The first 169 lines.
سلام بابوجي
بابوجي صدام ميزني
ولي قبولش هم داري؟ کاملا-
شما گفتين پاتنا نرو
منم نرفتم
گفتين کار چاندربان سينگ رو انجام نده
منم انجام ندادم
پس يعني قبول کنم که
اين بار هم توي شناخت آدمهام اشتباه نکردم
بله بابوجي
من هر چي که هستم به لطف شماست
پسرم ميدونم که کار زيادي انجام دادي
درک ميکنم
يه کم صبر داشته باش و به ما اعتماد کن
بله
خوب به اون کار لاکنو برس
کارتون انجام ميشه من رسيدم
پس زود برگرد، يه فکرايي برات دارم زود برگرد به گوراکپور باهم حرف ميزنيم
بله بابوجي
نگران نباشين
خداحافظ
!هي
کليدارو بردار و برو ميوهها رو بيار
از اين ماشين مياد بيرون؟
ساعت سه مياد بيرون
پنج نفر باهاشن
دو نفر کنارشن و سه نفر هم پشت سرش
مطمئني ساعت سه؟؟ آره مطمئنم-
داداشه
بله داداش؟ هدف رو پيدا کردين؟-
بله داداش
شنيديم که اومده دنبال يه پرونده و ساعت سه مياد بيرون
يه جاي خوب انتخاب کن همه بايد ببينن که ميکُشينش
نميخوام مشکلي پيش بياد تانوج کار انجام ميشه داداش-
شما نگران نباش ...کي نگرانه آخه، خواهرت رو-
چيزي گفتين داداش؟ نه هيچي، چقدر وقت مونده؟؟-
دو ساعت
هر پنج دقيقه بهم زنگ بزنين و گزارش بدين
باشه زنگ ميزنيم داداش
چي گفت؟؟
اول باره ميبينم که داداش اينقدر عصبانيه
مثل اين که يه چيزايي به هم ريخته
با تيواري؟؟ آره همون-
ولي ما مواظب داداش هستيم
در اون که شکي نيست
آره داداش
بشينين
صبحونه خوردين؟؟ همه چيز خوبه؟
بله، چاي و صبحانه خورديم
خب جناب دوبي
شنيدم خيلي ميرين دوبي و سرتون شلوغه نه اينطوري نيست بابوجي-
يه دو سه بار براي تفريح رفتم
واسه تفريح نبوده من خوب ميدونم
خب
چطور شده اومدين؟
به خاطر جناب وزير
جديدا خيلي داره اذيتمون ميکنه
بابوجي ما احساس ميکنيم که داره از عمد اين کارها رو ميکنه
سه بار پروژهمون رو کنسل کرده
همه کارها رو انجام داده بوديم
دو بار هم خودشون نظارت کرده بودن
و همونقدر هم که خواسته بودن براشون فرستاديم
فرداش فهميديم که قرارداد به رويندر سينگ رسيده
پول رو داديم و کار هم از دستمون در رفت
نبايد اينطوري باشه
رام بهادر رو از وقتي ميشناسم که از من التماس ميکرد و ازم پول ميخواست
...مقامش بالا رفت و
وزير شد...
