The first 200 lines.
افسانه ی ِشانس = قسمت 16 =
دلم براتون تنگ شده
فقط يه هفته مرخصي گرفتم
.ولي نميتونم تا شروع دوباره کلاسمون صبر کنم
حالتون خوبه؟
خوبه - خوبه -
دلمون براي معلم خوشگلمون تنگ شده
منم دلم براتون تنگ شده
منم - منم -
امروز، ياد مي گيريد چطوري تماس تصويري برقرار کنيد
.و چطور از خدمات پست الکترونيک استفاده کنيد
باشه- باشه -
باز بهش زنگ زدي؟
گفتم وقتي سرش شلوغه مزاحمش نشو
بهش زنگ نزدم
فقط براش جا رزرو کردم، گفتم شايد بياد
پس چرا همش به يونگ ايل زنگ ميزني؟
جاسوسي، چيزيه؟
چرا ازش در مورد پسرت نمي پرسي؟
حتي اجازه نگران شدنم ندارم؟
بيا
بذارش کنار - خواهش مي کنم، فقط يه بار -
نميشه - يه امتحاني بکن -
!سو هو
ديگه چيز بيشتري نميخوام
آخرين باري که براي تولد دور هم جمع شديم، کِي بود؟
نوزده بیست سال شده؟
21سال
بيا از اين به بعد هر سال تولد بگيريم
بخوریم
چه خوب ميشد اگه اون توي اين جشن باهامون بود
نميدونم اون دختره ريزه ميزه قلمي داره چيکار مي کنه
چطور ميتونه يه بارم بهمون زنگ نزنه؟
سو هو، من ديگه پيش فالگير نميرم
از فکر کردن بهش هم ناراحت ميشم
به دختر به اون خوشگلي گفت راکون
ديگه نميتونم بهش اعتماد کنم
حرفشو باور ندارم
کار خوبی میکنی
نوش جان
تبريک ميگم، مين جه
بله
!تبريک ميگم
اون مسابقه رو بُرد و براي اولين بار وارد تلويزيون شد
همه چي يهويي اتفاق افتاد
نميدونم بايد ازت جايزه بگيرم يا نه
از اين به بعد سرت شلوغتر ميشه
اينقدر موفق ميشه که نميتوني تنهايي از پسش بربياي
الان وقتشه که يه متخصص استخدام کني
چيکار کنم بهم اعتماد کني؟
...شرکتاي ديگه بزرگترن
...خب
اين ناراحتم مي کنه
قبلاً بهت گفتم
...ولي من خيلي بهتر از
.هر شرکت ديگه اي هستم
اگه فقط بتوني 5 دقيقه با گَري چويی حرف بزني
.اينو مي فهمي
دروغ ميگي
چي گفتي؟
.تو آژانس گَري چویي بودي
چند بار بهت گفتم؟
من اونو وقتي ديدم که درست مثل الان ِتو يه بچه پررو بود
باهم به قله رسيديم
پس چرا ديگه باهاش کار نمي کني؟
اخراجت کرده IM توي اينترنت خوندم که شرکت ورزشي
!هي
!من اخراج نشدم
مين جه بايد اول ياد بگيره چطوري مصاحبه شرکت کنه
مين جه، اگه اينطوري پررو بازي در بياري
خبرنگارا ازت خوششون نمياد. ميدونستي؟
اِمي
گري
هي، چطور ميتوني منو اين شکلي سورپرايز کني؟
،باحاله. من اينجا فيلمبرداري داشتم
.و تو اينجا جلسه داشتي
زمانبنديش حرف نداشت
امروز واسه چي اينجايي؟ مصاحبه؟
آره
الان شکل يه متخصص تمام عيار شدي
...يکسال پيش، سر ضبط يه حرکت
.خجالت کشيدي
اصلاً حرفشم نزن
...وقتي ياد اين ميفتم که با آقاي جه چيکار کردم، واي
چرا؟ شماها خيلي به هم ميومديد
يه حس عاطفي عجيبي بين شماها بود
چطوره؟
...خب، تنهايي کار کردن
.واقعاً داره منو ميکُشه
.من نه پول دارم نه شُهرت
واقعاً سخته يه ورزشکار پيدا کنم که .به خاطر همين که هستم، بهم اعتماد کنه
.همه چي خوب ميشه
اون ورزشکار، هرکي باشه، خوش شانسه که با تو کار مي کنه
هي، اينکارو نکن
ممکنه واقعاً گريه م بگيره
من هروقت يکي يه حرف احساسي ميزنه، گريه م مي گيره
قيافه ت خوبه. صورتت مي درخشه
که اينطور
چطور ميتوني بدون من اينقدر موفق باشي؟
ويمبلدون برنده شدي
.و مدل روي جلد "تايم" شدي
