Monster But Wild

Monster But Wild (区区不才,在下野怪)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Season 2nd - EP10 (Friend Ship Sinks So Easily!)
A Commentary by Rezamxc
مترجم: Sobhan کانال تلگرام: Ni_Kashu

Tags

other
Published on: 2023-09-28
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ تقدیم می کند نی کاشو

‫Sobhan

‫بر اساس کمیک محبوب بیلیلی

‫«چیکار کنم؟ من ضعیف ترین هیولای وحشی در دنیای بازی شدم!»

اثر اصلی: فن زی هو دونگ نوشته: شان هوی طراحی شده توسط: وو مائو

‫بیننده‌های خوش سلیقه‌ای مثل شما

‫اینجا چی‌کار می‌کنن؟

‫آماده‌ی فشار دادن دکمه‌ی لایک!

‫اون صاحب منه

‫صاحب تو؟

‫تو یه حیوون‌خونگی هستی، نه؟

‫خب پس...

‫اون خانم صاحب هتله که کنارش وایساده، نه؟

‫نمی‌دونم

‫الان صاحبت کجاست؟

‫چیزی یادم نمیاد

هی

‫عجیبه

‫چرا هیچی رو نمی‌تونی به یاد بیاری؟

‫هی!

‫( ماموریت آقای زامبی برای جستجوی خاطرات گمشده اش رو می پذیرید؟) ‫یه ماموریت اومد!

‫ ماموریت آقای زامبی

‫برای جستجوی خاطرات گمشده اش رو می پذیرید؟

حباب

‫قبولش کن

‫ممکنه یه ماموریت مخفی باشه

‫باشه

‫با تجربه‌ای که من دارم

‫این ماموریت

‫نمی‌تونه راحت باشه

‫(خیر بله)

‫(جزئیات بیشتر)

از دریای ابرها بپرس که چطوری عمر رو بشماری

‫بادُ دنبال کن،

در این زمان و مکان به هم می رسیم

نور رو از میون غم چشمات پیدا کن

دور رو اطراف تو نگاه کن

ببین سپیده دم کجا خواهد رفت

‫پریشونی از صفحه زندگیت پاک کن

پارویی رویایی در میان اعماق دریا بساز

شاهد تحقق آرزو هات باش

بال های رشد کرده تو به رخ بکش

هنوز یادمه اون سالی که اینقدر باد می اومد

که تونستم به طراوت روحم گوش بدم

دلواپس نباش به تنهایی عشق به ورز

با خودت صادق باش و به روحت گوش کن

‫کهکشانی پنهان در قلب من ‫(اسم آهنگه)

اگه فقط بتونی به گرمای روحت گوش کنی

آسیب پذیری خواهی دید که حاضر به ریسک نخواهی شد

با برداشتن چیزی که

خو گرفته بودی، میتونی بدون تردید عشق رو حفظ کنی

باران شدیدی از آسمان می بارد

تا بسیاری از نگرانی های جهان رو بشوره

تموم امید ها میتونه

هزاران بار این درد را التیام ببخشه

‫قسمت 10 ‫دوستی خیلی راحت شکل می‌گیره!

‫سه روز بعد

‫من اومدم!

‫چی...

‫اینجا چه خبره؟

‫چرا انگار کشتی‌هاتون غرق شده؟

‫اون یارو گنده‌بکه و منگ‌منگ کجان؟

‫خواهر یوکیو

‫ما تو این ماموریت گیر کردیم

‫منگ‌منگ و جونگ با رفتن دنبال سرنخ

‫عه؟

‫باور نمیشه این دفعه تو هم گیر کردی

‫هی

‫اشکالی نداره، حباب

‫من اومدم که کمک کنم!

‫بهم بگو چی شده

‫حتما

‫این ماموریت بهمون داده شده که

‫هتل بی نقص رو به محبوب‌ترین هتل تبدیل کنیم

‫(خوش آمدید) ‫ما اول استراتژی این که کلی بازیکن استخدام کنیم تا بیان و ‫پول خرج کنن رو امتحان کردیم

‫من می‌خوام اتاق بگیرم

‫منم همینطور!

‫سروصدا زیاده

‫برای امروز کافیه

‫برید بیرون!

‫همین الان برید بیرون

‫خیلی خب

‫بریم

‫(خوش آمدید) ‫ولی صاحب هتل راضی نبود

‫اون مردم رو انداخت بیرون

‫(20 نفر در روز) ‫و بعد سقف تعداد پذیرش رو به 20 محدود کرد

‫(خوش آمدید) ‫برای همین ما سعی کردیم کارت‌های وی‌آی‌پی صادر کنیم

‫مشتری‌هامون فقط پول رو پرداخت می‌کنن و تو هتل نمی‌مونن

‫- ما می‌تونیم سریع گردش مالی رو تو یه روز افزایش بدیم ‫- نگهش دار

‫ولی بازم، صاحب هتل این رو هم رد کرد ‫چون می‌گفت نباید مردم رو گول بزنیم

‫اون گفتش

‫وقتی جوون بود، از یه هتل گول خورده بود

‫که اسم اون هتل پوست تخم مرغ بوده و ‫اون رو مجبور کرده کلی هزینه بپردازه

‫طولی نکشیده که پوست تخم مرغ پول‌ها رو برداشته و فرار کرده

‫هیچ چیز مهمی رو یادش نمیاد

‫ولی هر چیز غیرمهمی رو یادش میاد!

