Billions

Billions

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Billions S06E04 WEBRip x264-GLHF
Billions S06E04 WEBRip x264-ION10
Billions S06E04 WEBRip x264-CAKES
Billions S06E04 720p WEB x265-MiNX
Billions S06E04 1080p WEB H264-GGEZ
Billions S06E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S06E04 720p WEBRip HEVC X265-RMTeam
Billions S06E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E04 720p/1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Published on: 2022-02-16
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫اولین المپیک نیویورک

‫شهر غمگین و درحال فروپاشیـه

‫بهترین فرصت واسه بازسازیـه

‫انتخاب شهر میزبان، ‫روندش خیلی سیاسیـه

‫می‌خوام روشون تأثیر بذارم، ‫ولی طوری که فهمیدم،

‫اعضای کمیته،

‫زیاد راحت نیستن که ‫یه غریبه بهشون هدیه بده.

‫جنگِ جدیدم از دفتر شروع نمیشه

‫اولش نه

‫خودِ پیام، مهم‌تر از محل وقوع نبرده

‫پی بردم که مشکل، کنترل کردنِ

‫یه میلیاردر توی این شهر نیست.

‫ولی تأثیر کلی طبقۀ میلیاردرها؟

‫مثل بلای آسمونیـه

‫پرینس اولویت‌های متفاوتی داره

‫ظاهراً اون اینجا دنبال چیزی بیشتر از سوده

‫- خب، منظورت چیه؟ ‫- هنوز نمی‌دونم،

‫ولی می‌دونم اون مثل اکس نیست.

‫من بدین‌وسیله «لیستِ پرینس» رو ایجاد می‌کنم

‫تمام سرمایه‌های فاسدی که ‫توی شرکت هستن بیرون می‌ریزیم

‫از این به بعد، مشتری‌ها برای ‫سرمایه‌گذاری با ما، باید تأیید صلاحیت بشن

‫گاهی، باید چند تا کاسه کوزه بشکنی

‫کاری کنی بفهمن هیچکس در امان نیست

‫به من قول یه فصل پر از پیروزی رو دادی، چاک

‫زمانم داره تموم میشه قبل ‫اینکه مجبور بشم استعفاء بدم

‫هنوز نمی‌تونم بهترین ‫بازیکنم رو از دست بدم

‫بهت نیاز دارم، کیت

‫خیلی‌خب، رئیس

‫وقتی تازه به دوران رسیده‌ها و صاحبان املاک

‫سعی می‌کنن ما رو از سر راه ‫بردارن، چیکار می‌کنیم؟

‫از سر راه برشون می‌‌داریم!

‫شهرمون رو پس می‌گیریم!

‫شهرمون رو پس می‌گیریم!

Billions.S06E04 1400/11/27 « نرخ افت سود »

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

اومدن سراغم

‫واسه کار؟

‫کسی چیزی از کار نگفت

‫واسه کاره

‫کار خوبی کردی در جریان قرارم دادی

‫خب، مشخصه که نمیرم...

‫نه، میری

‫ولی از طرفِ من میری

‫واسم میشی «وینسنت ترانوا»

‫طبیعیـه جشن بگیرید، ‫هدفِ بزرگی داشته باشید.

‫مخصوصاً با ابزاری که اینجا دارید

‫خوشی و استعدادی که توی این اتاق هست ‫

‫فکر می‌کنید قراره همینطور ادامه پیدا کنه

‫هیچوقت قرار نیست تموم بشه

‫ولی می‌دونیم که این حقیقت نداره

‫همه شمایی که داخل این اتاقید

‫در برابر اشتباهات دیگران مصون نیستید،

‫جایی که خرج‌شون از دخل‌شون بیشتره.

‫هر بار نرخ افتِ درآمد گریبان‌گیرشون میشه

‫من 52 تا بازیکن داشتم که ‫توی اتحادیه ملی بسکتبال بودن

‫ 35 تاشون همین الان داخل لیگ هستن

‫پیشنهادِ من به اونا و شما:

‫یه میلیونِ اول رو کنار بذارید!

‫فراموش کنید که داریدش

‫اون یه میلیون رو بذارید توی همین شرکت،

‫اون وقت می‌دونید که ‫پنج، شیش، هفت سال دیگه،

‫یه مولتی‌میلیونر هستید.

‫وقتی اینو پشت سر می‌ذارید،

‫هیچ ترسی نیست.

