Chuck

Chuck

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Chuck - 4x21 - Chuck Versus The Wedding Planner FA
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-25
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏من چاکم.‏ ‏این چیزهایی‌یه که شاید لازم باشه بدونین.‏

‏یه نامزد داشتم. حالا فکر می‌کنه مُردم.‏

‏نمی‌خوام به مادرت دروغ بگی.‏

‏منم نمی‌خوام، ولی دروغ گفتن بهش‏ ‏یه‌جورایی جزو کارمونه.‏

‏چاک، می‌خوام با پدرم آشنات کنم،‏ ‏جک برتون.‏

‏پول دزدیت رو نمی‌خوام.‏

‏دزدی؟ از پدر پیرت همین تصور رو داری؟‏ ‏یه دزد؟‏

‏عزیزم، دزد باید هرچه زودتر‏ ‏از شهر فرار کنه.‏

‏ولی یه کلاهبردار خوب...‏

‏یه کلاهبردار خوب هر وقت دلش بخواد می‌ره.‏ ‏یادمه، بابا.‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏- سلام، خانم‏ ‏- سلام‏

‏باز اون موقع سال رسیده؛ فصل فروش کلوچه‌ها.‏

‏- اوه‏ ‏- یه پیشنهاد ویژه داریم.‏

‏اگه همین الان از هر طعم‏ ‏یه جعبه بگیرین...‏

‏...روی کل سفارشتون‏ ‏بیست درصد تخفیف می‌گیرین.‏

‏- خب، باشه‏ ‏- عالیه‏

‏پس یه جعبه اسکینی مینت، پالومینو‏ ‏و باتر کوکی براتون می‌نویسم.‏

‏به‌علاوه پلیپر، زیگارو‏ ‏و شوگرگو‌راند.‏

‏- مطمئن باشین پشیمون نمی‌شین‏ ‏- اوه، من...‏

‏کل سری جدید شکلات‌های مغز نوقامون‏ ‏و پنج مدل ویفر اصلی رو هم اضافه می‌کنم.‏

‏با تخفیف بیست‌درصدی،‏ ‏جمع کل می‌شه ۸۴ دلار.‏

‏خب، دقیقاً همین‌قدر پول دارم.‏

‏ممنون، خانم.‏ ‏کلوچه‌هاتون ماه بعد می‌رسه.‏

‏باشه‏

‏- چطور پیش رفت، عزیزم؟‏ ‏- نه خیلی خوب، نه خیلی بد‏

‏- هشتادوچهار دلار‏ ‏- اوه، اصلاً بد نیست‏

‏امروز بیشتر از دو هزار دلار درآوردیم.‏

‏داری توی این کار بهتر می‌شی.‏ ‏یادت باشه، وقتی همه‌ی کلک‌ها رو بلد باشی...‏

‏...دیگه هیچ‌وقت سرت کلاه نمی‌ره.‏

‏دقیقاً‏

‏اینم سهم تو.‏

‏حقته‏

‏می‌خوای با این‌همه پول چی‌کار کنی؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏اگه می‌تونستی هر چیزی توی دنیا داشته باشی،‏ ‏چی انتخاب می‌کردی؟‏

