The first 131 lines.
چراغ سبز.
میتونم کمکتون کنم؟
اوه،نه،داشتم اینارو میووردم... من همسایه اونام.
اوه خدای من،تو باید آنا باشی.
اره،نیل گفت شما دوتا خیلی شب قشنگی داشتین دیشب.
اوهوائنا واسه اما ست؟ اوه خدای من،تو خیلی شیرینی.
- میتونم اینارو بدم بهش بخاطر تو. - ببخشید.شما کی هسنی؟
اوه خدای من.ببخشید. من بخاطر کارم خیلی خسته شدم حواسم نیس.
من لیسا،دوست دختر نیل ام.
اره.
- سلام،عزیزم - سلام،عزیزم
- ما همزمان گفتیم. - چیکار میکنی؟
- سلام،آنا - سلام.
- هی،بچه. - اوه،سلام،آنا
اوه خدای من،هیچ ترافیکی سخت تر از فرودگاه وجود نداره.
اره.ما فکر نمیکردیم قبل از مدرسه ببینیمت.
من خیلی خسته ام و اونا گفتن ساعت 9:20 امشب باید سیاتل باشم.
- اوف. - اوه،بفرمایید.
- متشکرم. - اونا از طرف منن.
پول نقد داری؟ میخوام به راننده انعام بدم.
اوه،آره،آره،فکر کنم.آره،آره
خب.شما ها باهم قرار گذاشتین؟
- آره. - آره.
همم.
- اوه، کوچیکترشو ندارین؟ - اوه،نه،نداریم.
- بجنب،بابا،دیرمون میشه. - دارم میام،دارم میام.
- آنا،چیزی نیاز نداری؟ - نه،اره،خوبه.
من فقط میخواستم ماژیکارو بدم بهش.
- ماژیک؟ - خدافظ آنا.
صبر کن. بغل گروهی.
اوه خدای من.
کیر توش.
باورم نمیشه آنا این شکلی اومده مدرسه.
من میتونم.منظورم اینه که اون دیوونه اس.
من اونو با یکی از مشتری های اسکات هماهنگ کردم. ولی شکست خورد.
نه زنگی،نه پیامی،هیچی.
میدونستی به الکل اعتیاد داره؟
- نه - اره. خیلی هم جدی اعتیاد داره.
اوه. و این همسایه جدید،اون خودشو انداخته بهش.
اوه خدا.
میدونم.و اون هم دوست دختر داره. این خیلی بده.
- خیلی ناراحت کنندس. - خیلی.
ولی نمتونی تا آخر عمرت قربانی یاشی.
- چیزای بد واسه همه اتفاق میوفته. - اره.واقعیته.
این قضیه واسه من درست نیس.
میدونم.متاسفم بخاطرش.
چه گوهی داری میخوری؟
این چیزی نبود که درموردش حرف زدیم.
میدونی چیه؟بزار بهت زنگ میزنم.
سلام.
مشلکی با ماژیکا پیش اومده؟
سلام،خدای من،ببخشید. اره،اینا یه بوی عجیبی میدن.
من بینی حساسی دارم.
اوه.
اوم.من بوشو متوجه نشدم.
من خیلی یه این چیزا حساس ام.
باشه.
من میرم ماشینمو پارک کنم.
خیلی خوشحال شدم دیدمت.
منم همینطور.
جنده.
اون چی بود
هان؟
اوه،چیزی گفتی؟
نه،اوه.
لعنت.
- هی. - سلام،آنا.چطوری؟
اوه..
دیوونه...
چجور دیوونه ای؟
از کجا میخوای شروع کم؟ اوم،من صدا هایی از اتاق زیر شیروونی میشنوم.
تو تو خونه قدیمی زندگی میکنی؟ خونه های قدیمی صدا میدن.
من دوباره الزابث رو دیدم داره تو اتاق بازی میکنه.
توضیحت واسه اون چیه؟
ما درموردش حرف زده بودیم.
نصور این که اونو میبینی یه بخشی از تروماست.
مصرف الکلت چجوریه؟
عالی.من دارم قطعش میکنم.
و قرص های که واست نوشتم؟
میدونی که نباید اونرو با الکل ترکیب کنی؟
نمیدونستم.
من جدی ام آنا. اون باعث توهمت شده.
و میتونه باعث دیوونگی بشه.
من گفتم اینکارو نمیکنم.
خدا،خسته شدم ا حرف زدن. میخوام جیغ بزنم.
منظورم اینه،احساس میکنم متونم یه نفرو بکشم.
شاید بهتره تلاش کنی بیای دفتر.
قبلا بهت گفته بودم نمیتونم ریسک کنم تا اونجا رانندگی کنم.
و توی بارون گیر بیوفتم.
بیا درمورد اون صحبت کنیم. آمبروفوبیا.
بیا بگیم که اون چیه.
من یه دیوونم که از بارون میترسه.
آنا،تو دلیل خوبی داری که از بارون بترسی.
به بدترین روز زندگیت در ارتباطه.
میدونم خیلی دردناکه،ولی میتونی درباره اون روز حرف بزنی.
نمیدونم.
درمورد اون روز بگو،آنا.
در مورد بردن دخترت به دفتر کار.
خوش بگذره.
بیا.عزیزم.
اوه!اوه،وایسا،واسا،واسا.
بخند.
باشه،خدافظ،بچه ها.
خداقظ مامان.
- اوه. - وایسا.
بیا عزیزم.
اینو بگیر،خدافظ.
الیزابث خیلی هیجان زده بود که با باباش بره،
یک روانپزشک قانونی برای FBI متخصص در قاتلان زنجیره ای.
الیزابث با یه قاتل سریالی رفت تو اتاق.
کسی که حداقل سی نفر رو کشته و خورده بود.
درست قبل از شروع ارزیابی،
سرپرست نیاز به یه بحث روی یک موضوع فوری داشت.
سرپرست درو بست تصادفا درو از بیرون قفل کرد.
.دختر هشت سالمون تنها موند
با مردی که مقامات به او لقب دادن:
مایک قاتل.
آنا؟
اوه،نمیتونم ادامه بدم.ببخشید.
تو دوتا گوشی داری؟
چیکار میکنی؟فروش مواد؟
تو کی هستی؟
لیزا مینز.
یا خدا.
خیلی خودتو دوس داری؟
باشه.اگه نمیخوای به تلفن های من جواب بدی.
من باید بدون اطلاع قبلی برم.
که کسی اینجوری خوشش نمیاد.
چه کسی در حال خندیدن سلفی می گیرد؟
یا یخند یا سلف بگیر. نمیشه دوتاشو همزمان انجام بدی.
- به چی نگاه میکنی؟ - دوست دختر نیل.
No comments yet. Be the first to leave one.