The first 200 lines.
ساندويچ من! ساندويچ من!
كسي اينجا هست؟
من توسط دان سيچيو فرستاده شدم.
بفرماييد تو، بيا تو!
لعنتي!
ميشه معرفي كنم...
مجبور شدم ترك كنم ... تهديد جنسي ...
نام شما میکله كاناريتا است؟ شما پسر نجار در مجلس عزا هستيد؟
- من نوه اش هستم. - فقط چرا تو رو فرستاد پيش من؟
چه كار بلدي، غير از باردار کردن زنان؟
همه چيز! من در مورد همه چيز مي دانم.
- مي بينم! چقدر در مدرسه پيشرفت كرديد؟ - كلاس سوم.
خيلي خوبه...اين اطراف سرايداران مدرك مهندسي دارند.
كلاس سوم حتي شما را واجد شرايط تميز كردن توالت نميكند.
كجا ميتونم براتون بفرستم؟ ممكن است دان سيچيو بپرسد!
سلام! اين فيچراي آرايشگر است.
من مي خواهم با آن خانم صحبت كنم. باشه صبر ميكنم
بازي با كلاه خود را متوقف كنيد و بنشينيد.
يك تهديد جنسي!
وقتي در خانه كسي هستيد كلاه خود را برداريد. اينجا در برگامو توهين است.
سلام خانم لامپوگناني! ببخشيد كه در اين زمان مزاحم شما شدم!
من يك مرد جوان دارم كه مي تواند كمك كند. من او را مي آورم تا شما نگاهي بيندازيد.
الان بايد به اين موضوع رسيدگي كنم و به سر كار برگرد بيا بريم.
بايد همين الان مي رسيدي؟ براي اذيت كردن مردم در وقت ناهار؟
- همون موقع قطار رسيد. - فقط زماني كه از شما خواسته شد پاسخ دهيد.
اگر اين كار درست شد، مجبورم به شما بگويم، من براي شما يك مكان عالي پيدا كردم.
اگر خراب نكنيد، مي توانيد تا آخر عمر آنجا بمانيد. آيا دون سيچيو شرايط را به شما گفته است؟
خير
بعد بهت ميگم اين را در ذهن خود بياوريد و فراموش نكنيد.
اولين چك حقوق خود را ارسال كنيد، بزرگ يا كوچك، به دان سيچيو. او منتظر آن خواهد بود.
تمام چك دوم خود را به دان سيچيو ارسال كنيد.
هيچ كس در شهر نمي داند جايي كه شما اقامت داريد اگر پيدات كنند...
به شما جايي براي ماندن داده مي شود.
ثالثاً از آن به بعد نصف حقوق خود را براي من بياوريد.
بايد 20 درصد براش بفرستم.
و چيكار كنم... قهوه بنوشم؟
پس از اين، هيچ كس متوقف نمي شود از شما پول بخواهد حركت كنيد!
مطمئنا همينطوره.
اين قسمت از شهر است جايي كه كرم شهر زندگي مي كند.
شما خوش شانسيد كه من شما را به اينجا آوردم به جاي اينكه دستان خود را در كارخانه هاي آنها كثيف كنيد.
اين كرم شهر است. چه كار مي كني؟ بيا بريم!
به قصري كه در آن زندگي خواهيد كرد نگاه كنيد.
در مورد پول صحبت نكن اول شما بايد به اين دسته از افراد معرفي شود.
به آنها نشان دهيد كه تميز، تحصيلكرده، ...
... و بالاتر از همه، ما نمي توانيم دليل حضورتان را فاش كنيد
شما بايد براي آن هزينه كنيد. آن چيز مانند يك سلاح است ...
... و بايد بدانيد كه چگونه آن را كنترل كنيد.
يادت نره ديك مردها را بيشتر از شمشير مي كشد!
مريم مقدس... چه بد بو!
هي تو! چه جهنمي در آن است چمدان بدي كه حمل مي كني؟
اگر از بو بگذريم، چرند است.
چرا چمدانت را آوردي؟ نميدوني استخدامت ميكنن؟
به كفش هايت نگاه كن! آنها كثيف هستند! چه قدمي گذاشتي؟
"تو چه قدمي گذاشتي؟" "تو چه قدمي گذاشتي؟"
- "از اينجا برو بيرون!" - تو بدي!
"تو بد هستي."
هي چيو نفهميدي كفش هاي كثيف خود را از روي فرش درآوريد.
كفش هايتان را در راهرو بگذاريد.
- متاسفم! من نمي دانستم! - خانم به شما كار مي دهد.
او مرا استخدام كرد و من سه سال است كه اينجا هستم.
او مرا گرفت فقط به اين دليل كه داشتم مي گرفتم ازدواج كردي، اما تو سه روز دوام نخواهي آورد...
... آن را از Ambrogio! چون اون دختر...
- ... گفت كفشاتو در بيار! - من قبلاً آنها را حذف كرده ام.