‏یه ماجراجویی یه‌جایی دور.‏ ‏فقط من و تو‏

‏پس پول‌هات رو پس‌انداز کن،‏ ‏شاید واقعاً بتونیم بریم.‏

‏خونه، خونه‌ی شیرین‏

‏- نمیای تو؟‏ ‏- بهتره نیام، دخترکم‏

‏مادربزرگت الان خیلی از دستم راضی نیست.‏

‏- بعداً می‌بینمت، تمساح کوچولو‏ ‏- تا بعد، کروکودیل‏

‏و پدرتون؟‏

‏خانم واکر، پدرتون رو هم‏ ‏توی فهرست مهمون‌ها بذارم؟‏

‏اوه، اِم...‏

‏نه، لازم نیست.‏

‏پدرم خبر نداره.‏

‏سارا و پدرش رابطه‌ی‏ ‏پیچیده‌ای دارن...‏

‏فهرست مهمون‌ها عالیه. ممنون.‏

‏بسیار خب، پس انگار‏ ‏همه‌چیز سر جاشه.‏

‏محل، گل‌ها و غذا مشخص شده.‏

‏بالاخره آماده‌این‏ ‏برنامه رو قطعی کنیم؟‏

‏باور کنین، می‌دونم گرفتن‏ ‏این‌جور تصمیم‌ها می‌تونه...‏

‏طاقت‌فرسا باشه.‏

‏- و خسته‌کننده‏ ‏- دقیقاً‏

‏پس اگه برای فکر کردن‏ ‏کمی زمان بیشتری لازم دارین...‏

‏...مجبور نیستیم همین حالا ادامه بدیم.‏

‏نه، آماده‌ایم.‏

‏دیگه هیچ تغییری نمی‌دیم.‏

‏اینم برنامه‌ی عروسی. باحاله، نه؟‏

‏این برای توئه. برای همه کپی گرفتم.‏ ‏روکش پلاستیکی هم زدم.‏

‏- زحمتش رو از دوشم برداشتی‏ ‏- خب...‏

‏می‌تونم یه چیزی بپرسم؟ برای دعوت‌نامه‌ها‏ ‏فونت هلوتیکا رو انتخاب کردین.‏

‏رنگ‌های عروسیتون‏ ‏قرمز و مشکیه.‏

‏- خب؟‏ ‏- اوه‏

‏کنار هم یه‌کم‏ ‏داد می‌زنن «سوسیالیسم».‏

‏- کیسی که نمیاد‏ ‏- من و سارا فکر کردیم قشنگن‏

‏حتماً. مائو هم همین فکر رو می‌کرد.‏

‏- می‌تونم با سارا حرف بزنم‏ ‏- بهتره بزنی‏

‏برای کیسی یه روز بزرگ توی بای‌مور چیدم،‏ ‏دیگه باید برم.‏

‏موفق باشی‏

‏شما دوتا خیلی حرف برای زدن دارین.‏ ‏خوش بگذره.‏

‏سلام‏

‏یه سؤال کوچیک و مسخره؛‏ ‏رنگ‌های عروسیمون یادآور سوسیالیسمه؟‏

‏- از نوع خوبش؟‏ ‏- مگه نوع خوب هم داره؟‏

‏نمی‌خوام بزرگش کنم،‏ ‏پس به دفنی زنگ بزنیم.‏

‏آره، بذارش روی بلندگو.‏ ‏عاشق این زنم.‏

‏متأسفیم.‏

‏شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید‏ ‏در شبکه موجود نیست.‏

‏لطفاً شماره را بررسی کنید‏ ‏یا دوباره تماس بگیرید.‏

‏مطمئنی شماره رو درست گرفتی؟‏

‏وای خدای من، باورم نمی‌شه.‏ ‏سرمون کلاه گذاشته.‏

‏کلاهمون رو برداشته.‏ ‏چکمون رو هم نقد کرده.‏

‏و حسابمون رو‏ ‏کامل خالی کرده.‏

‏اصلاً نمی‌فهمم.‏

‏توی اینترنت این‌همه‏ ‏ازش تعریف کرده بودن.‏

‏باید زودتر می‌فهمیدم.‏

‏پول رو از قبل گرفت‏ ‏و چهل درصد هم تخفیف داد.‏

‏چاک، من هر چیزی باشم،‏ ‏آدم ساده‌لوحی نیستم.‏

‏منم نیستم. ما دوتا عاشقِ احساساتیِ‏ ‏دست‌وپا‌بسته نیستیم.‏

‏آره، درست می‌گی. ما مأمور سیا هستیم.‏

‏دفنی پرالتا برای کلاهبرداری،‏ ‏زوج اشتباهی رو انتخاب کرده.‏

