The first 200 lines.
واقعاً چی میخوای؟
کُل سخنگوهایی که اونجا مخفیشون کردی
اونا مال من نیستن که بدمشون بهت
پس اگه ببرمشون مشکلی نداری؟
...آنچه در «ملت زامبی» گذشت
چه بلایی قراره سرشون بیاد؟
نگران نباش، ما خوب ازشون نگهداری میکنیم
قول میدم، اونا سر جای خودشون امنتر هستن
اون فلشی که بهت دادم رو داری؟
اینجاس
بزودی به کامپیوتر استس دسترسی پیدا میکنی، وصلش کن
وایسا بینم، این دیگه چیه؟
بچها، کسی میدونه این چیه؟
آمرزش نهایی دیگه چیه؟
!هی
هی، استس، هی
با توم، هی، استس، هی، دارم با تو حرف میزنم
مورفی
این کاریه که برای نشون دادن حُسن نیتت داری نشون میدی
من و دوستای سخنگوم با خوشی و آرومی اومدیم
مگه راه دیگه ای هم داشتید؟
همیشه راهی هست
رومن! رومن! رومن ببین، ببین، ببین
این دوستام که اینجان، خسته هستن
و باید مقداری بیسکویت بخورن
به عنوان یه نیمه خدای
بزرگ و فوق العاده ازت میپرسم
تا کِی میخوای زیر این خورشید تخمی داغ نگرمون داری؟
یه رأی گیری دارم که دارم براش آماده میشم
یه رأی گیری؟ عالیه
من و دوستام به شما کمک میکنیم تا توی آرا در بیایی
اونا به خاطر دوموکراسی زندهن
به خاطر دموکراسی زندهن، بامزه بود
مشکل اینجاس، آقای مورفی دموکراسی من فقط برای زنده هاست
پس بزار بهش رأی بدیم، باشه؟
بارشون بزن توی اتوبوس - هی -
این سرکوب کردن رأی دهندگانه، میدونی که
آخ، خدایا، دارم میرم، آرومتر
میدونی، شما بچها باید مراقب این سخنگوها باشید
وقتی گرسنه میشن یکم عصبانی میشن
چقدر راهه؟
هی، مهموندار؟ بیسکویت ها کجان؟
کمک واسه اون تایره نیاز دارید؟
دارم میرم، دارم میرم
راننده کجاس؟
هی، وایسا
هی
نمیتونید همینطوری مارو اینجا زندانی کنید
اونا دارن وحشی میشن
هی، اینجا چه خبره؟
این اتوبوس ها قرار نیست جایی برن
چرا خفه خون گرفتن؟
چشماتو باز نگه دار
خائن
نه، وایسا
اولی ردیف شد - شهروند تائید شده -
خیله خُب، جورج، نوبت توـه - شهروند تائید شده -
یالا، یالا، این کارو بامن نکن
دوباره امتحان کن
شهروند تائید شده
شاید قبل از رأی گیری حکومت نظامی گذاشتن؟
استس غیر واقعیه
این کارش از روی ترسه
استس برای رهبری میره
نباید بزاریم این اتفاق بیاُفته
خیله خُب
یادت باشه، مهم نیست چی میشه
ما میچسبیم به نقشه
من میرم کایا رو پیدا کنم
خیله خُب، زنده بمون
کایا؟
کایا؟
بیا پیش ماما
سلام، عجقم
بدستش آوردی؟ - آره -
کلید کامپیوتر به پادشاهی
تمام رمز عبورهای و کلیدهای توی شبکه
آلترا روی انگُشتمه
مستقیم به شبکه وصل شده، خفنه
یه مسیر عالیه
قدرت تنها راهشه، عزیزم
بریم بترکونیم
دفتر استس از این طرفه
وقتی زمانش برسه، میدونم با استس چکار کنم
البته، عدالت، نه وحشی گری
تو
همونجا وایسا
ایست
زانو بزنید
آماده ای بریم تو کارش؟
شما خائن ها زیادی اینجا عصبی نشون میدید
آره، قراره از این کارت پشیمون بشی
« مترجم : سجاد بیرانوند » Telegram: @Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1397/10/10
انسانه
خون همش مال انسان هاس
و لابد منم قراره باور کنم که یه مشت سخنگوی حمال
کُل این کارا رو کردن؟
...شلیک نکن، شلیک نکن
