The first 101 lines.
SANDS Movie
میتونیم انتظار رگبارهای پراکنده رو تا آخر هفته داشته باشیم،
ولی باید تا بعد از ظهر شنبه بهتر بشه،
پس شاید مجبور بشی زمان بازیت رو فقط چند ساعتی عقب بندازی. همین بود دیگه، عزیزم.
آره، امشب روشنه دور شهر گشتیم، چون شب مال ماست.
وای خدا. این خیلی خنده داره.
حرکاتش عالیه.
انگار من شروع کردم به دیدن کانال ۵ فقط برای دیدن اون.
وای خدا. چی میشه اگه بابا این کار رو برای گزارش هواشناسیش انجام بده؟
- وای خدا. - منم دقیقاً به همین فکر میکردم.
یه چیز دیگه نشونمون بده.
آره، امشبه.
انگار دو میلیون بازدید پرید.
فقط توی چند ساعت. بابا، اصلاً داری نگاه میکنی؟
وای، خیلی جالبه، پرستون. میشه اون سیم برق رو برام بیاری؟
بابا، باید یه رقص موقع گزارش هواشناسی انجام بدی.
- آره، بابا. - یه چیزی میشه.
بابا!
- بابا! بابا! بابا! بابا! - بابا! بابا! بابا! بابا!
چه خبره؟ لعنتی.
- بابا، جداً، راجبش فکر کن. - یه پدیده اینترنتی میشی.
نگم برات، یه اسم آشنا میشی.
و "یکی بخر دو تا بخر"، یه افزایش رتبه بندی بزرگ میگیره.
درست به موقع برای هفته نظرسنجی.
ببینید پسرها، من از این چیزها سر در نمیارم، اینفلوئنسرهای وایرال و مزخرفات استریمینگ،
ولی شبکه داره خوب کار میکنه.
ما توی سه ماهه آخر سوم شدیم.
گوش کنید چی میگم. بذارید امشب روش فکر کنم، و فردا دوباره در موردش حرف میزنیم.
- نظرتون چیه؟ - آره! بابا داره وایرال میشه!
آها! گیرت انداختم!
تام، باید این رو ببینی.
اوه، خدای من. پسرم این رو بهم نشون داد.
باید شروع به کار کردن روی حرکاتت بکنی، تام.
چه بلایی سر "فقط" گزارش دادن آب و هوا اومد؟
باید موقع گزارش دادنت برقصی.
- اوه، خیلی خنده دار میشه. - یه چیزی میشه.
نه، جدی میگم، تام. میتونه برای کانال ۲ خوب باشه.
و ما برمیگردیم با شماره پنج، چهار، سه...
این هفته هوا اینجا خیلی عالی بوده، ولی این هوای خوب دووم میاره؟
تام کمپبل، هواشناس ارشد، با گزارش هواشناسی.
ممنون، دان. ما از آفتاب گرم و آسمون صاف، توی سراسر شهر برخوردار بودیم.
این نمایی از بیرون استودیوی ماست.
واقعاً عالیه. دمای امروز به ۸۵ درجه رسید.
یکم افت دما به حدود ۱۶ درجه در طول شب،
ولی یه دیوار رطوبت به سمت دشت ها در حال حرکته. پس...
قبل از اینکه بعد از ظهر امروز سراغ وسایل استخر برید،
طبیعت مادر یه سورپرایز کوچیکی توی آستین داره. منظورم... آستین.
آره، عزیزم...
درسته. ببخشید.
موسیقی دلنشین...
و ما داریم یکم موسیقی پخش میکنیم.
هی! کی از موسیقی خوشش نمیاد؟ آره. خیلی خب.
میکروفون رو پس بده به دان.
- میکروفون رو پس بده به تام. - برو تام. برو تام.
حرکاتت رو نشونمون بده، تام.
هی، این همون چیزیه که من بهش میگم تانگوی گردبادی.
دارم سرگیجه میگیرم.
خیلی خب، ما به یه استراحت تبلیغاتی کوتاه میریم.
ولی هنوز نامه های بینندگان رو داریم که باید بهشون برسیم، پس همینجا بمونید.
هی، آهنگ چی شد؟
خب، این که وایرال نمیشه.
.خدایا
خیلی احمقانه بود. به چی فکر میکردم؟
چرخیدن توی دایره ها، تانگوی گردباد. خیلی احمقانه بود.
هی، زیر کمربند ممنوع.
این یکی یه نشونه میذاره.
بعدش من رو بزن.
تک شلیک میخوای یا رگبار؟
شاید رگبار.
- وای! کله تراش! - بابا!
- وای خدای من، نکنه بهت خوردم؟ - سلام آقای کمپبل.
سلام بچه ها. بازم دارید اون ویدیوهای رقص خنده دار رو میبینید؟
نه، ولی این یه ایده میلیونیه.
آره، نمیدونم. شاید بتونم یه چیزهایی یاد بگیرم.
- وای خدای من، بذار ما بهت یاد بدیم. - آره! بابا داره وایرال میشه!
- میرم بلوتوثم رو بیارم! - آره! بابا داره وایرال میشه!
بهم آسون بگیرید، دخترها
خیلی خب، قدم برمیداری، شونهت رو میندازی و ضربه میزنی.
- باشه. - یک، دو، سه، چهار.
- آره! درسته. - یک، دو، سه، چهار.
شونه هات، آقای کمپبل.
- شبیه یه مرغ شدی. - باشه، باشه.
- اون داره بهترین تلاشش رو میکنه. - داری عالی انجامش میدی، بابا.
یک، دو، سه، و ضربه.
- یه لبخند جاه طلبانه، بابا. - باشه.
هی! فکر کنم دارم قلقش رو یاد میگیرم.
آره، فقط روی ضرب قوی ضربه بزن.
باشه.
فقط یه ضربه.
و لبخندهای بزرگ.
بذار اون دندون های قشنگت رو ببینم.
و پای چپت رو پشت پای راستت بذار.
- آره، باشه. - پای چپ!
- لعنت بهش! - بابا!
بابا، حالت خوبه؟
وای خدای من، بابا!
کی بوم باکس رو اینجا گذاشته؟
من... خیلی متاسفم.
سلام. آره.
الان میام.
خیلی خب، اونا... اونا بهم توی ایستگاه نیاز دارن.
No comments yet. Be the first to leave one.