The Vanquished

The Vanquished (I Vinti)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

I Vinti 1953 1080p BluRay AAC2 0 x264-EA
A Commentary by donkeyoxte

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2019-08-15
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اصلا اهمیتی نداره که داستانی که ما قراره برای شما تعریف کنیم واقعیه یا نه

اونارو من در آوردی در نظر بگیرید چون که رو صفحه نمایش میبینید

اون هارو واقعی در نظر بگیرید چون که هر روز این اتفاق ها می افته

برای اینکه هر روز این داستان ها اخبار رو پر میکنند

این داستان ها از "نسل سوخته" استخراج میشن

نسلی که کودکانش در طول جنگ بودند

و وقتی که چشمانشون رو باز کردند, تنها چیزی که تو دنیا دیدند

"بسیج عمومی خشونت" بوده

نمایشی که خیلی چشمگیر و موثره

طوری گول زننده که گویا همه چی رو پنهان کرده

حتی مهربانی, بخشش, ایثار

حتی اون زمان ها هم مثل بقیه رشد کردند

خشونت پیروز شد

این موضوع تا جایی پیش رفت که نوعی بیگناهی نوجوانان رو تصدیق میکرد

قانونی که هر قانون دیگر را نادیده بگیرد

ویژگی اجتماعی آن

تحقیر هر جامعه ای در پیروزی شخصیت انسانی مستحکم، بدون تردید است

وقتی نسل سوخته

با تمام سری جرایم و جنایت ها وارد اخبار شد

آشکار شد که بزهکاری(جرم و جنایت) که از فقر و اختلافات اجتماعی ناشی می شود، نیست

قهرمانان جدید در مجله ها و مقالات جوانان از خانواده های جذاب و ثروتمند بودند

احتیاجی نیست یا اینکه خود کم بینی اجتماعی باعث سوق آنها به سمت جرم و جنایت شده باشه

اما تمایل به انجام نیاز های استثنایی,

برای ایستادگی همچون ستاره سینمایی, کمیک استریپ های فیلم های گانگستری

of gangster films.

اخبار جنگ و جنایت, کمیک و سینما تنها در یک هدف حل شده اند

جشن خشونت به عنوان یک پیروزی شخصی

تنها دلیل این خونریزی ها, برای آنها این بود که ادعا کنند

که در ظاهر شومانه یک ژست بی رحمانه، فرهنگ پیروزمندانه خود خودشون رو اثبات کنند

هنگامی که قهرمان تو روزنامه ها از بذبختی و فلاکت او باخبر میشه

و متوجه میشه که او بی نهایت نبرد رو از دست داده

دیگه خیلی دیر شده

در عین حال، دیگران به حرکات او احترام می گذارند

و او را ستایش می کنند و فکر می کنند که از او کپی می کنند بنابراین دوباره این زنجیره پست شروع میشه

برای دقیقا مخالف هدف ما داستانمون رو میخوایم تعریف کنیم

سه داستان متفاوت از سه کشور متفاوت

اما اساسا همه آنها به دلیل ناراحت کننده ای شبیه هم هستند

ما در تعریف آنها

با جذابیت و زیبایی, آنها را غنی نمیکنیم

ما آنهارو بدون رنگ کردن و تاکید بیخودی تعریف خواهیم کرد

تا شما واقعیت اشان را ببینید که شما بدون تزیینات و دکور تماشاشون کنید

این یک واقعیت زننده است که قادر به اغوا کردن احدی نیست

ممنون, خانم

درشون بیار, نباید کفش ها چرمی تو برای قدم زدن تو روستا بپوشی

همش به فکر خوش گذرونیه, گردش و بیرون رفتن تو زمان ما, ما جرئت نمیکردیم پامون رو جلوی بابامون دراز کنیم

به خاطر همین شوهر پیدا میکنن امروز کجا میره؟

با بچه های مدرسه میرن قدم بزنن

سیمونه, دخترهای دیگه هم میان؟ - بله

آلو؟ بانو هیبر؟

من خانم روژرم

ببخشید که مزاحم شدم, من مادر سیمونه ام

میخواستم بپرسم که پاولینه هم با بچه های کلاس به پیاده روی میره ؟

بله

عینکم رو ندیدی؟ - نه -

درسته, اونا هنوز بچه ان

فقط میخواستم مطمن بشم که بقیه هم میرن

بله, همچنین...همچنین

من میگم 8

بله, باشه خداحافظتون خانم

باید برم, میای؟

کانکلین امروز دوباره خونه است من باید مغازه رو باز کنم

اون واقعا مریضه؟ - من چه بدونم -

کمه کم از زمان عید پاک مریضه...

