The first 200 lines.
قسمت سيزده
لي چواين
چواين
چواين...چواين
لي چواين
چواين
چواين
...اوپا
حالا چواين چي ميشه؟
...بعد از اين همه وقت برگشته
حالا چي به سرش مياد؟
چواين
...پدر
...پدر
شما چون من نارس بدنيا اومده بودم ...توي دستگاه بزرگم کرديد
بهم جون داديد
...با اين حال
قلبم رو گم کردم
...سه يون
قلب من بود
حالا قلبم ناپديد شده
..شما و بيمارستان توي اين وضعيد
...من چطور
بدون قلبم...زندگي کنم؟
لي چواين
...تو واقعا
هيچ خاطره يي از اتفاقاتي که برات افتاده نداري؟
حتي يه دونه؟
انقدر دلت مي خواست حافظه ات رو بدست بياري؟
چرا مي خواي با بدست آوردن خاطراتت براي خودت درد و بدبختي بوجود بياري؟
گانگ چول
...خاطراتي رو که مي خواستم بدست آوردم
و کسي که دوستش داشتم پيدا کردم
ولي حس ميکنم وقتي حافظه ام رو نداشتم
.از الان خوشحالتر بودم
...ولي از الان به بعد
جنگ يک تنه ام شروع ميشه
بوق بوق! مريض داره مياد
مريض داره مياد بريد کنار نفتي نشيد
مريض داره مياد بريد کنار
مريض داره مياد بريد کنار
مريض داره مياد
صبح بخير رئيس مرکز
پدر حالا کجا بريم؟
بخش کودکان؟ بخش قلب؟ يا بخش زنان؟
اگه جواب ندي هر جا بخوام مي برمتا
باشه بزن بريم
امروز کنفرانس سال 2009 مغز و اعصاب شروع ميشه
در ماه گذشته با همکاري بخش مغز و مرکز جراحي مغز و اعصاب
گزارشات جراحي تحريکيات عميق مغز رو دريافت کرديم
اولين بيمار لي جو وون 73 ساله بود
بيمار مونثي که از بيماري پارکينسن رنج مي برد
لي چواين
پشت لبخندت امروزت چي قايم کردي؟
آدم ربايي
بيمارستان بوسانگ در چين
جراحي جفري صدمات
فرودگاه
کارت اوه يونگ جه
اوه يونگ جه
(بيابون(تيرخوردن
همراهي با اوه گانگ چول
جنگ مسلح
پوستر روي ديوار
مرگ گانگ چول
بازگشت به کره
کمپ پناهندگان
اگه طبق گفته ي تو کسي واقعا مي خواسته بکشدت
اينکه زنده يي براش يه شُک بزرک ميشه
چون اونا بقايات رو آوردن دفن کردن
.در صورتي که تو زنده و سلامتي
سلام - سلام -
سلام
منشي هيات مديره
دکتر لي چواين اينها کپي صورت جلسه ي جلسات هيات مديره هستن
راي گيري در پانزده نوامبر مرکز اورژانس5 - مرکز مغز و اعصاب5
تاسيس مرکز مغز و اعصاب شانزده ژانويه ي 2009
افزايش قيمت سهام
تعيين رئيس مرکز:لي سون وو
تغيير در مديريت
مدير تحقيقات:اوه اين کئون
آقاي چا!داري چه غلطي ميکني؟
وقتي حتي نتونستي لي چواين رو بکشي چطور روت ميشه بياي ازم پول بخواي؟
مدير اوه
...ما به اندازه کافي تلاش کرديم
بيا ديگه در مورد گذشته حرف نزنيم
ببين چي ميگم! ميدوني من الان بخاطر ندونم کارياي تو چه موقعيت بدي دارم؟
هر لحظه ممکنه مرکز تحقيقاتم از دستم بره
الو؟ الو؟
مرتيکه ي زالو صفت
چيه؟
دکتر لي چواين
تماستون تموم شد؟
...آه بله
شنيده بودم که سالم برگشتيد
ولي سرم شلوغ بود نتونستم باهاتون حرف بزنم
خوشحالم دوباره مي بينمتون بفرماييد بشينيد
از نظر جسمي مشکلي که نداريد؟
راستش مطمئن نيستم
روي سرم جاي يه زخم هست
...روي پهلوم يه جاي سوختگي دارم
انگار گلوله هم خوردم
اي واي
حالا چي شد اين طرفا اومديد؟
آه براتون يه هديه دارم مدير اوه
مي خوايد ببينيد؟
