The first 200 lines.
آزاده و ایمان تقدیم میکنند
... بر اساس داستانی واقعی
یک شانس
هیس صدات خیلی بلنده
مذکر ، 9 ساله احتمال پارگی پرده ی گوش
اسمش پُله
شما والدینشین؟ بله
- لازمه که چنتا اطلاعات اولیه داشته باشم - اون حالش خوب میشه
خب اسمش پله فامیلیش لطفا
- پاتس - پل پات.
- چی؟ شبیه دیکتاتور کامبوجی؟ - نه اصلا هم شبیه دیکتاتور کامبوجی نیست
چند وقته این اتفاق افتاده؟
یه ساعتی میشه موقع تمرین کُر بیهوش شد
این که با جیغاش گوشای مارو کَر نکرده یه معجزست
اون احساساتیه میتونه دوباره بخونه؟
اوه بله من مشکلی توش نمیبینم
تو گوشش مایه ی سیال جمع شده ولی ما مثل بارون زلالش میکنیم
پس حالش خوب میشه؟ خطری تحدیدش نمیکنه؟
خب ، ممکنه بکنه ، ولی تا وقتی که دقیق معاینه نشده به طور قطع چیزی مشخص نیست
یه قهوه انتهای راهرو میل کنید
اون مثل بارون زلال میشه عشقم
بریم
پورت تالبوت ، ولز
از وقتی که یادمه دوست داشتم آواز بخونم
منظورم اینه که خوب بخونم
من با چیزی که استاد کُرمون بهش میگفت یک صدای بزرگ بدنیا اومدم
صدایی که واسه ی اُپرا ساخته شده مامانم میگفت
و خب منم انجامش دادم
تو خونه ، مدرسه کلیسا ، تو اتوبوس
اومدش ، بگیرینش
بیا اینجا ببینم پاتسی
البته همه به اندازه ی من اُپرا رو دوست نداشتن
و به اندازه ی مادرم از صِدام خوششون نمیومد
بگیریدش گیرِت میاریم پاتسی
وایسا بینم بشکه ی خیکی
و به من زور گفته میشد و اذیتم میکردن
اکثرا توسط همکلاسیم متیو اسپاید و دارو دستش
البته اگه بشه به یه مشت بچه ی 9 ساله بگی دارو دسته
،هرچی بیشتر زور میگفتن من بیشتر آواز میخوندم
، هرچی بیشتر آواز میخوندم اونا بیشتر زور میگفتن
خوندن ، زور گفتن
زور گویی و آواز خوانی
ظاهرا یه نمایش بی پایان پر از موزیک
و خشونت و عشق و کمدیه
یه چیز تو مایه های یه اُپرا
اُپرای زندگی من
براستی که بسیار زیباست
2004
با من محترمانه برخورد کن ، او گفت اسب تک شاخ برای عشق انسانها مناسب نیست
اما بانو ، حرف من بود من نیمه انسانم ، و او را پایین آوردم و بردم
در میان خز های جنگل و رهایش کردم
- پس آخر هفتت اونجوری گذشت؟ - خلاصش کردم ، تو چی؟
- ببینم گفتی موهای یه اسبو بافتی؟ - این یه بازیه
نقش گزاریه ، مثل سیاه چال و اژدها ولی از نوع واقعیش
دختر بود ولی مثل اسب لباس پوشیده بود؟
- یه تک شاخ - صحیح ، شما چی بودی؟
یه نیمه جن جادوگر از انجمن دانشمندان کلامنتیوم
- باشه - دوست دختر تو چطوره؟
اوه ، اون که بی نظیره ، واقعا هست اون جدا خارقالعادست
و آیا اصلا قرار هست برنامه بچینی برید سر قرار ؟
- ... اون مدام از من میخواد ولی - ولی چی؟
یه سالی میشه داری بهش اس میدی پس منتظر چی هستی؟
- ... هیچی فقط - تو شک داری که اون
در واقع یه زن باشه
معلومه که مطمئنم مطمئنم زنه
