The Shannara Chronicles

The Shannara Chronicles

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shannara Chronicles S01E05 REPACK HDTV x264-KILLERS
The Shannara Chronicles S01E05 REPACK HDTV XviD-AFG
The Shannara Chronicles S01E05 REPACK 480p HDTV x264-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E05 REPACK 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E05 REPACK 720p HDTV x264-KILLERS
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
480p
480
XviD
Published on: 2016-01-29
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "سرگذشت شنارا" گذشت

.‏دانه‌ی ایلکریس باید به مکانی به نام مأمن برده بشه

،‏یادته اون تابستون ‏ما رو به قلعه‌ی "دری‌وود" فرستادی؟

.‏اونجا با یک اِلف به نام رین کاتسین آشنا شدیم

.‏به دری‌وود پیغام بده

.‏می‌خوام هر چه سریعتر، رین کاتسین اونجا باشه

.‏به من دست نزن

‏وقتی کسی تو رو لمس می‌کنه ‏اتفاقی میفته؟

.‏اون یه غیبگو هستش

.‏- تو کشتیش .‏- کار شاهزاده‌خانم نبوده

.‏کار چنجلینگ بوده

.‏می‌تونه به شکل هر موجودی که بخواد در بیاد

.‏بهتره کم‌کم به ایلکریس اعتماد کنی

‏وگرنه هیچکدوم از شما سه تا .‏به مأمن نمی‌رسید

.‏راه بیفت

.‏نگران نباش. بابا داره میاد

ده سال قبل

.‏لورین، خیلی کند هستی

.‏بی‌خیال، این منصفانه نیست

.‏تو تقلب کردی

‏"امبرلی" چی شد؟ [‏[از این به بعد امبرله نمی‌نویسم

‏چی شده؟

.‏هیچی

...‏به خاطر لگد محکمی

.که بهت زدم ‏پاهام گرفت...

