The first 168 lines.
Running Man subtitle by shima_shi
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:شيما (shima_shi)::.:.
آينه...آينه... چه کسي توي دنيا از همه زيباتر است؟؟
[دماغ گنده کوتوله, آقاي عضله کوتوله, و کوتوله رمانتيک!!!]
براي شما مشکلي نيست که منو همش دعوت ميکنيد؟
مشتاق ديدار بچه ها!
الان ديگه مهمونمونو ميشناسيم! ميشناسيم!
من اشتباه بزرگي کردم!
اون خيلي به سيب علاقه داره!
ايشون معلمه منه!
تو پيش اون معذبي، درسته؟
ميتوني با من خيلي عادي برخورد کني, جي هيو!
-من فکر نکنم اين کمکي بکنه! - نه, اين بيشتر معذبم کرد!
- به هر حال مفهوم امروز چيه؟ - نميتونين بگين؟
[اينجا يه سفيد برفي هست که در کنار شما سيب ميخوره...]
بديهي است ،اين سفيد برفيه!
اما سفيد برفي به نظر خسته ميرسه!
ديگه وقت خوابشه!
احتمالا... سئونگ سو شاهزاده نيست؟
به هيچ وجه!
پس,شما دارين ميگين من امروز بايد معلممو ببوسم؟
تو بايد امروز بوسش کني ؟
من فکر ميکنم امروز خيلي جالب بشه.
بلوف هاي تو هميشه دردسره!
من ميميرم الان.
من الان غش ميکنم...
فکر ميکني اينجوري بايد انجام بشه؟
همينه ديگه، توي کارتون هم وقتي دختر يک گاز ميزنه...
کارتون؟
- منظورم داستان خياليه... - تو خيلي کارتون دوست داري!
افسانه!
خيله خب براي مطابقت با داستان زودباش بمير!
باشه , الان ميميرم!
چرا بايد انقدر سيب بخوري تا بميري؟؟
بعد از يک گاز، بايد بميري ديگه!!!!
سعي ميکني به اندازه يه وعده غذاييت بخوري؟؟
چجوري ميتوني انقدر بخوري؟
من فقط يه تکه ميخورم!
خوبه يه گاز بزن!
هي سونگ جي هيو من فکر کنم سيب سمي اون يکيه!
مال تو يه سيب عاديه! اون يکي زهر آلوده!
چرا سيب سمي رو تميز ميکني؟
ميخورمش!
خداحافظ...
بيشتر بخور, بيشتر...بيشتر!
-فکر کنم ديگه کافيه ! - اره, ديگه الان بايد غش کنه!
درسته!
پرنسس!
خوبه, پس اين سيب هم برا من!
بخور!
پرنسس!
فقط يه شاهزاده ميتونه سفيد برفي را از نفرين نجات بده.
يک شاهزاده بين ماست.
نشانه هايي که نفرين جادوگر رو حل ميکنه و شاهزاد رو پيدا ميکنه ، اينجا نيست!
اما اين نشانه ها ممکنه در آينده باشند, جايي که تمدن خيلي گسترش پيدا کرده!
بنابراين, اگر ما نخوايم که اونو نجات بديم, ميتونيم همينجا توقف کنيم؟؟
اون بيدار شد!
بيدار شد! بيشتر بخور!
ما الان توي بازي هستيم و پرنسسم غش کرده!
اما تو به نظر هنوز خيلي ريلکسي! داري کوکي ميخوري.
همه ي شما بايد از ميان آينه عبور کنيد براي رفتن به آينده...
بريد به آينده و اشاره ها را درباره نفرين و محل شاهزاده پيدا کنيد.
اگر سفيد برفي بيدار نشه،براي هميشه ناپديد ميشه.
- ما آماده ايم که يک پرنسس جديد داشته باشيم! - نجاتش فقط اميد واهي است! بزاريد بره!
پرنسس بعدي بايد تو دهه بيست سالگيش باشه!!
من نبايد الان گريه کنم؟ اوه ,نه!
پس اگر ميخواهيد پرنسسو نجات بديد
بايد از ميان آينه به آينده سفر کنيد.
کوانگ سو,تو ميتوني اول بري
چجوري ميتونه به اين سرعت در نقشش فرو بره؟
کافيه!
نههههه!
آدم ربايي که نيست!!! تو با اختيار خودت داري ميري.
تو قراره به طور داوطلبانه بري تو!
همون جا بمون ، پرنسس! من نجاتت ميدم!
من نجاتت ميدم پرنسس! من شاهزادم!
اين واقعا لازمه؟ نميتونيم خيلي عادي بريم؟
تو بايد همينجوري بيهوش بموني, پرنسس!
پرنسس تو نبايد بلند شي و زير چمي مارو نگاه کني!
آخه خيلي جالبه!
پرنسس! من شاهزاه هستم!
خيلي شوخي خوبي بود!