من بی شک مطمئنم اون قطعا باید باشه بزار این پیامکشو نشون بدم
اون یه شب دیگه هم اینو فرستاده بود این واسه ساعت 11 ، اون گفته که
اوه خدایا
چه مرگش شد یهو؟
آنتن دهی این گوشی ریدمونه
درست میفرمایید
مسئاله اینه که گارانتی
شامل حال سه یا چهار قطعه بیشتر نمیشه
- شامل ضمانت میشه - البته
الان بهت میگم این چطوره گاندالف؟
تو یه تلفنی به من میدی که کار کنه و منم اینو نمکنم تو ماتحتت
شک دارم اونجا خوب آنتن بده
- اوه نزدیک بود یادم بره - دستت درد نکنه
وقتی شجاعانه رفته بودی اون پشت قایم بشی من داشتم فضولی میکردم
فضولیه چی رو میکردی؟
یکشنبه صبح ایستگاه قطار پورت تالبوت
دوست پسرت ساعت 9:15 از کاردیف میاد
تو چیکار کردی؟؟
اینکه باکرگیت رو با یکی که 50 مایل ازت فاصله داره از دست بدی کار آسونی نیست
- داری میگی که اونو دعوتش کردی اینجا؟ - تو دعوت کردی ، البته از دید اون
- خدایا ، اون شبیه کامرون دیاز میمونه - اوه چقدر وحشتناک
- آره وحشتناکه - تو کدوم دنیا ...؟
صبر کن ، تو بهش گفتی شبیه یه آدم معروف میمونی؟
- یه ریزه آره - کی؟
برد؟
کامرون؟
تو یه زنی
چی؟
خارقالعادست
مرسی ، خب تو که ظاهرا سر یه زیری ، چیز خوبیه
به پورت تالبوت خوش آومدی
ممنون
... ببخشید دیر کردم ، من
- فکر کردم منو اینجا کاشتی - نه بابا جراتشو ندارم
نه ، من ... من میخواستم واست یه چیزی بخرم ولی گلفروشی بسته بود
- منم اینو گرفتم ، جنسش خوب - اوه
باتری لازم نداری بچرخونیش شارژ میشه
- اوه ، واه ، ممنونم - نارنجیه
- دوسش داری؟ - آره
چراغ قوست
خیلی خوبه
گشنته؟
- بگی نگی - خوبه
- میشه ما؟ - بله
خب اینجا یه ساندویچی بد داریم یه ساندویچی خیلی بد داریم
- اوه - کدومو ترجیح میدی؟
گزینه ها زیاده وقتمون کمه
مامانمه ، میخواد مطمئن بشه هنوز زندم
و تو منو نکشتی
البته اونقدرم دیوونه نیستم که تو روز روشن بکشمت
اول میزارم هوا تاریک بشه بعدشم وسط خیابون اینکارو نمیکنم
راستش نمیخوام بکشمت دارم ور میزنم ، استرس دارم
نداشته باش
- دستکشای خوبیه - پل؟
- مرسی - تویی عشقم؟
اوه خدا
- روحم شاد شد - سلام
سلام
- من مادر پل هستم - مامانمه
- از دیدنتون خوشبختم - ... این جولزه ، این
چرا چیزی نگفتی؟
تو باید ناهار بیای پیش ما
- شوهرم از دیدنت خوشحال میشه - عمرا نمیزارم
تو باید برگردی ایستگاه بری خونتون
دوست دارم بیام بذارید کمکتون کنم
ممنونم عزیزم ، تو چقدر دوست داشتنی هستی حالا باید همه چیزتو به من بگی
- چراغ قوه ی قشنگیه - اوه ممنونم از شما
بعدش پیش خودم فکر مردم که شانسم واسه کار توی
ساخت مجسمه های آلومینیومی کم نیست واسه همینم یه کار توی داروخونه ی بوتس گرفتم
کار صادقانه ، بوتس
مثل کار تو گوشی فروشی
یه چنتایی سیب زمینی بردار عزیزم
اوه مرسی خدایا ممنونم
خانوادت ، اونا چیکار میکنن
پدر
