The first 200 lines.
"قسمت يازدهم" شکارچيان برده بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
بچه
ميدوني سه تا رذل ترين مردهاي چوسان کيا هستن ؟
اولي ،ججاکگويي از کوه ووراک
از اون بدتر
قصابي که اهل دروازه سانگنيونه
از همه بدتر
لي داگيله که لنگه نداره
ها
..يه زماني من و اون قصابه
راستي ميشناسيش ،نه ؟
اون راهب شارلاتاني که توي کوهه
هموني که تو معبده اره اره همون
اون شارلاتان اينطوري منو زد
اونوقت من بايد چيکار ميکردم؟
هر چي سر راهم بود ميزدم و مرتب مُشت مينداختم
ولي اون قصاب لعنتي ميخواست پاشو بزنه بهم
نامرد خر
واسه همين يه قدم رفتم عقب و
اينطوري زدمش
با حاله نه ؟
يکي ديگه شون
جاکگويي از کوه ووراکه
کوه ووراک
اينو بهم گفتي
جدي ؟
کي ؟
داداش ،از فکرش بيا بيرون
اون ديگه شوهر کرده
افريته چيو فراموش کنم
زنيکه ديوونه
پس برو گريه کن
کي ؟من ؟
واسه يه زنيکه فراري
گريه کنم ؟
لي داگيل ؟
منم بعضي وقتا خواستم بغضم رو بخورم
ولي فايده نداره ادم خودشو بي عار نشون بده
دنيا رو هر چي سخت بگيري سخت تر ميشه
غصه به اين راحتيا بيرون نميره
دنيا همينه
باد سردي مياد
بريم تو
فرمانده چطوري پيش تو بخوابم ؟
فعلا خودتو درگير اختلاف مقام هامون نکن
يه همچين وقت هايي
بايد به اصول نظامي بيشتر توجه بکنيم
هنوزم عين قبل لجبازي
آره ...لجباز
اگه لجباز نبودم تا الان مرده بودم
اتفاقي افتاده
چيزي نشده
چيزي رو قايم مي کني ؟
کسي رو دوست داشتي؟
يه زني بود که
سر به سرش ميذاشتم
يه نفر که
دلم ميخواست خوشحالش کنم
ادم وقتي نتونه به قولش عمل کنه
زجر ميکشه
بايد صبر کنيم
زمان که بگذره
ميتوني برگردي پيشش
ديگه برنميگردم
به جيجو
من يه مدت طولاني تو رو به حال خودت گذاشتم
منو ببخش
من همه عمرم تو زمين جنگ بودم
ميدونم
شبانه روز مردها دور و برم بودن
به اينکه بخوام به بقيه دلخوشي بدم فکر نميکردم
اينم ميدونم
با چشماي خودم ديدم
بلدم با زير دستهام حرف بزنم
ولي جنگ بهم ياد نداده چطوري با زنها حرف بزنم
زنها توقع زيادي ندارن
فقط يه چيزي ميخوان
اينکه مردها کاري که ميکنن ازش پشيمون نشن
و راهشون عوض نشه
تا وقتي زنده ام
بهت وفادارم
وفاداري مال جمع مردونه اس
زنها از اين چيزا خوششون نمياد
...وفاداري ،اتحاد
همه فکرت همينه ؟نه؟
..مسئله اين نيست ،آخه
خوب استراحت کن
داداش
ميذارمت اينجا که گرمه
پتو انداختم روت
ولم کن ولم کن
فکر کردي به اين راحتيا ميتوني منو مال خودت کني ؟
بچه
تکون نخور
گرمه
زندگي عين اتيشه
پر از ديونگيه
هر جاي دنيا که بري
همينه
برين تو و خوش باشين
اگه کل شب رو اينجا وايسيم چيزي گيرمون نمياد
بريم
آه واقعا که
بقيه شب الکي خوشن
بعد واسه پاسبانها حرف در ميارن
آه
