Specials

Release info

Monster Musume no Oisha-san (1-12) full
A Commentary by Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum and AnimDL

Tags

other
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (23)
Choose the file for your episode
E01
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 01 [Teamri & Nonsense].ass 44 KB
E01
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 01 [Temari & Nonsense].ass 44 KB
E01
Monster Musume no Oisha-san - 01 [AnimDL.ir].ass 205 KB
E02
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 02 [Temari & Nonsense].ass 43 KB
E02
Monster Musume no Oisha-san - 02 [AnimDL.ir].ass 200 KB
E03
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 03 [Temari & Nonsense].ass 45 KB
E03
Monster Musume no Oisha-san - 03 [AnimDL.ir].ass 277 KB
E04
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 04 [Temari & Nonsense].ass 44 KB
E04
Monster Musume no Oisha-san - 04 [AnimDL.ir].ass 276 KB
E05
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 05 [Temari & Nonsense].ass 43 KB
E05
Monster Musume no Oisha-san - 05 [AnimDL.ir].ass 275 KB
E06
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 06 [Temari & Nonsense].ass 44 KB
E07
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 07 [Temari & Nonsense].ass 47 KB
E08
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 08 [Temari & Nonsense].ass 39 KB
E08
Monster Musume no Oisha-san - 08 [AnimDL.ir].ass 196 KB
E09
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 09 [Temari & Nonsense].ass 46 KB
E09
Monster Musume no Oisha-san - 09 [AnimDL.ir].ass 342 KB
E10
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 10 [Temari & Nonsense].ass 49 KB
E10
Monster Musume no Oisha-san - 10 [AnimDL.ir].ass 346 KB
E11
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 11 [Temari & Nonsense].ass 45 KB
E11
Monster Musume no Oisha-san - 11 [AnimDL.ir].ass 341 KB
E12
[AnimWorld] Monster Musume no Oisha-san - 12 [Temari & Nonsense].ass 47 KB
E12
Monster Musume no Oisha-san - 12 [AnimDL.ir].ass 343 KB
Download Farsi Persian Subtitle
Translate with Pro
Show all subtitles
Published on: 2020-10-05
Downloads: 70
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

‫مدتها پیش انسانها و هیولاها درگیر جنگی شدن که صدها سال به طول انجامید.

‫هیچ کس به خاطر نداره که چرا این جنگ شروع شد.

‫به مرور زمان انگیزه برای جنگ کمرنگ شد و در نهایت کاملا از بین رفت.

‫وقتی که هم انسانها و هم هیولاها اونقدری خسته شدن که دیگه نمی تونستن ادامه بدن

‫بالاخره جنگ تموم شد.

‫عاقبت انسانها و هیولاها شروع به برقراری تعامل با هم کردن

‫و بعد...

‫‫هیولایی دختران دکتر

‫شوهرم... ولی شوهر من...

‫خیلی متاسفم. لطفا سعی کن یکم دیگه طاقت بیاری.

‫معاینه پزشکیه.

‫تحمل کن.

‫باشه

‫غده ای در کار نیست.

‫حالا بذار گوش هات رو بررسی کنم.

‫باشه...

‫می زنمش کنار

‫دردت اومد؟

‫نه، فقط گوشام... خیلی حساسه...

‫که اینطور. خیلی خب.

‫پاک کن. پاک کن. ویز

‫دکتر لطفا بگین... من چه بیماری ای دارم؟

‫بارداری

‫سیرسا خدا رو شکر! من خیلی خوشحالم!

‫عزیزم!

‫درد سینه و گوش های سرخ علائم بارداری ویژه مینوتورهاست.

‫تبریک می گم.

‫خیلی ممنون!

‫دردت در نهایت از بین میره.

‫ولی اگه زیاد اذیتت می کنه می تونی چند تا مسکن هم بخوری.

‫سافنتیته لطفا بهش یکم داروی گیاهی بده.

‫حتما می دم بهش دکتر گلن.

‫هوم

‫‫مورد اول قنطورس آرنا

‫تمیزکاری!

‫رفت و روب!

‫حسابی خسته نباشی دکتر گلن.

‫تو هم همین طور سافنتیته.

‫هی، چیزی شده؟

‫نه، حالم خوبه.

‫تو از بودن با زنی که تازه ازدواج کرده

‫و همش آه و ناله می کنه به ستوه اومدی.