بهش گفته بودم که هر چقدر ميتوني از لاکنو استفاده کن
ولي حتي يه نگاه چپ هم به گوراکپور ننداز
داداش سيستم اينجا کلا زير و رو شده
هم از نظر سياست هم از نظر تجارت
و اونجايي که کار احداث راه آهن باشه خيليها ميرن سرکار
اون ميخواد که کاملا به همه چيز کنترل داشته باشه
ولي شما نگران نباشين ترتيبش رو داديم
شيو پراکاش کار رو ميکنه تمام
اين که خيلي عالي ميشه اگه شيو پراکاش روش کار کنه
ديگه لاکنوييها حساب کار دستشون مياد که نبايدبه گوراکپور نگاه چپ بندازن
شما نگران گوراکپور نباشين. فهميدين؟
شنيديم که اين روزا شيو پراکاش خيلي به پاتنا رفت و آمد ميکنه
شيو پراکاش الان هم با شماست، درسته؟؟
تا حالا شما مسابقه اسب سواري ديدين؟؟
اسب
مسابقه
بايد اسب رو از بچگي آماده کرد
بايد کاملا تمرينش بدي
بعد از اون ديگه واسه مسابقه حاضره
فهميدين؟
هر کسي ميتونه روي اون اسبه بشينه
ولي اون کسي که لياقت و شجاعتش براي نشستن روش از همه بيشتره، کسيه که آمادهـش کرده
و اينم
مثل اسبه
شيو پراکاش هر چقدر هم دور دنيا بگرده باز هم پيش خودم برميگرده
درسته؟؟
پس شما نگران هيچي نباشين
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - ويرايش: سميرا
"از همه چهرهـت رو پنهون ميکني"
"وحشت دقيقا مثل توئه"
"حتي خدا هم ازت وحشت داره"
"روي سر همه نشستي و حمکراني ميکني"
"همه رو با اسلحه ميفهموني"
"تو طوفان و تو خرابي هستي"
"حيله گر" "بر اساس حوادث واقعي"
بله قربان متوجهـم
من قبلا هم بهت گفته بودم که مواظب باشيد
خيلي پارتي داره
قربان اين بار حواسم به همه چيز بود ...حتي پليس دهلي رو هم دخالت ندادم ولي باز هم
ولي بازم از دستت در رفت
و يکي از افرادمون رو هم کشت
لطفا يه کم سريعتر باش ما نتيجه ميخوايم
بله قربان
پاندي تو اعتمادت به تيمت در چه حده؟
نفهميدم قربان
گفته بودي که همسن منه
ولي ببين اين عوضي تو اين سن چيکار کرد
يکي همسن باباش رو به قتل رسوند
جنازه باگوان ميشرا رو
به خونهـش دارن ميفرستن
پيش خانوادهـش
اين براي هممون لحظات خيلي سختيه
خيلي از ماها با باگوان ميشرا کار کرده بوديم
شايد بعضيهاتون
بخواين به خونهـش برين
...منم ميخوام برم ولي
نميرم...
چون ميدونم اگه باگوان ميشرا الان اينجا بود
اونم همين کار رو ميکرد
قبل از تموم کردن ماموريت هيچ جا نميرفت
از تلاشش دست نميکشيد
اميدش رو از دست نميداد
اگه کسي از شماها ميخواد بره ميتونه بره
من هيچ مشکلي ندارم
...ولي ميدونم که
با دستگير کردن شيو پراکاش... روح باگوان خيلي شاد خواهد شد
فکر ميکنم که شوکلا فهميده تلفنش رديابي ميشه
و فکر ميکنم دوباره سيم کارتش رو عوض ميکنه
همه وسايلت رو جمع کن
بايد يه نقشه جديد بکشيم
داداش کجا بريم؟
بريم هتلي چيزي؟؟ نه بابا-
هتل رفتن ديگه خوب نيست
داداش، يه دوست دارم به اسم اسلم توي چاندي چوک يه خونه داره
ميتونيم بريم اونجا
مورد اعتماده؟؟ آره داداش-
يه چند تا کار هم بهش دادم قطعا بهمون نارو نميزنه
به هرحال بايد يه کم هم وايسيم
باشه پس بريم
يه آهنگي چيزي بذار يه کم حال و هوامون عوض شه
"اي همسفر من"
"جان جانان"
"اي همسفر من"
چطوري داداش؟ عاليم-
داداش اين اسلمـه
توي لاکنو با هم بوديم
خيلي با هم کار کرديم
خيلي ممنون داداش
داداش چرا شرمندهمون ميکنين؟ بقيه اهل خونه کجان؟-
راستش تو يو پي يه عروسيه همه رفتن اونجا
الو؟؟
سلام پهلوون
همه چيز خوبه؟؟ کاملا عاليه-
توي لاکنو حال ميکني؟؟
چرا زنگ زدي؟
اون يه وزيره
امروز هم بايد کارش تموم شه
قبل از رفتن به وزارتخونه به خونهـش قطعا يه پان ميخوره
توي مغازههاي حضرت گنج
نزديک ساعت سه
اون وقت، وقت خيلي خوبيه
No comments yet. Be the first to leave one.