يکي از گرسنگي ميميره يکي از سيري
بريم
فکر کردين هميشه دنيا به کامتونه ؟
خوشي زياد فساد مياره
ميگم بيا بريم باد اورده رو باد مي بره
عاليجناب
تازه سر شبه ولي شما دارين ميرين ؟
اينو نگاه ديگه سحره
يه مشروب ديگه بخورين
شب به اين قشنگي سحر نداره
باشه يه وقت ديگه
يه نفر تازه وارد داريم
نميخواين يه نظر ببينينش ؟
...حالا که خيلي اصرار ميکني
صداي شليک بود ؟
ش ...ش ...شليک ؟
اونجا چي شده ؟
جسدها رو بگردين بله
اين ماموراي دولت همه جا هستن
معلومه ديگه ،اشرافي تير خورده
امروز کيو کشتيم ؟
نميدونم
اين يکي اسمش تو ليست نبود
يکيو که نميشناسيم کشتيم ؟
حتما يکي از اين اشرافي هاي پست بوده
تفنگ رو بده من
من ميرم وقتي علامت دادم بيا
واي ....دنيا به چه روزي افتاده
همه جا آدم ميکشن
کاسبي خرابه
جز کرم و خاک هيچي نيست
چي ميگي
اين اراجيفا چيه
يعني ما کرم
بلمبون حرف نزن
اگه به ما که مشتري دائم هستيم اينطوري کني همين کرمها هم مي پرن
مسافر رهگذر که مشتري هميشگي نميشه
واقعا ! يه ده آباد بهتر از صد ده خرابه
واقعا
هر چي قديميش خوبه
دقيقا
تا گوساله گاو گردد دل صاحبش کباب گردد
ايول واقعا که
يه مشت ضرب المثل بي ربط سر هم ميکنين پير پاتالا
کي پير پاتاله ؟
شايد قيانه م پير بزنه
ولي دلم تازه جوونه زده
ميخواي نشونت بدم ؟
فقط خودم و خودت
فعلا تُفت رو پاک کن
همين روزا مجرم رو پيدا ميکنن نترس
اينکه گفتم بياي واسه گرفتن مجرم نبود
واسه اينکه منو دلداري بدي هم نبود
پس چي
اون دوتايي که ديشب کشته شدن
از دوستاي صميمي يکي از زيردستات ،بودن يعني وزير پارک
دوستاي وزير پارک ؟
بله عاليجناب
به من گفتن که همون روز يه تعداد زيادي شاخ گاو از
طرف وزير پارک خريدن
پس قاچاق ميکنن؟
احتمالش هست که وزير پارک اونا رو وادار کرده باشه
با اين جريانها و اين که اينا با هم در ارتباط بودن
ميترسم که يه بلايي سرت بياد
ضعيفه تو هم نگران جون مني ؟
قربان غير شما کي باعث
تپش قلب منه ؟
...خب
اگه انقدر نگراني
موقع برگشتن حواسمو جمع ميکنم
ميدونين
کل پايتخت اين روزا به هم ريخته
آره آره
حتما بالا دستيا بهت ميگن زودتر رو گيري بياري نه ؟
کفر آدم در مياد
اين چند روزه خبري نشده ؟
از قديم ميگفتن
هر ماه ،شبي که ماه کامله يه اشرافي ميميره
ديروز ماه هلال بود و دو نفر مردن
ولي
But...
من شنيدم اگه مايتريا خون گريه کنه
اشرافيا يکي يکي ميفتن ميميرن
مايتريا ؟ آره
هموني که پارسال هم گريه ميکرد ؟
جدي ؟
ارباب
به نظر من
بايد از برده ها بازجويي کنن
دوباره چرت گفتي
مگه چند ماه پيش
به سر داگيل شليک نکردن ؟
کار کي بود ؟همون جينسا سوسومون نميدونم چي چي
اها از زير دستهاي چون جيهو
No comments yet. Be the first to leave one.