The first 200 lines.
فضولی نمیکردم یا سرک نمیکشیدم
ولی اتفاقی چیزایی رو که درباره پرونده قتل پدرت داشتی، دیدم
به جایی نرسید، منم جمعش کردم گذاشتم کنار
میتونم یه نگاهی بندازم. یه چشم تازهکار
نه. لازم نیست. من دیگه ازش گذشتم، واقعاً
پارسال گلهای بیشتری بود
مال باغچه خودشونه، قشنگن
آره. یکی هر سال اینا رو میذاره
همون گلها، همون پیام
این یارو اسمش چیه؟ دیویده
هر وقت بهت پیام میده یا زنگ میزنه، تو خشک میشی
پس معلومه که دلت نمیخواد ببینیش
باید کار درست رو بکنی و گزارش بدی
صدای پرنده
چقدر آشغال
احمقها
هیچ احترامی برای طبیعت قائل نیستن
در باز میشود
ها؟
فریاد میزند
اوه
نفس نفس زدن
له له زدن
صدای زنگ
«خدمات اضطراری.» اپراتور
«نوع اضطرارتون چیه؟»
بله. یه زن مرده داره تو دایره میرقصه
آره
یه زن مرده
داره میرقصه
تو «نُه باکره»
صدای در
بیداری؟
آره، ولی دارم لباس عوض میکنم
خب، زود باش پوتینهاتم بیار
چون یه زن مرده تو رینگهام اِج پیدا شده
بگو دیگه، میدونم داری میمیری که بهم بگی این قضیه چیه
خب، هر ربان یه آرزو رو نشون میده
وای! اگه من یه ربان یا ده تا ببندم چی؟
میتونم از شر اگزَم خلاص شم؟
چی؟ دوباره باهات تماس گرفته؟
نه، ولی نمیتونم این حس رو از خودم دور کنم که داره بهم نزدیک میشه
حس میکنم همه جا میبینمش
بگو، بگو که همش تو ذهن منه
فکر نمیکنم تو از اون آدمایی باشی که خیالپردازی میکنی، درسته؟
میدونی، بِن، بعضی وقتا اجازه داری دروغ بگی
باشه، دایان، همش تو ذهنته
این خیلی بهتره، ممنون. خواهش میکنم
گروهبان. خب
امیدوارم صلیبتون رو آورده باشید. اینجا خیلی عجیبه
ببخشید! اون راه بستهست
و میدونم تابلو رو دیدی
برید، برگردید
چقدر جوونه
سالش بود ۲۹
کارت شناساییش با تلفنش تو کتش بود
جنی وستلیک
اهل همینجاست. همین فکر رو میکردم
میشناسیش؟
نه، ولی صورتش رو تو شهر دیدم
زمان مرگ؟ میدونی چی میخوام بگم
تمام شب اینجا بوده، متغیرها خیلی زیادن
پس از قول من نگو، باشه؟ دقیقاً
خب، بر اون اساس یه تخمین خیلی حدودی
بر اساس دمای مرکزی بدن، کدورت قرنیه و جمود نعشی
میگم هشت تا ده ساعت
حدودای نیمه شب، پس
کبودیها و خراشها رو میبینی؟ آره
هوم. خفه کردن
آره. باید شکستگیهای استخوان لامی رو پیدا کنم تا تأیید بشه
ولی به نظر میاد یکی از یه بند پهن استفاده کرده
تا خفهش کنه. با نیروی زیاد
جای بافتش مونده
و اینجا کشته شده؟
گِل پوتینهاش با مسیر مطابقت داره
و میگم کبودی نعشی هم تأیید میکنه که همینجا مرده
این طرز قرار گرفتن (جسد) عمدی به نظر میاد
درست وسط «نُه باکره»
میگم قاتل داره یه پیامی میده
خفه کردن، اما، یه عمل از روی خشم هست. یه از دست دادن کنترل
هوم. ولی این طرز قرار دادن جسد نشوندهنده برنامهریزی و کنترله
این با هم جور درنمیاد
به نظرت این نشونه چیه؟
ممنون، دکتر
این دیگه چه کوفتیه؟
شما نگهبان پارک هستید، راوی پاتل؟
هوم. بله؟
گروهبان بن کوپر هستم. میشه یه صحبتی داشته باشیم؟
هوم
میشه بپرسیم امروز صبح اینجا چیکار میکردید؟
وقتی این زن پیدا شد؟
معلومه، آشغال جمع میکردم
مردم طوری آشغال میریزن انگار هیچی نیست
ولی این برای حیات وحش سمه
باشه. خب، میشه بگید چی دیدید، لطفاً؟
یه زن مرده... داشت میرقصید
منظورتون از «رقصیدن» چیه؟
مثل نُه باکره، میدونید؟
اونایی که به خاطر رقصیدن روز شنبه کشته شدن
و تبدیل به سنگ شدن
باشه. آه
این خانم رو قبلاً دیده بودید؟
هر یکشنبه غروب آفتاب
تنها؟ من هیچوقت ندیدم با کسی باشه
میدونید چرا شب، تنها باید اینجا باشه؟
این سنگها، همه جور آدمی رو جذب میکنن، میدونید؟
کسایی که بچه میخوان یا ترفیع میخوان
یا حتی... حتی یه بلیط بختآزمایی برنده
میخندد
اونا نذریهاشون رو روزهای تعطیل میدن
