The first 200 lines.
.نگران نباش .به زودی نوبت تو هم میرسه
چی؟
برات سؤاله چرا آگی میتونه .اونجا باشه
.اون وفق پیدا میکنه
بقیهی بچهها .زیاد ازم خوششون نمیاد
...جوری باهام رفتار میکنن انگار
.انگار فرق داری - .ولی نمیخوام فرق کنم -
...میخوام حس نکنم مثل یه
.عیبی نداره، میتونی فحش بدی
.عجیبالخلقهی تخمیام
.آگی فرق نداره
.و منم ندارم
.میدونم نمیخوای فرق کنی
یه روز، قراره بفهمی چقدر خوبه .که فرق داری
،این محل هم فرق داره .پس براش بینقصی
.یادت نره
سواحل جزر و مدی
حالت بهتره؟
.آره
.بهترم
...ممنون، برای
هنوزم باورم نمیشه اون گریسون عوضی .باهات چیکار کرد
.دیگه مهم نیست
.مرده - .یاد میگیره با یه ساکن جزر و مد در نیوفته -
.یاد میگیره با یه مکتیر در نیوفته
چه حسی داره زیر آب نفس بکشی؟
.درد داره
.اولش
.حس میکنی انگار ششهات آتیش گرفتن
،ولی بعد ،وقتی میذاری اتفاق بیوفته
...احساس
.قدرتمند بودن زیادی داره
.پشتم بمون
.چیزی نیست
اومدی دنبال من یا اون؟
.تنهاتون میذارم
.مردم خوشحال نیستن، دیلن
.افراد غریبه با سلاح
مگه آدریل دربارهی همین به همهمون هشدار نداده بود؟
.بهت گفتم نمیشه بهش اعتماد کرد
و داری چه کاری دربارهاش انجام میدی، لامار؟
توی سایهها میپلکی؟
.به حرف من گوش نمیده
.ولی شاید به تو گوش کنه
چرا اون افراد اومدن؟
.ببخشید، خانوم .نتونستم جلوش رو بگیرم
.تنهامون بذار
دیدی مردمت چقدر ناراضیان؟
.باخبرم
میخوان بدونن چرا ملکهشون .اونها رو آورده اینجا
همون چیزهایی که .همیشه ازشون بهمون هشدار دادی
.خارجیها - .باخبرم -
همینطور باخبری که این مردم سعی کردن یکی از ما رو بکشن؟
کی؟ - .کل مکتیر -
.اون یکی از ما نیست
،شاید یه ساکن جزر و مد باشه .ولی هرگز یکی از ما نمیشه
چرا اینقدر ازش میترسی؟
از لحظهای که برگشته .ازش متنفر بودی
.تو درک نمیکنی - !خب، پس کاری کن بفهمم -
سرت چطوره؟
.خوبم
.فقط خوشحالم میبینم تو خوبی
.بهتر از خوبم
تو و آگی قراره چیکار کنید؟
.یه نفر حالا سعی کرده جفتمون رو بکشه
میخواید بجنگید؟
چه چارهای داریم؟ - .میتونیم بریم -
،میتونیم از اینجا فرار کنیم .از اول شروع کنیم
.میتونیم ناپدید بشیم
.نمیتونم برم
.اینجا خونهامه
.بابا همیشه بهم میگفت من فرق دارم
.که این شهر فرق داره
.و حالا درک میکنم
.داشت بهم میگفت به اینجا تعلق دارم
.پس نمیتونم باهات برم، کوری
نه وقتی آدریل داره هرکسی .که میخواد رو میکشه
.ولی تو باید بری
...کوری
اوضاع قراره .این اطراف عوض بشه
.قراره عوضشون کنم
.پس بذار کمکت کنم
.نمیخوام صدمه ببینی .قرار نیست مرگت رو تماشا کنم
خب، اینکه من چیکار میکنم .به تو مربوط نیست
.اینجا خونهی من هم هست
،تو تصمیمات خودت رو میگیری .منم تصمیمات خودم رو
اینجا چه جاییه؟
!بلند شو
اون کیه؟
.پیشگوم
.یه ساکن جزر و مد
و این پایین نگهش میداری؟ چرا؟
،اگه از آب به دور بمونه .الهاماتش قویتر میشن
...اون
.بیرحمانه است
.حقیقت رو دربارهی کل مکتیر نشونش بده
این اتفاقات میافتن؟ - .دیدی که داره مرگم رو تماشا میکنه -
.پس، تصمیمش با خودته
به کی اهمیت میدی، من یا کل مکتیر؟
چی، میخوای بری سراغ آدریل؟ .استولین دشمنه، نه اون
بدون گفتن اون .این اطراف هیچ اتفاقی نمیافته
فکر میکنی اگه اون نمیخواست استولین حتی زنده میبود؟
خانوادهمون به مدت 5 نسله .باهاش کار میکرده
فکر میکنی اهمیت میده؟ .نمیده. دروغ میگه
دربارهی کار نکردن با استولین .بهت دروغ گفته
دربارهی کولتون به من دروغ گفت .و بعد با خونسردی گلوش رو برید
