The first 200 lines.
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
آره، بالا میبینمت
- هی، اریک - هی! چه خبر؟
وای خدای من!
هی، جاش
سلام
سلام
لعنتی!
اولین بارته؟
و اینم از...
وای خدای من!
جالبه
- لوگن، برو بیرون! - رفیق
باشه، آره، آره رفتیم
ممنون
مری، راستی میتونی خیلی از این بهتر گیر بیاری
- وایسا، الان چی گفت؟ - هان؟
آلیسون. چی گفت؟
مهمه؟
خیلی دیوونگیه
تو دوست صمیمیِ داداشمی
اوه، آره، آره، میدونم دیوونگیه، میدونم
هیچوقت فکر نمیکردم این اتفاق بیفته بیا بریم
آبجویی چیزی نمیخوای؟
- لازم نیست - نه، نه، میارم
آره
اوه، لعنتی
اوه، لعنتی
پلیسا!
وای خدای من
وای مرد لعنتی!
لعنتی خیلی خب
نمیتونم این سوتینو بپوشم
نباید گیر بیفتم لباساتو بپوش
- دارم سعی میکنم - لباسمو بده
- مرسی - وای خدا، باید دکمههاشو ببندم
خیلی خب، بدون من نرو
فقط عجله کن عجله کن، باشه؟
بدو
خیلی خب، جاش از این طرف
کارت شناسایی، لطفا
هی، واقعا به فنا رفتیم
آره، از کجا فهمیدی
راستی، باورم نمیشه دوباره با آلیسونی
اول از همه،
باورم نمیشه اینو الان ازم بپرسی
آره، اصلا هرچی
مرد جوان، بیا جلو
پدرومادرت ازت عصبانی میشن؟
مامانم منو میکشه
اون توی گوپـه مطمئن نیستم چی هست
- گوپ چیه... - نمیدونم
ولی میدونی، داداشم وقتی سال آخری بود
سه تا احضاریه گرفته بود، پس در مقایسه با اون،
این هیچی نیست
رفیق، من واقعا...
لعنتی
برو اونجا
بشین
گواهینامه؟
ببخشید
خیلی خب
نفس عمیق بکش توش فوت کن
بهنظر امشب بهت خوش گذشته
خب، باید به مامان و بابات زنگ بزنیم
تا بیان ببرنت
نمیتونم
شرمنده، باید بیدارشون کنی
مامانم، شبها کار میکنه و نمیتونم...
نمیتونم بهش زنگ بزنم
نمیتونه از کارش بزنه بیاد
خیلی خب بابات چطور؟
توی زندگیم نیست
من مثل بقیه این بچهها نیستم، مرد
اگه این احضاریه رو بگیرم، کارم ساختهست
قبل از خوردن الکل باید بهش فکر میکردی
آره، آره درست میگین
شما یه خواهر که توی وستربروک تدریس کنه، دارین نه؟
بیخیال
سختش نکن، باشه؟
نه، خانم ویلسون
درباره شما بهم گفته
توی ارتش بودین، نه؟
اون معلممه،
و گاهی در کنارش برام کلاس خصوصی میذاره، و...
میدونم خواستهی بزرگیه،
اما راهی هست که بتونین...
بهش زنگ بزنین تا منو ببره؟
خواهش میکنم
کس دیگهای که بتونم بهش زنگ بزنم رو ندارم
اوه، چه عجیب نِیتـه
سلام، همهچی مرتبه؟
آره
آره، آره، آره میشناسمش
چی؟
آره، میشه فقط...
میشه ازش چشمپوشی کنی، لطفا؟
آره، میتونم بیام فقط آدرس رو پیامک کن
باشه
باشه، فعلا
هی، یکی از دانشآموزام تو دردسر افتاده...
چی؟
یکی از دانشآموزام تو دردسر افتاده،
برای همین میرم کمکش کنم
- الآن؟ - آره، زود برمیگردم
سریع میام
عالی
هی، شرمنده که اون بالا تنهات گذاشتم
اشکالی نداره
راستش، وقتی اون بالا تنهام گذاشتی،
از پنجره پریدم بیرون
درست با کون افتادم زمین
- ببین - وای خدای من
آره، خیلی بده
و بازم دستگیر شدم، پس کار احمقانهای بود
وای خدا
خب این چطوریه؟ الان باید برم دادگاه؟
باورم نمیشه به تو احضاریه ندادن
خیلی گیج شدم
بابات رسید راه بیفت
لعنتی
چطوری همیشه انقدر شانس میاری؟
لعنتی
بهجز نجات دادن این مجرم،
حالت خوبه؟
خوششانسی که همچین معلم باحالی داری
بازم ممنون فردا باهات حرف میزنم
باشه
ممنونم
جداً، خیلی ازتون ممنونم
کاری که امشب کردی واقعا احمقانه بود
میدونم
تو باهوشتر از اینایی
میدونم
کمربندت رو ببند
خب گوش کن، اتفاقی که امشب افتاد،
که من اومدم دنبالت و برادرم آزادت کرد،
هرگز نباید به کسی دربارهش بگی، باشه؟
گرفتم. باشه
جدی. ممکنه برادرم شغلشو از دست بده
فهمیدم. واقعا متأسفم
خانم ویلسون؟
دارین بهم میخندین؟
آره
متوجه شدین که این بدترین اتفاق زندگیمه
اینو میدونین، درسته؟
میدونم
هی، مجبور نیستی بهم بگی خانم ویلسون
وقتی توی مدرسه نیستیم
یعنی، من اسم کوچیک دارم کلیر
ببخشید گفتنش خیلی عجیبه
کلیر
خیلی خب، فردا برای تدریس خصوصی میبینمت
باشه، آره. عالیه
توی رستوران میبینمتون
اریک! یه خانم پشت دره
باشه، یه لحظه، فیل
- سلام - سلام
ببخشید
واقعا متأسفم
بهت زنگ زدم و جواب ندادی،
برای همین اومدم
اوه، باشه، آره
نه، فکر کنم گوشیم سایلنت بوده
اوه، باشه
آره، اشتباه از من بود
میخواین بیاین تو؟
آره، باشه حتما
سلام کنین، بچهها
- سلام - سلام
ببین چی کشیدم
- اوه، خیلی قشنگه - چه باحاله
میدونم قرار بود توی رستوران همو ببینیم،
ولی فکر کردم یه کار متفاوت کنیم
به جای اون کارای همیشگی
اوه، جدی؟
باشه پس برای آزمون استعداد تحصیلی آماده نمیشیم؟
نه، نه امروز
باشه
من میرم این بچهها رو ببرم اونور خیابون
- باشه؟ - باشه
نمیخوام برم میخوام نقاشی بکشم
میتونی اونجا نقاشی بکشی،
به علاوه اینکه نوشابه هم بهت میدم
- نوشابه؟ - نوشابه
- بهم نوشابه میدی؟ - آره
- باشه - من عاشق نوشابهام!
- منم همینطور! - میدونم
باشه، برید کولههاتونو بردارین
- یالا، یالا، یالا - آره!
خیلی خب، بجنبین
الان برمیگردم
منو کجا میبرین؟
چون یهجورایی حس میکنم دارین منو میدزدین
دارم میبرمت دانشگاه تگزاس
تا محیطش رو بهت نشون بدم
جدی؟
مگه اینکه درس خوندن برای آزمون استعداد تحصیلی رو ترجیح بدی
- میتونم اونکارو کنیم - نه
فکر کردم اینکار مفرحتره
No comments yet. Be the first to leave one.