‫ما یه قاب عکس از هتل پیدا کردیم

‫ممکنه

‫تنها سرنخ‌مون باشه

‫این ممکنه یه عکس از جوونی‌های صاحب هتل باشه

‫و مردی که کنارش وایساده

‫صاحب یکی از ارواح این هتله

‫یادمه!

‫حادثه‌ی فرار از هتل پوست تخم مرغ

‫که حرفش رو زدی، ده سال پیش اتفاق افتاد

‫درسته؟

‫اما اون

‫تو یه سرزمین شرقی، دور از ما اتفاق افتاد

‫تو تیان‌چینگ چهارتا قاره وجود داره

‫دونگ‌شنگ

‫شیهه

‫نانشن

‫بیلو

‫هرچی به محور مرکزی نزدیک بشی، گرم‌تر میشه

‫در این صورت

‫صاحب هتل می‌تونه از شرق باشه

‫این مرد برنزه‌ست

‫نگاه کن

‫روی پوستش الگوهای قابل شناسایی داره

‫این باید یه نشان قبیله تو قسمت جنوبی قاره شرقی باشه ‫(دونگ‌شنگ)

‫تو چیزی درباره‌ی

‫این نشان می‌دونی؟

‫نمی‌دونم

‫ولی یه نفر هست که شرق رو خیلی خوب می‌شناسه

‫نکنه...؟

‫هی

‫گو لینگ؟

‫هستی؟

‫هستم

‫می‌تونی واسم یکم پرس و جو کنی؟

‫آخرین جمله‌ای که گفتی چی بود؟

‫گفتم «هستی؟»

‫نیستم

‫مطمئنی؟

‫آروم باش

‫شوخی می‌کنم

‫بگو

‫چی می‌خوای بدونی؟

‫(فایل‌های فشرده فرستاده شدند)

‫همه‌ی اطلاعات رو برات فرستادم

‫اگه چیزی راجع بهش فهمیدی بهم بگو

‫خب...

‫هوم

‫دو شهر تو ضلع جنوبی قاره‌ی شرقی وجود داره:

‫دیانان و لوچانگ

‫باید ببینیم تحقیقات گو لینگ ما رو به کجا می‌رسونه

‫چه سریع بود!

‫خوبه که انجامش دادی

‫هیچکس نمی‌خواد با تو صحبت کنه

‫سریع بود

‫این نشون از یه فرقه کوچیک تو جنوب میاد

‫فرقه‌ی پالایش روح

‫اون همینطور فهمید اون مرده کیه

‫اسمش مان شی ئه

‫که قبلاً یک نامزد نابغه برای رهبر فرقه تهذیب روح بوده

‫اما از اون موقع تا حالا معلوم نیست کجاست

‫فرقه‌ی پالایش روح؟

‫فکر کنم قبلا در موردش شنیدم

‫ولی...

‫فقط یه فرقه‌ی کوچیکه؟

‫چیزی راجع بهش می‌دونی دونگ‌دونگ؟

‫آره

‫اگه انتخاب کردی که یه رام کننده‌ی شرقی باشی

‫باید در موردش شنیده باشی

روش سطح اِی اصلی‌شون بهت اجازه میده

‫حیوون‌خونگی‌هات رو اغدام کنی که باهم زندگی کنید و بجنگید

‫فرقه‌ی خیلی قدرتمندیه

‫صاحب هتل رو شناسایی کردی؟

‫تلاش کردم

‫ولی این شهر قوانین سخت گیرانه‌ی برای ‫مدیریت اعضای خونه داره

‫بهم اجازه ندادن

‫اگه جای مان چی معلوم نیست

‫شاید، اون یکی از ماهاست؟

‫ممکنه یه بازیکن باشه، درسته؟

‫برای اینکه بفهمیم چه بلایی سر صاحب هتل اومده

‫گمونم

‫باید یه سر بریم دونگ‌شنگ

‫چرا به من زل زدین؟

‫لطفا

‫ها!؟

‫شما که نمی‌خواید براتون قایق جور کنم، می‌خواید؟

‫- می‌خوایم! ‫-آره

‫چرا این دفعه از سیسی کمک نمی‌خواید؟

‫شماها برید

‫من باید هتل بی نقص رو بترکونم

‫سلام

‫خیلی وقت بودا

‫گو لینگ

‫واقعا قراره برید تحقیق کنین؟

‫اگه یه ماموریت ساده باشه چی؟

‫اون موقع وقت هدر کردن نمیشه؟

‫هعی

‫مگه نشنیدی میگن

‫«تو نیکی کن و در دجله انداز»

‫بعدشم، این همه راه اومدم

‫به لطف اون خانم جوونی که باهاته

‫قبوله

‫بیاین اول سوار شیم

‫وای

‫وای

More Farsi Persian subtitles for Monster But Wild

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left