The first 176 lines.
مدتها پیش انسانها و هیولاها درگیر جنگی شدن که صدها سال به طول انجامید.
هیچ کس به خاطر نداره که چرا این جنگ شروع شد.
به مرور زمان انگیزه برای جنگ کمرنگ شد و در نهایت کاملا از بین رفت.
وقتی که هم انسانها و هم هیولاها اونقدری خسته شدن که دیگه نمی تونستن ادامه بدن
بالاخره جنگ تموم شد.
عاقبت انسانها و هیولاها شروع به برقراری تعامل با هم کردن
و بعد...
هیولایی دختران دکتر
شوهرم... ولی شوهر من...
خیلی متاسفم. لطفا سعی کن یکم دیگه طاقت بیاری.
معاینه پزشکیه.
تحمل کن.
باشه
غده ای در کار نیست.
حالا بذار گوش هات رو بررسی کنم.
باشه...
می زنمش کنار
دردت اومد؟
نه، فقط گوشام... خیلی حساسه...
که اینطور. خیلی خب.
پاک کن. پاک کن. ویز
دکتر لطفا بگین... من چه بیماری ای دارم؟
بارداری
سیرسا خدا رو شکر! من خیلی خوشحالم!
عزیزم!
درد سینه و گوش های سرخ علائم بارداری ویژه مینوتورهاست.
تبریک می گم.
خیلی ممنون!
دردت در نهایت از بین میره.
ولی اگه زیاد اذیتت می کنه می تونی چند تا مسکن هم بخوری.
سافنتیته لطفا بهش یکم داروی گیاهی بده.
حتما می دم بهش دکتر گلن.
هوم
مورد اول قنطورس آرنا
تمیزکاری!
رفت و روب!
حسابی خسته نباشی دکتر گلن.
تو هم همین طور سافنتیته.
هی، چیزی شده؟
نه، حالم خوبه.
تو از بودن با زنی که تازه ازدواج کرده
و همش آه و ناله می کنه به ستوه اومدی.
ببخشید. داشتم روی امتحانم تمرکز می کردم.
عیبی نداره.
این که وسط امتحانا اینجوری به کارای دیگه ات هم می رسی
یکی از بهترین ویژگی هاته.
ولی من راجع به این چیزا حرف نمی زنم...
ترجیح می دم که منو سافنتیته صدا نکنی
دوست دارم بهم بگی سافه مثل اون وقتا که تو آکادمی بودیم.
اوه. پس ببخشید سافه.
حالا درست شد دکتر.
بله؟
یه نامه ویژه دارین!
ممنون
از بیمارستان مرکزی... از طرف دکتر کتولهیه.
دکتر کتولهی چطور می تونه اینقدر خودخواه باشه؟
تو بیمارستان مرکزی لیندورم همیشه کمک لازمه.
و کلینیک ما هم که فقط ما دو تا رو داره.
باید کل روز درمانگاه رو ببندی تا بتونی به کارای آرنا برسی.
لعنت به اون زنیکه اختاپوس.
این حداقل کاری که می تونم برای ادا کردن دینم بهش بکنم.
فقط به لطف و حمایت های اون بود که تونستم درمانگاهم رو باز کنم.
نمی تونم باهات موافقت کنم ولی...
تازه می تونم با اینکارم بیمارهای زیادی رو معاینه کنم.
دکتر کتولهی ترتیب اینو داده تا کمکم کنه که تجربه بیشتری به دست بیارم.
تو دیگه زیادی مهربونی دکتر گلن.
گمونم می تونیم همین جا ولش کنیم به امون خدا.
مبارزایی که می خوایم ببینیم جنگجوهای درجه سه و چهارن
واسه همین ممکنه بخوریم به پست یه موردی که تا حالا ندیده باشیم.
بذار کمکت کنم سافه.
خیلی ممنون دکتر.
بفرماین. به نظرم این همه بارتونه.
بله. خیلی ممنون.
دکتر وقتی امروز نمی تونی معاینه کنی
لطفا هر کار از دستت برمیاد برای پرنسسمون بکن.
پرنسس؟
به لیندورم آرنا بزرگ خوش اومدین!
خیلی خوشوقتم.
من یکی از جنگجویان درجه سه اینجا، تیسالیا اسکیتیا هستم!
من اینجام تا توی مطب دکتر کتولهی یه سری معاینه پزشکی انجام بدم.
من گلن لیت بایتم.
و منم دستیارش سافنتیته نکزم.
وای، اون واقعا یه دکتر انسانه.
شنیده بودم جوونه ولی حتی از اونی که فکرش رو می کردم هم جوون تره.
خب دکتر. بجنب و به معایناتت برس.
خیلی پررویی!
اون به ترتیب معاینه تون می کنه پس آروم باشین.
ای به چشم!
وای
همیشه اینجوری کنترلشون می کنی تیسالیا-سان؟
بله. هر چی نباشه مطمئنم که می تونین با چشم خودتون مدارجم رو ببینین.
