9-1-1

9-1-1

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

9-1-1 S02E10 Merry Ex-Mas WEB TBS C
9-1-1 S02E10 Merry Ex-Mas WEB TBS HI
9-1-1 S02E10 Merry Ex-Mas WEB TBS
9-1-1 S02E10 Merry Ex-Mas AMZN WEBRip-NTb
9-1-1 S02E10 Merry Ex-Mas AMZN WEBRip-NTb HI
A Commentary by ladaani
❤❤LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail : [email protected]

Tags

web
webrip
BRip
Published on: 2018-12-16
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ممنونم

‫اصلا نمی فهمم

‫هر سال کلی از مردم

‫در خونه اش جمع می شن و کلی عکس می گیرن ‫ولی هیچوقت با خونه من عکس نمی گیرند

‫اصلا عادلانه نیست ، منم به اندازه اون واسه دکوراسیون ‫ زحمت کشیدم

‫اون چیکار میکنه که من نکردم؟

‫نمی دونم

‫با غذای رایگان بهشون رشوه میده ، ‫برو یه کم کلوچه درست کن

‫بیخیال جان ، کریسمس که جای رقابت نیست

‫فقط برای چیزایی که داریم شکرگذار باش

‫نه ، فکر بهتری دارم

‫ما هات چاکلت و شراب سیب و هرچی که بخواید داریم

‫دوست دارید یه چیز باحال ببینید ؟

‫- اینو داشته باشید ‫- نگاه کنید

‫روی سقف رفته !!

‫دارید نگاه می کنید ؟

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫فکر کنم کریسمس شوهرم رو کشت

‫از این طرف

‫جناب ، می تونید تکون بخورید ؟

‫- درد دارم ‫- خوبه ، نشونه خوبیه

‫از جاتون تکون نخورید . میشه بهم بگید چه اتفاقی افتاد ؟

‫آدم برفی از روی پشت بام هلم داد به سمت پائین

‫فشار خون روی 120/70 هست ، تنفسش خوبه

‫- خیلی خب ‫- می تونیم یه کم جا به جاش کنیم ؟

‫به نظر نمیاد ستون فقراتش آسیب دیده باشه

‫خیلی خب ، یه تخت بیارید که ببریمش

‫به نظر میاد که این فرشته کریسمس ‫مانع شکستگی کمرت شده

‫- معجزه کریسمس ِ دیگه ‫- بچه ها آماده اید

‫آره

‫جان ، نگاه کن ، آخر به آرزوت رسیدی

‫همه دارن عکس می گیرن

‫آماده اید

‫این بهترین کریسمس عمرم بود

‫آماده اید ؟ یک ، دو ....

‫این ریسه ها که دقیقا همون سایزیه که ده دقیقه پیش بود

‫بله فکر کنم ساخته دست بشر

‫بهتر از این نباشه

‫شاید با پروژه بعدی که بهت میدم

‫شانس بهتری داشته باشی

‫هری یه ویدیو توی یوتیوب اشتراک گذاشته

‫ که این سه ماه اخیر رو کار خاصی نکرده

‫باید تو پارکینگ قایمش کنم

‫وقتی بچه بودیم چقدر با بازی "دارت" هیجان زده میشدیم

‫- "دارت " ؟ ‫- آره می دونی

‫با تیرهای آهنی و پر هایی که بهش وصل بود

‫توی چمن اطراف خونه پرت میکردیم

‫فکر کنم دیگه به اون شکل تولید نشه

‫چون خیلی تلفات می داد ولی خب خیلی دوستش داشتم

‫برادرم خیلی دیونه بود ، تیرها رو تو آسمون پرت میکرد

‫و بعد بهم میخندید

‫وقتی که من می ترسیدم و فرار می کردم

‫و نمی دونستم کجا میخوان فرود بیان

‫فکر کنم حداقل دو ساعت زمان ببره که بتونیم سرهم بندیش کنیم

‫الانم دیگه دیر وقته ، پس...