‫ببخشید. داشتم روی امتحانم تمرکز می کردم.

‫عیبی نداره.

‫این که وسط امتحانا اینجوری به کارای دیگه ات هم می رسی

‫یکی از بهترین ویژگی هاته.

‫ولی من راجع به این چیزا حرف نمی زنم...

‫ترجیح می دم که منو سافنتیته صدا نکنی

‫دوست دارم بهم بگی سافه مثل اون وقتا که تو آکادمی بودیم.

‫اوه. پس ببخشید سافه.

‫حالا درست شد دکتر.

‫بله؟

‫یه نامه ویژه دارین!

‫ممنون

‫از بیمارستان مرکزی... از طرف دکتر کتولهیه.

‫دکتر کتولهی چطور می تونه اینقدر خودخواه باشه؟

‫تو بیمارستان مرکزی لیندورم همیشه کمک لازمه.

‫و کلینیک ما هم که فقط ما دو تا رو داره.

‫باید کل روز درمانگاه رو ببندی تا بتونی به کارای آرنا برسی.

‫لعنت به اون زنیکه اختاپوس.

‫این حداقل کاری که می تونم برای ادا کردن دینم بهش بکنم.

‫فقط به لطف و حمایت های اون بود که تونستم درمانگاهم رو باز کنم.

‫نمی تونم باهات موافقت کنم ولی...

‫تازه می تونم با اینکارم بیمارهای زیادی رو معاینه کنم.

‫دکتر کتولهی ترتیب اینو داده تا کمکم کنه که تجربه بیشتری به دست بیارم.

‫تو دیگه زیادی مهربونی دکتر گلن.

‫گمونم می تونیم همین جا ولش کنیم به امون خدا.

‫مبارزایی که می خوایم ببینیم جنگجوهای درجه سه و چهارن

‫واسه همین ممکنه بخوریم به پست یه موردی که تا حالا ندیده باشیم.

‫بذار کمکت کنم سافه.

‫خیلی ممنون دکتر.

‫بفرماین. به نظرم این همه بارتونه.

‫بله. خیلی ممنون.

‫دکتر وقتی امروز نمی تونی معاینه کنی

‫لطفا هر کار از دستت برمیاد برای پرنسس‌مون بکن.

‫پرنسس؟

‫به لیندورم آرنا بزرگ خوش اومدین!

‫خیلی خوشوقتم.

‫من یکی از جنگجویان درجه سه اینجا، تیسالیا اسکیتیا هستم!

‫من اینجام تا توی مطب دکتر کتولهی یه سری معاینه پزشکی انجام بدم.

‫من گلن لیت بایتم.

‫و منم دستیارش سافنتیته نکزم.

‫وای، اون واقعا یه دکتر انسانه.

‫شنیده بودم جوونه ولی حتی از اونی که فکرش رو می کردم هم جوون تره.

‫خب دکتر. بجنب و به معایناتت برس.

‫خیلی پررویی!

‫اون به ترتیب معاینه تون می کنه پس آروم باشین.

‫ای به چشم!

‫وای

‫همیشه اینجوری کنترلشون می کنی تیسالیا-سان؟

‫بله. هر چی نباشه مطمئنم که می تونین با چشم خودتون مدارجم رو ببینین.

‫اوه، عزیز دلم

‫گمونم نباید تو رو به خاطر از دست دادن خونسردیت

‫بعد دیدن بدن خوشگلم که رقیب یه الهه اس سرزنش کنم.

‫اوه، همچین قصدی نداشتم...

‫ولی تو می خواستی همین رو تحسین کنی.

‫من تنها وارث حملو نقل سکایی هستم

‫که صنعت حمل و نقل غالب توی این شهر محسوب میشه. «!شعارمون اینه: «از بسته بندی تا رسیدن به دست مردم درخدمتیم

‫حالا شاید به خاطر خوبی هام تحسینم کنی.

‫که اینطور. پس منظور از پرنسس این بوده.

‫وای چه دردی داره!

‫اینجا یکمی دچار التهاب شده.

‫شاید مجبور شی یه چند روزی رقابت نکنی.

‫میو!

‫همچین اتفاقی نمیوفته دکتر.

‫این هفته یه مسابقه مهم برگزار میشه که توش شانس صعود به مرحله بعد رو دارم.

‫مطمئنم شما می تونین کمکم کنین میو دکتر

‫خیلی خب متوجهم.

