The first 200 lines.
آنچه در 90210 گذشت
پي جي مجبوره که تا دو هفته ديگه ازدواج کنه
وگرنه همه پولش رو از دست ميده
متاسفم ، پرستون من نميتونم باهات ازدواج کنم
من فکر ميکنم تو يه استعداد ذاتي داري و فکر ميکنم خودت به تنهايي بايد پيش بري
من ميتونم محققش کنم من هستم - آره ، هستي
...موضوع ديشب ، اون
يه چيزيه که ديگه هيچوقت
نبايد در موردش صحبت کنيم ، درسته؟ آره
من و تو متعلق به هميم ميتونيم از پس همه چيز بر بيايم
نه . نميتونيم اينکارو بکنيم . بس کن
ميدونم ، اما بهم نگو
که تو هيچ احساسي نداري چونکه من و تو هردومون ميدونيم
اين حقيقت نداره
من با تو صادق نبودم
من سرنوشت تو رو ميدونم و ميدونم که تو قراره به مقام کشيشي برسي
و ميدونم که نميتونيم با هم باشيم
من ميدونم که تو از مرگ راج ناراحتي
اما اينکه خودت رو به کشتن بدي چون عصباني هستي
اون بر نميگردونه تو نميتونم جلو منو بگيري
که اون کاري رو که ميخوام رو انجام ندم
و نميتونم هميشه مراقب من باشي . هيچکس نميتونه
آيوي ساليوان ، شما بايد با ما بياين
اين يه گواهي که اعلان ميکنه شما براي خودتون خطر درست ميکنيد
دفعه بعد شانست بهتر باشه ، گلوريا
...آيوي
ما برات دونات دولوکس آورديم
اونا مورد علاقه تو هستن
هي ، بچه ها
يه گاز از دونات و بعد احتمالاً
کلاً فراموش ميکنم که منو در مقابل خواسته هام نگه داشتن
توي يه ديوونه خونه چونکه يه کشيش ديوونه
به اشتباه فکر کرده من ميخوام خودکشي کنم
از دوست پسرت تشکر کن آني . واقعاً اينجا داره به من خوش ميگذره
کلب دوست پسر من نيست اون براي تو نگرانه
ببين ، آيوي ، منم توي يه همچين شرايطي بودم
اونا بعد از 24 ساعت ميذارن که بري
اگر متوجه بشن که تو براي خودت
هيچ خطري ايجاد نميکني
و دکتر ميگه تو با دستهاي
گره خورده ميشيني و حرف هم نميزني
ميدوني چيه؟ ممکنه حرف زدن براي بعضي از آدما جواب بده
اما براي من احساس بهتري ايجاد نميکنه
عزيزم ، اونا تا زماني که اون چيزي رو که ميخوان
رو بهشون نگي نميذارن از اينجا بري
هيچکس متوجه نميشه ، بچه ها
خب ، هيچکس نميدونه چي داره به من ميگذره
پس حرف زدن در موردش هم هيچ کمکي به من نميکنه
ما فقط ميخوايم که توبه خونه برگردي
ميتوني فقط بهمون بگي تو ميخواي ما برات چيکار کنيم؟
ميدونيد چيکار ميتونيد بکنيد؟
ميدونيد چيکار ميتونيد بکنيد؟ فقط منو تنها بذاريد ، بچه ها
و دست از آوردن چيزايي مثل دونات برداريد ، باشه؟
چونکه من ، من اينکارو نميکنم . من روح خودم رو
براي اين احمقها فاش نميکنم ، و به نتيجه ش هم اهميتي نميدم
باشه ؟ اهميتي نميدم من فقط
اگر مجبور باشم تا آخر عمرم اينجا چکرز بازي ميکنم
گلوريا هم در واقع رقيب بدي نبود
فقط وقتيکه فکر نميکنه که ملکه انگلستانه
همه چيز خوبه
اون خيلي عصبانيه
منظورم اينه که ، فکر ميکنم نميتونيم اونو سرزنش کنيم
اون مسير خودش رو ميره
