The first 200 lines.
،یه مسافر
،طوفانزده و رنگینپوست
.از دورترین صحرا به شهر رسید
،در آن قدم برداشت
.فنجان جواهرنشان را بالای سر خود گرفت
دو انگشت بر لب گذاشت
،نوک پا ایستاد .چیزی زمزمه کرد
و در همان حال که دستش بالا بود ،و تکیه داده بود گفت
.کشتیای در آنسو غرق شده
پودر طلا در میان ماسههای ،کویر پراکنده شده
.خاموش و قهوهای رنگ
ماچوکا مامور میدانی، کارتل گواپو از جوراب پوشیدن بدش میاد از شب جمعه و لیگ بولینگ خوشش میاد
.آره، حواسم هست .ولی عجله کن
ال گواپو قاچاقچی بدنام مواد مخدر از پوست پلنگ و دیسکو خوشش میاد
!زخمی نشده - .حمله قلبی -
.نفرین شده
.قبل از خودش
صحرای برهوت جنوب غربی آمریکا ۲۸ ساعت قبل
موزز شکارچی گنج در تمام عمر عاشق بازی ٬کدوم رو ترجیح میدی٬
فینک شکارچی گنج در تمام عمر از دبیرستان عاشق یه دختریه طرف نمیدونه این وجود داره
.این رو گوش کن
کشتی گمشدهی قصههای صحرا
اولین بار پس از سیلاب رودخانهی .کلورادو در سال ۱۸۶۲ ظاهر شد
شاهدین عینی گزارش کشتی نیمه مدفونی
.در باتلاق قلیایی دادند - باتلاق قلیایی چیه؟ -
،از یوما نیروهایی اعزام شد
،ولی وقتی اونها رسیدند کشتی زیر تل سنگینی
.از ماسه و لجن ناپدید شده بود
باتلاق قلیایی چیه؟
...مثل
.دریاچه نمکی خشکه
.فکر کنم
برخی از توصیفها با ویژگیهای
کشتی گنج افسانهای .شاه سلیمان تطابق داشتند
.عجب
میگم فینک، ترجیح میدی خوک باهوش باشی یا دلفین احمق؟
.دلفین
.ولی خوک باهوشی هستی
.اگه بخوای میتونی با کامپیوتر کار کنی
.نه. دلفین
.وینترز و ونگ
.تو این یکی ازشون شکست نمیخوریم
نظرت چیه، فینک؟ .بعید میدونم شکست بخوریم
.جهت شمال رو بگیر، موزز .داری منحرف میشی
.خوک باهوش میتونه رانندگی کنه
،میتونه دستشویی بره .گوشی دست بگیره
.ولی دلفین تو گلهی خودش احمقترینه
.باشه. مهم نیست .میخوام دلفین باشم
ولی اینطوری همه به خاطر .حماقتت بهت میخندند
از انتخابت مطمئنی، فینک؟
شاید وینترز و ونگ همه گنجها ،جنوب غربی رو پیدا کرده باشند
.ولی کشتی گمشده صحرا رو نه
حدس بزن کی دستشون رو خالی گذاشته؟ .فینک و موزز
،شمش طلا قاطی ماسه .لیوانهای جواهرنشان، مرواریدهای سیاه
.کیسههای پودر طلا
گفتی چند تا کیسهاس، فینک؟
.تو کشتی سلیمان ۲۵۰۰۰ تاس .احتمالاً وزن هر کیسه نیم کیلوئه
بیست و پنج هزار کیسه طلای خالص؟
...این... این
.ششصد میلیون دلار .بگی نگی
.موزز، حواست باشه
.بزن روش
.میگم بزن روی بوق
خوکهای باهوش توی کنفرانس ،ارائه میدند
.مخ زدن بلدند
.اطلاعات کاملی از غذا و نوشیدنی دارند
...نویسنده بزرگیه - .هی، هی -
چیه؟ - .وایسا، وایسا-
چیه؟
.اون فاصله بین تپهها
قلهی مسی؟ - .نه -
.شاه نقره - .نه نه -
.رسوبات آبی گمشده
.معدن گمشدهی داچ اُون
...خوکه خیلی باهوشه، میتونه
!آخه خوکه
گوش دادی چی میگم؟
،بهت که گفتم
.باهوشترین خوک مزرعهاس
.ولی خوکه، موزز
.حالم از این بازی به هم میخوره .احمقانهاس
چرا این رو میگی؟
.نباید میگفتی
چی میگه، فینک؟
.میگه، سه ساعت پیادهروی
.ولی از کجاش رو نمیدونم
.فینک، میخ چادر
.باشه، صبر کن
.میگه یه اردوگاه متروکه هست
.سطل و پتو و ظرف هست
...این
!قاشق
خب، پس یه جایی همین طرفها
.باید یه چاه ۲۴ متری باشه
...فینک
.ما بالاش وایسادیم...
