The first 200 lines.
هی، تو. برو بیرون
، من چه اشتباهی کردم
که جو دال هو گزارشمو داده ؟
اتهام غلط
اقدام به قتل؟
من؟
یه اعلام عمومی بود
اگه نمیتونی درست انجامش بدی، پس هیچ کاری نکن
بیا کوتاهش کنیم، جا کیونگ
به خودت زحمت نده بهونه بیاری
همه ما میدونیم تو پشت این قضایا بودی
اوپا ، تو باید از این لذت برده باشی
چی گفتی
، من بهت بار ها و بارها گفتم، ولی تو متوجه نشدی
تو نمیتونی جدی بشی
حتما فکر میکنی ازم آتو داری
حالا که اشتباه کردم
بنظر میرسه حالا دیگه وقتش شده
, شاید اشتباه کنم و بیافتم
ولی با پای خودم تو گور نمیرم
تو فوق العاده ای
نباید الان زانو بزنی و تقاضای بخشش کنی؟
باید واست یه فرش بخرم؟
جونگ بوک، الان بزرگترا دارن حرف میزنن
برو بشین اون گوشه
خب؟حالا میخوای چی کار کنی؟
تو انجامش دادی، چرا من باید پایین کشیده بشم؟
، خواهر برادرات همه جور دردسری درست کردن
و من درستشون کردم
... تا حالا در مورد این فکر نکردین
که چرا اسمتون تو رسانه ها خبرساز نشده؟
چون خوش شانس بودین؟ شانسی وجود نداره
من جلوشو گرفتم، من
خب؟حتی با این گند بزرگ هم این حرفو میزنی؟
اصلا معنی میده ؟
جونگ هی بزار اینو روشن کنم
... تو هیچ وقت در مقابل خبر نگارا
پایین کشیده نمیشی
واقعا؟
بهم قول دادی
... شما سه تا با عجله اومدین اینجا که
من رو بکشین پایین؟
این خیلی خجالت آوره
و تو هم قاطیشون شدی اوپا؟
... خیلی خب، پس
کامل راست و ریستش کن
بهمون نشون بده چیکار میتونی بکنی. ولی به هر حال،
بزار اینو روشن کنم
اگه بازم گند بزنی، دیگه واقعا کارت تمومه
خودم گورتو می کَنم
فهمیدی؟
بریم
♥ @moonriverteam ترجمه و زیر نویس از ♥-
! جو دال هو
! جو دال هو
خوبه
! جو دال هو
! جو دال هو
بیا، اول یکم توفو بخور
فقط همین؟
!کارت عالی بود- کارت خوب بود-
هی، بزار بغلت کنم
باشه
خبرنگار
فقط میزارم امروز اینجوری صدام کنی
مان سو، دلم برات تنگ شده بود
چی جوری میتونستم بدون تو زندگی کنم؟
تو باید باهام بهتر رفتار کنی
باشه، میکنم، ببخشید
تبریک میگم- ... من دارم -
دومین بهترین وکیل تو جهانو بغل میکنم
و اونوقت تو بهترینی؟
من نمیتونم خودم بگم
خدایا
نظرت چیه؟- کریسمسه؟-
جشنه- بچرخین-
این عادیه- چرا؟-
این قیمتش خیلیه- درسته-
اونا ارزونن، نه؟- نه نیستن-
!باشه
، برای وکیل محله، جو دال هو
که از زندان آزاد شده، این همه توفو گرفتیم
توفو کبابی، توفو نرم
توفوی سرخ شده ! و گوشت تند خوک به همراه توفو
دیگه تا یه سال توفو نمیخوای
واقعا همه اینا توفوئه
توفو توفو
توفو توفو
بیاین بخوریم، من گرسنمه- باشه-
وایستا، این چیه؟
چی؟
معاون دادستان کل) (کانگ دوک یونگ
این عوضی فقط ساخته شده حال ما رو بگیره
اون الان نا امیده
... به عنوان وکیلت، واقعا بهت توصیه میکنم
که جوابشو ندی
میخوام ببینم اون واقعا چه قدر ناامیده
تو خیلی بدجنسی
بله؟
... من جو دال هو ام که به لطف شما
