The first 129 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!از اتاق کنترل به تمامی خدمه
بنا به علت نامعلومی !کنترل سکان از دستمون خارج شده
!از مسیر خارج شدیم
!اینطور پیش بره مستقیم میخوریم به هوپلند
...نه
!پرورشگاه اونجاست
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!هرچی که خوبه وردارین
!کل کشتیو میبریم بچهها
لعنتی همینجوریش کم بدبختی داشتیم!؟
!تف! فرار کنین! دررین
این یارو چه مرگشه!؟
!کم نیارین! ادامه بدین
!باز شد! دیگه تمومه
لعنتی اینا چند نفرن؟
!گمشو سیخسیخی !اگه اینجا بمونی با هم میمیریم
!هرچی که میدرخشه رو بردارین
!گورتو گم کن دیگه
!به رئیس گزارش بدین
!زود برمیگردم
!احمق گوش نمیده به حرفم
!تو هم همینطور
!عمرا ولت کنم
.این وظیفهی منه
!پس خودم باید حلش کنم... خودم باید بکشمت
!بزن بریم
!بیا! چندتا خوبشو بگیریا
...چ-چشم حتما... خب آماده
!خوبه
!خوبه
!خوبه
باورم نمیشه قراره روی جلد !یه مجلهی خلافکاران باشیم
!پسر چقدر پیشرفت کردیم
!اوی، به نفعته عکس بدی استفاده نکنیا
!دل و رودتو درمیآرم و میدم ورمز بخورنش
!بچه میترسونی احمق؟
شوخی کر خانم کوچولو، باشه؟
.هی، بیشتر بخند
!عا ماشالا بخند تا دنیا به روت بخنده دیگه نه؟
...سنپای
.چه بدونم
تو کیای دیگه!؟
وش!؟
شما اینجا چیکار میکنین!؟
...همم، واقعا چیکار میکنیم
اون متعهده کوش؟
...اون
!بیشتر شدن
.برگردین
.شرمنده. عجله دارم
...هیولان
!ه-هوی
!فرار کنین! هممونو میکشن
وش واقعا کیه؟
.هرچی باشه آدم نیست
...برسم
.باید برسم
.باید برسم
...باید یه روز مثل نیکو بشم
...باید بهش برسم
.لیویو، همیشه داری دنبالم میآی
.خیلی رومخی
.باید... دیگه دنبالم نیای
.تو... اگه نبودی همهچیز بهتر میشد
.تو جهنم منتظرم باش
سیخسیخی!؟
.اهه، شلیک کرد بهش
.بدو چشم بعدیو آماده کن
.اوو، چه ترسناک
چرا برگشتی!؟
برات فرد مهمیه نه!؟
.کمکت میکنم
!ها؟ بسه دیگه
!اگه میتونستم تا الآن میکردم
!خودِ واقعیشو بیرون بیار
.باید یه چیزی باشه که هیچوقت فراموشش نکنه
!سیخسیخی
...عجب وراجیه
اینا زیر سر کیه!؟
.یه چیزی که فرامون نکنه. آره
متعهد؟
...همین الآن
.تموم میشه
.بیدار شو دیگه
.همیشه همین بودی
.هروقت چیز بدی میشه زیر لحاف قایم میشی
.لیویو
...نیکو
لیویو؟
.این رو به یاد بیار. خودت رو به یاد بیار
.هر کسی که تو راهمون قرار میگیره رو بکش
.مبتنی بر احترام کامل، و بر اساس خودباختگی
.بهترین جلاد
.ما چشمان میکائیل هستیم
!لیویو
!لیویو
!بدو کشتیو نگه دار
!نمیشه! سکان گیر کرده
لعنتی! چه اتفاقی داره میافته!؟
...خیلی بده. اگه کاری نکنیم
!مستقیم میریم تو هوپلند
!کل شهرو نابود میکنیم
.کشتی یه مشکلی داره
چه اتفاقی داره میافته؟
کی این کارو کرده!؟
این چیزی بود که میخواستی؟
.ایمان نداشتن مشکل واقعیه
.هیچ نیازی به احساسات نیست
،بدون برادرش، بدون پرورشگاه .میتونه مؤمن واقعی بشه
.پس برای این بود که برادره رو فرستادی
.فقط میخوام تبلیغ بکنم. همین
چرا اینقدر سخته؟
.فکر کنم سوءتفاهم شده
.بسه دیگه. به زور پرورشگاه رو نابود میکنم
برادرش و پرورشگاه که نباشن .شک ندارم نظرش عوض میشه
...این عشقورزیدن منه
.زا پانیشر
!چه اتفاقی داره میافته!؟ عرشه داره تکون میخوره
!نمیدونیم
!اون... توپ یونیه
توپ یونی!؟
شوخی میکنی دیگه؟
نه تنها کشتی از کنترل دررفته، یه توپ گنده هم هست!؟
!خب دیگه وقت تسلیم شدنه
!سنپای
نمیدونم کی همچین کاریو شروع کرده .ولی دیگه کارمون تمومه
...اون ماشینه
اونا اینجا چیکار میکنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.