The first 200 lines.
،حداقل سالی یه بار
دوست دارم یکم از خوراک لوبیای فلفلی .معروف کوین رو بیارم اداره
.نکته اش اینجاست که پیازها رو کمتر سرخ کنم
.همه با همدیگه سر دیگ آشنا میشن
.این قضیه واسم خیلی جدیه
دیشب تا صبح بیدار بودم .سیر لِه میکردم و گوجه خُرد میکردم
.فل فل سبزهام رو خودم سرخ کردم
.دستورالعملیه که سالها بین مالون ها چرخیده
.احتمالاً کاریه که توش بهترینم
"اداره" قسمت بیست و چهارم فصل پنجم "جمعه تفریحی"
!یکی داره برمیگرده
.اون شرکت خودش رو شروع کرده و حالا برگشته
کی میتونه باشه؟
.یه راهنمایی میکنم .اون یه مَرده
.مردی که از دلتون براش تنگ شده
مردی که بقیه مردها براتون دربرابرش .هیچند
کیه؟
کیه؟- کیه؟-
.مایکل اسکاته
!بالا بگیر
.5دقیقه دیگه اتاق کنفرانس
،خُب،به نظرم اولین مرتبه کار
.اینه که به من، پَم و رایان خوش آمد بگین
و نظرتون درمورد جمعه های تفریحی چیه؟ دوباره راهش انداختین؟
.همتون خوشتیپ شدین
کاری که الان میخوام بکنم .امتحان کردن یه چیز یکم متفاوته
.میخوام با این جلسه شروعش کنم
.میخوام شماها بچرخونینش .میخوام هرچی دلتون میخواد بگین
.مال خودتون .جلسه خودتونه
چیکار میکنی؟
،اگه چیزی رو دوست دارین بگین ،به عنوان گروه
.پس همین الان بگینش،درست همین الان
.باشه- بله؟-
.مردم نامناسب لباس پوشیدن
.با توبی مطرحش کنین ،کاری که میخوام بکنین
،اینه که میخوام به درونش نگاه کنین
،و میخوام بازتابش بدین .و میخوام یه چیز متفاوت بگین
میشه یه راهنمایی بکنین؟
،وقتی فروشنده برای شرکتم لازم داشتم
.همگی به من پشت کردن
ازشون میخوام که برای بخشش التماس کنن؟ .نه
.ازشون یه معذرت خواهی بزرگ و گریه دار میخوام؟نه
.ازشون میخوام که برام رگشون رو بزنن؟نه
.فقط یه نسخه کوچیک از اون رو میخوام
اسکار چی میخواستی بگی؟
.هیچی.چیزی نگفتم
.باشه
من هنوز اینجا شغلم رو دارم؟- .مهم نیستش-
....مایکل،اون- .خیلی خُب-
.باشه.آره،آره
.تو شغلت رو داری
راستش تو شغلت رو داری ... چون رایان و پَم
.اینجا به عنوان فروشنده با ما شروع میکنن
وایسا،چی؟- اونوقت چه مدلی؟-
.خیلی درست و حسابی عملی میشه
.... چون پَم و رایان،دارن با خودشون
یه عالمه مشتری از شرکت مایکل اسکات .... میارن و
منظورت مشتریهایی که از ما دزدیدنه دیگه؟
آره،یعنی ما مشتریهامون رو پس نمیگیریم؟
.نه،شما اون مشتری ها رو از دست دادین
!من میگم خطائه آقا .خیلی خُب-
.تورو دوباره خریدن
.پس شرکت دوباره تمام مشتریهای دزدی رو خریده
.خیلی خُب،دوایت،بزار یه چیزی رو بهت توضیح بدم
من قوانین رو میزارم و شما .کورکورانه ازشون پیروی میکنین
،و اگه با این مشکلی داشتین
.پس میتونی با دپارتمان شکایتمون صحبت کنی
!یه سطل آشغاله
!عاشق من نشی بچه
مغازه باسکاو،توی پاساژ استیم تاون؟
.مطمئناً روی مانکن قشنگه
.خُب،سلیقت خوبه- .خُب،ممنون-
.کاش زمان بیشتری برای صحبت با مشتریهام داشتم
چی؟
مگه همینو به یه مشت از مشتریهام وقتی داشتی میدزدیدیشون نگفتی؟
اینکه براشون وقت کافی ندارم؟
....آها،من
.دهنت رو ببند عزیزم،شبیه ماهی قزل آلا شدی
!یارو سندل پوشیده
دلم نمیخوام شصت پای اسکارو !سر کار ببینم.حال بهم زنه
.مثل این میمونه که از قایق پیاده شده
نمیشه به پاش نگاه نکنی؟
ببخشید؟
خیلی تحصیل کرده ای ،نه توبی؟
!خوب یاد گرفتی که با زنهای عصبی صحبت کنی
!نمیخوام به پاهاش نگاه کنم
!کارتو بکن
،خُب،من یه سالی توی حوزه بودم .و انداختنم بیرون
چون میخواستم با یه دختره به اسم کَتی .سکس داشته باشم
.دنبالش تا اسکرانتون برگشتم
اولین شغلی رو که توی منابع انسانی .میتونستم پیدا کنم گرفتم
.بعده ها ازم طلاق گرفت
.پس نه،نمیگم به منابع انسانی علاقه دارم
.بفرمایین دوست من- .ممنون رفیق-
.پاملا
.ممنون مایکل
.جوهر داغ و تازه
سیستم بایگانی جدید؟
بهم اعتماد کن استنلی،دلت میخواد این .یادداشت رو با دقت بخونی
.من روشی که بایگانی میکنم رو عوض نمیکنم
.نه،نه! این مال همتونه
.باورکنین،دلتون میخواد کلماتم رو حرارت بدین