چي شد؟ خوشتون نيومد؟
شما اينو آورديد و گفتيد خاکستر منه
چرا اين عکس العمل رو نشون ميديد؟
...مدير اوه
...شما مطمئنيد
خودتون شخصا جسدم رو تعيين هويت کرديد؟
نه اون جوري نه
پس خودتون مطمئن نشديد
...ولي عجيبه
چرا يه جسد غير قابل شناسايي رو آوردن براتون؟
شما حتي عضو خانواده ام هم نيستيد
...براي همين...به اين فکر افتادم
که اونايي که اين رو فرستادن همون آدم دزدا بودن
نه کار من نبود
اصلا کار من نبوده...من نبودم
فکر ميکني چرا اين کارو کردن؟
به محض تاسيس مرکز مغز و اعصاب
قيمت سهام ما 10 برابر شد مدير اوه
شما بايد تو جيبت دستمال بذاري
...مدير اوه
بايد اين خاکستر رو به نزديکانش برگردوني
و ظرفشو يه جاي امن نگه داري
ممکنه به زودي لازمت بشه
مدير اوه زنگ مي زنه قطعش کنم؟
بده اينجا
ببين مدير اوه اين کئون
به نظرت من انقدر خرم؟
مي خواي زنده بگورت کنم؟
چطوري جرات ميکني تهديدم کني؟
ده برابر...بهت 10 برابرش رو ميدم
چي گفتي؟
ده برابر قيمت اولي رو بهت ميدم
حالا کجا همديگه رو ببينيم مدير اوه؟
بله خوبه
هيونگ
بعدا باهات تماس ميگيرم
...پس اگه اينجا رو امضا کنم
پرونده ي کميته ي انظباطي دوباره باز ميشه؟
درسته آقاي رئيس پزشکان؟
بله...بله درسته
پس فکر کنم توي جلسه ي کميته ميبينمتون؟
ميدونيد که من حس بدي نسبت به شما ندارم
مگه نه آقاي رئيس پزشکان؟
ال...البته
خيالم راحت شد
پس توي کميته انظباطي مي بينمتون
رئيس پزشکان من اوه اين کئونم قطع نکن ببين چي ميگم
ميدوني الان لي چواين برام چي آورده بود؟
مدير اوه منم الان يکي گرفتم
چي گفتي؟ لي چواين به اين زودي اومد سراغت؟
...مگه منظورتون اسناد جعلي
دزدي داروي دکتر کيم هيون جو نبود؟
الان بهم مژدگونيش رو داد
چي شده؟
لي چواين رفته سراغ دکتر اوه و رئيس پزشکان
يعني چي؟
ظرف خاکستر رو داده و گفته برش گردونه به خانواده ي متوفي
مدارک کيم هيون جو رو هم
براي باز کردن پرونده داده به رئيس پزشکان
مگه کيم هيون جو بخاطر راي کميته ي انظباطي
براي برداشتن داروها منتقل نشده بود؟
يعني براش پاپوش درست کرده بوديد؟
ببخشيد - دکتر اوه و دکتر پانگ -
اينجوري اوضاع رو سر و سامون ميديد؟
آخه مي دونيد رئس مرکز
هر طور شده اين قضيه رو درست کنيد
مي دونيد برگشتن کيم هيون جو به چه معنيه؟
...نه تنها کارکنان بيمارستان
بلکه ديگران هم به فکر تاسيس مرکز اورژانس مي افتن
قضيه خيلي مهمه
متوجهم.سعي ميکنم اين اتفاق نيوفته
مدير اوه
بله رئيس مرکز
...شما بايد مسئوليت
آوردن خاکستر جسد اشتباه رو بعهده بگيريد
فهميديد؟
ببخشيد؟
ديگه فکر اينکه از کسي کمک بخوايد رو نکن
اين گندي که زدي خودت جمعش کن
اگه نتوني يه جايگزين براي
رئيس تحقيقات در مرکز مغز و اعصاب مي گردم
پس اين بود لي چواين؟
معني لبخندت اين بود؟
ترسوندمت نه؟
چيکار ميکني؟ بکشش کنار
عصباني شدي؟
انقدر بچه بازي در نيار
الان مدير اوه رو ديدم
مدير اوه؟
آره.مدير اوه خاکستر من رو آورد نه؟
آره اون آورد
راجع به چي باهاش حرف زدي؟
لي چواين؟ - فکر ميکني کار مدير اوه بوده؟ -
منظورت چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.