The first 200 lines.
:کاری از Aliaz
قسمت اول "من مرتکب جرم شدم"
جلسه ارزیابی 47 دقیقه دیگر برگزار میشود
خدایا،بابا! چه خبره؟
اونا الان فکر میکنن که تو یه آتش افروزی
خوش شانسی که پهبادت تو رو میشناسه
نمیخوای ازم بپرسی حالم خوبه یا نه؟ نه
چرا داری آشپزی میکنی؟
مثلا قرار بود یه صبحانه ویژه برای اولین جلسه ارزیابیت باشه
مثل کاری که مامانت میکرد اممم
شاید بتونیم یکمش رو نجات بدیم حتی فکرشم نکن
آره،میتونیم.بذار ببینم نصفش خیسه و نصفه دیگش هم سوخته
املت خیس میخوای؟ بابا،واقعا دیرم شده،خیلی خب؟
من عصبی بودم و نتونستم خوب بخوابم
امشب برات یه دوجین تخم مرغ میگیرم
و بهت یاد میدم که یه املت خوشمزه بدون اینکه خونه رو بفرستی روی هوا درست کنی
باشه
صدای زنگ خطر رو نشنیدی دنیل؟ من اصلا زنگ خطری تنظیم نکردم
چیزی برای خوردن داری؟ یکم بده به اون،بابا
خدافظ.توی جلسه ارزیابیت موفق باشی
!براش آرزوی موفقیت کن
اون بهش نیازی نداره
بدون ترس زندگی کن
ارزیابی
سیستم واقف به همه چیز
بدون ترس زندگی کن
ببخشید. یه لحظه
متاسفم
متاسفم
تخلف جدید ثبت شد
شهر واقف بر همه چیز با نظارت بر منظقه به صورت آنی
سه دزدی رو شناسایی کرد
احتمالا اولین مورد مال امساله
نتایج از جانب خودشون حرف میزنن
در پنج سال گذشته فقط پنج مورد قتل گزارش شده
و همه قاتلین در عمل دستگیر شدن
حریم خصوصی در مقابل امنیت نیست
بلکه امنیت و حریم خصوصی در کنار هم هستن
انسان ها به فیلم های سیستم دسترسی ندارن
فقط رایانه اصلی قادر به تجزیه و تحلیل،از طریق فناوری پیشرفته نانو،
بر تمامی فیلم ها و اطلاعات
...هنگام پردازش اطلاعات در میلی ثانیه و ذخیره کردن
ببخشید
آروم باش
من راحتم
آره،درسته
تو یکم عصبی نیستی؟
باید باشم نمیتونم خودم کامپیوتر رو آپدیت کنم
به خاطر آنفولانزا چند روز کاری رو از دست دادم
و همینطور از تعمیر و نگهداری کردن همراه آرنالدو دیوونه شدم
دیوونه شدی؟ آره
ولی تو عالی کار میکنی تو بهترین کارآموزی
و اونا ازت تعریف میکنن
خواهیم دید
خدافظ،ممنون. بعدا میبینمت
مثل آب خوردن بود
بهتره به این چهره عادت کنین
من تقریبا موقعیت ثابت رو بدست آوردم
واو.تو هم از این پسر متنفری؟
منم ازش متنفرم نمیتونم تحملش کنم
منم نمیتونم تحملش کنم خیلی نفرت انگیزه
نینا
برو.بزن به هدف وای
تا حالا با وینیسیوس ملاقات کردی؟ اون ناظر پروژه امنیتیه
کردم.وقتی تازه شروع به کار کردم اون یه ساختمون گردی منو برد
صبح بخیر صبح بخیر
...متاسفم اشکالی نداره
...وقتی عصبی میشم،دستام
منم همینطور.وقتی عصبی میشم پلکام شروع به زدن میکنن
راحت باش
میتونیم شروع کنیم؟ حتما
...خیلی خب،نینا. آخرین پروژه تو
من کدی رو که زمانی رو که پهباد ها به حالت مادون قرمز میرن رو مشخص میکنه بازنویسی کردم
برای کشف جرایم از طریق ساختارشون
اون همینطور طول کلی کد ها رو تقریبا یک هزار خط کاهش داده
اون یه برنامه نویسی درجه یکه تحت تاثیر قرار گرفتم
میدونستی امروز به لطف کد جدید تو از یه دزدی جلوگیری شد؟
آقای دیاگو آلبیرو،60 ساله،
در حالی که تلاش میکرد تا جواهرات رو با قایم کردن اون توی آستینش بدزده دستگیر شد
وقتی رسیدم دیدمش
بعضی از افراد که خارج از سیستم بزرگ شدن نمیتونن خودشون رو کنترل کنن
اون انتظار نداشت که تو داری توی تیم ما کار میکنی
خیلی خب،بیا یه نگاهی به مناطقی که نیاز به پیشرفت دارن بندازیم
به گفته بعضی از مدیرا،تو کاملا با تیم تلفیق نشدی
شاید به خاطر اینکه محتاطی و سخت احساساتت رو بیان میکنی
من فکر میکنم با تیم تلفیق شدم
کار تیمی کلید اینجاست،و اون چیزی که بقیه در مورد تو فکر میکنن مهمه
...البته،ولی
گفتم که من با تیم تلفیق شدم
...ولی اگه فکر میکنین باید یه جوری رفتارم رو تغییر بدم
...من فقط دو ماهه که اینجام
آروم باش.آروم
