The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
!استاد فوق العاده ست
!بریم
!استاد بو چی اینجان
استاد- استاد-
برادر
بو چی
!اولین شاگرد ووجی شگفت انگیزه
،یه عنوان اولین شاگرد ووشیانگ
تو چی فکر میکنی؟
شنیدم که
شمشیر زنی برادر بو بو فوق العادست
امروز، اومدم اینجا که درباره ی شمشیر زنی تایجی
یاد بگیرم
.. برادر، شما
!عالیه
!عالیه !عالیه
!برادر
!فوق العاده ست
!فوق العاده ست- !فوق العاده ست-
!عالیه !عالیه
من باختم
همگی
اگه هیچکدومتون نمیخواین که بجنگین
پس من به اصل مطلب میپردازم
در این انتخابات، فکر میکنم که
استاد بزرگ وولیانگ بهترین گزینه برای رهبری ـه
!ایست
!معبد ابر بنفش رو محاصره کنید
برادر، شما هم میدونین
ووشیانگ به شدت مریضه و مرگش نزدیکه
علاوه بر من، چه کس دیگه ای میتونه
رهبر جدید فرقه وودانگ بشه؟
من کاملا میدونم که شما نا امید شدین
تائوئیست بو ون هم همینطور
... ولی
!معبد ابر بنفش رو محاصره کنید
!مو سانگ لانگ
شما ها دارین رهبر جدید فرقه وودانگ رو انتخاب میکنین
چرا من رو دعوت نکردین؟
قهرمان پر افتخار ژونگژو از فرقه وودانگ
فرقه وودانگ از افراد غیر روحانی وراهب تشکیل شده
رهبر راهب ها
باید از بین راهب ها انتخاب بشه
پس ارشد وولیانگ منظورشون اینه که
انتخابات رهبری
به من مربوط نمیشه؟
استاد من تو انتخابات امروز، انتخاب شدن
!دهنت رو ببند
من هنوز رقابت نکردم
.. تو
مو سانگ لانگ
چطور جرئت کردی که محافظان سلطنتی رو به اینجا بیاری؟
هدفت از اومدن به
فرقه وودانگ چیه؟
این فرمان سلطنتی ـه
فرمان سلطنتی؟
چرا اونا فرمان سلطنتی دارن؟
حتما اعلیحضرت بهشون دادتش
تا حالا همچین وضعیتی رو ندیده بودم
!لطفا فرمان سلطنتی رو بپذیرید، رهبر ووشیانگ
رهبر ووشیانگ عقب نشینی کردن
عقب نشینی؟
این فرمان سطلنتی برای رهبر ووشیانگ ـه
،بعد از اینکه پدرم این فرمان رو دریافت کرد
باید ووشیانگ رو دستگیر کنه
!جرئت داره فرار کنه
!بیارینش بیرون
چطور جرئت میکنی!؟
!!تو
این فرمان سطلنتی ـه هر کسی که تسلیم نشه
!میمیره
!بهتره مراقب حرف دهنت باشی
،از اونجایی که رهبر ووشیانگ فرار کردن
همه ی کسایی که تو فرقه ی وودانگن
!باید زانو بزنن و به فرمان سلطنتی گوش بدن
با فرمان بهشت، این فرمان سلطنتی چنین اعلام میکند که
در اولین سال از تایچانگ
قرص قرمزی که رهبر فرقه وودانگ هدیه داده بودن، باعثِ کشته شدن امپراتور تایچانگ شد
آنها باید به خاطر خیانت، مجازات بشنوند
از آنجایی که رهبر
مایل است که تقصیر را به گردن فرقه وودانگ بیندازد
از شدت مجازات کاسته میشود
فرقه وودانگ میتواند بعنوان مذهب کشوری باقی بماند
اما از امروز به بعد
فرقه وودانگ باید تمام کتاب های مقدس خود را در مورد هنرهای رزمی تحویل دهد
شاگردان در فرقه وودانگ
نباید هنر های رزمی آموزش ببینند
رهبر وودانگ باید توسط رهبری جدید هدایت شود
که آن شخصی که از طرف دربار سلطنتی انتخاب شده است، مو سانگ لانگ می باشد
"از طرف اعلیحضرت
فرمان سلطنتی امری مقدس ـه
شما به یه بچه نابالغ سپردید که اون رو بخونه