‏- منظورت ما هستیم، عزیزم؟‏ ‏- معلومه که منظورم ما هستیم‏

‏فکر کردم شاید یه زوج دیگه هم هستن...‏ ‏سوار ماشین شو.‏

‏برای یه کلاهبردار آماتور،‏ ‏پیدا کردن دفنی پرالتا خیلی سخته.‏

‏نمی‌فهمم. همه‌ی شماره‌های موبایلش‏ ‏رو ردیابی کردیم...‏

‏...همه‌ی حساب‌هاش رو هم؛ هیچی.‏ ‏حتماً صدها اسم جعلی داره.‏

‏مثل روحه. نه واقعاً.‏

‏یعنی با یه شبح طرف نیستیم،‏ ‏فقط پیدا کردنش خیلی سخته.‏

‏از تمام امکانات موجود برای پیدا کردنش‏ ‏استفاده کردم.‏

‏- می‌تونیم از ژنرال بکمن کمک بگیریم‏ ‏- برای پیدا کردن برنامه‌ریز عروسیمون؟‏

‏- بعید می‌دونم خوشش بیاد‏ ‏- ازمون دزدی کرده...‏

‏...ولی تو خیلی سخت گرفتی.‏

‏معلومه که گرفتم. پدرم کلاهبردار بود،‏ ‏بعد خودم گول خوردم.‏

‏هر کاری برای جبرانش می‌شد کردیم.‏ ‏هیچ راهی رو جا نذاشتیم.‏

‏یه راه رو گذاشتیم.‏

‏اینجا مرکز خرید جدیدتون‏ ‏رو می‌بینین.‏

‏مجتمع ناگامیچی ۲۰۱۱.‏

‏فقط فکر کردن بهش مو به تنم سیخ می‌کنه.‏

‏معامله‌مون سر گرفت؟‏

‏جک برتون‏

‏آقایون، یه لحظه اجازه بدین.‏ ‏یکی از همکارهای قدیمیمه.‏

‏دختر من گول خورده؟‏

‏آره. من و چاک داشتیم‏ ‏این مهمونی رو ترتیب می‌دادیم و...‏

‏هنوز توی بربنک با اون هالو هستی؟‏ ‏اوضاع چطوره؟‏

‏خوبه‏

‏به‌هرحال، برنامه‌ریز مهمونی‏ ‏با همه‌ی پولمون فرار کرده.‏

‏دفنی پرالتا رو می‌شناسی؟‏ ‏تا حالا باهاش کار کردی؟‏

‏نه، متأسفم عزیزم،‏ ‏هیچ‌وقت این اسم رو نشنیدم.‏

‏چرا از اون‌همه امکانات سیا‏ ‏برای پیدا کردنش استفاده نمی‌کنی؟‏

‏چطور فهمیدی؟‏

‏یه نگاهی به کیف پولت انداختم.‏

‏کارت شناسایی فدرالت حسابی شیکه.‏

‏یه‌کم تعجب کردم که آخرش‏ ‏این‌قدر شهروند سربه‌راهی شدی.‏

‏یه‌کم هم بهت افتخار کردم.‏

‏از همه‌ی امکاناتی که در اختیارم بود‏ ‏استفاده کردم.‏

‏برای بیشتر از این‏ ‏اختیار قانونی ندارم.‏

‏چرا باید جلوِت رو بگیره؟‏ ‏کلاهبرداری یعنی اعتمادبه‌نفس، یادت هست؟‏

‏اون تابستونی رو که‏ ‏توی ساوانا گذروندیم یادت هست؟‏

‏وقتی توی عمارت فرماندار زندگی می‌کردیم؟‏

‏اگه اختیارش رو نداری،‏ ‏وانمود کن داری.‏

‏دقیقاً. نقش بازی کن تا واقعی بشه.‏

‏باشه. ممنون از کمکت، بابا.‏

‏همین؟ نمی‌خوای توضیح بدی‏ ‏این دو سال چه اتفاقی افتاد...‏

‏...که از کلاهبردار تبدیل شدی به قربانی؟‏

‏تا بعد، کروکودیل‏

‏- سلام، بابا. چه تصادف جالبی‏ ‏- سلام‏

‏سلام‏

‏- چرا حس می‌کنم این یه کمینه؟‏ ‏- امروز همون روزه‏

‏- چی؟ اسباب‌کشی می‌کنی؟‏ ‏- پس کی لباس‌هات رو می‌شوره؟‏

‏- امروز با کتلین حرف می‌زنی‏ ‏- و می‌گی هنوز زنده‌ای‏

‏- آفرین‏ ‏- آفرین‏

‏عمراً‏

‏بابا، یه هفته‌ست داری عقبش می‌ندازی.‏

