The first 200 lines.
نگاهش کن، قلبم رو میشکونه
کوچولوی بیچاره، تنهای تنهاس
نمیبینم چرا
برادرش نمیتونه پیشش بشینه - بیخیال، مری -
،اون موقع که خودت تو دبیرستان بودی میرفتی پیش یه
بچه نه ساله بشینی؟ - آره، میرفتم -
خب، تو یه مشکلی داری
من میرم پیشش بشینم
هی، هی، هی، مری، مری
خوب به این فکر کن الان بچهها
فقط دارن شلدون رو نادیده میگیرن
اگر که اون با مامانیاش بشینه چی میشه؟
اونا ممکنه منو با یه سال آخری اشتباه بگیرن
خب، من از تو که جوونتر بنظر میرسم
فقط به این زمان بده، باشه؟
خودش حل میشه
مادر من هیچوقت متوجه نشد
که من درواقع از تنها بودن لذت میبردم
تنهایی به من این اجازه رو میداد ،که روی چیزای مهم تمرکز بکنم
مثل اثرات نیروهای جاذبه
موقعی که شما به افق نزدیک میشید
،به جای چیزای کم اهمیتتر
مثل اینکه برادرم چندتا انگور میتونه تو دهانش جا بده
!14
!آره
جان پال ساتره گفت
"جهنم، بقیهی مردمه"
این خندهداره چون حقیقت داره
::. Caseraw مترجـم: کسری .::
مشکلی هست؟
چطور ریاضی برای شلدون آسونه
و برای من سخته؟
نمیدونم، عزیزم
ولی تو هم استعدادهای خودت رو داری
مثل چی؟
...خب، مثلا
تو موهای خوشگلی داری
درسته
جورجی
یه لطف کوچولو برام انجام میدی؟
مثل چی؟
فردا ناهار، میتونی
کنار برادرت بشینی؟
اینکارو نکن، جورجی
تو دخالت نکن
من کلاس دوم باهاش غذا خوردم
واقعا به زندگی اجتماعیم صدمه زد
ببخشید، مامان. نمیتونم اینکارو بکنم
چرا اینقدر تخسی
شاید میخوام جلب توجه بکنم
این یه شوخی نیست، خانم کوچولو
آره، برادرت ممکنه باهوش باشه
ولی اون توی دنیا هیچ دوستی نداره
و من خیلی متأسفم، ولی من خیلی نگرانشم
ماشالله، داری مامان رو بدجوری مضطرب میکنی
من چیکار کردم؟
،تو هیچ دوستی نداری و اونم ناراحته
ولی من بدون دوست مشکلی ندارم
نمیدونم چی بهت بگم، شلدون
اون گفت تقصیره توئه
نگاه کنم ALF من میرم
:یه حقیقت علمی
خواهرا بدترین چیز هستن
وقتی تو 3 فوت و 10 باشی
و توی دبیرستان
"A" رفتن از محل
میتونه تجربهی ترسناکی باشه "B" به
ولی میتونه ارزشش رو داشته باشه ..."B" وقتی که محل
کتابخونهاست
خونهی ابر اوتوبان اطلاعات اصلی
سیستم اعشاری دووی
سلام، شلدون
امروز چی میتونم برات بگیرم؟
شیمی؟
فیزیک کوانتومی؟ ستاره شناسی؟
نه، امروز خوشگذرونی ندارم
من باید یاد بگیرم چطور یه دوست پیدا بکنم
آو، عزیزم، اوقات سختی داری
به دبیرستان عادت بکنی؟
من دارم به سختی به زمین عادت میکنم
آره، منم همینطور
اینو امتحان بکن
،یه چندوقتی هست این دور و بره ولی هنوزم خیلی محبوبه
برعکس من
که به تازگی این دور و بر اومدم
چطوری دوست پیدا بکنید"
"و رو مردم تأثیر بگذارید
این احتمالا انجامش میده
قانون اول"
"ایراد نگیرید، محکوم نکنید یا شکایت نکنید
سهتا تیز ترین تیرها
توی تیردان من
اینگونه شروع بزرگترین چالش
زندگی جوانیم شروع شد
سلام، جورجی
چیه؟
...من کلهی پرموی تورو تحسین میکنم
جورجی
مرسی
جریان چیه؟
خب، من دارم راه و روشهای توی این کتاب رو امتحان میکنم
چرا؟ - خوب، من میدونم مامان نگرانه -
چونکه من هیچ دوستی ندارم
برای همین میخوام که مسئله رو حل کنم
اوه
