Dishkiyaoon

Dishkiyaoon

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dishkiyaoon 2014 720p HDRip x264 AAC
Dishkiyaoon 2014 720p HDRip x264 AAC Hon3y
Dishkiyaoon 2014 WEBRip x264 MP3 MSubs-D3Si MaNiACsTelly
Dishkiyaoon 2014 720p HDRiP 950MB ShAaNiG
Dishkiyaoon 2014 HDRip
A Commentary by X3rxes
ترجمه مشترک از ایران فیلم ، ناین مووی ، ستاره های بالیوود

Tags

webrip
web
x264
BRip
hdrip
HDRip
HD
720p
720
Published on: 2014-04-04
Downloads: 39
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقديم به همه ي دوستداران فيلمهاي باليود

کاري از تيمهاي ترجمه ي ستاره هاي باليود,ناين مووي,ايران فيلم

.اون شب من جان سالم به در بردم

.اما زندگي من به پايان رسيده بود

.خب چودري ، بهم بگو چطوري زندگي ـت به پايان رسيد

.تقصير خودم بود ، قربان

.زندگي مثل بازي مار و پله است چودري

.بالا رفتن از نردبان لذت بخشه

.و اگه مار نيش بزنه مرگ آوره

.اينو بگير

.بهتره اين دفعه 6 بياري ، چودري

.وگرنه بازي برده رو مي بازي

..يه روز ياد مي گيري 6 بياري

.در نظر بگير که تو برنده اي

.پس بهم ياد بده آقا ، چطوري 6 بيارم

.يک چيز رو بهم بگو

چطوري به اينجا رسيدي ؟

مردم نصف عمرشون رو صرف .اون چيزي که مي خوان در اين دنيا انجام بدن مي کنن

.و بقيه اش رو صرف اون چيزي که نمي خوان انجام بدن مي کنن

.اما از وقتي بچه بودم براي من هميشه روشن بود

.من هميشه مي خواستم يک گانگستر باشم

.در هريانا اونا ميگن ، شادي هات رو سهيم شو و دو برابرش کن

.غم هات رو سهيم شو و نصفش کن

.اما اگه ياد بگيري چطوري 6 بياري ، چودري

.اونوقت داستان مار و پله ات پايان بهتري داره

منم مثل همه ميرفتم مدرسه قربان

.تنها فرقش اين بود

.که همه به من مي خنديدن

من فقط 5 سال ـم بود

.وقتي که مادرم براي هميشه ترکم کرد

..عشقي که در 5 سالگي از دست دادم

.هيچ وقت دوباره به دست نياوردم

.بله ، قربان

.من با ' آي سي پي ' صحبت کردم ، قربان

.بله قربان ...بابا

.راجيت ديروز منو زد ..اون گفت

.اون گفت که بدون کمک مافياي محلي اونجا نمي تونن ساخت و ساز کنن

'.بابا هيچ وقت به مشکلات من گوش نمي داد'

'.اما من هميشه با دقت به حرف هاي اون گوش مي کردم'

..گاندي گفته ، وقتي کسي به شما سيلي زد

.شما اونطرف صورتون رو بياريد جلو

.اون تو رو نميزنه حتمأ ؟

.حتمأ

.اون هر روز کتک مي خوره

.اون براي خودش احترام قائل نيست

'.کيتان ، بهترين دوست من'

'.اون هميشه بدون اينکه من يک کلمه بگم منو درک مي کرد'

'..در سني که من بايد لذت مي بردم'

.بگير ، تکاليف خونه اس

'.دنبال راهي براي فرار از راجيت بودم'

'.تنها چيز خوب در زندگيم'

'.دوستي با جيا و کيتان بود..'

.سلام جيا ، تو امروز خيلي خوشگل به نظر ميرسي

چرا ؟ ديروز خوشگل به نظر نميرسيدم ؟

.کيتان ميگه زياد به زن آينده من زل نزن

.بريد صفحه بعدي

'.چه داخل کلاس يا خارج'

.يالا ، وايستيد

'.ما هميشه با هم بوديم'

'..اما ... راجيت'

.يه فکري دارم

.اما نمي دونم کار کنه يا نه

.کار مي کنه

'..به من گفته بودن که نگهبان اسکله مردي ـه'

'.که واسه پول هرکاري مي کنه..'

'.ما کاملأ از ديدن تفنگ ترسيده بوديم ، آقا'

'.تو فکر اين بودم که بايد برم يا نبايد برم'