تو هم باما میای پایین؟

کجا میری؟ - به ویر, نس, اونا میان دنبالم -

باید تا ساعت هفت خونه باشی - باشه تا هفت -

نمیتونم تا انجا شیفت صبحم صبر کنم

جورج یه لطفی در حقم کن

برو پیش فورنیر و بهش بگو که من یکشنبه صبح یا ظهر میرسم اونجا

خودت میفهمی چه جاییه ویوش شاهکاره

اگه همه چی همونطور که انتظار دارم پیش بره من اونجا مستقر میشم

صاحب خونه میشم دیگه کوچیکه ولی خب همه چی داره

یه بار با جورج رفتم ویرنس

یه بار!!! تو باید اونجا زندگی کنی تا زیبایی شعر رو درک کنی

من میدونم شعر چیه

بزن بریم - یه کم غذا میخوری؟ -

نه اگه گشنمون بشه اونجا یه چیزی میخریم - شما سه برابر قیمت می پردازید -

تو شبیه برادرمی همونی که مدال داردانل رو داره

حوصلمون رو با اون برادرت با اون مدالش سر نبر

اون مرده - اما برادری که حقوق مستمری اش رو برای خواهرش نزاشته -

دیدیش؟ - اون عوضی مدیر مدرسه است -

چیزی شده؟ - چیزی نشده مامان نگران نباش -

بهت که گفتم دیروز مدرسه نرفتم

معلم تاریخمون میخواست با یه امتحان شفاعی بهم رکب بزنه

این که میگه تو حدود یه هفته مدرسه نبودی

من شانسی از صندوق پست برداشتم اگه بابات در مورد این بفهمه

خب, بهش بگو

شما جوونا چرا اینجورید؟ این آخرین ساله مدرسه اته

تو کمد لباسه پایینشه بجنب

به بابات نمیگم, ولی میرم و با مدیر مدرسه تون صحبت میکنم

ازش میخوام فردا یه امتحان شفاهی بگیره و بهش نشون میدم

این شونه کردن موهات تموم نشد؟ لارنس اولیور که نیستی

برنامه ما به دقیقه معینی محاسبه شده نباید دیر کنیم.