!بهترین دوستت
.استولین سعی کرد تو رو بکشه .گریسون سعی کرد من رو بکشه
.از عقلت استفاده کن، آگ
اگه آدریل بابتش خوشحال نبود، الان .استولینی در کار نبود
.اینجا مشکل استولین نیست .آدریلـه
.و قراره یه راهی برای متوقف کردنش پیدا کنم
فقط اینجا بمون و آفتابی نشو .تا وقتی برگردم
.باید با بیل صحبت کنم
قرار نیست همینجوری اینجا بشینم .و کاری نکنم
.افرادت میخوان بمیری
و قرار نیست از دستت بدم، باشه؟
.دوستت دارم
!صبرکن، کل !کل
.فکر میکردی برگشتی لاتانت
حقیقت داره؟
که میخوای آدریل رو بکشی؟
منظورت چیه؟ - .هی، هی -
نشونم داد، باشه؟
،دیدم بالای سرش ایستاده بودی .داشتی مرگش رو تماشا میکردی
چی؟ چطوری؟
،آدریل یه پیشگو داره ،یه عجوزه که توی یه سردابه است
و یه الهام از تو نشونم داد که .به کمر آدریل خنجر زده بودی
یه الهام؟
و باورش کردی؟
چرا دروغ بگه؟ - !چون کارش اینه -
.نمیذارم بکشیش
.نمیتونم - .از خودت بپرس، دیلن -
این اطراف کی آدم میکشه، من یا اون؟
.نمیخوام آدریل رو بکشم .نمیخوام کسی رو بکشم
ولی اگه من رو تو وضعیتی قرار بده ،که یا من باشم یا اون
...بعد، آره
.از همه طرف بهش خنجر میزنم
.ولی به خودش مربوطه، نه من
نذار جوری که بقیه رو گول زده .تو رو هم گول بزنه
اوضاع خوبه؟
جریان چیه؟
.باید دربارهی آدریل صحبت کنیم
پیشنهادم رو در نظر گرفتی؟
.پونزده میلیون دلار پول خیلی زیادیه
.ممنون، فرشتهی من - .هست -
زیباست، نه؟
.من رو یاد دخترم میاندازه
اجازه هست؟
.در صربستان مرد
.جنگ همیشه آدمهای اشتباهی رو میکشه
.شما بچههای سایرنها هستید
شما نزدیکترین چیزی هستین که .در مورد معجزهی مقدس بهش نزدیک شدم
.باید نزدیکتر بشم
باید بدونم چرا خدا از جون من گذشت .ولی دخترم رو کشت
و فکر میکنی سایرنها .دختران خدا هستن
،اونها فرشتههای هبوط کردهان .از فضل عزل شدن
نزدیکترین چیزی که میتونم .برای رسیدن به خدا بهش برسم
میتونی بیاریشون؟
.قبلاً آوردم
چرا به پولم نیاز داری؟
.برای اینها
این قطعهها چی هستن؟
.یه چیز خیلی قدیمی و قدرتمند
.یه چیزی که برای مردمم میخوام - چرا؟ -
چیکار میکنه؟
.نمیتونم بگم
،اگه پولم رو میخوای .میخوام بدونم
.و میخوام یه سایرن نشونم بدی
آدریل چی میخواد؟
.خیلی وقت پیش این کتاب رو پیدا کردم
،و توش .این رو پیدا کردم
تا حالا چیزی شبیه به این دیده بودی؟
آدریل از یکیشون برای ،بریدن گلوی کولتون استفاده کرد
.و یه سایرن اومد
چی هست؟
.یه قطعه از یه شیپور باستانیه
.یه شیپور جنگ
توسط یه قبیلهی دریانورد باستانی .ساخته شده
.زیبا و قدرتمند بودن
کسی نمیدونست کی بودن .یا چی بودن
.ساکنین جزر و مد
.اون موقع ساکنین جزر و مد متعدد بودن
.ولی با انسانها در جنگ بودن
،یه جنگ طولانی و خونین بود ،و پایانی در کار نبود
.برای همین این شیپور رو ساختن
داستان میگه این شیپور .با خون انسانها تدهین شده
،و وقتی به صدا در میاد .یه موج بزرگ به وجود میاره
.سیلی بزرگ
،کسی نمیدونه چند انسان کشته شدن
،ولی وقتی آب پس رفت .ساکنین جزر و مد رفته بودن
این شیپور توسط انسانهای ،نجات یافته پیدا شده
.و خوردش کردن
،چون از قدرتش میترسیدن قطعاتش رو درون چهار کشتی قرار دادن
،و به گوشههای دور دنیا فرستادن
.که هرگز دوباره سرهم نشه
این موج، چیزی همراه خودش آورده؟
،و در آب فرشتگان مرگ آمدند" .زیبا و بیرحم
و به دستهای رنگ پریدهشون ".انسانهای زیادی کشته شدند
.سایرنها
No comments yet. Be the first to leave one.