وقتی جلوی حرارت بگیرین،جوهر نامرئی .پیدا میشه
.که میگه همگی باید توی انبار ملاقات داشته باشن .فوراً
.ازم نپرسین که از کجا جوهر نامرئی پیدا کردم
.ادرار .ادرار بودش
.ببخشید که با کفشام بهت توهین شده
.ولی نمیتونم برم خونه عوضشون کنم
.باشه،میتونم یه جفت جوراب بهت قرض بدم- .نه-
،نه تمیزن
.میخواستم برای تمرین والیبال بپوشمشون- .فکر نکنم-
.اندرو برنارد
واسه چی هنوز پشت میزتی؟
تو چرا هنوز پشت میزت نیستی؟
اصلاً یادداشت رو خوندی؟
.همه فایلهای من،طبق الفبا،مرتبه
!نه،احمق .یه رمز توی یادداشت پنهان بودش
،گوش کن،باید همه فروشنده ها رو جمع کنی .بجز رایان و پَم
.و بیارشون پایین توی انبار .سریع باش
!مثل سگ ردیفه
!خواهشاً بس کن
. خواهشاً فقط بهشون بگو .کار از این راحت تر
.اینجا توی حالت بحرانی هستیم
، متوجه شدین که دوتا مثلاً فروشنده ی فاقد صلاحیت
داره بهشون لطف میشه؟
چون با همدیگه شکست خوردن؟
و صادقانه بگم،هنوز قانع نشدم که ،مایکل و پَم
.وقتی نبودن یه سرو سری با همدیگه نداشتن
میشه توجیهم کنی؟
.نه،تو خیلی بهش نزدیکی- .باشه-
استنلی،نظرت در مورد اینکه اون دوتا مشتریهات رو گرفتن چیه؟
.درست نیستش .ازش خوشم نمیاد
!خوشش نمیاد
.مشتریهای منو نمیگیری بدی به یه منشی
.بهت بر نخوره جیم،به نظرم خیلی هم خوشگله
....صورتش بد نیست،ولی
یا خدا! تو اینجا چیکار میکنی؟
.....نمیدونم،جمعیت دیدم،گفتم شاید سگ دعوا انداختن یا
!برو بیرون
.باید یه کاری بکنیم
به نظرم یا باید کودتا کنیم،یا رایان رو .گروگان بگیریم
.به نظر خشن میرسن
،نه نمیگم این کارا رو بکنیم
.میگم یه چیزی مثل این دوتا
البته،مثلاً چی شبیه گروگانه؟
!سوال خوبی بود
.میتونیم یه نامه خیلی قوی بنویسیم
.کلمات کافی نیستن
.یه نقاشی قوی- .نه،نقاشی ها خیلی تفسیری اند-
میتونم یه چیزی بگم؟ ،میدونم که همتون عصبانی هستین
....ولی به نظرم بهترین کاری که میتونیم بکنیم اینه که
.با مایکل مستقیم صحبت کنیم
!اوه
.این....این نظر فوقالعاده ایه
.منظورت رو کاملاً درک میکنم
.باشه،مستقیم با مایکل صحبت میکنیم .پس فکر کنم جلسه تمومه
.همگی رو طبقه بالا میبینم- .بالا میبینمت-
.یالا
....گوش کنین،الان وقت عمله.به نظر من
!این یکی عالیه .میدونم-
برای چی اینقدر ناراحتی؟ .خیلی خوش تیپ شدی-
واقعاً؟ ....خُب
اون کاسه کجاست؟
سلام،وقت داری؟ .فقط شرکت کاغذ مایکل اسکات-
،آره،فکر کنم دیگه باید کم کم این کارا رو تموم کنی
.چون داری بقیه فروشنده ها رو ناراحت میکنی
،باشه،خُب- .سخته-
.من....نه،نه
وقتی همشون از دستشویی .برگشتن باهاشون صحبت میکنم
،واقعاً ناجوره که درموردش صحبت کنم ،ولی ممکنه باشن یا نباشن
ولی قطعاً دارن یه شورش رو توی انبار .شروع میکنن
علیه کی؟- .تو-
.ما- چی؟-
.باید بخاطر این باشه که مشتریهاشون رو میخوان
،مایکل اسکات قدیم ممکن بود که اینو به دل بگیره
.ولی مایکل اسکات جدید اینطور نیست
،اونا قراره یه غافلگیری تلخ داشته باشن .چون از این کارشون ناراحت نمیشم
شش هفته پیش،هیچکدوم از این آدمها نمیخواستن .با من بیان
.شما دوتا تنها کسایی بودین که دنبالم اومدین
.اونا ما بودیم،درست اونجا- .یه چیز دیگه بودیم-
،کاری که باید بکنی اینه که بری به اون انبار
.و یه چند تا جمجمه خُرد کنی .مثل مایکل چیکلیک
.آره،مثل سریال کامیش
.آره،ولی مثل سریال سپر
.نه مثل سریال کامیش- .آره آره،سپر-
دیوونگیه که امروز اون بیرون چه خبره،نه؟
.میدونم،آره
.بعضی وقتها بهتره که خودتو دخالت ندی
.درسته.راست میگی،همینطوره
میخوای بازی کنی؟
هی بچه ها،کجا بودین؟
.ناهار
کجا خوردین؟- .توی رستوران-
تو چی خوردی استنلی؟
.من ماهی خوردم،با آب،بدون یخ
،میخواستم نوشابه بگیرم .ولی پیشخدمت پشیمونم کرد
.اسمش "فلو "بود،موهاش مشکی بودن
.من غذای مکزیکی خوردم
،پس از اونجایی که شماها غذا خوردین
پس دیگه اونهایی که با خودتون آوردین رو نمیخورین دیگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.