‫پس محکم برات می بندمش. فقط سعی کن زیاد به خودت فشار نیاری.

‫ایول! خیلی موچکرم دکتر!

‫لطفا بیا اینجا ببینم.

‫بذار ببینم... نفر بعدی...

‫منم!

‫به قنطورس هایی مثل من علاقه دارین دکتر؟

‫میو- اوخ!

‫اوه، خیلی معذرت می خوام!

‫من وارث حمل و نقل سکایی ام.

‫من اونیم که برای تامین آینده شرکت

‫رهبری تمام قنطورس های لیندورم رو به دست می گیرم.

‫در این صورت ازم انتظار می ره که ازدواج کنم و بچه دار بشم.

‫هنوز دارم دنبال یه نامزد عالی می گردم

‫ولی با اینکه کلی خواستگار دارم هنوز نتونستم مورد مناسبم رو پیدا کنم.

‫ما سکایی ها به دلاوری های خودمون افتخار می کنیم ولی من علاقه ای به مردای بی رحم ندارم.

‫اگه مجبور به انتخاب بشم خب...

‫یه دکتر باهوش و جوان رو که وقتش رو با درمان هیولاها می گذرونه رو ترجیح می دم.

‫یه لحظه منو ببخشین

‫عزیزم، میسالیا-سان

‫ظاهرا دور کمرت نسبت به ماه قبل خیلی بزرگتر شده.

‫فکر می کنی چیکاره ای؟

‫چطور جرات می کنی با اون دم کثیفت هیکل منو اندازه بگیری!

‫تازه شم تو باید اینجا رو اندازه بزنی.

‫واقعا تو حتی اینم نمی دونی؟ و اونوقت اسم خودت رو گذاشتی پرستار!

‫من پرستار نیستم. دکترم.

‫این مهم نیست!

‫اینجا! خوب یه نگاه به کمر خوشگلم بنداز زنیکه ماری.

‫می دونم که خبر داری که وقتی پای پزشکی در میون باشه گلن دکتر خیلی جوونه.

‫حالا یه سی سالی مونده تا بتونه به درد نامزدی برای ازدواج بخوره.

‫چی داری می گی؟ بهترین اسب های مسابقه و ازدواج ها سریع انجام می شن!

‫اوه، عزیزم. سایزت واقعا بزرگ شده.

‫چی؟!

‫تیسالیا سکیلیا صحیح و سالمه.

‫‫هیولایی دختران دکتر

‫بالاخره کارمون تموم شد گلن دکتر

‫آره. خوشحالم که وقتی خورشید هنوز غروب نکرده کارمون تموم شده.

‫همش به خاطر رهبری درخشان تیسالیا-سانه.

‫می خواستم قبل رفتن به خونه باهاش خدافظی کنم ولی...

‫خب اون اینجا نیست بنابراین لازم نیست خودتون رو اذیت کنین.

‫چرا براش یه پیغام با یه نفر نذاریم؟

‫گمونم می تونم اینکار رو کنم.

‫ببخشید دکتر

‫یه لحظه وقت دارین؟

‫اوه، شما مال تسالیا-سان هستین.

‫بله. ما دستیارانشیم. من کی ام.

‫و من لورام.

‫خب... معاینه بانو چطور پیش رفت؟

‫به چیزی مبتلا شده؟

‫به چیزی مبتلا شده؟

‫نه. تیسالیا سکیتیا صحیح و سالمه.

‫احتمالا به خاطر اینه که مرتب ورزش می کنه و جلوی شکمش رو می گیره.

‫نشونه هیچ بیماری ای درش دیده نمیشه.

‫که اینطور...

‫نگران چیزی هستین؟

‫کی-سان و لورنا-سان...

‫مطمئنم که تیسالیا-سان خیلی براتون مهمه.

‫آره

!البته

‫در این صورت لطفا راحت باش و هر چی خواستی بهم بگو.

‫پس اگه من به عنوان یه پزشک بهتون بگم همه چی روبراهه

.‫ممکنه خاطرتون جمع بشه

‫خیلی خب بهتون می گیم.

‫می دونین بانوی ما...

‫فکرش رو می کردم که اینجا پیدات کنم.

‫سافه!

‫می تونی بری بخوابی. دیر وقته.

‫تو باید طرف من باشی.

‫دیدم تو رختخوابت نیستی واسه همین اومدم اینجا.

Monster Girl Doctor subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left