.در اولين ملاقاتمون اون منو از افتادن نجات داد

.موتا توني

مستي ؟

.متاسفم متاسفي ؟

.باشه

.به نظر ميرسه درس خون ـه

اينجا چي کار مي کني ؟

.يه پسر تو کلاس من به اسم راجيت ـه

.اون هر روز منو ميزنه

.يه پپسي براي اين پسر بيار

.بشين

چيه ؟

.داداش توني ، 10000 تا ـم کمه

..امان از دست توي عوضي

.پول رو براي عروسيم خرج کردم

.داداش موتا ، پولٌ خرج کردم

.بگيرش

.اينم براي عروسي ـت

..و گوش کن ، لطفأ

.عضو يه باشگاه شو ، وزن ـت رو يکمي کم کن

.وگرنه زن داداش زير وزن تو له ميشه

.گم شو

.يه چيزي رو بهم بگو

اگه يکي ديگه فردا تو رو بزنه مي خواي چي کار کني ؟

.يک بار سعي کن کتک رو جواب بدي

اگه منو بيشتر بزنه چي ؟

از اون استفاده مي کني ، مگه نه ؟

پس بايد فقط اونو بزنم ؟

چرا ؟

.تو نبايد کسي رو بدون دليل بزني

.اما اگه اون گوش نکرد

.اونوقت ولش نکن

ويکي کجاست ؟ .نمي دونم

.اون نمي دونه .تو خفه شو

.کيتان رو ول کن ، راجيت پروژه منو تموم کردي ؟

.نه چرا ؟

!بازنده ! بازنده

.ويکي يه بازنده است

!بازنده ! بازنده

.ويکي يه بازنده است

.بازنده ! بازنده ! ويکي يه بازنده است

..چيزي که بابا نتونست در 13 سال براي من روشن کنه

.توني فقط توي 13 ثانيه روشن کرد

.اون روز من برنده شدم ، آقا

.اما امروز مي خوام شما رو شکست بدم

.پيشنهاد مي کنم ... از اون يکي هم استفاده کن

.درموردش فکر کن ، چودري

.بعدأ شکايت نکن که بهت فرصتي ندادم

.تو هرگز چيزي در مورد خودت بهم نگفتي

.تو مي توني بگي که شانس بهم پشت کرده

.بازي برده رو باختي

.دشمن منم .. معلومه قوي ترم

يه چيز ديگه بگم ؟

.اهل هريانا هستم ، اسمم لاکوا ـه

...اين بازو

.به جز براي اين انگشت بي فايده است

.و اين انگشت کافيه براي شکست دادن دشمنم

در انگليسي بهش چي ميگن ؟

.اين شاعرانه است

.حالا داستان ـت رو ادامه بده

.توني يه آدم بي سواد بود

.براي همين من همه نوشته هاي اونو مي نوشتم

..اون روز من قوي ترين مرد بمبئي رو ديدم

.کالرا گوجر

.اون يک افسانه بود

.هيچ کس اونو نمي شناخت يا نمي دونست کي مياد يا کجا ميره

.و بله اون مرد دست چپش بود

.و هر بار اسمش رو مي برد

.گوجر مي پرسه که کاسبي چطوره ، توني

.کاسبي چطوره ، توني

.کاسبي زياد شده ، گوجار

براي همين بايد سهم منو

.به توافق برسيم

..اين بار خوبه ، دفعه بعد

.دفعه بعد گوجار تصميم مي گيره که چقدر سهم ـت زياد بشه

درسته ؟

.ممنون

..کاسبي براي همه زياد شده ، توني

.پس همه بايد سهم بيشتري بگيرن

.هم خوب حرف ميزني ، هم خوب حساب مي کني

.تو پسر جذابي هستي

.اين مدل مو منه

.لطفأ اين کار رو نکن

تو ؟

.ببين . اون بهم احترام مي ذاره

.اون پسر خودمون نيست ، توني

.اونو خيلي ناز پرور کردي و يه روزي اون مشکل درست مي کنه

.يه تيکه آهن بذار توي تفنگت و ماشه رو بکش

.و اون مثل يه گلوله مياد بيرون و همه رو مي کشه

.مزخرفه

چطوري بدون استفاده از لب هات سوت ميزني ؟

.منم مي خوام ياد بگيرم

...به اين ميگن

.نمايش کوتاه

.بيشتر انجام ميشه

.يه چيزي رو بهم بگو

چرا همه به تو ميگن موتا (چاق) ؟

چون همه چيز من که لاغر نيست

!بامزه است ! بامزه است

!خيلي بامزه است

.پس موتا توني توي بازي تو نردبان بود

.اينو فهميدم

.حالا بهم بگو کي مار ـه

اسم اقبال خليفه رو شنيدي ؟

.برادر گوجار يک بار خواهرش رو اذيت کرد

.به زور وارد خونه اش شد و با 41 بار ضربه چاقو کشتش

.درواقع از اينجا تمام مشکلات شروع شده

.چون حالا خليفه مي خواست گوجر بشه

.اما براي اين .. اون 2 نفر رو نياز داشت

.اول .. موتا توني

.تو بايد چند روز ناپديد بشي ، خليف

.توني ، الان گوجر بايد ناپديد بشه ، نه ما

'.خليف يک بار زندگيش رو نجات داده بود'

'.براي همين اونو کمک مي کرد و نفعش رو مي بٌرد'

.و يکي ديگه که خليفه در اين تجارت همراه خودش کرد

'.راکي چِ'

'.چرا که اون فکر مي کرد راکي مثل سانجي دات به نظر ميرسه'

'..و چون فقط اون فکر مي کرد'

'.اون مثل سانجي دات به نظر ميرسه..'

'حتي اون يه داستان'

'..در جيپور داره ، که اون به روپا گفته دوست دارم'

'.روپا هم دلش با اون نبود اون هم بهش شليک کرد..'

.اين تقصير روپا بود

.اون نگفت منم دوست دارم

..بابا ميگه اگه عاشق کسي شدي

.بايد آزادش بذاري بره

.اگه اون برگشت اونوقت اون مال توئه

.درغير اين صورت پيداش کن و بهش شليک کن

..من داستان عاشقانه ياش چوپرا رو مي خوام

.پرم چوپرا رو دوست ندارم

'.گوجر نمي خواست آروم بشينه'

'.اون بهترين تيراندازهاش رو براي کشتن اين 2 تا فرستاد'

'..اما اون فراموش کرده بود'

Dishkiyaoon subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Dishkiyaoon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left