واو، آه، سلام
واسه این آخرالرمان خیلی دوست داشتنی هستی
چه بلایی سر آدمای من اومده؟
آدمای تو؟
اُوه، تو اون ماسک دار استس هستی
سلام
و تو هم قرمز بزرگی
گرداننده لیمبو
خُب بودم، تا وقتی که استس منو بزور از کارو کسبیم بیرون نکرده بود
دوست سخنگوها و دوست دار سخنگوها
دوست خائن ها
عزیزم، منو بدتر از این ها هم خطاب کردن
ببخشید من کجا رو باید ببینم؟ چشم واقعیتو یا اون خُشگله رو؟
وقعاً از شنیدن صدای
خودت حال میکنی، اینطور نیست؟
خُب، قبلاً بهم گفتن که میتونم کاره ای باشم
اینجا چه اتفاقی اُفتاده؟
حمال های آلترا ما رو بزور کردن توی این اتوبوس ها
سخنگوها هم قاطی کردن، بعدشم سوپرایز
تو واقعاً انتظار داری باور کنم
که شبه نظامی های مسلح من
توسط چند تا سخنگوی گرسنه از پا دراومدن؟
خُب آدمای توی تیم شش نفره عملیات ویژه نبودن
میگیری که چی میگم؟
و الان اون سخنگوها کجان؟
اِم، نمیدونم، رفتن
شمال یا شمال غربی؟
چیه؟
شرق با شمال شرقی؟ نمیدونم
میتونم مغزتو بخورم
و چیزایی که میخوام رو بفهمم
میتونم یه نگاه سریع زیر ماسک بندازم؟
...حالا که دارم میمیرم ببینم چیه داره
هی، خیله خُب، درمورد ماسک حساسی، گرفتم
طفره رفتن بسه
موقع دعواشون بیهوش شدم
وقتی بهوش اومدم، همه رفته بودن
خدایا، باشه
مهم نیست چونکه نمیتونی ازشون به هر حال محافظت کنی
همه از کجا از اون گوشی ها میارن؟
باید جواب بدم
تو هم موبایل داری؟
بله؟
بله
متوجهم، رومن
بله
دارم میام
وایسا
منو نمیبری آلترا؟
نیازی نیست
استس قبلاً دوستای کوچولوتو گرفته
جورج و ستوان وارن
انتخابات داره انجام میشه
و تو هرگز به آلترا نمیرسی
منم نمیخوام برم آلترا
هی
اونا پیدامون میکنن
هی
اونا خوبن
خبری نشد؟
هنوز نه، هنوز دوربین ها رو چک کن
باید بشون دید داشته باشیم
از این وضع خوشم نمیاد
سخنگوها فرار کردن
جورج و وارن روز قبل از
انتخابات به آلترا نفوذ کردن
برای یه چیزی اومدن
بزار من بفهمم برای چی اومدن
پس سخنگوها چی؟ باید گمشده بمونن
تو نگران نباش
سخنگوها نمیان که رأی بدن
و منم مطمئن میشم که جورج چیزایی رو که میخوایم بدونیم رو بهمون بگه
اینجاس؟
فکر کنم
آره، همون جاییه که وارن گفت
بریم سر وقتش
زود باشید، ملت دستوراتون رو که دارید
هی، بچها، یکم دیگه
باشه، ایناهاش، به پشتیتون هم بدید، باشه؟
اون چنگک واقعاً کار میکنه
سلام، جورج
ستوان وارن - ببندش -
چه بلایی سرت اومده؟
کُل این مدت رو داشتی بهم دروغ میگفتی؟
ایده آل گرای بی نظیر به راحتی هدایت میشد
فکر کنم کلمه ای که میخواستی استفاده کنی دست آویز شدن بود
میبینم و دیدم
آمرزش نهایی، استس؟
این ایده تو برای دموکراسی بود؟
پس هکم کردی؟
ما همه چیز رو میدونیم
فکر کردی همراهای شما توی آلترا چه حسی
بشون دست میده وقتی بشنون تو پشت انفجار بودی؟
و کی قراره بشون بگه؟ تو؟
حقیقت همیشه آشکار میشه
اینطوریه؟ ها
،وقتی شما اینجا زندانی هستید
آلترا منو رئیس جمهور اعلام میکنه
و شما به خیانت محکوم میشید
خیانت؟
،فرار دادن سخنگوهای فراری ،سرقت لیتونیوم از آلترا
و هک غیرقانونی کامپیوترهای الترا
No comments yet. Be the first to leave one.