La tête contre les murs
The first 200 lines.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: @screeningchannel ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
.چیزی نمونده بود بهش بزنی
دور تمرینی میزنی؟
خودت چی؟ تمرینی مصاحبه میکنی؟
.تو موضوع جالبی از آب درنمیای
چون ورزش صحرایی میکنم؟
.چون فرانسوا ژیرانی
امضا میخوای؟
چقدر واسم خرج برمیداره؟
اهل کجایی؟ .تا حالا این دور و بر ندیده بودمت
.من اغلباوقات میبینمت .تو عکسا
،بیست و پنج سالته، پسر یه وکیل معروفی .با کسی قاتی نمیشی، بدجور تو دردسر افتادی
آقای موریس هرگز 200 پوند ،بدهی قمارت رو یادش نمیره
رابطهت با همسرش حتی مسئله رو .بدتر هم کرده
گیلبرت تو رو فرستاده؟
.اون هیچ پولی بهت نمیده
،حالا فهمیدم کی هستی
.استفانی، خواهر گیلبرت
.باید خودت رو قاتی این ماجرا میکردی
.خیلی صبر کردم
،میتونه شغل پیدا کنه
.ازدواج کنه و حتی بچهدار بشه
.لطفاً دیگه به دیدنش نرو
.بهش فکر میکنم .در حالحاضر تموم فکر و ذکرم پوله
برمیگردی پاریس؟
!سفت بچسب
.پرستو
.چه پرندهی عجیبی
.این هفته سه بار باهات تماس گرفتم
.خطم قطعه
میخوای معرفیت کنم؟
.ترجیح میدم همینجا منتظر بمونم
مسابقه چطور بود؟
.دویست پوند تو قمار باختم ضروریه. میتونی بهم قرض بدی؟
امکانش هست، مادر؟
!داری گرامافونم رو خراب میکنی
!صد پوند .پسش میدم
کسی رو تو زندگیت نداری؟
...دارم پدرم رو فراموش میکنم
.هیچکس رو پیدا نکردم
.من یه دختر فقیرم
.سیمون رو آوردم
.فقط 20 پوند تونستم جور کنم
.خواهرت اینجاست
.گیلبرت من رو ترسوند هیچوقت دست از پول جورکردن برنمیداری، نه؟
،شوهرم مشکوک شده .دیگه نمیتونم بهت کمک کنم
دوستدختر جدیدت باید بتونه .یه کارایی واست بکنه
.خودت یه راهحلی پیدا میکنی .دوستت دارم
!تو خونهی خودم
...خلاصهی دعوی بوتوار در مقابل برژرو
اسناد دولتی که حق نداشتم .بیارمشون خونه، و اینو خوب میدونی
چرا اینکار رو کردی؟
!دیگه خودت نیستی
یه مدت طولانی امید داشتم .اخلاق و رفتارت به خودم بره
،ولی تو به مادرت کشیدی .خشن، بیرحم و دیوانه
.پول هم برداشتم .ولی نیازی به توضیح نداره
!تکون نخور
.پسر خودت رو نمیکُشی .اینجوری تو دردسر میفتی
.یه دزد فتنهانگیز پسر من نیست
پلیس؟
.از پسر خودت شکایت نمیکنی
.هر چی نباشه یه وکیلی
هر جامعهای روش خودش رو .برای مقابله با هیولاها داره
من تو بیمارستانم؟
.بله، پسرم
چه بیمارستانی؟
.برگرد به تختت
تو زندان نیستم؟
چرا باید تو زندان باشی؟
.شما باید آقای ژیران باشید
.منتظرت بودم ...روانپزشک
.در موردت بهم گفته بود .کنت دو شامبرل، نویسنده هستم
هرچند این مکان برای اولین ملاقاتمون ...مناسب نیست، ولی خوشحالم
بالاخره تو اینجا با مردی بامنزلت .و ارزشمند آشنا شدم
!آدریان .یه مهمون دیگه داریم
اجازه بده دوستانمون رو .بهت معرفی کنم
،اجازه بده از سمت چپ شروع کنم ...البته خیره نشو
.اول، سرهنگ دونادیو
سال 1918 دچار آسیب روحی ناشی از جنگ شده .در 1930 عود کرده، دومین عود در 1945 رخ داده
1930؟
.تو مراکش
کنارش یه مردی که تظاهر به ...نابینایی میکنه، گونهی نادری از نابینا
.برای اینکه بهتر ببینه
.هارتایونت، مرد غمگینمون با بقچه
دلش میخواسته ملوان بشه .ولی از خدمت کنار گذاشته شده
.هیچوقت نتونسته باهاش کنار بیاد
یه کم مربا بخور، به قول سرهنگ .فقط یه بار مرگت رو در آغوش میگیری
!خفه شو، کنت ...مرگ
!متعلق به همهست
!و ما برندهی جنگ شدیم
!ما اولین سوارهنظام هنگ بیگانه هستیم
.باید بدون چاقوی معمولی غذامون رو بخوریم
!مجبور نیستم اسپانیایی یاد بگیرم
