The first 200 lines.
دوست دختر من روباهه
قسمت 13
چرا به من نگفتی؟
چرا درباره مرگت بهم نگفتی؟
من...ازت محافظت میکنم
منم... ازت محافظت میکنم
فقط 51 روز دیگه مونده
اما امروز هنوز تموم نشده
پس 52 روز مونده
نمیخوای روزا سریع بگذرن؟
چون هر روزی که بات میگذرونم خیلی برام با ارزشه
نمیتونیم بزاریم همچین روز با ارزشی اینجوری تموم شه
بیا بریم بیرون
باشه
بریم هواخوری
نه
برای اینکه با می هو قرار بزارم اینهمه سختی راهو تحمل کردم
پس با من قرار بزار
لطفا
باشه
گفتی اگه با این چاقو زخمی شم
بلافاصله میمیرم و از بین میرم؟
....نکنه حالا که فهمیدی
داری به ناپدید شدن فکر میکنی؟
ام...اینکه رنگه گاوه و اینکه رنگ خوکه با اینکه رنگ مرغه رو بده
لطفا خوب با هم مخلوطشون کن
ازون رنگ گاوه بیشتر بزار
ازون رنگ گاوه بیشتر بزار لطفا
!واه
عزیزم خسته شدی نه؟
آره یکم
اوه من خستم
وونگ آه_ اوه من خستم_
وونگ خسته شدی؟
اوه، آره
!اوه می هو !اینکارو نکن
!می هو بزارم پایین
وونگ هروقت خسته شدی بهم بگو خودم کولیت میکنم
باشه
با اینکه نصف دماتو از دست دادی هنوز از قدرتت کم نشده
من هنوز پنج تا دم دیگه دارم
من پنج دمم
میخوام اول رنگ گاویشو بخورم
باشه همشو بخور
!بگو آه
!آ
!می هو منم آ
!تموم شد
هی همشو یه نفس خوردی؟
!آه خوشمزه بود
الان دمام میزنن بیرون
می هوی من خیلی خوش اشتهاس
شایدم رنگ گاویش از همشونم خوشمزه تر بود
آیگو واقعاکه چه بچگونه
وونگ، اونا چی کار میکنن؟
اون؟
....دستشونو این شکلی با هم جفت میکنن
و نشون اون یکی میدن یعنی دوستش دارن
آه پس اینجوریاس
هی اونا فقط قلبای کوچیک کوچیک میفرستن
بعضیاشون به این بزرگین
دوستش داری؟
!آره
هی!من الان برات قلب فرستادم اما تو هنوزم به فکر گاوی؟
!این که گاو نیست
اینو از عمه یاد گرفتم
این آنتن قلبمه که همش به اونی که دلم پیششه نشونه میره
واقعا معنیش اینه؟
!آره
آه کارگردان بان هم هرروز همین کارو میکنه
واو....کارگردان همش به من میگه به هیچی فکر نکن
و فقط رو کارت تمرکز کن
اونوقت خودش حواس پرتی میکنه
یه ثانیه صبر کن... این، این
یعنی کارگردان یواشکی برگشته عمه امو ببینه؟
!مین سوک
موقع فیلمبرداری تو صحرا خیلی تنها بودم
یکدفعه صداتو شنیدم
تو سیگنالی که قلب من فرستاده بودو گرفتی؟
بوق بوق، بوق بوق
!درسته
همینجوری صدات کردم
....مین سوک
....آه
وقت نداشتم لباسامو بشورم
...کلی تو بیابون عرق ریختم
اش... اشکال نداره
!اوه کارگردان
...آه
...چرا ما
بیا بریم پا به پای بیابون تو سونا عرق بریزیم
حالا که میبینمت مین سوک
یاد اون بره ای میوفتم که تو صحرا دیدمش
تو هم مثل لورنس عربستان شدی کارگردان
اگه عینگ آفتابی بزنی شبیه چو یون فات میشی
و با حوله شبیه لورنس عربستانی
هیچی نیست که بهت نیاد
میگن وقتی سیبیل میزارم
شبیه گیبل ،اسمش چی بود؟
شبیه کلارک گیبل میشم
!درسته! درسته
پس منم میخوام ویوان لی بشم
چی؟
درسته
ویویان لی
یکم بخور
آه بله
به سلامتی
به اینجا سونا میگن
