Lynley

Lynley

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Lynley S01E04 With No One as a Witness 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Lynley 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مرگی که او مرد

او یک بار برای همیشه به گناه مرد

اما زندگی‌ای که او زندگی می‌کند، برای خداست

پس شما هم باید خود را نسبت به گناه مرده بدانید

و نسبت به خدا زنده

در مسیح عیسی

پس نگذارید گناه در بدن فانی شما سلطنت کند

تا از هوس‌های شیطانی‌اش اطاعت کنید

هیچ یک از اعضای خود را به گناه عرضه نکنید

به عنوان ابزار شرارت

بلکه خود را به خدا تقدیم کنید

همچون کسانی که از مرگ به زندگی آورده شده‌اند

آمین. آمین

آمین. بدن مسیح

بدن مسیح. بدن مسیح

آمین

آمین. بدن مسیح

بدن مسیح

بدن مسیح

آمین

بدن مسیح

بدن مسیح

همین الان باید بری

مشکلت چیه؟

نمی‌تونی مانع موندن من اینجا بشی

داری چیکار می‌کنی؟

رایان، کمکم کن. برو بیرون!

آروم باش! برو بیرون!

ولم کن! گمشو بیرون!

ولم کن!

اگه یه بار دیگه پات اینجا بذاری، کاری می‌کنم که آرزو کنی کاش نمی‌ذاشتی

مگه قرار نیست عیسی همه رو دوست داشته باشه؟

آره. خب، اون از تو که می‌گذره، رفیق

آه، فکر می‌کنی خیلی خاصی

و فکر می‌کنی مقدسی!

تو بهتر از بقیه ما نیستی

می‌دونم اینجا چه خبره

می‌دونم چیکار می‌کنی

شما دو تا زیاد طولش می‌دید؟

خب

فقط دو سه ساعت دیگه

فقط صبر کن. تقریباً گیرش انداختم

هی، مامان

می‌خوای یه چای دیگه بزنی؟

الو؟

هی!

پسرک عوضی

هی، بیا اینجا!

هی، برگرد!

رفیق، آدم اشتباهی رو انتخاب کردی

ممنون

و... اینم برای تو

رفیق، بازداشتی!

بیا. از همینجا

باشه، از همینجا

خب، چه مکافاتی بود

باشه. اسم؟

بیا سعی کنیم اینو تا جایی که می‌تونیم سریع تموم کنیم، باشه؟

کیمو

فامیلی؟ تورن

سن؟ هفده

تو خیلی جوونی که اینجوری زندگی کنی

والدینت کجان؟

باشه. آدرس خونه چی؟

سوال پیچت نمی‌کنم. دقیقاً کجا زندگی می‌کنی؟

باشه. خب، لطفاً جیباتو خالی کن

گوشیتو بده ببینم

این یارو معتاده. آواره. بی‌خانمان

خب که چی؟

خب، اگه آزادش کنم، اون فقط...

ناپدید میشه

می‌خوای بندازیش تو زندان؟

واسه دزدیدن یه کیف پول با بیست پوند توش؟ ول کن بابا

تلاش کردی با خدمات اجتماعی تماس بگیری؟

آره. منتظرم زنگ بزنن

چرا آوردیش اینجا؟

یارموث پر بود

دارن از بازداشتگاه‌های پلیس استفاده می‌کنن

تا با ازدیاد جمعیت زندان‌ها کنار بیان

آشوبه. آهان. آره

کجا آشوب نیست؟

گرسنه‌ای؟

ماهی و سیب‌زمینی لب دریا

آدم باکلاسی

خب

می‌خواستم متفاوت باشم

از همه وایکانت‌های دیگه

هوم

امم

حرف نداره

پادشاه فست فوده

یادم میاد

وقتی آکسفورد بودیم و تو با فردی بودی

همیشه می‌اومدی خونه ما و آشپزی می‌کردی

هوم

من از کافه با یه کباب چرب برمی‌گشتم

و تو اونجا با یه کاسرول بودی

آره

ادا بزرگا رو درمی‌آوردیم

فکر کنم اون موقع برای همدیگه مناسب نبودیم

ها؟ نه.

اول باید یه کمی زندگی می‌کردم.

به هر حال، خیلی از قبل بامزه‌تر شدی.

خب، تو هم همونی.

همون‌قدر دلربا.

همون‌قدر رک.

خب.

