The first 124 lines.
من خيلي مطمئنم که ما قوانيني در مورد
.شناور بودن تو فضا و اين چيزا داريم
چي ميگي که بياي پايين و راجع به اين حرف بزنيم
.ديگه بستتونه
.همه چيو زير نظر داشتم
"حرم مقدس"
جادوگرا، ها؟
يه مدتي ميگذره از زماني که .مجبور شدم يکيشونو تميز کنم
.سلام، تو بايد آدم جديده باشي
."هنري فاس"
.اسلحه ها، پشتيباني تکنولوژي، آدماي تلفني
تو اسمشو ميذاري، من مي سازمش .يا تعميرش ميکنم، خوشبختانه تو اون دستوره نيس
."ويل زيمرمن"
...آره، دربارت شنيدم .خب، درواقع خيلي نشنيدم
.اما مطمئنم واسه يه کاري اومدي اينجا
.به هر حال بيشتر از اون آدم قبليه
يه نگاه بنداز، ميبينيش، ها؟
،اينو بهت ميگم .زن بعلاوه تکنولوژي يعني خرابکاري
،بد برداشت نکن اينو اما...تو...ميدوني؟
.فقط دارم شوخي ميکنم
،منم يه آدم دانشمند خسته کننده ام .درست مثل خودت
،جدم "مگنس" بود .سلاح اصلي، فلزکاري برگشته به لندنه
.اينا همش درباره قوم خويش هاس رفيق
آزمايشگاهم قابل استفاده شده؟
.نه هنوز
پس پيشنهاد ميکنم اينقد حرف نزني و .برگردي سر کارت
اينجا آدما ،"FYI" .شهرونداي درجه دومن
.برو
.مخصوصاً مردا
.درسته
.نوبت توئه
اساس کاراي مارواءالطبيعه اي که اينجا انجام ميشه
.بايد بگم که شانس آوردي توشون زنده موندي
.هي، سه تا جادوگر بهم چنگ زدن
يه داستان عالي برا کنفرانس .پزشکيه بعديم
با اين خودستايي يعني دل فريب ميشي؟
نمي شم؟
هيچ آسيب جدي اي که به عنوان .آسيب باشه پيدا نکردم
همونطور که گفتم
.خوش شانسي
خب، اونا چيکار کردن؟
،از چيزي که ميتونم بفهمم مهمونامون توسط حجم عظيمي از
انرژي هاي قدرتمند روحي .رها شدن
،انرژي روحيشون .مثل اينه که ميتونن فکر رو بخونن
فکر ميکنم اين دليليه که "دانو" چطوري .اينقد سريع زبون محلي رو ياد گرفته
.و دانششو فوراً به خواهراش انتقال داده
ديدم که اونا تو هوا شناور بودن
،ديدم که آزمايشگاه رو نابود ميکردن .(گمونم با مغزشون(فکرشون
اما با توجه به اينکه اونا "موريگان"آي .واقعي ان اين غيرممکنه
.نشونه هاي روي حلقه
.خاطرات جنگ باستاني
.من اين امکانو پذيرفتم
،يا اون سه تا فقط ميتونستن ترسيده باشن گمشده باشن، زناي فريب خورده باشن
.گرچه يه سري قدرتاي الکيم دارن
.نه جادوگراي قدرتمند 1200 ساله
اما اين چيزي نيس که تو بخواي بشنوي، هس؟
لازمه بازم بگم؟
...ما دنبال اون دخمه رفتيم واسه
.اکسير - .درسته -
.کسي که ميتونس با شرايطت کمکت کنه
.و در عوض سه نفرو تو تابوت پيدا کرديم
.سه نفر که حالا ادعا ميکنن از توام پيرترن
.ميفهمم
پس من دارم نظرات شخصيمو اينجا .پياده ميکنم
اميد اين سه تا زن
ميتونه هر جوري بهم کمک کنه .که يه علاجي واسه طول عمرم پيدا کنم
.قابله درکه
اگه واقعاً اونا 1200 سالشونه
...شايد کليد معماها باشن - .احتمالاً نمي توني بفهمي -
.زندگي بي پايان يه نعمت نيس
.يه نفرينه
.يعني، تنهايي، گوشه گيري
.يعني انسان نبودن
حالا اگه ميتوني به طريفي اثبات کني
اين سه تا زن ناهنجارياي بيشتري ندارن
باور کن، من اولين نفري ميشم که .نظرتو قبول ميکنه
اما اگه اونا واقعاً اون چيزين که من فکر ميکنم
پس تو بيشتر از هر کس ديگه اي .تو خطر مرگي
.چون اونا از آدما متنفرن
موريگان" ها فقط به يه دليل خلق شدن"
.که چرا تو و نوکرام خيلي متکبر بودين
.پس بهتره اميدوار باشيم من درست بگم
.منو ترسوندي
چون گرمام غيرقابل تحمله؟
!خدايا! تو داغوني .بيا، بذا کمکت کنم
ليست خريدت چطوره؟
.زندگيمو ميگذرونم
چيزيم از دست دادم؟
.آره، جادوگرا
.خوبه
شايد توام بخواي مثل مادرت يه نگاهي .بهشون بندازي
.بعداً
...هي، گوش کن
ميدونم که قضيه سر نگه داشتن رازات پيش خودته و .نه تقسيم کردنشون
اما بهت قول ميدم خيلي دردات کمتر ميشه
،هر دو درد جسمي و روحيت اگه فقط
درباره کارايي که ميخواي بکني حرف بزني
.همه حرف من همينه
،تو اصلا غولي ديدي
،يه بدبوي واقعيشو، درست جلو چشمات قبل از اينکه يه بسته براش بفرستي؟
.تو يکي از دوتا رو ديدي
.تو ترسو ديدي
.اون ميدونه که گوشت مردس
.و اون يه نمونه نگرانيه
.اما ديگرون
...واقعاً يه بدش
اونا اصلاً از اينکه بکشنت .خسته نميشن
.نه تا زماني که بکشوننت تو کام مرگ
.اونا قاتلن، شيرينن
بعضي وقتا که به يه چيزي چنگ ميزنم
که ترسناکه
وقتي ميبينم که ميميرن
...احساس ميکنم
...خب
.توضيحش سخته
.اما باور کن
.هزا بار آسونتر از رو تخت خوابيدن دروغيه
.گريه کني که چقد زندگيت مزخرفه
.دکتر
فقط ميتونم بگم که چقدر متاسفم
.که تو بودي که يکي از مارو پيدا کرد
.ما هيچوقت نبايد آشفته بشيم
چرا متاسفي؟
.تو يکي مثل ما بودي
No comments yet. Be the first to leave one.