‫نگرانی و اضطرابی در کار نیست

‫برای فکر کردن به چیزای خوب ‫ذهن رِسایی خواهید داشت

‫یهویی وارد یه منطقه‌ای می‌شید،

‫کارایی رو می‌کنید که حتی ‫خودتونم باورتون نمی‌شد بتونید،

‫و قهرمان بشید

‫قهرمانی‌های ملّی

‫و وقتی قهرمانی کشوری کسب کنید...

‫من تابحال بسکتبال بازی نکردم،

‫ولی حاضرم دنبال این مرد ‫تا پشتِ دروازه‌ی جهنم هم برم.

‫نذارید نرخ افت درآمد شما رو بکشه پایین،

‫چون در نهایت،

‫ کسب قهرمانی برای همه‌مون ‫اهمیت داره، مگه نه؟

‫دستمزد سخنرانی مربی بالا بود ولی عالیه.

‫واقعاً همینطوره. هر سنتش ارزش داره.

‫و شنیدم به خیریه هم کمک می‌کنه،

‫پس واسه همه بُرد بُرده.

‫ ‫

‫تأسیسات فوق مُدرن،

‫اسکان، حمل و نقل

‫برای پاسخگویی به تمام نگرانی‌های ‫زیست محیطی طراحی شده

‫همه چی بِکر و تمیزه

‫آها...

‫آره، خب، بذار بهت بگم مایک،

‫کل این پیش‌نمایش خیلی باورپذیرتر بود

‫اگه یه جایی آت و آشغالی ریخته بود.

‫یعنی، فقط...

‫شهر نیویورک هیچوقت اینقدر تمیز نبوده

‫قبلاً همچین تعهدی نداشتم

‫بهشون گفتم، تأثیرگذار و چشم‌نواز درستش کنن

‫کاری کنید چشمای بیننده خیره بشه، ‫چیزی رو به قوه‌ی تخیل واگذار نکنید.

‫و وقتی واقعاً مسابقات اینجا شروع بشه، ‫همین کار رو می‌کنم.

‫راستش، قبلاً توی «هاگن داز» یه بستنی داشتن

‫به اسم «دزلر». ‫

‫گمونم هنوزم دارن. بستنیش با «دولسه د لچه»‌ست ‫

‫با باریکه‌ی کارامل،

‫و دلچه و کارامل.

‫بعدش روش خامه می‌زدن، و بعد هم

‫کلش رو با سس کارامل داغ می‌پوشوندن.

‫اسمش برازنده‌ست: «خیره‌کننده»

‫اون بستنی رو با ولع تا ته می‌خوردم.

‫ولی، راستش...

‫کمی بعدش،

‫حالت تهوع می‌گرفتم و نفخ می‌کردم

‫و می‌ترسم برای المپیک داخل شهرمون هم

‫همین اتفاق بیفته.

‫ممکنه خوشمزه باشه، ولی،

‫احتمالش زیاده وقتی رأی‌دهنده‌ها کونم رو پاره کنن، حالم بد بشه

‫- چون ازش خوششون نمیاد، پس... ‫- همه عاشقِ...

‫چاک رودز جهت گفتگو رو تغییر داد

‫قبل اینکه حتی شروع بشه، درسته؟

‫حالا، دیگه مسابقات رو تبلیغ نمی‌کنیم،

‫بلکه از ابتدا داریم ازش دفاع می‌کنیم.

‫و شورای شهر، قانون‌گذار، ‫فعالان اجتماعی،

‫همگی می‌ریزن سر این پروژه‌ی المپیک

‫بعدش به مقررات متوسل میشن،

‫و این واسه بعد از شروع کاره

‫که چندین مانع رد کردی... موانع سنگین.

‫اگه قبل شروع تسلیم بشی که نمیشه برنده شد

‫آره خب، تنها برنده‌ی این بازی کوفتی

‫مشاور ارشد حقوقی‌ـتـه

‫که توی ساعات کاری بهش پول میدی

‫من و تو باهمدیگه می‌تونیم ‫این مسائل رو حل کنیم

‫مسابقات بدون حمایت فرماندار محاله

‫به شهر بیاد.

‫امیدوارم بتونم روش حساب کنم

‫مایک، نظر مثبتِ افکار عمومی ‫نسبت به این قضیه دو درصده

‫فکر می‌کنم آمار سرطان سه درصد باشه

‫شیرین‌کاری چاک فقط به این دلیل جواب داد

‫چون آتیش زیر چیزی گرفت ‫که قبلاً مشتعل شده بود.