اوه، عزیز دلم
گمونم نباید تو رو به خاطر از دست دادن خونسردیت
بعد دیدن بدن خوشگلم که رقیب یه الهه اس سرزنش کنم.
اوه، همچین قصدی نداشتم...
ولی تو می خواستی همین رو تحسین کنی.
من تنها وارث حملو نقل سکایی هستم
که صنعت حمل و نقل غالب توی این شهر محسوب میشه. «!شعارمون اینه: «از بسته بندی تا رسیدن به دست مردم درخدمتیم
حالا شاید به خاطر خوبی هام تحسینم کنی.
که اینطور. پس منظور از پرنسس این بوده.
وای چه دردی داره!
اینجا یکمی دچار التهاب شده.
شاید مجبور شی یه چند روزی رقابت نکنی.
میو!
همچین اتفاقی نمیوفته دکتر.
این هفته یه مسابقه مهم برگزار میشه که توش شانس صعود به مرحله بعد رو دارم.
مطمئنم شما می تونین کمکم کنین میو دکتر
خیلی خب متوجهم.
پس محکم برات می بندمش. فقط سعی کن زیاد به خودت فشار نیاری.
ایول! خیلی موچکرم دکتر!
لطفا بیا اینجا ببینم.
بذار ببینم... نفر بعدی...
منم!
به قنطورس هایی مثل من علاقه دارین دکتر؟
میو- اوخ!
اوه، خیلی معذرت می خوام!
من وارث حمل و نقل سکایی ام.
من اونیم که برای تامین آینده شرکت
رهبری تمام قنطورس های لیندورم رو به دست می گیرم.
در این صورت ازم انتظار می ره که ازدواج کنم و بچه دار بشم.
هنوز دارم دنبال یه نامزد عالی می گردم
ولی با اینکه کلی خواستگار دارم هنوز نتونستم مورد مناسبم رو پیدا کنم.
ما سکایی ها به دلاوری های خودمون افتخار می کنیم ولی من علاقه ای به مردای بی رحم ندارم.
اگه مجبور به انتخاب بشم خب...
یه دکتر باهوش و جوان رو که وقتش رو با درمان هیولاها می گذرونه رو ترجیح می دم.
یه لحظه منو ببخشین
عزیزم، میسالیا-سان
ظاهرا دور کمرت نسبت به ماه قبل خیلی بزرگتر شده.
فکر می کنی چیکاره ای؟
چطور جرات می کنی با اون دم کثیفت هیکل منو اندازه بگیری!
تازه شم تو باید اینجا رو اندازه بزنی.
واقعا تو حتی اینم نمی دونی؟ و اونوقت اسم خودت رو گذاشتی پرستار!
من پرستار نیستم. دکترم.
این مهم نیست!
اینجا! خوب یه نگاه به کمر خوشگلم بنداز زنیکه ماری.
می دونم که خبر داری که وقتی پای پزشکی در میون باشه گلن دکتر خیلی جوونه.
حالا یه سی سالی مونده تا بتونه به درد نامزدی برای ازدواج بخوره.
چی داری می گی؟ بهترین اسب های مسابقه و ازدواج ها سریع انجام می شن!
اوه، عزیزم. سایزت واقعا بزرگ شده.
چی؟!
تیسالیا سکیلیا صحیح و سالمه.
هیولایی دختران دکتر
بالاخره کارمون تموم شد گلن دکتر
آره. خوشحالم که وقتی خورشید هنوز غروب نکرده کارمون تموم شده.
همش به خاطر رهبری درخشان تیسالیا-سانه.
می خواستم قبل رفتن به خونه باهاش خدافظی کنم ولی...
خب اون اینجا نیست بنابراین لازم نیست خودتون رو اذیت کنین.
چرا براش یه پیغام با یه نفر نذاریم؟
گمونم می تونم اینکار رو کنم.
ببخشید دکتر
یه لحظه وقت دارین؟
اوه، شما مال تسالیا-سان هستین.
بله. ما دستیارانشیم. من کی ام.
و من لورام.
خب... معاینه بانو چطور پیش رفت؟
به چیزی مبتلا شده؟
به چیزی مبتلا شده؟
نه. تیسالیا سکیتیا صحیح و سالمه.
احتمالا به خاطر اینه که مرتب ورزش می کنه و جلوی شکمش رو می گیره.
نشونه هیچ بیماری ای درش دیده نمیشه.
که اینطور...
نگران چیزی هستین؟
کی-سان و لورنا-سان...
مطمئنم که تیسالیا-سان خیلی براتون مهمه.
آره
!البته
در این صورت لطفا راحت باش و هر چی خواستی بهم بگو.
پس اگه من به عنوان یه پزشک بهتون بگم همه چی روبراهه
.ممکنه خاطرتون جمع بشه
خیلی خب بهتون می گیم.
می دونین بانوی ما...
فکرش رو می کردم که اینجا پیدات کنم.
سافه!
می تونی بری بخوابی. دیر وقته.
تو باید طرف من باشی.
دیدم تو رختخوابت نیستی واسه همین اومدم اینجا.
No comments yet. Be the first to leave one.