.‏آره. خودم گذاشتم ببری

.‏واقعاً؟ ثابت کن

‏کسی که دیرتر به قصر برسه .‏باید یک ماه "مَنکس" رو ببره پیاده‌روی

.‏این یک شرطه

.‏باید به قصر برگردین

.‏با من

.‏واسه نگهبانی دیرم میشه

.‏تو هم دیر به جلسه‌ی شورا می‌رسی

.‏ولی من صبح به بهانه‌ی "تیرسیس" بیرون رفتم

.‏دیانا، این آخرین فرصت ما برای کنار هم بودنه

.‏تا یک ماه

.‏چیزیت نمیشه

...‏آره، ولی وقتی برگشتم

.‏من یک سیاستمدار هستم و تو یک فرمانده

.‏وقت نداریم که خوشگذرونی کنیم

‏یک زوج قدرتمند نظامی، آره؟

...‏ولی تا اون موقع

‏"عین" و "آریون" می‌تونن .‏از پس "مو نقره‌ای‌ها" بر بیان

...‏عشق

...‏شیپور

.‏سیاست

.‏تلاش خوبی بود

.‏لباس بپوش

.‏سفر به سلامت

..‏همیشه به یادتم

.‏عصربخیر، شاهزاده اَندر

.‏امبرلی

.‏عذرت رو بگو، لورین

...‏چند مرتبه باید بگم

...‏امیدوارم دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشی

.‏- ...که این موقع در رختخواب نیستی .‏- معذرت می‌خوام، پدر

.‏معذرت‌خواهی که دلیل نیست

‏در مکان مقدس چیکار می‌کردین؟

.‏فقط یک مسابقه‌ی الکی بود

‏می‌خواستم ببینم می‌تونم قبل از لورین .‏به ایلکریس برسم

.‏بگو که حال اون خودنما رو گرفتی

.‏خیلی از من عقب‌تر بود

.‏این دختر منه

‏شرط می‌بندم که اصرار هم داشته .‏که عمداً گذاشته برنده بشی

.‏مردها براحتی قابل‌ پیش‌بینی هستن

،‏حتی وقتی دروغ میگیم .‏نمی‌تونیم بهش آب و تاب بدیم

...‏وقتی یک برگزیده بودی

‏پیش اومده که ایلکریس باهات صحبت کنه؟

.‏صحبت؟ نه

.‏شاید فقط با دخترها صحبت می‌کنه

.‏شاید

.‏البته، هیچوقت دختری در گروه برگزیده نبوده

‏ولی هیچ قانونی نمیگه که یک دختر .‏نمی‌تونه در مسابقه‌ی گانتلت شرکت کنه

،‏شاید وقتی بزرگتر شدی .‏بتونی یه درسی به اون پسرها بدی

‏اَمبرلی؟

.‏برو توی اتاقت و در رو قفل کن

‏فهمیدی؟

.‏برو

.‏پسر. پسر خوب. ادامه بده

.‏خوبه

.‏دیر کردی، اَندر

‏متاسفانه شاهزاده‌ی جوون شما .‏امروز کمی کار داشت

.‏عجب

‏"اِسلانتر" هستی، درسته؟

.‏رهبر خودگمارده‌ی کوتوله‌های شورشی

.‏شهرتِت از خودت جلو زده

.‏من برای آزادی می‌جنگم

.‏نه برای هیچی، مثل تو

...‏شرمنده، ولی من

.‏من به این مدل از دیپلماسی، جوابی نمیدم

.‏دوره‌ی دیپلماسی دیگه گذشته

.‏الان زمان انتقام فرا رسیده

،‏اگه واقعاً به فکر مردم خودت هستی

.‏سلاح‌هاتون رو بندازین

.‏به من کمک کن تا به این جنگ خاتمه بدیم

.‏زندگیت بخشیده خواهد شد

.‏بهت اطمینان میدیم

.‏حرف زدن کافیه

.‏نه

.‏اعلیحضرت

!‏نه! پدر

!‏چیزی نیست! چیزی نیست

!‏پدر

‏چقدر دیگه مونده تا بتونیم با ‏ریت کاتسین ملاقات کنیم؟

.‏یک روز با اسب، شاید هم بیشتر

...‏اگه بار بی‌ارزش نمی‌داشتیم

.‏زودتر می‌تونستیم برسیم

.‏فکر کنم این از گرگِ مرداب باشه

،‏یه خورده بدبو هستش .‏ولی نمی‌ذاره پوستت عفونت کنه

‏همینکه جلوی صورتم گرفتیش .‏باعث شد اشتهام رو از دست بدم

...‏شاید اگه سعی می‌کردی

...‏دروغ و فریب و دزدی رو کنار بذاری

.‏می‌دیدی که بقیه باهات صمیمی‌تر برخورد می‌کنن

.‏مرسی بابت این نصیحت

.‏با امبرلی صحبت می‌کنم .‏شاید بتونیم طناب رو عوض کنیم

‏هر چی که اعلیحضرت دستور بدن، آره؟

.‏باید دستاش رو باز کنیم

‏اگه همینطوری مثل یک زندانی ...‏با خودمون بکِشیمش

‏در پیدا کردن آتشِ خونین .‏به ما کمکی نمی‌کنه

...‏مطمئنی که به دلیل دیگه‌ای نمی‌خوای

‏دست‌هاش رو باز کنی؟

‏می‌تونیم قبل از تاریک شدن هوا .‏میون درخت‌ها اردو بزنیم

‏مگه توی دره، دید بهتری نداریم؟

...‏- اگه شیاطین حمله کنن .‏- افراد من به حسابشون می‌رسن

‏درست میگه. تو نمی‌دونی .‏اونا چه کارهایی می‌تونن بکنن

.‏ترسو بودنت کاملاً مشهوده، پسر

.‏ولی دره، نصفِ روز به مسیر ما اضافه میکنه

.‏این زمان رو نمی‌تونیم هدر بدیم

.‏پس در جنگل

!‏حرکت کنید

‏گذاشتی شاهزاده فرار کنه؟

.‏اون دروئید دخالت کرد

.‏ولی هنوز وقت هست

‏اجازه بده تا قلعه دنبالش برم .‏و کارش رو تموم کنم

.‏نه

.‏یکی دیگه رو می‌فرستم سراغ دختره

.‏شاید دوره‌ی کارآمد بودن تو گذشته باشه

‏خواهش می‌کنم، می‌تونم به خانواده‌ی سلطنتی .‏تبدیل بشم و اونا رو به مخالفت با دروئید هدایت کنم