یه وقتایی به نظر میرسه از ریسک کردن میترسی،میدونی؟
ولی،بهره وری تو عالیه
اگه همینطور ادامه بدی،یکی از دو موقعیت ثابت رو بدست میاری
و اون اولین ارزیابی تو بود هیچکس هم آسیب ندید
پدرت خیلی بهت افتخار خواهد کرد
پدرت اینجا کار کرده؟
اره،از همون اول
اونم یه برنامه نویس بوده؟ یا مهندس؟
نه، توی بخش تعمیر و نگهداری کار میکرده.الان بازنشسته شده
باید نگران باشه از شنیدن اینکه جلسه چطور پیش رفته
بریم سراغ کارآموز بعدی اولیویا،نوبت توئه
چطور پیش رفت؟ !مثل آب خوردن بود
بابا
ارزیابی خوب پیش رفت بهتر از خوب،باورنکردنی بود
امشب،جشن میگیریم و املت درست میکنیم
رودریگو،
فکر میکنم این یکمی خیلی بزرگه
باشه،کوچیک ترش میکنم ممنون
پیامی دارم؟
داشتم از گرسنگی میمردم امروز صبحانه نخوردم
چرا نخوردی؟
پدرم تلاش کرد که یه چیز خاص،یه املت درست کنه،ولی سوزوندش
اوه،ایناسیو خیلی دوست داشتنیه
آره در مورد ارزیابی چیزی بهش گفتی؟
امممم از خوشحالی در گوشت جیغ کشید؟
راستش،نه،چون هنوز پیاماش رو چک نکرده
هممم
من میرم یه نوشیدنی بردارم
الان برمیگردم !اممم
این یکی خوشمزه هست چه طعمی داره؟
گیاهی پس خودشه
خوبه آره؟
من طعم علفی رو ترجیح میدم،ولی این یکی هم خوبه
خب،دارین به این زودی موفقیت توی ارزیابی رو جشن میگیرین؟
فردا.قراره بعد از کار بریم یه مشروب فروشی
همه کاراموزا میان فکر نمیکنم درموردش شنیده باشین
میخواین باهام بیاین؟
عصر بخیر عصر بخیر
...من نه،اشکالی نداره
فراموشش کن.ما نباید مسائل رو با هم قاطی کنیم نمیخوام تو رو توی دردسر بندازم
...نه،تو همه چی رو به راهه
بعدا با هم حرف میزنیم.خدافظ
پهبادها؟ این دفعه میتونم انجامش بدم؟
فقط ولشون نکن همم.مراقب باش
نینا،تو کنترلش کن،باشه؟ باشه
همه چی اماده است،کایو؟
تقریبا اوکیه
عجله نکن،رفیق
باشه.کار من تمومه
اجراش کن
آره، 4.5 ثانیه
ای دفعه یکم کند تر شده،درسته؟
بیاین نسخه 64 رو اجرا کنیم
!نینا،بیدار شو
اره
نسخه 64 در حال اجراست
سلام.شما با ایناسیو تماس گرفته اید.فعلا سرم شلوغه
!اوه ممنون،عزیزم
هوس تخم مرغ کردین؟
آره،ما داریم جشن میگیرم
!خوش بگذره حتما
خدافظ خدافظ
!بابا؟ بابا
دنیل؟
اورژانس
!دنیل
!لطفا یه نفر کمک کنه
دنیل! اورژانس
شما به بخش اورژانس سیستم واقف بر همه چیز تماس گرفته اید
!منو به یه آدم واقعی وصل کن شب خوش.چطور میتونم کمکتون کنم؟
...پدرم
پدرم مُرده.به قتل رسیده
!پدرم! لطفا
میتونی لطفا دوباره تکرار کنی حرفت رو؟ دنیل؟
پدرم مُرده،به قتل رسیده،همینجا
همین حالا به کمک نیاز دارم
سیستم هیچ جنایتی رو توی منطقه شما ثبت نکرده،خانم
این اواخر دچار بحران عاطفی شدین؟ نه
اممم
پدرت ارتباطی با قاچاق مواد مخدر،تروریسم
یا سازمان های جنایی داشته؟ نه
...اوه
از نظر عاطفی چطور بود؟
تفاوتی توی این چند روز اخیر مشاهده کردین؟
نه.هیچ تفاوتی
اون افسرده بود؟
نه
اون تا به حال تلاشی کرده تا خودکشی کنه؟
منظورت اینکه خودکشی کرده؟ از عقب شلیک کرده؟
آروم باشین،من فقط دارم پروتکل رو انجام میدم
یه نفر پدرم رو کشته؟ بله،ولی چرا؟
اون دشمنی یا کدورتی با کسی داشته؟
نه،اون هرگز با کسی مشکلی نداشت
آلن
اون بازنشسته بود
اون یه آدم به تمام معنا خسته کننده بود
اون هیچ سابقه جنایی نداشت،اگه این چیزیه که میخواین بدونین
...چطور توضیح میدین
!ما مجبور نیستیم چیزی رو توضیح بدیم !این کار شماست
چطوری میخواین در مورد اتفاقی که افتاده تحقیق کنین؟
ساختار تحقیقاتی شهر بیشتر از 15 سال پیش برچیده شده
الان سیستمه که ازش مراقبت میکنه
سیستم شکست نمیخوره اگه الان شکست خورده باشه چی؟
سیستم شکست نمیخوره
و اتفاقی که توی این اتاق افتاده توی همین اتاق میمونه
...شما باید این اتفاق رو به عنوان یه
حادثه محرمانه پیش خودتون نگه دارین
چی؟هی،منظورت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.