... به دليل برخي رفتارهاي نفساني بي پروا خانم.
- چند دختر درگير بودند؟ - متأسفانه سه چهار.
ولي خانواده اش خوبن مردم صادق و سخت كوش هستند.
عمويش يك شركت بسته بندي كالاهاي نرم را اداره مي كند.
توسط الف به من اطمينان داده شد شخص مورد اعتماد، اگر به اندازه ...
- ببخشيد خانم! - نگران نباش فيچرا.
- كار داره؟ - نه، او تازه از سيسيل آمده است.
شايد لازم باشد كمي باشي در ابتدا با او صبور باشيد، اما او سريع ياد مي گيرد.
او پسر باهوشي است، تميز... قابل ارائه.
- باشه... بيارش اينجا. - البته خانم!
میکله، خانم مي خواهد تو را ببيند.
اينطوري ارائه ميكني خودت به يك خانم، احمق؟
-گفتي اسمت چيه؟ - میکله كاناريتا در اختيار شماست!
نزديك تر بيا، میکله!
- ممكن است فيچرا را ترك كنيد! متشكرم! - فقط وظيفه ام را انجام مي دهم خانم!
اگر مشكلي وجود دارد، فقط شما بايد با من تماس بگيري، و من مي آيم تا او را برگردانم.
دستت را مي بوسم!
- بشين میکله، ميخوام يه چيزي ازت بپرسم. - من در اختيار شما هستم خانم!
- شهر خود را ويران كردي. آيا اين درست است؟ - متاسفانه ...
تو بايد براي زن تهديدي باشي، میکله كاناريتا.
زن ها براي من خطرناك هستند خانم من! مي خواهند مرا بكشند.
- کی؟ زنان؟ - نه اونا! از آن لذت بردند.
- بستگانشان به دنبال من هستند. - گوش كن میکله...
... به يك خدمتكار خوب نياز دارم كه هيچ مشكلي براي من ايجاد نمي كند
زنان در اين خانه هستند. آيا مي فهمي من چي ميگم؟
چطور نفهميدم
من به شما يك دوره آزمايشي مي دهم. رداي منو بده لطفا!
- بلافاصله خانم. - نه، اينطور نيست! تماشا كردن...
مثل اين! براوو !
اين براي كت، خز و مانند آن صدق مي كند.
مهندس اومده بيا!
آماندا! دينا! وقتي من مي رسم هيچ كس اينجا نيست.
- آماندا! - اينجا مهندس... اينو ببين!
من آن چيزها را در خانه من نمي خواهم. از پورنوگرافي متنفرم!
ما به ملتي از منحرفان ناتوان تبديل شده ايم.
- مهندس كدومشون هستن؟ - ممكن است به آنها كمك كند.
اما شما به آنها نياز نداريد!
- اينها را به آشپزخانه ببريد. آمبروجو كجاست؟ - تعويض كتاني
- بيا كمكم كن! - میکله مي آيد! با خانم داره مياد پايين
میکله كيه؟
سلام عزيزم! چطور هستيد؟
- خسته اي؟ - آره. كمي!
- اين احمق كيه؟ - با احترام قربان!
مهندس فقط كمي خسته است، میکله! شكار چطور بود؟
خوب! من 17 قرقاول و 24 خرگوش گرفتم.
شكار در اين فصل عالي بوده است.
- اون كيه؟ - فكر كنم يه خدمتكار جديد پيدا كردم.
آره؟
فيچرا در مورد خدمتكاران چه مي داند؟ او فقط از كوتاه كردن موها خبر دارد ...
او پسر خوبي است، پر از مشتركات حس، و بالاتر از همه بسيار باهوش.
روي پله ها سُر خوردم.
به نظرم مي رسد كه احمق روي پاهايش لغزنده است.
فقط براي حفظ امنيت، بايد او را بفرستيد براي معاينه به كلينيك Menzzini مراجعه كنيد.
- البته! - ممكن است نوعي بيماري داشته باشد.
با دانستن احساس بهتري دارم شايد او فقط ترس از صحنه دارد ...
بنابراين...
- كاناريتا! - اينجا.
- متوجه هستم! اسم كوچيكت چيه؟ - میکله!
لباساتو در بيار!
- شغل، خدمتكار. سن؟ - 29.
بيماري ها؟
همه چيز!
- درد داره؟ - نه
- درباره آن چطور؟ - نه
- درباره آن چطور؟ - چرا؟ آيا قرار است درد داشته باشد؟
- تا حالا پيش دكتر رفتي؟ - نه
حتما سربازي بودي نكرد دكتر وقتي شما را معاينه كرد چيزي مي گويد؟
من در ارتش خدمت نكردم. مادرم بيوه است
روابط شما با زنان چگونه است؟
خوب
من در اين شك ندارم.
در 30 سال كار حرفه اي خود من ديده ام چيزهاي باورنكردني، اما هيچ چيز شبيه به اين.
- ماريا! - بله دكتر.