اوه... وای.

چی شده؟

هیورز داره زنگ می‌زنه.

ببخشید. قرار جالبی نیست.

اشکالی نداره.

برو سر کارت.

ممنون.

بهت زنگ می‌زنم. آره.

آره. حتماً.

بعد از ظهر بخیر.

هی. آره.

من تازه رسیدم.

آه، کی اصلاً وقت ناهار می‌خواد؟

سلام. پشت ساختمون، کنار سطل‌ها.

صاحب مغازه پیداش کرد.

صدای پارس سگ شنید.

احتمالاً فکر کرد یه موش یا چیزی رو گرفته.

باشه.

وای خدای من.

آره، می‌دونم. اوضاع افتضاحه.

نه. من می‌شناسمش.

من دستگیرش کردم.

آره، ببین، جوهر هنوز رو دستاشه.

از جایی که ازش اثر انگشت گرفتم.

آره.

اینا زخم‌های وحشتناکی هستن.

اسمش کیموئه.

کیمو تورن.

یه ضربه چاقوئه. خیلی عمیق.

بر اثر خونریزی جون داد، بازرس.

خب، کنار جسد خونی نبود.

نشون می‌ده جابه‌جا شده.

می‌بینید دستاشو بستن؟

دستبند زده شده بود.

این‌ها جای بستنه.

مثل یه حیوون تو کشتارگاه.

آره. و همینطور، آثار شکنجه وجود داره.

کف دست‌هاش و پاهاش.

یکی با سیگار شکنجه‌اش کرده.

وقتی دستگیرش کردم، هیچ‌کدوم از اینا نبود.

می‌دونید، البته من در جایگاهی نیستم که نظر بدم.

اما؟

چند ساعت آخرش احتمالاً با عذاب بوده.

خوب می‌شه...

اگه بتونید این یکی رو حل کنید.

خدمات اجتماعی تحویلش گرفتن.

می‌گن از اقامتگاه فرار کرده.

هیچ راه ارتباطی نداد؟

اسم خانواده؟

نه. فقط اسم، اثر انگشت و دی‌ان‌ای.

«کیمو»؟

اسکاندیناویه؟

لهجه‌اش قطعاً انگلیسی بود.

می‌دونید، ممکنه اعدام یه باند مواد مخدر باشه؟

فکر می‌کنی؟

آره، من قبلاً از این چیزا دیدم.

اگه بدهی‌هاش رو پرداخت نکرده بود...

حالت خوبه؟

فقط حس می‌کنم مسئولم.

حس می‌کنم درگیرم.

خودت که می‌دونی سیستم چه جوریه. خودتو سرزنش نکن.

ما مددکار اجتماعی نیستیم.

نه. ولی...

اون مشخصاً بیشتر از من به پول نیاز داشت.

شاید اگه من نمی‌گرفتمش، نجات پیدا می‌کرد.

کار تو این بود که دستگیرش کنی.

مهم نیست.

آخرش شاید هنوز زنده بود.

فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

گزارش بازرسی و توقیف.

یه اسم دیگه. دنیس تورن.

ولی تاریخ تولدش همونه.

ثبت شده که با مادربزرگش زندگی می‌کرده.

متاسفانه، اون کریسمس گذشته فوت کرد.

بریانا؟

یکی از بچه‌های خوابگاه گفت کجا پیدات کنم.

اولریکه کارلسون. من کشیش کلیسای سنت مایکل هستم.

آره، می‌شناسمت. چی می‌خوای؟

یکی از افرادت رو به کلیسا فرستادی.

«افراد من»؟

می‌دونم اون یکی از فروشنده‌هاته.

قبلاً دیدمش.

نمی‌خوام اونجا باشه، باشه؟

خیلی مشتاقی که دشمن درست کنی، نه؟

خیلی مشتاقی درهات رو ببندی.

این خیلی کار مسیحی نیست.

فکر نکن اگه سیلی به صورتم بزنی...

فقط اون یکی گونه‌ام رو میارم جلو.

انجیل رو می‌شناسی؟

عیسی بازرگانان رو از معبد بیرون کرد.

تو منو نمی‌ترسونی. اگه دوباره بیاد کلیسا...

به پلیس زنگ می‌زنم. می‌فهمی؟

از کی تا حالا تو به پلیس نیاز داری؟

More Farsi Persian subtitles for Lynley

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left