اتفاقات بدي افتاده
شما ميتونيد بدون اينکه ناراحتي بيماري رواني هم داشته باشيد ناراحت باشيد
م م م . حرف از بيماري رواني شد
شماها بايد ديوونه باشيد که يکي از اين دونات ها رو امتحان نکني
نه ، ممنون من حالم خوب نيست
ببخشيد ، ناراحتيت از سرطان که نيست ، هست؟
نائومي
من واقعاً خوشحالم که در مورد ژن سرطانم به شماها گفتم
کمک کرد که ذهنم از اين جريان آزاد بشه
اوه ، سيل ، متاسفم ...شوخي ميکردم ، فقط
من امروز اولين ماموگرافيم رو دارم ...و
ميدونيد ، و الان که ميدونم
در معرض يه خطر بزرگ هستم برام يه چيز عاديه
اما يه کمي عصبي هستم
ميخواي باهات بيايم؟
نه ، ممنون . نويد منو ميبره
اوه ، اون پسر خوبيه
ميدونم که شماها با هم مشکلاتي رو داشتيد ، اما
واقعاً خوشحالم که ميبينم برگشتين پيش هم و خوشحاليد
آره ، من دختر خوش شانسي هستم
!آه
!آخه کسي اينطوري در ميزنه؟
خب ، متاسفم قفل شکسته
فکر نميکردم کسي اينجا باشه
چيه ، ميتونستي با اين
ماهيتابه که دست منه يا ظرف غلاتم کشته شده باشي
من فکر ميکنم تو قراره اينجا زندگي کني
آم ، خب ، من اومدم اينجا که کفشاي خوش شانسيم رو ردارم
چونکه فکر ميکنم وقتيکه داشتم وسائلم رو جمع ميکردم فراموششون کردم
اوه ، البته آه ، مهمون من باش
خوبه
پس ، آه ، ديگه تمومه ، هاه؟
خيلي بده
اما به نظر مياد باهاش کنار اومدي ، همه آماده ان
آماده ديدن يه آدم جديد؟
صبر کن ، آد ، تو ميخواي با يه آدم جديد آشنا بشي؟
چونکه اگر اينطور باشه
واقعاً فکر ميکنم بايد به ديکسون يه فرصت دومي هم بدي
نه ، من دارم به ديدن مدير جديدم آستين ميرم
اون برام يه جلسه درست و حسابي جور کرده
اوه ، عاليه
به نظر که خوبه
باشه
نويد ، چيه؟
ببين ، من ميدونم که شماها دعوا کردين
اما اون آدم خوبيه
ببين ، اون کمک زيادي هم به من کرده
آد ، تو اصلاً فکر کردي که اون شايد داره
به خودش کمک ميکنه؟
اين چه معنيي ميتونه داشته باشه؟
ميدونم ، متاسفم که اون حرکت رو توي مهموني نائومي انجام دادم
...من - من فقط من به اون اعتماد ندارم
پشت اون نيشخند قشنک دهاتي و اون آدم عجيب
يه آدمه که يه خونه رو سوزونده و سعي کرده
که هم اتاقيش رو بندازه جلو
خيلي خب ، اون تنبيه شده اما در آخر
اون کارهاي خوبي انجام داده
پس ، تو داري به اون يه فرصت دوباره ميدي اما به ديکسون نه؟
:هي ، فقط يه لطفي به من بکن
به من اطمينان ميدي اون مراقب توئه نه خودش
آره
عاليه . ديگه خمير شده
چرا همه نميتونن مثل نويد باشن؟
منظورم اينه که ، جداً ، چرا من بايد عاشق پسري بشم که
که به طور غير معمولي بيليونره؟ !هاه
تو داري از دختري سوال ميکني که خودش عاشق يه کشيشيه
اوه ، درسته خواهش ميکنم بهم نگو
که تو هنوز بدون هيچ منفعتي باهاش دوستي م م - هم م
چطور ممکنه؟ مگه بعد از
مهموني نامزدي من همديگه رو نبوسيدين؟
آره ، و اون يکي از سه بوسه فراموش نشدني در طول زندگيم بوده