پرنسس! من ازت محافظت ميکنم!
جي هيو! من دارم ميام!
فقط همين جا بمون!
جي هيو ، من دارم ميام! همونجا بمون!
ميخواد با بلانک جي بپره؟
من صداي شکستگي استخوان هاتو شنيدم،سئونگ سو!!
زانو هاش صداي شکسته شدن ميده.
اين صدا مثل کشيدگي ماهيچه هاته ،سئونگ سو!
من نجاتت ميدم, پرنسس!
به آينده خوش آمديد.
شما در زمان سفر کرديد تا به شهري در آينده بياييد.
هر چيزي که شما در اطرافتون ميبينيد ممکنه خيلي جديد باشه براتون.
بله!
وقتي در زمان سفر ميکرديد پرنسس بيدار شده!
چون زهر زيادي توي سيب ريختيد , اون زمان سختي رو ميگذرونه!
- يه چيزي براش بياريد! - يه نفر موهاشو مرتب کنه!
اين ماموريت ،يک ماموريت فردي است و دريافت خدمات به ترتيب ورود خواهد بود.
و بر اين اساس اشاراتي درباره شاهزاده به شما خواهيم داد...
واقعا يک شاهزاده بين ماست؟
پس يک شاهزاده بين ما هست!
تو نميتوني باشي.
- چه کسي ميتونه باشه؟ - شايد منم!
در اولين راند ماموريت...
شما بايد کوانگ سو کوتوله را که جايي در جنگل پنهان شده ، پيدا کنيد.
کوانگ سو کوتوله يک جايي در ساختمان پنهان شده!
لطفا به کسي در اين باره نگيد.
فقط کارمندان ميتونن اينجا بيان.
شما بايد هر چه سريع تر کوانگ سو را پيدا کنيد و روي پشتتون کولش کنيد...
کول کنيم؟
کولش کنيد و اونو برگردونيد اينجا تا برنده بشيد.
جي هيو چطوري ميتونه اونو کول کنه?
اون ميتونه موهاشو بگيره و بکشه تا اينجا.
آماده , شروع!
ما بايد به سرعت پيداش کنيم.
اگر فقط خودمون بوديم من توجهي نميکردم ولي اينجا اين لباسا شرم اور است!!
ميدونم .
سلام.
لباس من خنده داره ، نه؟
نه ،خوبه
معذرت ميخوام اما نخند لطفا
شانه هاي من در حال حاضر رسيدند به زمين!!
[تلاش ميکنه خندشو نگه داره ولي فايده اي نداره!]
من اين لباسو پوشيدم براي اينکه شما از تماشاش توي اين روز گرم لذت ببريد!
کجا ميتونه باشه؟
من بايد خودمو جاي کوانگ سو بزارم.
من فکر نکنم تو به هر حال پيداش کني
فکر نکنم
اون احتمالا يک جاي مضحک باشه اين راهنماييم به توه.
چي? بي فايدس!
اين بلوف زدنا بهت کمک نميکنه! اين چجور راهنماييه؟
کوانگ سو کجايي؟ اون بلنده...
يه جايي نزديک آينه؟
لي کوانگ سو...
کوانگ سو... ممکنه اينجا باشه
من فکر ميکردم سريع پيدام کنن ولي من خيلي خب با شما ترکيب شدم
نه، منظورم اين نبود!
هيچ کس هنوز به اينجا نقل مکان نکرده...
چيکار ميکني?
من گرفتمش!
هي کوانگ سو!
کواهنگ سو! فرار نکن!
اون توي قايم شدن خيلي خوبه...
اونجا رو ببين! يک نفر داره ميدوه!
چه کسي در حال دويدنه؟
- اون جه سوکه? - آره خودشه.
کجا دارن ميرن؟
اگر از اينور بريم ميتونيم بگيريمش!
عجله کن! سونگ جي هيو اومد!
چيه؟
اين چيه؟
من طعمش کردم.
اين براي سئونگ سو بوده؟
مراقب باش, بعدا ميبينمت!
شرمنده مزاحم کارتون ميشم ، اما مي توانيد يک تکه سيب زميني شيرين خشک شده تونو به من بديد؟
- مادرم اينو درست کرد. - واقعا؟
اين خيلي خوبه.
[مبدل کوتوله کوانگ سو درست پشت اين درب است!]
اين واقعا خوشمزه است
اون بيشتر از چيزي که انتظار داشتم توي قايم شدن خوبه!
من يادمه اينجا قايم شده بود
آيا هارورو ميبينتش؟
اون اينجاست...
يک زن عجيب و غريبي اينجا هست که سرش پايينه و يک جاي ديگر رو نگاه ميکنه.
اون سرشو خيلي پايين انداخته
آدم هاي اطرافش با اون فرق دارند...
ببخشيد, شما احتمالا لي کوانگ سو را نديديد؟
No comments yet. Be the first to leave one.