The first 200 lines.
.در گستره کهکشانها دنياهايي غريب نهفته است
.بعضي از آنها تماماً مرکب از آب هستند
.بعضي ديگر گازهاي سمي آزاد مي کنند
چه نوع موجوداتي در چنين مکانهايي زندگي مي کنند؟
آيا آنها شبيه موجودات زميني هستند؟
،يا اينکه ممکن است حيات فرمهاي غير منتظره ديگري به خود بگيرد؟
غريبه ها چگونه اند؟
.فضا، زمان، حيات
.اسرارِ کيهان در کرمچاله ها نهفته است
"غريبه ها را به چه تشبيه کنيم؟"
.اونها اون بيرون هستند
.مي تونيم ببينيمشون
اين اولين بار در تاريخ بشره که
ما فهميده ايم کيهان پر از سياراتيست
که چنان غريبند .که ما حتي تصورش را هم نمي تونيم بکنيم
.سياراتي که ميتونند ماواي حيات غير زميني باشند
اما اين موجودات چه شکلي هستند؟
.ما همه محصول محيط خودمان هستيم
اگر من در سياره اي با اتمسفر دي اکسيد کربن
و جاذبه ضعيفي در حد يک سوم جاذبه زمين ،به دنيا آمده بودم
.ممکن بود اين شکلي باشم
،و در سياره اي که جاذبه اي بيشتر از زمين داشت
،با ستاره اي که مرتباً پر از طوفانهاي خورشيدي بود
.ممکن بود اين شکلي باشم
ما نمي تونيم بفهميم غريبه ها چه شکلي هستند
.مگر اينکه مستقيماً اونها را ببينيم
اما درست مثل کارآگاههايي که ،دنبال مضنونين ناشناخته مي گردند
زيست شناسها و دانشمندان ستاره شناس ما هم
.شروع به چيدن پازل، کرده اند
.بعضي از رد پاها، آن بيرون است
.اما بسياري از اونها، همينجاست
براي رسيدن از مدرسه به خانه
.هر روز بايد از حياط يک خانه قديمي ترسناک عبور مي کردم
هيچوقت نديدم کسي وارد آن شود .يا از آن خارج شود
...اما کسي .يا چيزي آنجا زندگي مي کرد
من فقط مي توانستم در تصورم .بفهمم که او چه کسي يا چه چيزيست
"ديرين شناس هاروارد ،"اندرو نول
زندگي خود را
.صرف مطالعه بر روي موجوداتي مافوق تصور ما کرده است
يکي از چيزهايي که شما
،در زمان مرور موزه اي مثل اين ياد مي گيريد
اين هست که نه تنها
،تصور شکل حيات در سياره اي ديگر دشواره
بلکه حتي تصور بعضي از موجوداتي که
.روي سياره خودمان زندگي مي کنند هم آسون نيست
در صورت نبودن استخوانهاي دايناسورها کي باور مي کرد که
اونها در اين سياره زندگي ميکرده اند؟
،در طول هشت سال گذشته
،اندرو" در سِمَت يک زيست شناس"
.روي کاوشگر مارس "نَسا" کار مي کرده است
اين نقشيست که او به شکل منحصر به فردي مناسب آن است
به دليل تخصصش در زمينه وسيع حيات بر روي زمين
و همچنين توانايي او در خواندن تاريخ زمين
.از روي سنگهاي آن
يک ميل فکر کردن به زمين در همه ما وجود داره
.اونهم به دليل چيزهاييست که در محيط مي بينيم
اما موضوعي در رابطه با شواهد زمين شناسي به ما مي گه
که زمينهاي متعددي در کار هست
و زمين ما
به همراه همه گياهان و حيوانات
و ترکيبات اتمسفرش
.همه واقعاً از آخرين اعضاي جهان هستند
ماحصل مجموعه اي از تبديلات
.که در طول 4 بيليون سال اتفاق افتاده
،مثلاً اين سنگ
،که در حدود سه و نيم بيليون سال پيش تشکيل شده
،پر از عنصر آهن هست
