Release info

Kujira no Kora wa Sajou ni Utau (1-12) full
A Commentary by Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

Tags

other
Published on: 2018-05-29
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 153 lines.

اصلا چیزی دربارهٔ بالهای ارغوانی میدونید؟ نکنه فکر کردید الان ازادید؟

شماها و من چیزی بجز چندتا موشِ کثیف،تو زیرزمین نیستیم

اگر میخواید واقعا مثل یه انسان باشید باید انسانیت رو درک کنید

اگر بخواید پاتونو از گلیمتون بیشتر دراز کنید مُرده زندتون برام مهم نیست دیگه

تو واقعا چی هستی؟این چه اورای قدرتمندیه؟

کسایی که اراده ندارن نباید مثل انگل به بقیه بچسبن بهتره برن یه سوراخی پیدا کنن و برای جونشون دعا کنن

بیایید بریم

اره،مثل اینکه ختم بخیر شد

لعنتی

فالینا روح والِ شنیه

اما این روح از ما محافظت نمیکنه

بلکه روح نشانه‌دارهارو میبلعه

کسانی که تایمیا دارند و کسانی که ندارند

...به نظر میرسید که

من اینجا متولد شدم ...خوشحالم ...گذرگاه نهایی

وال شنی داشت از هم میپاشید

سُو

اومدید عیادت ماسوسان؟

براش برگ بامبو اوردیم

به نظرتون امروز بیدار میشه؟

امیدوارم

بفرمایید تو

میدونستم...مثل پدرو مادرم شده

هی خوابیدنش طولانی و طولانی‌تر میشه،بعدشم به کُما میره

چاکورو حالت خوبه؟

جان؟

انگار امروز رو به راه نیستی؟

احتمالا واسه کم خوابیه

ماسوسان؟

هوی،وقت عجب کردی؟ تا کی میخوای بگیری بخوابی؟

داشتم خاطراتمو ورق میزدم

همیشه احساسم این بود یه جای گیر افتادم و هی برای نجات دستو پا میزنم

اما هر روز با روز قبلش فرق میکرد

...به ما انگ مرتدی زدن،جنگیدیم

هنوزم نفهمیدم چرا مجبورمون کردن پا روی اعتقاداتمون بزاریم،و باعث بشن به بقیه صدمه بزنیم

اما این لکهٔ ننگی برای هممون شد

من همهٔ این پلیدی‌ها و خباثت‌هارو با خودم به اقیانوس میبرم و دفن میکنم

ولی این خواهشو ازتون دارم,همیشه با افتخار زندگی کنید

...من همهٔ غم و غصه‌هاتونو با خودم میبرم

اجازه نمیدم

در کنار تو,خاطراتِ غم انگیز و دردناک,همشون برای من ارزشمندن

واسه همین,تروخدا دیگه اینجوری نگو

درسته ماسو,سفر ما با وال شنی تازه شروع شده

قراره حسابی ازت کار بکشیم

میدونستم نمیزارید,ادم با خیال راحت چشماشو رو هم بزاره

قراره ملاقات دارید؟

نه,بیکارِ بیکارم

به نظر میاد وضعیت فرمانده اتسالی زیاد خوب نیست

بهش قولِ همکاری دادم

پس اگر عاقل باشه صبر میکنه

چی شده؟

از دست شماها،حسابی ناامیدم کردید

صدای کفش‌های تو خالی،طنین انداز میشود

کلاهِ از هم پاشیده‌ای که درونش سری وجود ندارد

چشم هایی از حدقه بیرون امده

تهی و پوچ دیگه چیزی از انان باقی نمانده

بیخیال،نگو نگران شدی؟

گاریچی مرده،بقیش به عهدهٔ خودت

اینا ادمای اتسالی نبودن؟

چرا

اما حملشون جدی نبود

فکر کن بهمون زهر چشم نشون دادن

...اُرکاساما

منو برای اون موهای قشنگی که بریده شد عفو کنید

تو چت شده؟

چونکه اگر توجهتونو جلب نکنم دیگه نمیتونم فالینارو ببینم

میخوام هر طور شده برگردم اونجا و همشونو با قلبی مملو از عشق,تیکه تیکه کنم

میخوام جوری زجرشون بدم که ارزوی مرگ کنن

...نمیدونم چرا اینقدر عطش رفتن به اونجارو دارم

انگار الان فقط یه موجودِ غمگینو توخالیم

شرمنده اگر سرزده اومدم

میتونم جواب اون سوالتونو بدم؟

ایشون کی هستن؟

مشاوره بنده هستن

انگار بیشتره احساساتش برگشته

بله

درواقع به لطف سارکس هست

به خاطر موقعیتش امپراتور از گوشت نئوس بهش اعطا کرد

و بعد از خوردن,برای از دست ندادنِ احساساتش مقاومت کرد و تونست دوباره عواطف و قلبشو بدست بیاره