.‏بدونِ حمایتِ اون، تمامِ آربورلون بی‌دفاع میشه

.‏آره

‏کاری می‌کنیم که سزای ...بلایی که سر ما آوردن

.‏رو ببینن

‏این آخرین توقف ما برای برداشتن آب .‏قبل از رسیدن به قلعه است

.‏نگهبان‌ها، پخش بشین

.‏اَمن‌ـه

.‏اطراف رو بررسی کنید .‏حواستون رو جمع کنید

.‏چشم قربان

.‏چه جای دنجی

‏فقط می‌خوام بگم که حق با تو بود .‏و باید در یه مکان باز اردو می‌زدیم

.‏شاید بهتر باشه شب همینجا بمونیم

.‏رودخونه از این جلوتر نمیره

.‏اسب‌ها هم می‌تونن استراحت کنن

.‏بعد با نیروی بیشتری راه میفتیم

.‏ولی اون باید دست‌بسته بمونه

"‏نباید اجازه بدی "کریپین .‏اونطوری باهات حرف بزنه

.‏فقط سعی داره از ما محافظت کنه

.‏اون به اهمیت این ماموریت واقف هستش

.‏آره، شاید

‏ولی ایلکریس، اون رو برای .‏این تجسس انتخاب نکرده

.‏تو رو انتخاب کرده

،‏از موقعی که قصر رو ترک کردیم

.‏با من مثل دشمنت رفتار کردی

...‏- درخت گفته که ما باید با هم .‏- می‌دونم چی گفته

‏ببین، نمی‌تونم تصور کنم ،‏که این چقدر برات دشواره

.‏ولی تو تنها نیستی

.‏بذار بهت کمک کنم

.‏نمی‌تونی

.‏باشه، ببین

‏می‌دونم در مورد اتفاقی که بین من .‏و "اِرتریا" افتاد، بهت دروغ گفتم

‏خجالت می‌کشیدم که گذاشتم از سادگیِ من استفاده کنه،‏

.‏ولی دیگه این اتفاق تکرار نمیشه

.‏من طرف تو هستم

.‏سلاح‌هاتون رو بندازین

.‏روراست باش

.‏دلت برام تنگ شده بود

.‏شیاطین، کل روستا رو قتل‌عام کردن

.‏همه رو

.‏بچه‌ها رو سلاخی کردن .‏حتی سگ‌ها رو هم دریده بودند

.‏ردِّ اونها از شمال تا "کِنزرو" مشاهده شده

.‏حتماً در "بریکلاین" جمع شدن

!‏پدر

‏پدر، گوش میدی؟

.‏"بریکلاین"، البته

.‏این‌ها فقط گروه‌های شبیخون‌زننده هستن

.‏دارن عکس‌العمل ما رو بررسی می‌کنن

...‏باید حمله رو قبل از اینکه جمع بشن

‏بریکلاین بر روی یک کوه .‏با ارتفاع هزار مایلی هستش

‏حتی اگه بتونیم پیداشون کنیم، بعد چیکار کنیم؟

.‏ارتش اِلوین قوی‌ترین ارتش در چهار سرزمینه

.‏جند تا شیطان این کار رو کردن

‏صد تا شیطان چه کاری می‌کنن؟

‏یا هزار تا؟

...‏دقیقاً به همین دلیل نمی‌تونی صبر کنیم

.‏تا یک حمله‌ی همه‌جانبه بکنن

.‏وظیفه‌ی ما محافظت از ایلکریس هستش

‏باید تا زمان بازگشت اَمبرلی .‏مکان مقدس رو امن نگه داریم

.‏اصلاً نمی‌دونیم که امبرلی برمی‌گرده

!‏این جای بحث نداره

.‏از قصر محافظت کن

.‏تو باید مراقب و محافظ ایلکریس باشی

More Farsi Persian subtitles for The Shannara Chronicles

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left