‫شایدم بهتره همینجا بخوابی

‫میتونیم یه شب رو باهم بگذرونیم

‫هات چاکلت ، آهنگ های نک کینگ کول

‫خوبه ، خوشم اومد

‫- می دونی چی بهتر از همه است ؟ ‫- چی ؟

‫اینکه دیگه فقط یه شب رو اینجا نمیخوابی

‫چونکه تو همین الانشم اینجا زندگی میکنی

‫به نظر میاد الان دلت میخواد یه تماس اضطراری از 911 داشته باشی

‫اوه ، نه ، اصلا

‫خب شاید یه تماس کوچیک ‫مثلا واسه یه گربه ای که تو درخت گیر کرده

‫می دونی چیه

‫من فقط از این خسته شدم که تو به خونه خودت بری ‫و من دم در ، بهت شب بخیر بگم

‫و از اینکه روی تخت دو نفره تنهایی بخوام خسته شدم

‫من میخوام تو توی زندگیم باشی

‫میدونم ایده یک خانواده دیگه...

‫یه خانواده ناگهانی...

‫احتمالا بعد از اتفاقاتی که برات پیش اومده یادآور خیلی چیزاست

‫نه تینا به خاطر این نیست

‫تو فقط ... تو فقط منو سورپرایز کردی

‫ببین من نمیخوام باهات اتمام حجت کنم

‫منظورم اینه که گفتم بیا اینجا زندگی کن یا هرچی

‫به خاطر خودم نبود ، منظورم این نبود

‫فقط میخواستم بدونی که

‫من میخواستم راه رو برای قدم بعدی باز کنم

‫صبح بخیر ، هم اتاقی

‫بله ، در مورد اون...

‫سلام

‫به نظر میاد که دوباره قراره با من یه جا گیر بیوفتی

‫- ببخشید. ‫-مشکلی نیست

‫یه تشک دارم که میتونی اونو باد کنی و روش بخوابی

‫میدونستی میام ؟

‫مگه تو نمیدونستی؟

‫وای ما افتضاحیم

‫واقعا ؟

‫چونکه احساس خوبی دارم که اینکارو کردیم

‫می دونی که منظورم چیه

‫ما قرار بود باهم صحبت کنیم و مشکلات رو حل کنیم

‫ولی در نهایت بحثمون به اینجا رسید

‫اینم یه روش متفاوت برای حل مشکله دیگه

‫- امروز درخت کریسمس میگیری ؟ ‫- اهوم

‫یک سـُنت سالیانه است که باید متقاعدش کنم

‫نه ، درخت 16 متری ، اندازه خونه ما نیست

‫می دونی من یه سال تسلیمش شدم

‫آخرین کریسیمس بود قبل از اینکه تو برگردی

‫حالش زیاد خوب نبود و ...

‫دلمون برات تنگ شده بود

‫وقتی که کریستوفر به درخت بزرگ کریسمس نگاه کرد

‫نتونستم بهش نه بگم

‫کجا گذاشتیش ؟

‫- حیاط پشتی ‫- اوه ، آره

‫ولی به اندازه کافی تزئینات کریسمس نداشتیم که به درخت وصل کنیم

‫فقط با روبان و چراغ تزئینش کردیم

‫و بعد من کیسه خواب رو بیرون از خونه بردم ‫و زیر درخت دراز کشیدیم

‫و ساعت ها به شاخه های درخت کریسمس خیره شدیم

‫- حتما خیلی اینکارو دوست داشته ‫- آره.

‫هنوز بهم نگفته واسه کریسمس چی میخواد

‫- من همه چی رو امتحان کردم ‫- اونو پیش بابانوئل بردی ؟

‫منظورت اون آدم های نفرت انگیز توی مرکز خریدها ‫با ریش مصنوعی هست ؟ نه

‫اوه خدای من

‫تو هنوز بیخیال اون قضیه نشدی

‫ببین چونکه تو میترسیدی

‫و روی کل هیکل بابانوئل بالا آوردی ، دلیل نمیشه که...