سختی کشیدم و تازه از زندان آزاد شدم
بیا همو ببینیم
ما سرمون شلوغه
ما داریم جشن میگیریم
پس یه بطری شراب میارم با خودم
داری شوخی میکنی؟
صد نفر اینجا جمع شدن
"کارت عالی بود، جو دال هو"
"مرد قابل قبول، جو دال هو"
اونا درست میگن
من به سلامت برگشتم
اونا چی ان؟ تماشاگرن؟
این یکم ناجور نیست؟
اینطوره؟
هی، اون راحت نیست
بیرون منتظر باشین اون حتی مشروبم با خودش آورده
بریم یکم قهوه بخوریم
باشه- ما حقوقمونو نگرفتیم-
ولی میتونیم درحد قهوه هزینه کنیم
!یه خونواده نباید باهم وارد کسب و کار بشن
یه چیز ارزون بخورین، فهمیدی؟
باشه
این کیک توفوئه؟
داری منو به چالش میکشی؟
تو بودی که اول جنگو شروع کردی
من اون کارو نکردم
... تنها کاری که کردم، چیزی که بهم داده شده بود رو برداشتم
و بررسیش کردم
دارم درباره حساب کیونگ حرف میزنم
بیا درباره قانونی بودن اون بحث کنیم
، من میفهمم درباره اون چه حسی داری
ولی با واقعیت رو به رو شو
واقعیت؟
تو دنبال جا کیونگ نیستی؟
من؟ کِی؟
... من شاید بتونم بهت یه
یه مدرک قاطع بدم
به نظر میرسه گیج شدی
من فقط دنبال جا کیونگ نیستم
این درباره فاسد بودن کوک ایله
و اینکه اون چه جوری انقدر شیطانی ساخته شده
... و به قربانیا
آرامش بدم دلیلش اینه
تو اینطور فکری میکنی؟
پس یه جنگ بی پایانه
تو منو میشناسی
من یه وکیل محلی دیوونم
من خودمو واسه جنگای احمقانه آماده میکنم
اینکارو نکن بیا سخت نگیریمش
... تو تنها کسی بودی که مدارک غیرقانونی
حسابای کیونگ دیدی و شنیدی
، فقط بگو که اینو از رو عصبانیت گفتی
!و همه اینا به راحتی حل میشه
... اونوقت منم به خاطر تهمت زدن بهت
دستگیر میشم
تازه اومدم بیرون
اگه قول بدم که این اتفاق نمیوفته چی؟
، نمیتونم باورت کنم
و این منو فریب نمیده
به هر حال تو هیچ مدرکی نداری
...مدرک؟تو فکر میکنی
... من این حرف گنده رو بدون مدرک
جلوی مردم زدم؟
خب؟چی میگی؟
بیا تا آخر این راهو بریم
فکر میکنی تو میبری؟
به امتحان کردنش می ارزه
اونجا رو نگاه
"مرد قابل قبول، جو دال هو"
"پیروزی"
پیروزی
پ-ی-ر-و-ز-ی
اون داره کادوشو برمیگردونه
پیروزی
جو دال هو
یه نشتی داریم
جانگ سون نیم گم شده
اون کسی بود که جا نمیزد
اون ترسیده و فرار کرده؟
انگار اون مسته
قطعا خودش بوده
... اون یکی زن
شغلش اجازه نمیداده که زیاد آرایش کنه
... و اون یکی
لبش پاره شده بود و خون تو فنجونش ریخته بود
و یه آدم سیگاری
احتمالا یه مرده
مرد و زنی که باهم کار میکنن؟
... و جانگ سون نیم ترسیده و
و فرار کرد
آدمایی مثل اون از اراذل اوباش نمیترسن
...فقط اونای که یه بار سوخته باشن
از آتیش میترسن
...اون فقط از دادستان ها و
بازرسا میترسه
,آقای کانگ آروم به نظر میرسه
اما خیلی سریع حرکت میکنه
باشه ,پس این کارتیه که اون نگه داشته,درسته؟
بیاین داخل - ممنونم-
,یه جورایی برات دوره
No comments yet. Be the first to leave one.