چون معدمون بخاطر بستنی یخ کرده
میتونی بپوشونیمش و اینجا دراز بکشیم
سونا؟خیلی اسمش خنده داره
میگن مردم میخوان اینجا که بپزن؟
...اگه زمان قدیم بود
مردم باید مراقب اومدن تو به اینجا میبودن
چون ممکن بود تو دچار سوتفاهم بشی فکر کنی اینجا مردمو میپزن
درسته! اشتباه برداشت کردم
نگاه! نوشته ما شما رو اینجا کباب میکنیم
و لطفا خودتونو گرم کنید
شما میتونید اینجا ریز ریز بشید
شما میتونید بپزید کباب شید گرم شید و خورد شید؟
!اینجا از یه گومیهو که کبد مردمو میخوره هم ترسناکتره
پس چطوره با پختنو کباب شدنو گرم شدنو خورد شدن شرع کنیم؟
باید؟
بریم اول اونجا
!لطفا خودتان را گرم کنید
حالا که اینجاییم
تو تبدیل به روباهه پخته میشی
وونگ پس تو هم خرس بخار پز میشی
اوه، تو
لطفا خودتان را گرم کنید
!وونگ!خیلی گرمه
انقدر گرمه که حس میکنم دمام دارن آتیش میگیرن
واقعا؟
تو که دمی برات نمونده نباید آتیش بگیره
بریم زود خنکش کنیم
!بریم
!آه چه خنک و خوبه
خنکت شد؟_ آره_
یعنی دمات آروم گرفتن؟
وووووووونگ
!وای
چرا تو سونا عینک دودی زدی؟
!این کارگردان بانه
کارگردان بان
نباید ببینه من اینجام!بزن بریم
!کارگردان
این عمه منه؟
یکم تخم مرغ بخور
یکم تخم مرغ بخور
کارگردان چون خیلی وقته تو دستگاه بودی
پوستت مثل تخم مرغ شکننده شده
باید مراقب سلامتیت باشی پس این تخم مرغا رو بخور
تو هم باید بدنتو با این صندلیا ماساژ بدی مین سوک
برای تک تک سلولات خوبه
باید زوج باشن
چقدر شیرینن
هرچن من ازون آدمایی نیستم که پشت سر کسی درگوشی بد بگم
اما همیشه میخواستم به جوونای امروزی که بهم چسبیدن یه چیزی بگم
اما انگار متداول شده جوونای امروزی
بدون اینکه فکر کنن دورو برشون کیه آشکارا عشق بازی کنن
به چشمام عمیقا نگاه کن
درسته که آشکارا بیانش نمیکنم
اما عشقی که تو قلبمه در حال انفجاره
پس انقدر به اونا حسادت نکن
اوه، کارگردان!
هنوز بهش نگفتم اومدم خونه نباید گیر بیوفتم
عمه ات حتما همیشه آنتن قلبشو بالا نگه داشته
و هرروز صداش کرده اونم شنیده و زودی برگشته
احتمالا حق با توئه
دیگه نباید گوش بدیم بیا خودمونو بپوشونیم بریم
وقتی از هم جدا بودیم انگار زمان متوقف شده بود
اما حالا که با همیم چند ساعت مثل چند دقیقه گذشت
آره حالا که با همیم زمان خیلی زود میگذره
بعد از 50 سال ما هم شبیه اونا میشیم
چیه؟ مادربزرگ پیر شدن میترسوندت؟
نه
منم میخوام به همین اندازه طولانی پیش تو باشم
وای خیلی عالیه
وای خیلی خوبه
خیلی خوبه
میخوای لمسش کنی؟
آه هنوزم میترسونتت؟
نه، خوبه
!واه
!وای
چیزی نیست بیا بریم
!بیا
بیا دنبالم بیا هرکاری میکنم بکن
!وای
بعد از صد روز اگه من مهره امو بگیرم تو میمیری
پس اگه بخوام تو نجات پیدا کنی باید ناپدید شم
!وای
!می هو
!می هو
بعد ازینکه ناپدید شدم
لطفا خیلی شوکه نشو و خیلی درد نکش باشه؟
حتی اون موقع هم هراز گاهی منو صدا بزن
اونجوری من تو خاطرت همیشه زنده میمونم
درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.