‏سخته، ولی باید انجامش بدی.‏ ‏گفتی با هم این کار رو می‌کنیم.‏

‏من از چیزی فرار نمی‌کنم.‏ ‏مادرتون فکر می‌کنه مُردم.‏

‏اگه وارد بای‌مور بشه، فکر می‌کنه‏ ‏به‌خاطر یه شغل مزخرف ولش کردم؟‏

‏اون سزاوار توضیح بهتریه.‏

‏- اینم از ایده‌ی درخشانت‏ ‏- آره‏

‏پس نقشه‌ی خیلی خوبی نبود، نه؟‏

‏باشه، عادی رفتار کنین.‏

‏قاب جدید آی‌پدی رو که‏ ‏می‌خواستین پیدا کردین؟‏

‏نه، متأسفانه کاملاً‏ ‏تمومش کردیم.‏

‏خیلی بابتش ناراحتم.‏ ‏ما دیگه می‌ریم.‏

‏- ندارنش‏ ‏- این‌همه قاب اینجاست‏

‏نه، این‌ها برای نسل اشتباهه.‏

‏- می‌خوای چی‌کار کنم؟‏ ‏- فقط ادای فلش زدن رو دربیار، کوچیک‏

‏روی دفنی پرالتا؟ نفوذ پدرت روی تو‏ ‏نگران‌کننده‌ست، چون این دیوونگیه.‏

‏بدون بکمن تا جایی که می‌شد پیش رفتیم.‏

‏فقط باید به ماهواره‌های‏ ‏اشلون اف‌بی‌آی دسترسی پیدا کنیم.‏

‏یا کمکمون می‌کنه، یا دفنی‏ ‏و عروسیمون رو از دست می‌دیم.‏

‏باشه، باشه. فقط یکی از این‌ها می‌رم:‏

‏و تمام، دسترسی صادر شد.‏

‏فلش این شکلی نیست.‏

‏نه؟ دقیقاً چه شکلیه؟‏

‏یه‌جوریه انگار هم‌زمان‏ ‏یه نور خیلی تند دیدی...‏

‏...و یه چیز خیلی ترش مزه کردی.‏

‏نمی‌دونم، اگه من بودم،‏ ‏یه‌جورایی این شکلی می‌شد:‏

‏این‌طوری‏

‏اوه‏

‏چی؟ به نظرم خوب بود.‏ ‏یعنی فلش من رو دوست نداری؟‏

‏- بحث دوست داشتن نیست‏ ‏- پس بگو چیه‏

‏پس با اون هالو زندگی می‌کنه.‏

‏سلام، داداش‏

‏وارد محدوده‌ی نگهبانی محله شدی،‏ ‏اگه می‌تونی فرار کن.‏

‏من سریع‌ترم،‏ ‏چون فرم دویدنم بهتره.‏

‏نه، نه، نه. دخترم اینجا زندگی می‌کنه.‏

‏سارا واکر. من جکم.‏

‏چه دست محکمی داری.‏ ‏صخره‌نوردی می‌کنی؟‏

‏- هفته‌ای یکی دو بار‏ ‏- من سال ۷۹ ال‌کاپیتان رو فتح کردم‏

‏- عجب، خیلی خفنه‏ ‏- آره‏

‏- من دوونم، شوهرخواهر چاک‏ ‏- آهان، درسته‏

‏ببخش بابت حرف‌های نگهبانی محله.‏

‏فقط حواسم به خانواده‌ست، می‌دونی؟‏

‏معلومه، مگه چیزی‏ ‏مهم‌تر از خانواده هم هست؟‏

‏می‌خواستم سارا رو غافلگیر کنم،‏ ‏ولی ظاهراً خونه نیست.‏

‏مشکل اینه که‏ ‏جای دیگه‌ای برای رفتن ندارم.‏

‏خب، من باید مراقب بچه باشم، پس...‏

‏البته، حتماً‏

‏خوشحال می‌شم کمکت کنم.‏

‏اون خونه مال توئه؟‏

‏داشتم کسی رو تعقیب می‌کردم.‏

‏زنی که فکر می‌کنم‏ ‏از چیزی که تصور می‌کردیم خطرناک‌تره.‏

‏- کیه؟‏ ‏- دفنی پرالتا‏

‏چاک، همین الان فلش زدی؟‏

‏بله که زدم، همکار.‏

‏و حق با توئه؛ دفنی پرالتا‏ ‏زن خیلی خطرناکیه.‏

‏- چی دیدی؟‏ ‏- ارتباط‌هاش رو‏

‏به‌طور خاص، ارتباطش‏ ‏با چند آدم خطرناک.‏

More Farsi/persian subtitles for Chuck

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left