که به اين معناست که آهن بايد قادر به انتقال از
دريا بوده باشه؛ آنهم دريايي که
.هيچ اکسيژني نداشته
،کشف سنگهايي مثل اين در همه جاي زمين
نشان مي دهد که تقريباً در حدود 4 بيليون سال
،ابتدايي پيدايش زمين
اتمسفر ما تقريباً بدون اکسيژن بوده
.و اين زمين براي ما کُشنده بوده است
اما موضوعات غير منتظره ديگري هم
.با نگاهي عميق تر به تاريخ زمين، خودنمايي مي کنند
اين سنگ در حقيقت ضمن يخبندان
.در 635 ميليون سال پيش شکل گرفته
سنگهايي مثل اين
،دقيقاً در همين دوران در سرتاسر زمين فرم گرفته اند
و اين به ما نشان مي ده که يخهاي عصر يخبندان
در ارتفاع هم سطح دريا .و بر روي خط استوا وجود داشته اند
در واقع بيشتر زمين
،پوشيده از يخ بوده
که باعث ميشه گاهي آن را .زمين گلوله برفي بناميم
اين شکلهاي مختلف زمين
،که گرمتر، سردتر ،و يا با اکسيژن کمتر يا بيشتر بوده اند
.در واقع دنياهايي غريبه محسوب مي شده اند
براي "اندرو"، بهترين نقطه براي کشف اينکه
غريبه ها ممکن است چه شکلي داشته باشند .شواهد فسيليست
.اينها "تريلوبايت" هستند
،وقتي به اونها نگاه مي کنيد
.چيزهايي مي بينيد که به نظر آشناست
يک تنه قطعه قطعه به هم پيوسته
.با پاهاي قطعه قطعه متصل به آن
،و ممکن هست بگيد
!خوب اين که شبيه يک ميگو يا يک حشره ديگري هست .بله همينطوره
زيست شناسان
اين شباهتهاي تکراري در فرم حيات
.در طول تاريخ زمين را "همگرايي" مي نامند
،فرمي که کارايي خوبي داشته باشد
.بارها و بارها تکرار مي شود
اين موجود عظيم دريايي شبيه يک نهنگ است
.اما در حقيقت يک سوسمار منقرض شده است
،در طول 20 ميليون سال اخير به طور مکرّر
،مهره داران خشکي دوباره به درياها برگشته اند
،و هر بار هم اين اتفاق افتاده
.نهايتاً به فرم گرفتن اين غولهاي دريايي انجاميده
."کرانوساروس"
هفتاد ميليون سال پيش سوسمارهايي در دريا وجود داشته اند
.که اندازه آنها بزرگ بوده
در همين دوران هم .ما نهنگها را داريم
اگر زمين در گذشته
مثل سيارات غريبه ديگري که به دور ستاره هاي دوردست ،در گردشند، غريبه بوده باشد
،پس غريبه هايي که در فيلمها ديده ايد
مثل سوسمارهايي با دو چشم، دو دست و دو پا
.ممکن است به واقعيت نزديک باشند
،بايد اعتراف کنم
که من بسياري از فيلمهاي هيولايي دهه 50 را تماشا مي کنم
و به خصوص به فيزيک آنها دقت مي کنم
و ميگم: نه ، نه ، اين اصلاً همخواني نداره
:و يا ميگم .آها. اين يکي مي خونه
"استاد دانشگاه شيکاگو ،"مايکل لاباربرا
.متخصص زيست مکانيک است
او سعي ميکند بفهمد
که اين موجودات غريبه، چگونه راه مي رفته اند پرواز مي کرده اند و يا شنا مي کرده اند
.البته به وسيله قوانين اوليه چگونگي حرکت حيوانات
مي توانيد آن را
.کوچکترين مقسوم اليه تحرک بناميد
درست در همان زمان که موجوداتي مثل خرچنگهاي نعل اسبي
روي شنهاي ساحل مي خزيدند و روي تخمهايشان مي خوابيدند
.ترو داکتيلها" در آسمان پرواز مي کردند"
يکي از تشابهاتي که ما با اين جانوران داريم