- ... مشکلی نیست ، مامان من - مامان اون خیاطه
و پدرشم توی کار تو مزرعه ی بریستول از کار افتاد
پل بهت گفته بود که من مادرشو توی بریستول دیدم؟
نه
من ده سال تو کار فلز کاری بودم اونجا توی ردفیلد ، نزدیک اون بار
آره ، بار اسب سیاه من پل رو اونجا حامله شدم
- تو صندلی عقب ماشین رولاند - الان قرار درمورد این صحبت کنیم؟
چرا که نه ، خیلی بی نظیر بود
پل به من گفته شما جوونیاتون تو راگبی بازیکن سرعتی بودید
یه بار استخون شکوندم
- ترقوه ی گریت ادوارد - شروع شد باز
آره ، اون داشت بر خلاف سرعت باد میومد ... داشت می بُرید بیاد تو
شدم تیتر یک روزنامه ی ولز جنوبی
اون روز باعث افتخارمه
خب پس تنها فرد مشهور خانواده نیستی
پل میتونه یه کار تو فولادسازی دست و پا کنه
رو پای خودش وای سه
نون درآوردن این روزا سخت شده
- میرم کارتون خواب میشم - فکر بدی نیست
نه پل قراره یه خواننده ی عالی بشه
من فکر میکردم شما دوتا تازه امروز با هم آشنا شدید
مگه میشه . اونموقع که دیگه نمیشدم دوست دخترش وقتی که دفعه اول بود میدیدمش
همیشه میرفت بالا پیش کامپیوترش ما هم فکر میکردیم داره فیلم مستهجن میبینه
نگو داشته به این چیز دوست داشتنی ایمیل میزده
لُپاشو نگاه کن گل انداخته
میتونی غورتش بدی
غورت که نه چند روز طول میکشه بخوریش
میدونستم تو دیوونه ی اُپرایی ولی نمیدونستم اینجوری روانیشی
این چیه؟
این چه گلیدا میانینا از آلبوم لا بوهمه اثر پاچینی
پاواروتی این آهنگ رو سال 1961 خونده
توی یه مسابقه ی خوانندگی که زندگیشو تغییر داد
مثلا ازش یه فوق ستاره ساخت؟
بزار راحت باشن رولاند میخوای دختره رو فراریش بدی؟
برعکس ، دارم از شر ویالون خونین نجاتش میدم
میخوای بریم یه قدمی بزنیم؟
آره آره
- و اُپرا ، همین ...؟ - من همیشه عاشقش بودم ، از وقتی که بچه بودم
از همون دفعه ی اولی که آهنگ نس سان دُرما از پاوراتی رو گوش کردم
- پس حتما پسر خیلی عجیبی بودی - بودم ، هنوزم هستم
نه من همیشه عاشقش بودم
واسه من مثل یه دنیایی رویایی میمونه
جایی که مردم احساسشون رو بیان میکنن و میگن دقیقا منظورشون چیه
به فرانسوی یا ایتالیایی
اون قشنگیه اُپرائه ، مثلا اگه چشماتو ببندی و بهش گوش بدی
یه دفعه تو یه جای دیگه ای یه جای قشنگ
یا مهیج و چشمگیر و واقعی
مثلا واقعی تر از دنیایی که میتونه واقعی تر از همیشه باشه
من فکر میکنم من فقط وقتی خوشحالم که به اُپرا گوش میدم یا میخونمش
- واسه من میخونی؟ - ... اوه
- بخون دیگه ، یه ذره ، بخون دیگه - ... نمیشه
من استرس دارم
باشه
پس یه روز دیگه؟
یه روز دیگه
- قدم به قدم - بله
تاحالا کنسرت پاواروتی رفتی؟
نه ولی تبلیغش روی بُرد کلاس اُپرامون هست
منم دارم پولامو جمع کنم برم ونیز
خب فقط همین جوری میشه دیدش؟
No comments yet. Be the first to leave one.