تو بگیرش - نه برای توست نگه اش دار -

پیر هم باهات میره؟ - آره -

با پیر صحبت کردی؟ - سیمونه باهاش حرف میزنه -

واقعا؟ - اطمینان داده که میاد -

درست تکرار کن - پیر رئیس -

...پیر رئیس - بهار -

...و - و صد فرانک احتیاج داره -

آفرین, حالا میتونی بری

این خوب نیست که برادرت برات قصه میبافه من یه پنی هم بهش نمیدم

ما به یه سفر کوچولو میریم برای کرایه و نوشیدنی و... میخوام

کجا؟ - به قلعه ویرنس -

جرج میگفت که بعضی از زندان هایی که لویی یازدهم ازش استفاده میکرد اونجا وجود داره

با شامه کاراگاهی من حتما یکم زیرخاکی پیدا میکنم

به رفیقت جورج بگو خیلی کودنه

وقتی که ویرنس ساخته شد لویی یازدهم قرن ها قبلش تو قبرش قر میداد

اصلا زندانی اونجا وجود نداشته صومعه بوده

بکش بیرون از این قصه

پیر, میدونستی که بازی بابات تو دبیرستان امروزه؟

البته, اما اگه من نرم بقیه هم نمیرن

زنگ زددم به سیمونه که بگم نمیام ولی نتونستم اینکارو بکنم

و بعد کنسرت ها - حالا دیگه به رخم میکشی -

تو فرصت این رو داری که تحصیل کنی و باعث افتخار خودت و پدرت بشی

هلن, سروصدا راه ننداز حال و حوصله ندارم

ماری کلر به برادرت بگو که هر چی دوست داره گنج بره دربیاره

گوستاوو, اونم باید بیاد - نه نمیخام بیاد -

تو هم نمیخواد بیای - عصبانی شدی؟ -

اگر نیای ناراحت میشه - واسش مهم نیست خودت میشناسیش -

پولو بده بیاد

بجنب ماری کلر

بابا امیدواره که تو برای مدت زیادی بری

خیلی دور که حتی خودت رو تو دبیرستان هم نشون ندی

من قایم موشک بازی نمیکنم و اون موسیقی هایی که تو خوشت میاد

از کجا گیرش آوردی؟

از بابا - کی گفته میتونی برش داری؟ -

هنر

بزار سرجاش, تو وقت واسه علاقمند شدن به هنر زیاد داری

پلیورتم بپوش بعداظهر سرد میشه

هلن, اگه میخوای بیای عجله کن اونا یه ماشین برای من فرستادن

ممکنه ما... پیر, کجا میری؟ - تو سنت کلود اتوبوس هست -

میتونیم اول دخترارو سوار کنیم بعدش پیر رو

نه, زیادی پیچیده میشه عجله کن من آماده ام

پیر - بله؟ اینجام بابا -

پس کدوم گوریه؟ تا الان باید میومدش

مگه قرا نبود ببینیش؟ - اول باید میرفت بانک -

باید تعقیبش میکردی

چی میل دارید؟ - .اصلا نمیدونم -

میتونی انتخاب کنی - اسکاچ -

چی؟ - یه ویسکی, اسکاچ -

...آهان ویسکی اگه میخوای پس - یه لیمونات هم برای من -

نخیر نمیاد, بین ما که جاسوسی نیست, هست؟

اگه نیومد ما میریم - فصل توت فرنگی که دیگه نیست -

چه اهمیتی داره؟ - و قراره چه اتفاقی بی افته -

هیچ اتفاقی نمی افته

ژنوی اگه دست برنداری میزنمت

منم به مامان میگم

تو نباید اون دخترک فضول دماغو رو مییاوردی

اتفاقا کار درستی کرد اینطوری پیر به هیچی شک نمیکنه

پس منم مامانبزرگ عصبی ام رو میارم - میتونی به ما قرضش بدی -

خانواده!!! دیگه نمیتونم تحمل کنم

دیگه آخرشه, امروز نوزدهمه و بیست دوم همه میرن

بعدش دیگه آزادیم به اون میگن زندگی

من یه ایده برای افتتاح تبریر الجزره دارم I've got an idea for the inauguration of our 'tabarir in Algiers.

تو یه تیشرت قرمز تنگ میپوشی با یه ریش سفید بزرگ

خل شدی, من آواز میخونم همین الانشم کارنامه امرو دارم

تو عرب هارو نمیشناسی بلاخره باید یه طوری هزینه اش رو بدی

تو مجله فرانسه دیمانش خوندم

که یک هواپیما است که مسافران مخفی را حمل می کند

عادلانه اس نهصد تا برای شش نفر

نهصدتا؟ هزارتا احمق - ما داریمش -

بفرمایید - کمل داری, پاول؟ -

پیر داره میاد

میتونه مارو با ماشین ببره؟ مگه نه

دیر کردم - آره - با ماشین میریم؟ - نه

جیمز باید میرفت مارسلین - اتوبوس هست بزنید بریم -

حواستون باشه, حرکت احمقانه ای نمیکنید

باید سر دربیاریم که قصد و هدفش چیه

نه فقط کاری که میخواد بکنه رو بلکه حقیقت رو

نامه ای برای آلبی!! شما گفتید که این کارو میکنید

حتما - باید خیلی شفاف باشه -

...همراه با پلیس - بسته دیگگه همه چی روشن میشه -

شما بللیط دارید یادم رفت بگیرم

چقدر مایه دارید؟ - هیچوقت نمیشمرم -

معامله ای کردی؟ - من همیشه نقد تو جیبم هست تا تو شرایط خاص بتونم سریع بپیچم -

میخوام بپیچم برم پاناما

کیری الجزیرهه؟ - طی دو هفته همه تو الجزیره ایم -

تو هزینه سفر رو متقبل میشی. نهصد هزارتا بود؟

داستان چیه؟ - کی میری؟ -

این به خودم مربوطه. من سپرده پنج میلیونی دارم شاید زودتر

ما چی؟ تو که میدونی ما آماده ایم که بریم دوشنبه بیست و دوم

به سلامت - با ما نمیای؟ - نه -

تو مارو بدون پول میزاری میری؟ - بعیده -

من همه چیز رو رو الماس خام سرمای گذاری کردم - میتونی یکم به ما بدی؟ -

همین الانش کلی خرج ریخته تو سرم باید از شر لیلی خلاص شم

دیگه ازش خسته شدم اما باید خوب بهش پول بدم

راه رو خالی کنید بشینید با شما جووناهم

شنیدی؟ - تعجب کردی؟ -

نگران نباش, امروز به یه گردش توپ میبریمش

پول رو تو بانک گذاشته یا پیشه لیلیه؟ ما به یه نماینده احتیاج داریم

به اونم میرسیم ولی شاید او با اندازه کافی باهاش باشه

به سیمونه اعتماد داری؟

لیلی.... به پیر....مرد من

یه احمق کامله یه زالوی واقعی

اما از نظر فیزیکی شاهکاره

اون تصمیم گرفته که از من بچه داشته باشه

پس بزار بکنه - پس بعدشم من باید اونو نگه دارم -

باعث میشه سرت گرم شه - من همین الانشم سرم شلوغه -

زنا باید یاد بگیرن که مراقب خودشون باشن

The Vanquished subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Vanquished

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left