.داشتن يک نوع اسکلت اهرميست
.من اين اهرمها را در دستهام دارم
.که به من اجازه ميده اين کار رو انجام بدم
.اهرمهايي در آرنجهام دارم و همينطور در شانه هام
،ايده اصلي
همان استفاده از اهرم براي انجام کارهاي مکانيکيست
که باعث ميشه مقدار زيادي از نيروي عضلات
.به بازده کار اهرم منتقل بشه
نمونه هاي موفقي
،مثل اعضاي متصل به هم و داشتن اسکلت سخت
.بارها و بارها در شواهد فسيلي تکرار شده است
،ما امروز آنها را در اطراف خود مي بينيم
و مايکل انتظار دارد .که آنها در دنياهايي ديگر هم يافت شوند
فرقي نمي کنه که اين اسکلت
،از زمره هيدروکسيل فسفات باشه، مثل استخوانهاي ما
يا اينکه مثل اين جانور باشه
.و يا اينکه لوله کربني نانو باشه
وقتي يک مشخصه اي به اندازه کافي
،براي انتخاب طبيعي مناسب هست
.در اينصورت پشت سر هم تکرار ميشه
در سياره ما هم ، اين موضوع به صورت مجزا
.حداقل بارها و بارها تکرار شده
و بسيار قابل باور هست که
همين فراگيري
مي تونه کاملاً در هر اکوسيستمي .و در هر سياره ديگري هم موجود باشه
.يک نيم تنه با اتصالات آن به عنوان کبدها عمل مي کند
اين مي تواند آناتومي اوليه بسيار خوبي .براي يک موجود غريبه باشد
ولي آيا ميتوان به تصور فرم واقعي آنها از اين هم نزديکتر شد؟
،در قرن نوزدهم
چارلز داروين" جزوه هايي نوشت"
درباره اينکه چگونه فرم بدن حيوانات
.از همخواني با محيط زندگيشان،ناشي شده است
دفتر حيات در سيارات ديگر چه فرمي خواهد داشت؟
چه انحناهاي اناتوميکي
ممکن است در يک محيط فضايي غريبه حاکم باشد؟
فرم محيط، بسته به بوم شناسي آن .شکل دهنده فرم بدن موجودات است
،تراکم اتمسفر
در صورت فرم گرفتن با اقيانوسهاي بزرگ يا اقيانوسهاي کوچک
تفاوت عظيمي در تاريخ
،و به تبع آن .فرم بدن موجودات زنده آن خواهد داشت
از همين روست
"که براي درک شکل "فضاييها
ما بايد بيشتر درباره سياره اي که .روي آن زندگي مي کنيم بياموزيم
،تا همين اواخر
ما هيچ سندي مبني بر وجود سيارات ديگر نداشتيم
چه رسد به اينکه بدانيم سطح آنها يا اتمسفرشان
.چگونه است
اما اکنون براي اولين بار در تاريخ بشر
ميتوانيم جهانهايي را .در خارج از منظومه خورشيديمان ببينيم
"و حالا که مي دانيم "اي-تي ها ،ممکن است کجا زندگي کنند
.به آشکار کردن چهره پنهان آنها نزديکتر مي شويم
،اگر بخواهيم بدونيم اين خارجيها چه شکلي هستند
.اول بايد درباره محل زندگيشون بدونيم
.تا همين اواخر هم اين موضوع غير ممکن بود
تلسکوپهاي ما فقط مي توانست ستاره ها را رصد کند
.نه سياراتي که به دور آنها در گردش بودند
،اما امروز، جويندگان فضاييها يک کاوشگر تحقيقاتي دارند
،که در 20 ميليون مايلي زمين شناور است
.و هزاران دنياي تازه را پيدا مي کنه
...سه...دو
.موتورها روشن
...صفر
.و حرکت راکت دلتا2 با کپلر آغاز شد
،در سال 2009
:نسا" تازه ترين تلسکوپ فضايي خود را به فضا فرستاد"
."کپلر"
No comments yet. Be the first to leave one.