تبريک ميگم
خيلي به ورزشکارم افتخار مي کنم
چرا اينطوري شدي؟ پشت تلفن که در اين مورد حرفامونو زديم
آه، درسته
ميخواي به ديدن کسي بري، نه؟
چي داري ميگي؟
.من هيچوقت نميتونم باهات تماس بگيرم .گوشيت هميشه اِشغاله
.وقت تموم شد. بايد برم تو
.ببين چطوري موضوعُ عوض ميکني
حالا منتظرم بمون. بيا باهم به شرکت زی زی بريم
ـه، درسته؟ IFميدوني که امروز روز منتشرشدن دوباره
تنها برو
،کار نمي کنم IM من ديگه براي .ديگه مدیر ِتو هم نيستم
.اينطوري نباش. تو از اول اونجا بودي
.من با يه شناگر که آينده درخشاني داره، قرار ملاقات دارم
اون توي المپيک آينده برام مدال مياره
.ميرم. مصاحبه بهت خوش بگذره
!موفق باشی
آقاي جه
من يه ليست از شرکتاي بازي درست کردم
.باشه، فايلو برام بفرست
بفرماييد
همه اينا رو با دست نوشتي؟
.هر کلمه رو با عشق نوشتم
!درست
باورنکردنيه
بطور غيرقابل باوري به دردنخوره
همونطور که ميدوني
.اين دِباک سافته
اين دِباک سافته
.با اين نميتوني موفق بشي
درسته
باشه
...درضمن - بله؟ -
.بايد يه کلاس کامپيوتر ثبت نام کني
بايد ياد بگيري چطوري از ابزارها استفاده کني .من پولشو ميدم
.اون از من خوب ياد مي گيره
داره پيشرفت مي کنه، نگران نباش
داره بهتر ميشه، اون وقت هنوز تمام اينا رو با دست مي نويسه
!سلام
!امروز يه روز شاده - سلام -
سلام
!يه سال گذشته
!منتشر میشه IF بالاخره
بريم - صبر کن -
...من
.خيلي بهش فکر کردم
ولي همونطور که ميدوني
اولين بار اينجا طراحي شد IF
هرچي فکرشو مي کنم، بايد اونجا باشم
...چرا
...چرا اون
،من اينطور فکر کردم
.ولي احتمالاً اونجا نميرم
طراحي بازي جديد تموم شد؟
نه هنوز - ميخواي چيکار کني؟ -
واي، زمان داره تموم ميشه و سرمايه گذارا خيلي دلواپسن
وقتي شنيدن يه بازي جديدُ بعد يه سال داري منتشر مي کني
.همه بهم زنگ زدن. ذوق دارن ببيننش
واقعاً؟
.حتماً يه فکري تو سرته
بزرگترين سهامدار دِباک سافت واقعاً ذوق زده ست
تو هيچ سهامي نداره. چطوري سهامداري؟
...اولش که شروع کردي، من - چي، چی؟ -
بخاطر اینه که دو ماه اجاره دادي؟
زياد نيست. بهت برش میگردوندم
...من براي - قبضاي برق، آره؟ -
تو حتي اجازه روشن کردن کولرم به ما نميدي. واي
...من - راجع به آقاي وون ِ، نه؟ -
جاجانگميون و تانگسويوک زياد قيمت ندارن واي
تو فکر منو ميخوني؟
ولي، يه سهامدار بزرگ، هميشه يه سهامدار بزرگه
اگه دِباک سافت عمومي بشه، من همه سهامشُ ميخرم
.پس اين معامله واقعاً مهمه
بايد کارتو خوب انجام بدي، باشه؟
.باشه؟ جوابمو بده
جوابمو بده
واي، عزيزم
اوه عزيزم
يون بال - بله -
چند ساعته ما بيداريم؟
الان 73 ساعت و 30 دقيقه س
واي، خدا. دارم مي ميرم
بايد قبل از مردنم راه رفتن بچه کوچيکه مُ ببينم
بسه حرف مفت نزن
امروز منتشر ميشه IF
.و آقاي جه برميگرده
همین خوبه
فکر مي کنم دارم عصبي ميشم
.چک نهايي. چک نهايي يک
چک نهايي 1.1 چک نهايي 1.2 چک نهايي 2 ...چک نهايي
چرا اينهمه چک نهايي هست؟ مگه من "آلفاگو"يي چيزي هستم؟
رو با موفقيت منتشر کرديم IF ولي به لطف تو، ما
همین خوبه
زود باش بيایید بيرون
نه، نميام بيرون - خواهش مي کنم يه کم صبر کن -
!آقاي جه اومده - چي؟ -
!برو! برو
زود باش
No comments yet. Be the first to leave one.