمیشه؟
!!نمیشههههه
کایا، این چطوره؟
ا-ا-این دیگه چیه؟
.اون بیکینی نیستا
عه؟ پس چیه؟
.لباس فستیوال سامبای آساکوسا هستش
!کایا، بیا بپوشش! بپوشش
شوخیت گرفته؟
وای... چه قشنگه! این بیکینی هم مال توئه، رئیس؟
.اره، مال وقتی که جوون بودم
.فکرشو میکردم
.الان دیگه به سنت نمیخوره، رئیس
کی گفته نمیخوره؟
پس میپوشیش؟
.نه، منم اعتراف میکنم که دیگه یه زن بالغ شدم
برای همین یه چیزی به ذهنم رسید. شما میتونین تو زمان به عقب برگردین دیگه؟
.منو تو زمان 10 سال به عقب برگردونین
.اون موقع دوباره یه نوجوون جذاب میشم و پسر خوشگلا به پام میافتن
!اه، منطقیه
کجاش منطقیه؟
.انگار هنوز متوجه نشدی سفر زمان چطور کار میکنه
.بازگشت به گذشته قرار نیست تاریخ انقضات رو درست کنه
!من هنوز تاریخ انقضام سر نرسیده
چه جور بیکینیای انتخاب کردی، آراشی سان؟
!یه رازه. تا فردا صبر کن
.ساحل... منم واسش هیجان زدهام
.من برگشتم
!خوش برگشتی، جون کون
.واسه خرید خسته نباشی
.سنگین بود. اگه میدونستم تنهایی نمیرفتم
اینقدر غر نزن. مگه مرد نیستی؟
.سنگینی واسه مرد و زن فرقی نداره
.تقصیر خودته که ضعیفی
میخوای تمرینت بدم؟
.نخیر. اگه با تو بگردم مغزم تبدیل به عضله میشه
.راستی جون کون، قراره کایا رو تو بیکینی ببینی
کایا سان، قراره بیکینی بپوشی؟
...هان؟ من... چیزه
!عهه، چه مدلی؟ منم میخوام ببینم
!جون
.پس کامیگامو، تو هم مایوی خودت رو آماده کن
هان؟
.اه، چه خاکی به سرم بریزم؟ اگه برم میفهمن که دخترم
.این خودت بودی که قبول کردی، جون
!خودشه! فردا خودم رو میزنم به مریضی
اگه بفهمن مریضم، اصرار نمیکنن دیگه؟
.مطمئنم یاساکا هم مخالفت نمیکنه... اره، همین کار رو میکنم
.کایا سان، من خودم رو میزنم به مریضی، پس لطف کن به یاساکا خبر بده
.هاجیمه میادش
!میاد! اون حتما خودش رو میکشونه اینجا
.اگه بیاد اینجا همه چی لو میره
چطوره مایوی مردونه بپوشی تا گولش بزنی؟
.میتونی مال بابات رو قرض بگیری
.این... فکر نکنم خوب باشه
.فکر میکردم واسه تو جواب بده
!ببخشید که سینه تختم
مدلی نداری که همه چی رو بپوشونه؟
.تنها چیزی که دارم همینه
.هر طور که بهش نگاه کنی توش مثل مردا به نظر نمیای
!برای همینه که گیر افتادم
خواهرت چیزی نداره که ازش قرض بگیری؟
.اون هیچی نداره که من بتونم بپوشم
اه، چون سایز سینهاش بهت نمیخوره؟
!نخیر! چون زیادی دخترونهس
.باید یه چیزی که به سایزت بخوره پیدا کنیم .اشکالی نداره، بیا با هم یکی بخریم
کایا سان، قرار نبود تو از رئیس یه دونه قرض بگیری؟
.خیلی ممنون، یاماشیرو سان
.هم ماشین اوردی و هم داری رانندگی میکنی
...اشکالی نداره. منم تونستم مرخصی بگیرم. تازشم
به خاطر ساحل رفتن با آراشی سان هم که شده .حاضرم خودم رو به مریضی بزنم تا مرخصی بگیرم
اه، چطور جرات میکنه با آراشی سان صحبت کنه؟
.چی شده کامیگامو؟ پکر به نظر میرسی
.ببین یاساکا. همین الان میخوام اینو واست روشن کنم .من به نور خورشید حساسم
.پوستم میسوزه و ورم میکنه، پس امروز قرار نیست شنا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.