...واسه یه بارم که شده
!معدن گمشده داچ اون
.موفق شدیم. موفق شدیم
.شکستشون دادیم. بازش کن
.نه، تو پیداش کردی .خودت بازش کن
وینترز و ونگ همیشه یه قدم .جلوتر ما هستند
اصلاً نمیشه یه بار هم ازشون جلو بیوفتیم؟
،فینک، اگه کشتی گمشده رو پیدا کردیم
باهاش چیکار میکنی؟
.به غیر از ازدواج با جودی فیرشنکس
از عمد اینطوری میگی، مگه نه؟
.اسمش جوی لین فیربنکسه
.همین کار رو میکنم
.کاری که همیشه میکنم
.قضیه مال دبیرستانه، فینک
.احتمالاً خیلی سال پیش عروسی کرده
.شاید منتظر مونده باشه
اصلاً میدونی کجا زندگی میکنه؟
.آره میدونم - از کجا میدونی؟ -
،چون بار آخری که تو شهر بودیم
...اسمش رو توی
.اینترکلود... سرچ کردم
.اسمش این نیست - .چرا -
،آدرسش هم دارم ،که خارج از لاس وگاسه
.احتمالاً فاصله چندانی با اینجا نداره
.چه خبر خوبی، فینک پس منتظر چی هستی؟
خب، اون گفته بود
فقط با یه مرد پولدار و ...موفق ازدواج میکنه
.همم. چه بد
.آره
تو چیکار میکنی، موزز؟
،اگه پیداش کردیم چیکار میکنی؟
،یا ستاره فیلم میشم
.یا یه پرورشگاه راه میندازم
فکر نمیکنم با پول خرج کردن
.بتونی ستاره فیلم بشی
اشتباه میکنی. فکر کردی خودشون نقش به دست میارند؟
.وایسا برات توضیح بدم
نماینده استخدام میکنند .تا سر پول مذاکره کنه
،هرچی بیشتر پول بدی .نقش بهتری گیرت میاد
،خب اگه همهش پول نقششون رو میدند
چطوری اینقدر پولدار هستند؟
.ستاره سینمان .ستارههای سینما همیشه پولدار هستند
.میدونی، با شنیدن این حرفها کفبر میشی
.در مورد دنیای سینما یه چیزهایی میدونم
.خیلی خب، تکون نده
.تو ارباب حلقهها بازی کردم
تو ارباب حلقهها بازی کردی؟
،فیلم اولش تو دهه هفتاد .قبل اینکه من و تو بیایم اینجا
.توی ارباب حلقهها
.آره. نقش کوچیکی داشتم .اخراج شدم
.یه خط بیشتر نداشتم .ارک بودم
تو ارباب حلقهها اُرک بودی؟
.آره ولی نمیتونستم خطم رو بگم
.خیلی چیزها باید یادم میموند
،آدمهای زیادی تو صحنه بودند
.این طرف اون طرف میرفتند
.باشه، بهت نشون میدم .مثل کارگردان حرف بزن
.تکون نخور - .نخیر. گفت تکون بخور -
.در واقع اسم کلمهاش ٬حرکت٬ بود
،اول میگفتند .آماده
،بعد میگفتند .صدا، تصویر
.حرکت
.خب تو هم بگو
چی بگم؟ حرکت؟ - .همه رو بگو -
.خیلی خب
آماده .صدا
.تصویر. حرکت
.شهر با ترس عقین شده
شهر چی شده؟
.عقین شده
.فکر نکنم درست باشه
.احتمالاً کلمه عجین بوده
.نه عقین
.عقین نبوده - .نه -
.هرچیزی جز عقین
.خیلی خب، بذار تکرار کنم .سر از نو
،نه، من تکرار نمیکنم
.چون هنوز دارن ضبط میکنند
.باشه، واسه شهر با ترس عجین شده
.خیلی خب، صبر کن - چیه؟ -
،به نظرم کافیه بگی .شهر با ترس عجین شده
:نه که بگی .واسه شهر با ترس عجین شده
.ساختار جمله نمیخونه
واسه نگم؟ - .نه -
.خب، بذار یه بار دیگه بگم - .باشه -
.ترس... ببخشید، ببخشید
.هنوز دارن ضبط میکنند .مشکلی نیست
ترس... میشه از نو؟
موزز، میخوای استراحت کنی؟
.آره. نه، نه. این دفعه میتونم
.باشه، خیلی خب
.آماده
.صدا
.تصویر
.ترس، واسه شهری که باهاشه
.کات
چی؟ - .فیلمبرداری نمیکردند -
دوباره انجام بدیم؟
.باشه ولی بچهها خسته شدند
.ببخشید، ببخشید
!آماده - .نه، نه -
.گفتی من کارگردانم
تا وقتی نگفتم حرکت هیچ .حرفی نباید بزنی
No comments yet. Be the first to leave one.