فقط بستگان نزدیک مجاز به استفاده سارکس هستن

بله،حق با شماست

اما خیلی چیزا هست که شما ازش خبر ندارید

ببخشید؟

من شنیدم که سارکس در خانواده شما خیلی راحت در دسترس همه قرار میگیره

به طور مثال عموزاده‌هاتون و بچه‌هاشون

"تو ادمی هستی که برای کنترل "کارهاریاس دوستان خودتم تهدید کردی،غیر از اینه؟

جسارت نباشه نمیخواستم حرفای تهدید امیز بزنم

وقتی با این دختر ازدواج کنم دیگه احساس گناهی نخواهم کرد

نمیخوام کسی رو بکشم

خواهش می کنم...خواهش میکنم قلب منو بیشتر پاک کن

شما قصد دارید فرمانده اتسالیرو دشمن خودتون کنید؟

مطمئن باش خواسته های مارو قبول میکنه

بعد از اون بدست اوردن فالینا و دیمون دیگه کاری نداره

و اخرین کارمون اینه اولین نئوس "انسُروپوس" رو از امپراتوری بدزدیم

قراره حسابی خوش بگذره

دارید شوخی میکنید،درسته؟

...خیانت جرم خیلی سنگینیه،واقعا میخوایید انسُروپوس رو

درسته اگه کسی بفهمه من خیانت کردم،حتما اِعدام میشم

چرا مسائل به این مهمی رو،به من میگید؟

چون سرنوشتم تو دستای توست

مگه وظیفه یه زن حمایت همسرش نیست؟

ما تورا در قلب خود حفظ خواهیم کرد تا زمانی که دوباره تورا در نیروانا ملاقات کنیم

همانندِ ذرات داغ شن‌ها در دل اقیانوس

خاطراتت تا ابد در دل‌های ما خواهد ماند

در ارامش بخواب

باشد که دوباره جسمت به چشمان و پاهای ما تبدیل گردید

تا در سفر ابدیت در کنار تو گام برداریم

!سوُ ساما

ما برای ماسوسان یه عالمه برگ بامبو ...جمع کرده بودیم که بخوره و خوب بشه

اب میوه هم براش برده بودیم

بیایید همشو بزاریم تو تابوتش

مطمئنا در سفر طولانیش گرسنه میشه

ما نباید گریه کنیم

!من گریه نمیکنما

مهم نیست

امروز تا میخواید گریه کنید

Ghoghnuse&Nervous

تو نمیخوای گریه کنی؟

دوستت مرده‌ها؟

شایدم نمیتونی،گریه کنی؟

اگر نمیتونی گریه کنی،عیبی نداره چون قرار نیست چیزی عوض بشه

خوتو اذیت نکن

اگر وانمود کنی احساسی نداری،حالت بهتر میشه

توام همین کارو کردی؟

خدا داند

دیگه قلبی برای اینکارا ندارم

اولین باره که میبینم داری گریه میکنی

...من

سوابق بی‌شمار اجداد ما بعد از تبعید شدن از سرزمین مادریشون

کلماتی که در دل شنها مدفون شده

تاریخی نوشته شده از مردمانِ اسیر،در شنها

تاریخی پر از غم و اندوه که عدهٔ کمی باید اون درد و رنج‌هارو به دوش میکشیدند

...خاطرات وال شنی

عهد مردم بی نشانه با بقیه

...تاریخ ما،چیزی که ما ساختیم

چی شده؟

واسه چی غمگینی؟

نِری؟

من یکم از درد و رنجتو حس میکنم

این درد خیلی بدتر از خوردن سَم یا شمشیره،درست نمیگم؟

میخوای این درد‌هارو ازت دور کنم؟

پس بیا پرواز کنیم

از اینجا تا پیش ستاره ها

بعدش همه درد و رنجهات از بین میره

اینجوری ازاد میشی

مطمئنی نمیخوای بیایی؟

من به اینجا تعلق دارم

خُب،هر جور راحتی

تصمیمش با خودت بود

بابابزرگ کوگاره اینو ببین

این وال شنیه و اینم ستارهٔ ملخ

باریکلا،خیلی زود یاد گرفتی پسرم

بعدی چیه،کلمه بعدیو بهم یاد بده بابابزرگ کوگاره

Kujira no Kora wa Sajou ni Utau (Children of the Whales) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left