‫قرار نیست با طناب پوسیده‌ی تو

‫برم توی چاه، باشه؟

‫اگه چیزی پیدا کردی که ‫واقعاً جواب بده، خبرم کن

‫خدایا، بوی گند باختن اینقدر ماندگاری داره؟

‫نمی‌خوام این تعفن روی من باشه

‫اگه حق با اون باشه و توی ‫باتلاق شهرداری گیر کرده باشیم...

‫- به توان حقوقی زیادی نیاز داریم ‫- آره

‫شرکت‌های حقوقی خصوصی ‫شاید بیش از یکی

‫یه حلال مشکلات. یه مبارز خیابونی. ‫یه استاد هنرهای تاریک.

‫آوردن «بیل بار» الان یه مقدار جنجالیـه ‫

‫یکی که مین‌های زمینی رو کنار بزنه،

‫مخصوصاً اونایی که چاک رودز کار گذاشته

‫باید از داخل دولت استخدام کنیم،

‫که بتونه با شورای شهر ‫صمیمی بشه و اونا رو خر کنه.

‫یعنی داری میگی کسی رو استخدام کنیم ‫که دست‌اندازها رو کار گذاشته،

‫تا همیشه بدونیم چه موقع ‫باید سرعت رو کم کنیم

‫دقیقاً

‫آخه اسپیروس رو مستقیم از ‫کمیسیون بورس استخدام کردیم،

‫هرچقدرم که خز و خیلـه،

‫دو سالی میشه که از نهادهای ‫اجرایی باهامون تماس نگرفتن.

‫یکی مثل دادستان ناحیه منهتن، گرام.

‫به‌نظر دوست‌داشتنی میاد، ولی بدجور خشنـه.

‫گزینه‌ی فوق‌العاده‌ایـه، ‫ولی شدیداً به شغلش وفاداره.

‫آره به نظرم حق با اونـه

‫اوه، حق با منـه،

‫چون این حوزه‌ی مخفی‌کاری و زیرمیزیـه،

‫و از قضا منم توی جفتش واردم.

‫آره، و اگه بتونی خواننده «نیل یانگ» ‫رو به گروهت اضافه کنی،

‫از پسش برمیای، حتی اگه از قبل

‫«کرازبی» و «نش» رو کنارت داشته باشی.

‫خوبه. برو تو کارش.

‫حالا، یه موضوع دیگه: ‫کالین تیم جلودار رو از

‫کمیته‌ی بین‌المللی ورزش‌های اروپا

‫آورده اینجا.

‫باید خیلی شاد از اینجا برن...

‫آهان، واسه همین اومدی سراغ من

‫مخفی‌کاری و زیرمیزی، ‫همونطور که گفتی، آره

‫تا برن خونه پیش رئیس‌هاشون

‫و بهشون بگن که باید ‫ما رو بذارن بالای لیستشون.

‫و پاکت هدیه‌ای که بهشون میدی

‫باید حسابی سنگین و خفن باشه...

‫نمیشه که همینطوری بهشون رشوه داد ‫همه حاضرن بهشون رشوه بدن

‫جلوی من حرف از رشوه نزنید. بیخیال.

‫آره، ولی نکته اینه، حتی اگه ‫ما اهل رشوه دادن بودیم...

‫که نیستیم...

‫باید بهشون حس خاصی دست بده

‫مطمئنم نظرات متفاوتی از «خاص» داریم

‫خب، حالا که هم‌خونه شدید، باهم انجامش بدید.

‫محاله. امکان نداره بتونی این همه ‫خرت و پرت رو توی اون کیف جا بدی.

‫اگه یه الگوریتم فضایی داشتی

‫و یکی که بلد بود همراهت ‫ازش استفاده کنه، شاید.

‫اوه، گمونم اون شخص تویی، نه؟

‫می‌خوای با این الگوریتم ‫فضایی‌ت همراهم بیای؟

‫میشم همراه لایقت

‫الگوریتم رو نسبت به ‫مسیرمون بهینه‌سازی می‌کنم،

‫برای وضعیت راهبردی آب و هوایی...

‫وای رفیق. نه. حرفشم نزن.

‫پس، نمی‌خوای...

‫همراه؟ کمک؟ نه!

‫با تلمبه‌ی توالت بازکُن جاشون میدم،

More Farsi Persian subtitles for Billions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left