The first 200 lines.
ارباب
ارباب
چی شده؟
چیز خاصی نشده اما
ارباب
ارباب ینگ ازتون خواسته
که نیوهورو چیوچی
و ژائو یوژینگ رو برای بازجویی ببرین
باشه
ژائو یوژینگ رو صدا میکنم
بعدش باهم میریم
بله
والا مقام
شنیدم
که تو امروز افراد خدمتکار وو رو باخودت بردی
ارباب
امروز دیدم که خدمتکار وو داشت این دوتا زن خدمتکار با شلاق میزد
موضوع جدی بود
از ترس اینکه یکی توی فولینگ کشته بشه
اونا رو باخودم بردم
تو امروز توی کار خدمتکار وو دخالت کردی
اونم در ملع عام
فقط بخاطر تو
عملیات ساخت و ساز عقب افتاد
و علی حضرت به این خاطر عصبانی شد
میتونی توضیح
بدی؟
ارباب
حرف عملیات ساخت و ساز شد
نیوهورو چیوچی و ژائو یوژینگ زن هستن
اگر اونا اونجا کار کنن
ممکنه باعث عقب افتادن از زمان کاریمون بشن
برای همین فکر میکنم
که اونا بهتره توی آشپزخونه کار کنن
واقعا خوب بلدی پرحرفی کنی
حالتون خوبه؟
وانگ
جه مرگته؟
تو مسئول اینجایی؟
یا من؟
یانگ بی ژانگ
میخوای خودکشی کنی؟
چی؟
به چه جراتی همچین حرفی زدی؟
من دیدم که زرد کردی
با چشمای کدر
لب های آبی
و دهن بد بو
تو مشروب خوردن رو دوست داری؟
این روزا احساس خستگی میکنی؟
از بی اشتهایی و حالت تهوع
رنج میبری؟
تو
اون قسمت پایین دنده های راستت
همیشه درد میکنه؟
همچنین دست ها و پاهات
ورم میکنن؟
چطور مگه؟
تو فقط یه روزه که اومدی
چطور همه اینا رو فهمیدی؟
فهمیدم
تو یه جادوگری
توپ من کجاست؟
توپ من کجاست؟
اون زیر توپ زد و پرتش کرد اونور
ببین
انقدر داد نزن
از اول
اگر از اول شروع کنی، خودتو به کشتن میدی
و بعدش به آرومی از این دنیا ناپدید میشی
باورم میکنی یا نه؟
چطور جرات میکنی
که ارباب ینگ رو تهدید کنی؟
به تو چه ربطی داره؟
دکتری چیزی هستی؟
خودت راجب بیماری
کبدت خبر داری؟
آدمایی مثل تو که اعصاب ضعیفی دارن
و الکل دوست دارن
معمولا دچار این بیماری میشن
و درمانش هم خیلی سخته
واقعا بیماری خطرناکیه
انقدر آدم دیدم که
که این بیماری رو داشتن
که خیلی ناگهانی
مردن
من یه دکترم
و به عنوان یه دکتر
من متعهد شدم که بر همچین بیماری هایی غلبه بکنم
درواقع یه بیماری غیرقابل درمانی نیست
میتونیم درمان های مناسب رو براش پیدا کنیم
درسته
اگر تصمیم بگیری که مارو بفرستی به آشپزخونه
وقتی که سرمون خلوت هست میتونیم برات مواد غذایی مقوی درست کنیم
ممکنه حداکثر چندماه طول بکشه
یا حداقل تو یک ماه
سر و تهش هم میاد
درسته؟
درسته
ارباب
یوژینگ
وقتی که توی دربار بودیم
سرآشپز اجرایی درباری بود
اون در تهیه مواد غذایی مقوی تخصص خاصی داره
...ها
اون به امپراطور کمک کرد تا اوضاع بدنش ثابت بشه
کارش حرف نداره
مثل آب خوردنه براش
قیافه ات رو درست کن
ژائو یوژینگ
اگر
اگر بلوف الکی بزنی
اون موقع می بینیم چی میشه
خب، خدمتکار وو
ژائو یوژینگ و نیوهورو چیوچی رو ببر به آشپزخونه
ارباب
بسپاردیش به من
وانگ
تو همیشه به اونا کمک میکنی
نکنه
نکنه باهم رابطه ایی دارین؟
درواقع
ما ها از یجا
میایم
و حالا توی همچین جایی همدیگه رو دوباره دیدیم
برای همین باید هوای هم رو داشته باشیم
چه دنیای کوچیکی
یوژینگ
دستت رو میبوسه
قبوله
قبوله
اما
یوژینگ
بیماریه من
جدیه
یا نه؟
قابل درمانه؟
بستگی به دکترت داره
اگر بری پیش یه دکتر دیگه
ممکنه فردا به کشتنت بده
اما اگر من درمانت کنم
چیز خاصی نیست
مثل آب خوردن میمونه برام
خیلی خب
باشه
قبوله
پس منتظر کمکت میمونم
از اینطرف لطفا
از اینطرف لطفا
از همین الان دارم بهت میگم
انگشتت رو توی کیک ها نمیکنی
اگر یبار دیگه ببینم اینکارو میکنی
تیکه پارت میکنم
مراقب خودتون باشین
خیلی خب
چی شده؟
کمک کن - ارباب -
من چرا همچین بیماری گرفتم؟
چرا؟
کمک کن
فعلا بهتره حواسش به تهدیدای من باشه
توی این چند ماه گذشته
یوژینگ خیلی پیشرفت کرده
ینگ یه ابله
به لطف تو بود
ایده ی تو بود که
یی وی رو از خظر نجات داد
حالت چطوره؟
درد میکنه؟
مهم نیست
فعلا
همه تلاشمو میکنم که ازتون محافظت کنم
هرجوری که شده
نمیذارم اینجا هم زجر بکشید
زجری نیست
یه مشیت سیب زمینی کوچولو ان
میدونی کله گنده ها چی دوست دارن؟
آدمای کله گنده ایی مثل افراد دربار
وقتی که توی دربار بودیم
خیلی باید حواسمون جمع میکردیم
تحمل اون همه سختی
معاون سرآشپز هونگ مسئول آشپزخونه هست
همه اون رو خاله هونگ صدا میزنن
میتونید به حرفاش گوش کنید
و کسی کاری بهتون نداره
مرسی
یی وی
دختره خنگول
کاری نکردم
آشپزخونه ی اینجا
در برابر آشپزخونه ی دربار چیزی نیست
تعداد کارمند های کمتری اینجان
و کار کردن راحتتره
خیلی راحت میتونید اینجا به کاراتون برسید
اما خاله خونگ یکم بی اعصابه
نسوزونش
اینکارو نکن
باشه
باشه
یکم پایه ی سوپ اضاف کن
No comments yet. Be the first to leave one.