!مجبور نیستم
،اونا بیخطرن .اکثرشون
!همش همینه، رفیق قدیمی .آفرین
.روز بخیر، دکتر عزیزم
!سرهنگ دونادیو .اولین سواره نظام هنگ بیگانه
تازهوارد زیاد داریم؟
.خیلی نیستن
کجا خوابوندیشون؟
.اطاق زیرشیرونی
ژیران، پسری که .دوست داره یه سری چیزا رو بسوزونه
رفتارش چطوریه؟
شب ناآرومی داشته، خیال میکنه تو زندونه .یه جورایی گیج شده
.بیارش اینجا
.باید بدجور دعوا کرده باشه
،وقتی رسید تحتتاثیر آرامبخش بود .امروز آروم شده
.به چشم من دیوانه نمیاد
!دیگه نمیخوام اون کلمه رو بشنوم
.دیوانه" توهینآمیزه و هیچ مفهومی نداره"
.یه روانپزشک فقط افراد بیمار رو میشناسه
.هر نوع فرد بیماری
کارآموزهایی مثل تو دست آخر .به روانپزشکهای عالی رتبهای تبدیل میشن
:یه تیمارستان دوتا کار واسه انجام داره ...درمان بیماران روانی
.و حفاظت از جامعه
،حفاظت از جامعه حرف اول رو میزنه .این نگرانی اصلی همهست
و با بستری کردنشون در اینجا .میتونیم به راحتی مدیریتش کنیم
.سی سال کار روانپزشکی این رو بهم یاد داده
کی برگههای بستری رو امضا کرده؟
.دکتر کری، پزشک خانوادگی
.خب، اینجوری همهچی مرتبه
...شما آقای ژیران هستید
چند سالته؟
.بیست و پنج
چه بیماریای تو دوران بچگی گرفتی؟
سرخک؟
مخملک؟ اوریون؟
بعد از اون دوران چی؟
بیماری مقاربتی داشتی؟
حرفهت چیه؟
تو 25 سالگی هیچ حرفهای نداری؟
واسه گذران زندگی چیکار میکنی؟
.داشتم دنبال کار میگشتم
چه کاری؟
.پیش یه سری از دوستام
چه دوستایی؟ اغلب میبینیشون؟
.هم سن و سال خودمن .اغلب همدیگه رو میبینیم
...پارتیهای سورپرایزی
.ما بهشون میگیم مهمونی
چرا دستات میلرزن؟
.احتمالاً به خاطر مصرف بیش از حد الکله
.بهم نگفتی چه شغلی دوست داری
سطح تحصیلاتت چقدر بوده؟
.دبیرستان .ولش کردم
چرا؟
.میخواستم نقاش بشم .رفتم دانشکدهی هنرهای زیبا
فارغالتحصیل شدی؟
.انصراف دادم .به روشهای قدیمی علاقهای نداشتم
.صحیح .عدم ثبات
بعدش چیکار کردی؟
.از خونه رفتم .میخواستم رو پای خودم وایسم
....فرار از خونه
چطوری رو پات وایسادی؟
.موفق نشدم
در رابطه با زنها چطور؟ نامزد داری؟ نه؟
رابطهی دیگهای داشتی؟
.چیز خاصی نیست .یه تعدادی دختر هستن
.ولی هیچکدومشون باهات نموندن
هیچکدومشون ازت شکایت نکردن؟
در این باره چی میدونی؟ به چی میخوای برسی؟
پدرم من رو انداخته اینجا .چون از من متنفره
...به مادرت اشارهای نکردی
.مُرده
.غرق شد
...اوه...مرگ ناشی از سانحه
.من جام تو دیوونهخونه نیست
.بیمارستان روانی
.مشکلات شخصیتی و رفتاری
پسر عزیزم، تو باید استراحت کنی .و آروم بگیری
.زندگی پرهیجانی داشتی
.اونم واسه کسی که انقدر جوونه
.اینجا بهت خوش میگذره .تو حومهی شهریم، هوای خوبی داره
پاریس و هر چیز دیگهای .خیلی باهامون فاصله داره
!بس کن !بهت دستور میدم
اون اَره رو از کجا آورده؟
.از مزرعه دزدیدتش
.سلام، تازهوارد
.تو یه متظاهری
.پناهگاه لازم داشتی
...یا باید اینجا بمونی یا
اون بیرون دشت و صحراس؟
.خودت ببین
اون دیوارها هنوز اونجان؟
.یه تیمارستان وسط دشت
.مرگ در دل زندگی
جوری حرف میزنی که .انگار کسی از اینجا نرفته بیرون
میشه بری بیرون .ولی بعدش برمیگردی
خیلی وقته اینجایی؟
.چهار سالی میشه
فرار کردن چی؟
.تنها آرزومه
!من فرار میکنم
.برای شروع، به زبون نیارش
همهی این آدمای بیچاره .گرفتار عشقشون هستن
شما چطور این همه بدبختی رو تحمل میکنی، دکتر؟
دقیقاً مثل خودت، پدر. وقتی با آدمهایی .که عمیقاً در گناه کبیره فرو رفتن درگیر میشی
.ولی درنهایت حوالهشون میکنی به جهنم
.آقای ژیران
No comments yet. Be the first to leave one.