فکر میکنن که اون باکرهها آرزوشون رو برآورده میکنن
نفس میکشد
درسته، به نظر میاد خیلی به این مکان وصل هستید
ممنونم. همینطوره
از اینکه مردم میان اینجا ناراحتید؟ من نیستم که در این مورد نظر بدم
اگه وارن لیچ میخواد اونا همه جا پرسه بزنن، دیگه به خودش مربوطه
چرا اون باید نظر بده؟ مگه اینجا پارک ملی نیست؟
اوه، این زمین لیچه
پانصد ساله که اینطوره
یه توافقنامه دسترسی هست
که به مردم اجازه میده از نه ویرجین دیدن کنن
بچهها، بذارید من جلو بیفتم، باشه؟ ها؟
خانواده لیچ صدها ساله که اینجا بودن
اگه کسی جز یه گروهبان باهاشون صحبت کنه، بهشون برمیخوره
منطقیه
دوربینها برای چی ان؟
نمیتونم تصور کنم برای محافظته، چون بیشتر شبیه یه خرابهست
کشاورزا، اونا شکاکن
اینجا مثل غرب وحشیه
پس اینجا چی شده؟ به اون نگاه کن
انگار آتیش سوزی شده
خب، قطعاً به حال و هوای کلی اضافه میکنه
ویرانی و پوسیدگی، اینطور نیست؟
بچهها، میتونیم تمرکز کنیم، آره؟
این قسمتِ برنامه کانتریفایل نیست. این یه مزرعهست که داره کار میکنه
لازم نیست بیعیب و نقص باشه
اونجا یه نفر هست
سلام
اِم
پلیسیم. میتونیم یه گپی بزنیم؟
خوبید؟
زود تموم میکنیم
ایوان
همین الان برگرد تو خونه
یا خدا
شما روی زمین من چیکار میکنید؟
کارآگاه دایان فرای هستم و ایشون هم همکارم هستن
ما توی این مزرعه با پلیس صحبت نمیکنیم
خب، یه خانم جوان جونش رو از دست داده
خب، اون دیگه به من ربطی نداره
بله، خب، وقتی روی ملک شماست، بله، مربوطه قربان
پارس میکند
میخوام از مزرعهام برید بیرون
بهتون اخطار میکنم
همین الان برید وگرنه سگ رو میندازم دنبالتون
آقای لیچ
سلام. گروهبان کارآگاه تاد ایلند هستم. اِم
گوش کنید، بابت مزاحمتتون متأسفم
ولی یه اتفاقی توی نه ویرجین افتاده
وقت زیادی ازتون نمیگیره، باشه؟
باشه. ممنون بابت وقتتون، باشه؟ خب
کی فکر میکرد ایلند اصلاً ذرهای دیپلماسی داشته باشه؟
بیخیال. آره، پر از شگفتیه
میدونی چیه، فکر کنم زنش باهامون صحبت میکرد
تا قبل از اینکه سرش داد بزنه، منظورتونه. آره
بله، گروهبان. آره. دیگه باهاش حرف نمیزنم
اون از اون جور آدمهاست که فقط برای اینکه زندگیتو جهنم کنه، شکایت میکنه
جنی وستلیک چی؟ اون رو دیشب دید؟
نه، هیچی
دارم فکر میکنم که اصلاً تا اینجا نرسیده
خب، اسم قربانی جنی وستلیکه. ۲۹ سالشه
پدر و مادرش جسد رو شناسایی قطعی کردن
و کالبدشکافی نشون میده که علت مرگ خفگی بوده
هیچ اثری از تجاوز جنسی نیست
اگرچه رد انگشت روی تمام چکمههاشه
که ممکنه مال قاتل باشه
کارشناسان دیجیتال در حال حاضر روی تلفنش کار میکنن
باید هرچه زودتر از اونا خبر بگیریم
فیلم دوربین زنگ درِ خیابونش
در حال حاضر داره جمعآوری میشه
کارتهای بانکیش، تلفنش و کلید ماشینش همراهش پیدا شده
پس میتونیم سرقت رو رد کنیم
خب، دیگه چی داریم؟
فیلم دوربین مداربسته از کلبه محیطبان پیک
نشون میده که اون ساعت ۶ عصر تنها رسیده
اون این کار رو ماههاست که هر یکشنبه انجام میداده
پس چیزی که ما لازم داریم
یه توضیح دقیق از رفتوآمدهای اونه تا اون لحظه
پس، تمام اون ماشینهایی که کنار کلبه محیطبان پارک بودن
و تمام کسایی که دوچرخه اجاره کردن باید ردیابی بشن
ما میخوایم بفهمیم کی اونو دیده یا کی باهاش بوده
جسدش توسط راوی پاتل، محیطبان، کشف شده
نظرتون راجع بهش چیه؟
خب، اون از پیدا کردن یه جسد ناراحت نشد، اینجوری بگم
بیشتر نگران آشغال ریختن بود
اون فرض میکرد جنی وستلیک داشته نذری میگذاشته
برای نه ویرجین
ظاهراً، اینجا یه جای نسبتاً محبوب برای آرزو کردن هست
ما گلها و کریستالهایی از صحنه جمعآوری کردیم
ظاهراً راوی هر یکشنبه همهشون رو جمع میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.