لطفا يك فايل ويژه در مورد امتحان من راه اندازي كنيد.
كاناريتا، میکله. 29 ساله.
لمس تريوركيديسم با اندازه چشمگير را نشان داد.
دكتر ميتونم الان لباس بپوشم؟
در عين حال مشاهده كردم رشد استثنايي غدد، ...
... منجر به تلفظ مي شود توسعه اندام
به طور خلاصه، بررسي من از موضوع دستگاه نشان داد كه به طور غير طبيعي بزرگ است.
چرا او به من نگاه مي كند؟ آيا مي توانم لباس بپوشم؟
بله حتما!
گوشي رو بذار زمين ماريا من گزارشم را تمام كردم
من چي دارم دكتر؟ آيا اين خطرناك است؟
آره. اما نه براي تو
فردا برگرد. من سفارش داده ام برخي از اشعه ايكس مورد شما مستحق مطالعه بيشتر است.
صريح صحبت كن دكتر! من مشكلي ندارم. مشكلي هست؟
- نه! همه چيز خوب است. برعكس، شما خيلي خوب هستيد. - من نمي فهمم!
بگذار توضيح بدهم.
به جاي دو، سه تا داريد.
500 سال پيش يك مورد وجود داشت مثل مال شما، همين جا در برگامو.
نگاه كن! بارتولومئو كوگلئونه او يك حاكم بزرگ بود.
D'Anunzio در مورد او چنين گفت: او سازندگي يك گاو نر را داشت.
- آيا كليسايش را ديده اي؟ - نه
بايد سريع بري ببينيش اين مقبره بزرگ كوگلئونه است.
- سلام. چطور هستيد؟ - سعي كن خوب باشي
- چطوري كوكو؟ - سلام خانم!
- امروز زيبا به نظر ميرسي! - من مي خواهم يك لحظه با شما صحبت كنم.
يك پديده در خانه شما وجود دارد. به جاي دو، سه تا دارد.
- کی؟ - كاناريتا، مردي كه براي من فرستادي.
- میکله؟ منظورت چيه؟ -تو نميفهمي؟
- نه - يك مورد نادر از تري اركيديسم.
يك كوگلون واقعي مثل كسي كه فقط در ادبيات پيدا مي كنيد.
و اگر اين كافي نبود...
- اجازه بدهيد وارد شوخي شويم. - در مورد چي صحبت مي كردي؟
- نه. اين يك راز حرفه اي است. - بيا، به ما بگو!
منزيني به شما چه گفت؟
- به نظر مي رسد كه میکله ما با استعداد است. - از چه طريقي؟
- انگار سه تا داره. - سه چي؟
-سه...كوكو...خوبي خانوم؟ - حال شما چطور است؟
نوكر آنهاست او يك مورد خاص است، به قول شوهرم او گفت اين بيماري سه گانه است.
- مثل كوگلئونه؟ - آره. و اگر اين كافي نبود، به نظر مي رسد كه او ...
همينطوره...!
- درسته؟ - واقعا هست.
- وقتي كوكو متوجه شد ... - او خوشحال مي شود ... مثل پيدا كردن يك شبدر چهار برگ!
راز حرفه اي يك راز حرفه اي است...
خيلي باورنكردني به نظر مي رسد. مواظب باش!
- سلام، كوكو! چطور هستيد؟ - سلام، آشيل!
سلام!
- هي، كارلا! تو آخرين نفري - به نظر مي رسد كگلئونه برگشته است.
معني آن چيست؟
- مززيني مي گويد خدمتكار سه توپ دارد. - اون كدوم خدمتكاره؟
كسي او را ديده است؟ كوكو نگه مي دارد او در خانه، مانند يك حيوان كمياب.
- من شك ندارم. - اين همش نيست. آنقدر بزرگ است ...
كارلا، اگنيس! بيا اينجا! آيا اين خبر را شنيده ايد؟
- او به لامپوگناني آمد... - بارتولومئو كوگلئونه!
اين مجسمه دختر كوگلئونه، مديا است. او كاملاً جوان مرد.
شاهكاري از آمادئو مجسمه ساز. تابوت او زير نشان نظامي قرار دارد.
در سمت چپ Cogleone است نشان خانوادگي، كه به من گفته شده است، ...
... نشان دهنده سه بيضه تلطيف شده است.
معروف است كه بارتولومئو كوگلئونه اين نقص طبيعي را داشت.
خوب، يك نقص، اگر بتوانيم آن را اينطور بناميم.
خانم ها مرا ببخشيد، اما من اين را فكر مي كنم نقصي است كه هر مردي بايد داشته باشد.
از اين ويژگي، به عنوان حاكم برگامو ...
... كوگلئونه نام "Coglione" را گرفت! بازم معذرت ميخوام!
برخي مي گويند نام او امروز اهميتي ندارد.
برعكس، اين مايه غرور بزرگ است.
No comments yet. Be the first to leave one.