اما از اون موقع ، حتي يکبار هم دست به گونه م نزده
خب ، پس حالا ديگه تو باهاش رابطه داري
نميتونم ، اون برنامه ش اينه که
بقيه زندگيش رو کشيش باشه اينطور نيست که
اون هدفش رو عوض کرده باشه
و بعد از اون بوسه ، ما توافق کرديم که ديگه اينکارو نکنيم
تا وقتيکه اون بفهمه که آماده ست
پس ، تمام روز رو چيکار ميکني؟
ميشيني و چکرز بازي ميکنم
مثل آيوي و ملکه انگلستان؟
خب ، ما شخصاً به خودمون اعتماد نداريم
پس ، ما توي يه مکان عمومي با هميم که جلوي وسوسه ها رو بگيريم
اوه ، درسته ، چونکه آدما توي مکانهاي عمومي سکس نميکنن
جداً تو بايد کمري از فولاد داشته باشي
من نميتونم با همچين مسئله سکسيي کنار بيام
!آره ! آره ! باشه؟
کمر من خيلي خيلي اوضاعش خرابه
اما ، ميدوني ، يه جورايي رمانتيک هم هست
نميدونم ، ما امروز بعد از ظهر
قراره همديگه رو در لا بره تار پيت ببينيم
آه ، اين که کاري نداره من 5 جا رو
در تار پيتس ميشناسم که ميتوني اونجا سکس داشته باشي
آه باشه ، خوبه
از معاشقه عقب افتاده ت لذت ببر و با آب سر هم حموم کن
براي من ، قراره که ذهنم رو از پي جي پاک کنم
با جلسه اي که امروز بعد از ظهر دارم
با يه مشتري با استعداد مديسون استوارت
!اون وارٍ لوازم آرايش؟ ! عاليه
تقريباً يادم رفته بود تو يه برنامه ريز مهموني هستي
کار يه ج.رايي يه کمکيه به
گردباد عشقي من اما برميگردم ، عزيزم
به من کمک ميکنه که کلاً يادم بره که هفته گذشته
نامزد داشتن و اين هفته ، ندارم
م م ، نگراني برد پيت
مرد ، احساس حماقت ميکنم
خب ، پاشنه هات رو بکش ، چونکه زندگيت قراره
بعد از نمايش فردا شبت کاملاً ديوونه کننده بشه ، باشه؟
بيا
ميخوام که اينو داشته باشي
اين چيه ، يه چزي تو مايه هاي مهره شانسه ته؟
نه ، اما توي مهموني پارسال خيلي برام اومد داشت
فقط ميخواستم بدوني
هي ، من ازت خواست که درباره سيلور بهم نظرتو بگي
ميخواستم از اينکه براي تست هاي ژن
سرطانش اينجا نبودم عذرخواهي کنم
خوشحالم که سريع پيش رفت
تو دوست خوبي هستي
ممنون من فقط يه کمي ميترسم
بايد امروز صبح براي ويزيت ببرمش
و نگرانم که حرف احمقانه اي بزنم ، ميدوني؟
تو واقعاً نياز نيست چيزي بگي
فقط ... باهاش برو
آره ، ممنون ، مرد
چرا اينقدر قوي بودن و ساکت موندن سخته؟
بعضي وقتا فکر ميکنم براي سيلور بهتره
:که من به حرف تو گوش کنم
به پرينستون برگردم و بذارم تو بهش کمک کني که با اين قضيه کنار بياد
خوبه
بايد برم . متنفرم از اينکه مزاحم مانيکور کردن
يا موم انداختن سينه ت بشم
اما ، آه به زودي ميبينمت
خب ، تو شوخي ميکني ، اما من جدي ميگم من الانم توي جهنمم
ميدونم متاسفم ، برادر . به نظر که خوبي
مديسون ، ممکنه برات شامپاين بريزم؟
امروز اين دومين ليوانمه؟
اوه ، چرا که نه بيا سرکشي کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.