جورج
خب، خوش به حالت
حس رضایت پیدا میکنی
وقتی که اسمت رو میگم، جورج؟
کتاب میگه که باید همینطور باشه. جورج
گمونم
یجورایی داری زیادهروی میکنی
شلدون - خب، مرسی -
برای انتقادت
همچنین میگه که من باید
یه پیشرفتی رو که کردی رو تحسین بکنم
خیلی خب
من برمیگردم پیشت
جورج
بخاطر
موفقیت اون آزمایش اولیه
من تصمیم گرفتم که اصول کارنیگی رو امتحان بکنم
روی یکی همسن خودم
سلام بیلی سپارکس - سلام، شلدون -
من خیلی بهت علاقهمند هستم
و دوست دارم تورو تشویق کنم راجب خودت حرف بزنی
بیلی سپارکس
ممنونم
صحنه مال تو
مرسی
حالا که به عقب نگاه میکنم، شانس بهتری داشتم
اگر که با جوجهها سعی میکردم دوست بشم
برید گرگها
چی؟
تو یه چیرلیدر هستی، گفتن
برید گرگها" من دارم" یه گفت و گو راه میندازم
راجب چیزی که شما بهش علاقه دارید
اوه، تو یکی از اون پسرای خاص هستی؟
مامانم میگه که من خاصام
میخوای که دوست باشیم؟
فکر نکنم
مطمئنی؟ اگر که بهت بگم
من آرایش بیش از حدت رو دوست دارم چی؟
درود از غرفهی شماره یک
با اینکه با اون سیگاری که بوی عجیب میده مخالفم
من تحسین میکنم
روحیهی قانون شکنیاتان رو
اسم من شلدونه. اسم شما چیه؟
سلام، آقایون
تو طول آخر هفته برنامه ورزشیای نگاه کردی؟
یا که شاید با چندتا دختر بوس بازی کردی؟
صدام رو میشنوی؟
95, 96, 97.
98.
99, 100.
تو 11 شماره رو از دست دادی - من احتیاجی ندارم -
که توی ریاضی خوب باشم من موهای خوشگلی دارم
ناراحت کنندهترین چیزی که تاحالا شنیدم
تو مگه کتابه رو تا آخر نخوندی؟
دارم دوباره میخونمش
چطور؟
من معلومه یه چیزی رو از دست دادم
من نتونستم یک آدمی رو پیدا بکنم که بخواد دوست من باشه
کارت داخلاش رو نگاه کردی؟
چرا؟
اون فقط آدمای دیگهای هستن که کتاب رو امتحان کردن
لیست بازندههایی مثل توئه که نمیتونستن دوستی پیدا بکنن
خب؟
(خب یعنی اونا بدبختن (که یه دوست داشته باشن و تو اسم اونا رو داری
این نابغهاست
مم
حالا، چطوره که تو نمیتونی بشماری؟
خب پدرت به من میگه که یه کتاب جدید داری میخونی
همینطوره، راجب اینه که چطوری دوستای جدید پیدا کنی
چیزیه که بهش علاقه داری؟
نه واقعا، ولی میسی بهم گفت
که تورو ناراحت میکنه که من هیچی ندارم
اوه
من باید دهن اون دختر رو کیپ کنم
خب چطور داره پیش میره؟
خب، اصول کتاب اصلا برای من جواب نمیدن
گرچه بابا دوست داره جورج صدا بشه
پشت سر هم، پس بهتره اونو یه امتحان بکنی
عزیزم، لازم نیست بخاطر من خودت رو توی دردسر بندازی
ولی من دوست دارم برات کار انجام بدم
تو یک خانم مهربون هستی
...ولی اگر که کتاب کار نمی کنه - نمیکنه -
ولی من متوجه شدم که اگر بقیهی آدمایی رو که
این کتاب رو امتحان کردن ببینم اونا هم دنبال دوست هستن
این واقعا هوشمندانهاست
میسی به فکرش افتاد - شوخی میکنی -
منم به اندازهی خودت متعجبم
ببخشید، خانم اینگرم؟
شلدون، زنگ استراحته
برو بیرون، ببین چه شکلیه
امکانش هست شما اولین اینگرم باشید؟
بله
همون اولین اینگرمی که این کتاب رو امتحان کرد؟
و چرا این بهت مربوطه؟ - من فقط -
فرض کردم میخواستی که یه دوست داشته باشی
No comments yet. Be the first to leave one.