شوخی میکنید نه؟
یعنی میگین این فرمان سلطنتی الکی ـه؟
وولیانگ! کی تو این دنیا
جرئت داره که
فرمان سلطنتی رو مسخره کنه؟
به نظر میرسه میخواین از فرمان اعلیحضرت، سرپیچی کنید
من یه چیزی رو نمیفهمم
!بگو
امپراتور سابق قبل از اینکه قرص قرمز رو بخورن
به شدت بیمار بودن
مشخصه که یه نفر همه ی اینارو با هدف انجام داده
اون شخص مرگ امپراتور سابق رو
گردن قرص قرمز فرقه وودانگ انداخته
مزخرفه
فرقه وودانگ یه مذهب کشوریه که
از نسل به نسل منتقل شده
و الان، شاگردانم نمیتونن هنر های رزمی آموزش ببینن
!این معنا نداره
قهرمان پرافتخار مو، تو یه مرد تو دنیای هنر های رزمی ای
اما واسه گرفتن همچین موقعیتی، به دربار سلطنتی تکیه میکنی
!شرم بر تو
ارشد ووسه، منظورت اینه که
من تکیه میکنم به یه فرمان سلطنتی؟
نه مهارت های خودم؟
الان
این فرمان سلطنتی رو میذارم اونور
!بیا به جاش با مهارت های رزمیمون صحبت کنیم
هرکسی که مخالفه
!بیاد اینجا و با من بجنگه
!هرکسی مخالفه، میتونه بیاد و با منم بجنگه
من میام
استاد؟
لو هان از فرقه کونگ تونگ
بو هوی از فرقه وودانگ
!استاد
!استاد
مو سانگ لانگ
!بذار من باهات بجنگم
گفتم که
شاید به من بی احترامی کنی
!ولی هرکسی که به فرمان اعلیحضرت بی احترامی کنه، باید کشته شه
!استاد! شمشیر رو بگیرین
!استاد بزرگ- !استاد بزرگ-
!استاد بزرگ-- !استاد-
!استاد
!بجنگین
استاد
!یهویی وارد عمل نشین صبر کنین
!یهویی وارد عمل نشین
!یهویی وارد عمل نشین
!محاصرشون کنین
بریم
!محاصرشون کنین
برین عقب
!حرکت نکنین
!حرکت نکنین! فقط برین عقب
وولیانگ، میای باهام رقابت کنی؟
!معبد ابر بنفش رو محاصره کنید
چرا یهویی زنگ کوه به صدا در اومده؟
اتفاقی افتاده یعنی؟
یوجینگ
چرا داری برمیگردی؟
زنگ کوه به صدا در اومد
باید یه اتفاقی افتاده باشه
الان این مهم نیست که چه اتفاقی داره تو کوه میوفته
ولشون کن
دنبال من بیا
چی؟
چون بیرون انداخته شدم
نباید دیگه کاری به کار فرقه وودانگ داشته باشم؟
یوجینگ، منظور من این نبود
چون به رهبر ووشیانگ قول دادی
نباید نا امیدش کنی
باید زودتر بریم به معبد شائولین
بریم
درسته
ولی صدای زنگ مداوم بود
نگرانم
امکان نداره
ما باید بریم
سوار اسب شو
یوجینگ، نگاه نکن
بریم
برادر، مو سانگ لانگ اینجاست
منتظرش بودم
...پس .. برادر شما
میخوام که تسلیم بشه
به منظور محافظت از جانشین فرقه وودانگ
من جینگ رو بهت میسپرم
میراث فرقه وودانگ رو هم به تو میسپرم
بعد از مرگ
یه زندگی جدید آغاز میشه
کافیه
برو
باورم نمیشه که نمیتونم با زور این در رو باز کنم
پدر
درِ معبد عرفانی از مس ساخته شده
.. احتمالا سخت باشه که
بهم گفتی که من رو به خوبی استقبال میکنن
نه تنها به خوبی استقبال نکردن
!بلکه مجبور شدم بکشمشون
!تو! وولیانگ
اگه بذاری برم و ووشیانگ و گنج بزرگ رو ببینم
بهت اجازه میدم که رهبر فرقه وودانگ بشی
پس خودتون چی؟
من قانونگذار دنیای هنر های رزمی هستم
همچین فرقه کوچیک وودانگ
No comments yet. Be the first to leave one.