‫هیچی نگو ، میدونی چی اشتباهه

‫اینکه مادربزرگم این داستان رو برات تعریف کرد

‫و یه چیز دیگه ، نه

‫من اصلا نمی ترسیدم

‫اون پیرمردها واقعا بوی بدی میدادند و منم دلم درد میکرد

‫واقعا ؟ دو سال پشت سر هم دلت درد میکرد

‫- آره ؟ ‫- آره

‫- بابا ‫-ادی

‫اینجایی ؟

‫چرا اومده اینجا ؟ فکر کردم قراره بعدا بری دنبالش

‫من حواسشون رو پرت می کنم تو از در پشتی برو

‫- چی ، صبر کن ! ‫- چیه ؟

‫- چیه ؟ ‫- تو ازم میخوای دزدکی از اینجا برم ؟

‫اون که اون بیرون ایستاده پسرمونه

‫ببین ، قرار بود تصمیم بگیریم که چطوری بهش بگیم

‫- شاید الان بهترین موقعیت هست ‫- بابا ، بابا

‫- بابا ؟ ‫- الان وقتش نیست ، باشه ؟

‫باید بری ، برو

‫- سلام رفیق ‫- سلام

‫فکر کردم قراره من بیام دنبالت

‫خیلی واسه تزئین کردن درخت کریسمس هیجان داشت

‫واسه همین دیگه نمی تونست تو خونه منتظر بمونه

‫مهمون داشتی؟

‫چی ؟

‫نه من تو "خانه داری" اصلا خوب نیستم

‫نشون بده ببینم چی گرفتی

‫ما دوتا درخت کریسمس گرفتیم

‫- اون گفت : این باباست اینم منم ‫- واقعا ؟

‫تو سبز دوست داری ، مگه نه ؟

‫- بذار اینو بیرون بیاریم ‫- باشه.

‫بذار کمکت کنم رفیق

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫فکر کنم دارند منو به شهر میلواکی پست می کنند

‫-ببخشید متوجه منظورتون نشدم ! ‫- نمی تونم نفس بکشم

‫نمی تونم نفس بکشم

‫جناب ، از کجا تماس می گیرید ؟

‫من توی جعبه هدیه کریسمس گیر افتادم

‫- چی گفتید؟ ‫- من توی غرب لس آنجلس توی اسپولدا کار میکنم

‫توی انبار دو شیفت کار میکنم...

‫اوه ، خونریزی دارم

‫فکر کنم یه چیز به سرم خورد

‫و توی یکی از این جعبه ها افتادم و از حال رفتم

‫و بار رو آماده ارسال کردن

‫- فکر کنم الان تو کامیون هستم ‫- باشه

‫غرب لس آنجلس توی اسپولدا

‫اسمتون رو به من بگید

‫- براندون اسکینر ‫- خیلی خب براندون

‫تو توی یه جعبه گیر کردی

‫و فکر میکنی الان توی یه کامیون حمل بار هستی

‫آره به خوبی تو این جعبه جا شدم

‫- جعبه مقوایی هست ؟ ‫- آره

‫میتونی با ضربه راه خروج از جعبه رو باز کنی ؟

‫تلاش کردم خیلی تلاش کردم

‫با چسب محکم چسبوندنش

‫من ترس از جاهای تنگ و تاریک دارم

‫براندون ، من مدی هستم

‫بهم گوش کن ، و فقط تلاش کن که نفس بکشی

‫نمی تونم ، نمی تونم ، اینجا اصلا هوا نیست

‫- خدایا ‫- براندون ، هوا هست

‫تو داری با من صحبت می کنی پس اونجا هوا هست

‫آروم باش ، پیدات می کنیم

‫من با انبار تماس میگیرم

‫ببینم میتونیم رد کامیون رو بزنیم

‫براندون می دونی چند ساعته اونجا هستی ؟

‫نه فقط اینجا افتادم

‫نفس کشیدن برام سخته

‫- فکر کنم دوباره بیهوش بشم ‫- باشه.

‫نمی خوام زیاد صحبت کنی

‫ولی ازت میخوام تلاش کنی نفس بکشی و به هوش بمونی

‫ما تو رو واسه کریسمس به خونه میرسونیم

‫فکر نکنم

‫مگر اینکه این جعبه به سیاتل ارسال بشه

‫- اهل سیاتل هستی ؟ ‫- آره.

‫اینجا اومده بودم که به مدرسه برم

‫مامانم میخواست واسه تعطیلات کریسمس اونجا باشم

‫بهم تعارف کرد که هزینه رفت و آمد رو بهم میده ‫ولی میدونم اینقدرا پول نداره

‫احتمالا بهتره به اون زنگ بزنم

‫اگه شما به موقع نتونید پیدام کنید

‫ پیدات میکنیم

‫- فقط حواست به من باشه

‫هر بیست دقیقه یه کامیون از انبار بارگیری میکنه

‫به کمک مسئولین انبار داریم تلاش می کنیم

‫که با همه راننده ها تماس بگیریم

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left