The first 67 lines.
!فانل
پس فانل این شکلیه؟
!همه چیز کم کم داره جالب تر میشه
... فانل ها
.خلبان زیاد با خم و چم موبیل آشنا نیست
... اما بازی
!تازه شروع شده
.حالا با این ای فیلدش از کار افتاد
اینا دیگه چیه؟
این پرتوها دیگه چی هستن؟
.دلم نمیخواست ازش استفاده کنم، ولی انگار دیگه چاره ای ندارم
.میدنستم. این توانایی همچنین خروجی رو نداره
.خسته نباشی
.بهم خوش گذشت
!بمیر
!آرلتو
،متاسفم
.از اینکه منتظرت گذاشتم
.متاسفم دانتون، که اوضاع اینطوری شد
.من واقعا هیچ استعدادی توی خلبانی ندارم
.هر چیزی بار اولی داره
.پس نگرانش نباش
.متاسفم. من نتونستم این واحد زرهی رو به موقع تعمیرش کنم
.الان وقت این حرفا نیست
.خوب گوش بده، ارلتو
.برگرد به جایی که ستوان یکم منتظرته
.چه نقشه ای زیر سرته، دانتون؟
.بهم بگو
... بهم نگو که تو میخوای
نه! اون واحد زرهی با وضعیتی که داره !امکان نداره بتونه گاندام رو شکست بده
دانتون! بیا با همدیگه برگردیم، باشه؟
این دستورات کاپیتان که منو توی هر شرایطی شده باید زنده به خونه برگردونی، یادت که نرفته؟
.درسته، ارلتو
.من از تبعیت کورکورانه دستورات کاپیتان خسته شدم .دلم میخواد آزاد باشم
.دروغ گو
.منو تنها نذار
... لطفا، دانتون
.تنهایی نرو
.من قطعا بر میگردم
حتی با اینکه تو خلبان آزمایشی هستی که نمیتونه ماشه رو بکشه؟
.وقت حرف خلبانی وسط باشه من بی همتا هستم
.باورم کن
.نه، این بار یه حسی دارم
.پس لطفا! نرو ، دانتون
.دارنده نیوتایپ
!بیا با همدیگه برگردیم، باشه؟ دانتون
.آرلتو
.هر پدر مادری دوست داره راه رفتن بچش رو ببینه
.نه
.نه
.نه
.نه
.آرلتو
.نه
.نه
.دوست دارم
.نه
.به عنوان یه پدر
.نه
.نه
.نه
!دانتون، نـــــــــــــــرو
!اشهدت رو بگو
!تکون بخور
.نیازی به این همه غصه خوردن نداره
!تکون بخور
.چون به زودی دوباره میبینیش
No comments yet. Be the first to leave one.